گنجور

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

احمد شاملو » رباعیات خیام » من بی می ناب زیستن نتوانم

محسن شریفیان » دینگو مارو » ناگهان

سینا سازگاری » تک‌آهنگهای سینا سازگاری » سرگردان

احمد شاملو » رباعیات خیام » من بی می ناب زیستن نتوانم اسپاتیفای

مهسا وحدت » به طربناکی خاک » دامن گل اسپاتیفای

روزبه نعمت اللهی » می ناب » می ناب اسپاتیفای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 75

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آرمان در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۱ نوشته:

نقل قول ظریف :
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بارتن نتوانم
من مرده ام آن دم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم

 

فاطمه در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۷ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۴۴ نوشته:

سلام
من تو نسخه های دیگه تو بیت سوم
من بنده آن دمم یا من عاشق آن دمم و خوندم که به نظرم زیبا تر و فصیح تر از من مرده آن دمم باشه

 

فاطمه در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۷ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۴۶ نوشته:

به نظر من این شعر یکی از بی نظیر ترین شعرهای استاد بزرگوار خیامه.
گاهی برای ساکت کردن این عقل استدلال گر که فقط باعث دردسر میشه. نیاز به می ناب شدیدا احساس میشه

 

علی در ‫۹ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۳۵ نوشته:

این بیت روی شیشه شراب در یکی از فروشگاه های دبی دیدم و کلی احساس غرور کردم،کاری به خوب و بد بودن شراب ندارم، نفس قضیه برام مهم بود
فضای آرامگاهش هم که حسابی به آدم آرامش میده

 

پیمان در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۲۴ نوشته:

گاهی وقت ها ریزش آگاهی در حدی است که ظرف عارف کشش و توانایی آن را ندارد ، برای توضیحات بیشتر و کشف رمز های صورت گرفته می توانید به مصاحبه رادیو تهران با استاد محمد علی طاهری مورخ 28/2/88 گوش کنید

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۲۰ نوشته:

بنده رهیگ یا رهی هم می شود به پهلوی رسیگ بوده است

 

همیشه بیدار در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۵ نوشته:

هر وقت این ربایی میخوانم بی اختیار خود را در عالم دیگری حس میکنم. به ویژه:
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
روح حکیم شاد باد!

 

محمد در ‫۵ سال قبل، یک شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۵۶ نوشته:

به نظر مصرع آخر "یک جهم دگر بنوش "باشد

 

پاک روان در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۵۹ نوشته:

من از ادبیات و شعر هیچ نمیدانم ولی وقتی این شعر رو خوندم برای 30 ثانیه شاید هم بیشتر اشکم و قهقهه با هم در آمیخت، کمتر کسی این بلا رو سرم آورده.

 

هادی در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۵۱ نوشته:

فک نکنم منظور ساقی از می ناب مشروبات الکلی باشه
منظور از ساقی خداست و می ناب عشق الهی حالا شما میخوای خودتو گول بزنی نوش باشه

 

امیرعباس در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۸ نوشته:

منظور از ساقی شمس تبریزی است و می ناب عشق خداست.

 

ویتو در ‫۳ سال قبل، پنج شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۳ نوشته:

امیرعباس جان، نمیدانم باید به جمله ات بخندم یا بگریم. آخر برادر خیام کجا و شمس تبریزی کجا؟؟؟!

 

۸ در ‫۳ سال قبل، پنج شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۵ نوشته:

ویتو جان ،
بخندید به آن که نام واقعیت گریز فرصت طلبی را در پایین سروده بزرگ مردی چون خیام می آورد.
این عشق به خدا هم داستانی است!!

 

حمید عباسی در ‫۳ سال قبل، دو شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۰ نوشته:

عشق تنها مانده ،ما افسرده ایم
هم گدا و هم توانگر ، مرده ایم
گر تمام گنج دنیا داشتیم
در پی گم کرده ها، غم خورده ایم
در کنار هم ، ولی از هم جدا
دور کردیم از خود آن، عشق خدا
و .....
عشقم استاد عرفان

 

مهدی زرینی در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۸ نوشته:

من بی تو و مِی، زیستن نتوانم!

 

امیرحسین در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۳ نوشته:

ویدئویی از غلامحسین ساعدی درابتدای این مستندی که شیرین سقایی دربارهٔ زندگی‌اش ساخته، هست که با لحن زیبایش و به‌شوخی این رباعی را می‌خواند. احتمالاً برای‌تان جالب باشد.
https://www.youtube.com/watch?v=QHaX1aKy_2Q

 

علی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۳ نوشته:

هادی عزیز..خیام صدها بار ب روشنی نظرشو در مورد خوشیها و خوبیهای این دنیا و نفی اون دنیا بیان کرده..اگه ترس گناه دارید دنبال شعرهای خیام نیا

 

فَروَهَر در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۱ نوشته:

گویند کسان بهشت با هور خوش است
من می گویم که آب انگــور خوش است
این نقد بگیر و دست از ان نسیه بدار
کآواز دهل شنیدن از دور خوش است
اینو دیگه چی می گی ؟
نکنه اینجا منظورش از هور شمس تبریزی ؟
منظورش از شرابم مولاناس !
آواز دهل هم که خداس !
کل این شعر هم اصلا در وصف رسیدن و عشق به خداس

 

یوسف در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۸ نوشته:

واقعا بیشتر شعرای ما قصدشون شراب عرفانی بوده حتی خیام
من یه کامنت دیدم زیر این پست که نوشته بود این شعر روی یه شیشه مشروب دیده و کلی مغرور شده واقعا اگر شعرای ما با می انگوری مست میشدند ارزش افتخار کردن ندارن
چنان که حضرت حافظ میفرماید:
نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود
آن چه با خرقه زاهد می انگوری کرد

 

کریم در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۰ نوشته:

من عاشق این بیت شعر شدم
من مرده ام آن دمی که ساغی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
واقعاً زیباست .و به انسان این را گوشزد میکنه که تا زنده هستی از وقتت استفاده کن . ممکن است دیر شود

 

آتنا MD در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۳ نوشته:

اصلا عرفان و این معانی عرفانی از می و ... بالاخص از زمان سنایی وارد شعر فارسی شد، دقت کنید که خیام در سال تولد سنایی، وفات یافته. و مثلا تا سنایی بزرگ بشه وسواد پیدا کنه و بیاد و وارد عرصه شعر بشه و بدعت گذاری کنه، خیام بیچاره سالها بوده که در بین آدمها نبوده. خیام آدم عاقل و معتقد به علم بوده. سعی کنید انقدر مفهوم (های معمولا الحاقی) رو ارجح ندونید و فرمالیستی هم به بیت نگاه کنید.

 

فریاد در ‫۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۶ نوشته:

خیام در بالاترین قله عرفان و توحید بود و این رباعی اوج عرفان خیام. بالاتر از این رباعی ممکنه مگه؟

 

رستگاری در ‫۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۱ نوشته:

این رباعی هم مانند سایر اشعار شاعران ایران ، به صراحت حرفش را می زند ، حال اگر کسانی می خواهند برای فریب دیگران و یا خودشان ، آن را توجیه و تفسیر دیگری کنند تا توهماتشان آسیب نبیند !!!٬ امر دیگریست ، ولی این رباعی ، هیچ ارتباطی با شمس و خدا و سایر باورها ندارد ، بلکه به وضوح به بیان ملموس و محسوس ، و معقول حقیقت می پردازد .
و ضمنأ : من بنده ی آن دمم ، دقیقأ اشاره به همان وقتی است که دیگر مرده است و نمی تواند جام دیگری را بگیرد وگرنه می گرفت ، چون ، به نظر حکیم ما ، زندگی این جهانی که اکنون در آن هستیم جز پرداختن به حقیقت و مفید بودن برای انسانهای دیگر نیست .
آری ،
من بنده ی آن دمم ٬ یعنی همان دمی که اشباع شده ام و ظرفیتم تکمیل شده و به کمال رسیده ام و این درست همان وقتیست که ازین جهان رخت بر بسته ام و امکان گرفتن جامی دیگر ندارم .

 

حمید در ‫۹ ماه قبل، پنج شنبه ۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۰ نوشته:

اگه خطبه همام را در نهج البلاغه علی علیه السلام خوب دقت کنیم.
یک جام دگر بگیر و من نتوانم.
مفهومش کاملا درک می شود. موضوع مربوط به قبل از مردن. نه بعد از آن.

 

احمد نیکو در ‫۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۷ نوشته:

من ترک شراب ناب نتوانم کرد
خمخانهٔ خود خراب نتوانم کرد
یک روز اگر بادهٔ صافی نخورم
ده شب ز خمار خواب نتوانم کرد
رباعی شماره 18 از عبید زاکانی

 

سینا در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۶ نوشته:

این دوستانی که میخوان خیام رو بچسپونند به صوفیگریو خدا خیلی دیگه مسخره هستند... خدایی که بازی قایم باشک رو خیلی دوس داره و عاشقه نامه نگاریه

 

Sina در ‫۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۷ نوشته:

شیخ شکمو هم در این باب فرموده:
من بی‌دنده کباب زیستن نتوانم
بی کوبیده بُناب‎ کشید بار تن نتوانم
من مرده آن دمم که کبابی گوید
یک سیخ برشته یا پر آب؟ و من نتوانم

 

علی در ‫۶ ماه قبل، جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۵ نوشته:

غلامحسین ساعدی در یک جمع دوستانه که ویدیوی آن در اینترنت موجود است، این شعر را به گونه ای طنزآمیز خوانده. توضیح نمی دهم خودتان حتما ببینید.

 

الهه صادقلو در ‫۶ ماه قبل، یک شنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۰ نوشته:

 

" میِ ناب "


من بی مِیِ ناب زیستن نتوانم
بی باده کشیدِ بارِتن نتوانم


من بنده ی آن دَمَم که ساقی گوید
یک جامِ دگر بگیر و من نتوانم


- بی: بدونِ
- مِیِ/ باده یِ ناب: شادی راستین و حقیقی، حالتی عرفانی همراه با سبکی روح و رهایی از جسم
- زیستن نتوانم: نمی توانم زندگی کنم
- بارِتن: سنگینیِ بدن
- کشیدِ بارِتن: زنده بودن
- بنده: شیفته، مشتاق
- دَم: لحظه
- ساقی: میگسار، کسی که راهِ شادی و خوشبختی را نشان می دهد
- یک جامِ دگر بگیر: بیشتر از این شادی کن، سرمست تر شو!


برداشت آزاد:
بدون شادیِ حقیقی نمی توان زندگی شیرین داشت و یا زنده بود! هدف زندگی باید رسیدن به سطحی از شادی و سرخوشیی باشد که بیشتر از آن دست نیافتنی بوده و آن هم ممکن نیست جز اینکه بدانی که کیستی و چرا به این دنیا آمده ای که اگر دانستی, قطعا به شادی حقیقی رسیده ای. وقتی این هدف ما شد، آنگاه تک تکِ لحظاتِ زندگی ما شیرین و گوارا خواهد بود.


مِی خور که هرکه آخرِ کارِ جهان بدید
از غم سبک برآمد و رَطلِ گران گرفت


بر برگِ گُل به خونِ شقایق نوشته اند
کآن کس که پخته شد میِ چون ارغوان گرفت



دیوان حافظ » غزل 87


- مِی خور: شاد باش و اندوهگین نباش
- آخرِ کارِ جهان: ناپایداری و بی وفایی دنیا که همان مرگ و نیستی برای ماست
- از غم سبک برآمد: رنج و اندوهِ دنیا را آسان و بی ارزش گرفت
- رَطل: پیاله ی بزرگِ شراب
- گران: فراوان، انبوه
- رطلِ گران گرفت : به شادمانی و دوری از رنج و درد پرداخت
- بر برگِ گل به خونِ شقایق نوشته اند: چون نیک به طبیعت نگاه کنی می بینی همه موجودات در حال نشان دادنِ این نکته هستند
- کآن کس که پخته شد: که آن کسی که سرد و گرم زندگی را چشید و به سطحی از دانایی و آگاهی رسید
- میِ چون ارغوان گرفت: غم و اندوهِ دنیا را هیچ انگاشته و به شادمانی می پردازد

 

فرزاد در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۲۰ نوشته:

با اینکه رباعی بسیارژرف وپرمعنایی است ولی باید گفت که ازحکیم عمرخیام نیست وسروده شاعران بعدازخیام است که به خیام منسوب شده است.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.