گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

هله نومید نباشی که تو را یار براند

گرت امروز براند نه که فردات بخواند

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا

ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند

و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها

ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد

نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند

چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر

تو ببینی دم یزدان به کجا هات رساند

به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او

نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند

همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد

بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند

دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش

به کی ماند به کی ماند به کی ماند به کی ماند

هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را

بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۴۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

far rokh در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۰ نوشته:

دربیت ماقبل آخر، مصراع دوم ، عبارت "به که ماند" به نظر درستتر است "از به کی ماند"

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
far rokh در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۰۰ نوشته:

در آغاز بیت ششم عبارت "گفتم" وزن شعر را در هم می ریزد.ظاهرا عبارت درست "گفتمت" می باشد که با توجه به عبارات "نباشی" ،"گرت" و تکرار کلمه "تو" در شعر منطقی می نماید. البته در بعضی نسخ"گفته ام" هم آمده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۰۷ نوشته:

گرت امروز براند نه که فردات نخواند
بنظر درست می اید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سما در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۶ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۹ نوشته:

به که ماند
به که ماند ... این درسته <3

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا تنها در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۴۱ نوشته:

یکی از غزل هایی که مولوی شناس بزرگ خانم پرفسور ماری شمیل خیلی به ان دلبسته بود . گویند همیشه انرا با خود زمزمه می کرد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Amir Sepasi در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۴۷ نوشته:

انتهای بیت اول علامت سوال داره

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهدی جمشیدی در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۵ نوشته:

هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
که پس از صبر تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها
ره پنهان بگشاید که کس آن راه نداند
نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد
نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند
چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر
تو ببینن کین دم یزدان به کجاهات رساند
به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او
نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند به که ماند به که ماند به که ماند
هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباس در ‫۵ سال قبل، جمعه ۳۰ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۱۰ نوشته:

سلام
به نظر من هم مصرع دوم بیت اول باید به صورت :«گرت امروز براند،نه که فردات نخواند» باشه
به این معنی که:«اگه تورو از درگاهش میراند،بدین معنی نیست که فردا تو به درگاهش نخواند»

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد محبوب در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۷ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۱ نوشته:

هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند، نه که فردات بخواند؟
بخش دوم مصرع دوم باید بصورت سوالی خوانده شود .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کعبه در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۵۲ نوشته:

یکی از لطیفترین عزلهای مولاناست. دکتر سروش نیز در یکی از سخنرانی هایش به این غزل اشاره می کند
در مصرع دوم اینگونه هم شنیده ام که به نظر بهتر ااست:
نو ببین کین دم سبحان به کجاهات رساند
ارتباط دم با سبحان بسی بیشتر از یزدان می باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هاتف در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۹ نوشته:

با اینکه کل دیوان شمس را مطالعه کرده ام به جرات میگویم امیدبخش ترین غزل مولوی همین است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۲۹ نوشته:

غزل های مولانا فقط با صدای دکتر عبدالکریم سروش لذت بخش است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مدیح در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۳۸ نوشته:

باسلام ودرود"من آن دسته ازعزیزان که مصرع دوم بیت اول را(نخواند)اعلام نظرکردندتأییدمی کنم.وهمه ی دوستانی که مخالف این نظرندویابعضی هم نظربه این دارندکه بایدباعلامت سوال خواننده بشودقاطع میگویم اشتباه است وخواهشمندم به معنی سخن درشعرتوجه نماییدلاکن به نتیجه صحیح خواهندرسید/مدیح/باسپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فرهود در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۸ نوشته:

سلام.
مصراع دوم بیت اول: بخواند => نخواند
مصراع دوم بیت ماقبل آخر => کی => که

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید میثم تمار در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۵ نوشته:

سلام به همه عزیزان
از دوستان میخواهم تا معنی این ابیات را برای بنده تذکر دهند. ممنون تان خواهم بود.
نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد
نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند
چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر
تو ببینی دم یزدان به کجا هات رساند
به خصوص کلمه "نهلد" را ندانستم به چه مفهومی به کار رفته است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۹ نوشته:

نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد
نهلد کشته خود را کُشد آنگاه کشاند
چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر
تو ببینی دم یزدان به کجا هات رساند
هلیدن و هشتن همان گذاشتن و نهادن است
نهلیدن:نگذاشتن
حتی قصاب که با خنجر سر میش را میبرد نمیگذارد کشته خود را(به حال خود) نخست میکُشد و سپس میکشد(وزن میکند)
وقتی دم(نفس) میش نماند با نفس خود آن را باد میکند.
باد کردن پوست میش برای راحت کنده شدن پوست آن است.
میگوید زنده و مرده آن برایش مهم است که هم پیش از مردن و هم پس از آن آن را وزن میکند
پیام شعر این است که هر کاری حکمتی دارد و به قول سعدی:
خدا گر به حکمت ببندد دری
به رحمت گشاید در دیگری

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۰ نوشته:

به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او
نکشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
این یک مثل بود و گر نه لطف او چنان است که کسی را نمیکشد بلکه نجات میدهد.
منظور مولانا این است که چگونه قصابی که فقط میکشد برای زنده و مرده یک میش دفتر و دستک داشته باشد و خدایی که همه چیزش حساب و کتاب دارد و به فکر نجات بنده اش هم میباشد نه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۳ نوشته:

میشود اینگونه هم برداشت کرد که قصاب از یک سو دم و جان میش را میگیرد وز سوی دیگر با دم ساختگی در کالبد بی جان میش آن را پف کرده و پرواری نشان میدهد تا به دیگران قالب کند و هدف او فریفتن است ولی در کار خدا فریب نیست و دمیدن او گونه ای دیگر است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۰ نوشته:

سلام،
میخواستم بپرسم اگه میشه معنی بیت آخر رو برام بذارید، ممنون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آزاده در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۰ نوشته:

بیت آخر: خاموش باش که او بدون احتیاج به هیچ سخنی، از این مِی به همه میچشاند(می منظور آگاهیها و سیر و سلوکهای عرفانی)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آزاده در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۲ نوشته:

بنظر من بیت اول همون بخواند درسته فقط باید طرز خواندنش رو خاص کرد و به بیت دوم متصل کرد.
به این معنی خودمونی بیت اول و دوم رو بگم که: اگه امروز تورو برونه، نیست که(نه که) فردا تورو قراره بخونه، پس حتی اگه در رو باز نکرد صبر کن و منتظر بمون.
مثل این مصرع:
نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
mehdi shiraz در ‫۳ سال قبل، پنج شنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۲ نوشته:

نا امید نباش و تسلیم باش،صبر کن و به حکمش صبور باش که به مقصد میرساندت.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
mehdi shiraz در ‫۳ سال قبل، پنج شنبه ۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۳ نوشته:

هله نومید نباشی که تو را یار راند
گرت امروز راند نه که فردات خواند
در اگر بر تو بندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر تو را او به سر صدر شاند
. . .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آسمانی در ‫۳ سال قبل، شنبه ۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۳ نوشته:

هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند / نخواند(با توجه به معنی)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
mehdi shiraz در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۵ نوشته:

قطعا اصل این بوده که:
هله نومید نباشی که ترایارنخواند،گرت امروز براند نه که فردات نخواند، در اگر برتو ببندد مرو وصبر کن آنجا که ....لطفا ده بار با دقت بخوانید و تفکر کنید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
mehdi shiraz در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۹ نوشته:

نهایت اینکه میفرمایند که از خدا زود ناامید نشوید و امروز راند شما را،فردا منتظر دعوتش نباش و صبور باش که تا در رحمتش را نبسته و باز است که همیشه باز است، روزی که خود خیرت را بداند ترا به سر صدر نشاند و صبر را که تا خون کامل نرود،نمیکشاند!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد عسگری - وفا - در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۹ نوشته:

با سلام و احترام به همه حاشیه نویسان گرامی و عاشقان شعر و ادب. به عرض میرساند که قصاب بعد از سر بریدن گوسفند در نقطه ای از قسمت داخلی پوست پای جلو و به بیان مشهور و عرفی، «دست» حیوان، سوراخی ایجاد و سپس در پوست کشته می دمد تا با متورم کردن آن، جداکردن پوست امکان پذیر باشد. بعد از دمیدن و باد کردن باید چنین کشته ای را تا ارتفاع مناسبی بالا بکشد و آنگاه شروع به کندن پوست کند. مولانا این دو نکته را در مثل خود مد نظر داشته است. دمیدن و بالا کشیدن.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
HS در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۴ نوشته:

پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسن ناظم در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۱ نوشته:

به که ماند به که ماند به که ماند به که ماند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
م. پ در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۳ نوشته:

نَهِلد کُشته ی خود را، کُشد، آنگاه کِشانَد= کُشته ی خود را وا نمی گذارد، می کُشد، سپس به همراه خود می کِشاند و می بَرَد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پژمان در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۸ نوشته:

نه که... به معنی "آیا اینطور نیست که..." می‌باشد همانطور که در بیت چهارم نیز آمده است. با این استدلال، مصرع دوم به صورت سوالی خوانده می‌شود و "بخواند"درست‌تر می‌نماید.
در مورد "کی" به جای "که": در جای جای مثنوی، مولوی از حرف ربط "کی" به جای "که" استفاده کرده به خصوص در عناوین داستانهای مثنوی. "قصه بازرگان کی طوطی محبوس او..." ، " داستان پیرچنگی کی در عهد عمر..." پس در آن زمان نوشتن "کی" به‌جای "که" مرسوم بوده و نوشتار متن صحیح است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجتبی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۵ نوشته:

کشیدن هم به معنی وزن کردن میباشد و هم به معنی آویزان کردن از چیزی، همانگونه که قصاب بعد از کشتن، گوسفند را از پا آویزان میکند تا پوست را از گوشت جدا کند ضرب المثلی هم در این مورد هست که: "بز را از پای خویش میکشند میش را از پای خویش"..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سامی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۱ نوشته:

بسیار زیبا بود.اثری فاخر از شاعری گرانقدر که به مقام والای عرفان دست یافت. هر چند دو سه اشتباه در نسخه شما وجود داشت. سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Ali در ‫۱ سال قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۱ نوشته:

نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند
همانطور که قصاب بعد از کشتن کشته را رها نمیکند و انرا بالا میکشد خدا نیز بعد از مصیبت بنده را به حالا خود رها نمیکند و به صبر او پاداش میدهد
چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر
قصاب چه زمانی در کالبد میش می دمد؟ زمانیکه نفس میش تمام میشود خداوند نیز زمانیکه انسان به ته خط میرسد و دست از همه چیز و همه کس دست میکشد و از تمام دنیا ناامید است دستش را می گیرد
تو ببینی دم یزدان به کجاهات کشاند
و کسی رو که خدا دستش رو بگیره خواهی دید به کجاها بلند میکند و میبرد
البته برخی از گرفتاری ها در زندگی انعکاس اعمال خود ادم هست مثلا کسی زبان گزنده ای داره و ملاحظه هیچ کس رو نمیکنه و کسی هم ظلم و فریب کاری رو زرنگی میدونه و مادامیکه دست از اعمالش برنداره و پشیمان نشه خدا هم از اون وضعیت خارجش نمیکنه
پاداش در صبر جمیل است نه اینکه تا مصیبتی بهت میرسه به خودت حق بدی که مجاز هستی هر گناهی رو مرتکب بشی.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پریسا در ‫۱ سال قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۱ نوشته:

دوستان عزیزی که فرمودند بیت اول جای "بخواند" باید گفت"نخواند"
دقت کنین لحن خوانش در ادبیات خیلی مهمه و اگر شما مصرع دوم بیت اول رو با لحن سوالی بخونین، متوجه میشید که همون" بخواند "جناب مولوی عزیز درسته.
و مفهومش میشه : اگر امروز تو را براند امکان نداره که فردا تو رو بخونه؟
تو ادبیات به این سوالات که جوابش قطعا مثبت میشه میگن"استفهام انکاری"که شاعر برای قطعیت سخنش استفاده میکنه!
با لحن صحیح بخونید درسته: "گرت امروز براند، نه که فردات بخواند؟؟!"

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پریسا در ‫۱ سال قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۴ نوشته:

دوستان عزبزی که فرمودند بیت اول به جای "بخواند "باید گفت "نخواند"
دقت کنین لحن خوانش د ادبیات خیلی مهمه و اگر شما مصرع دوم بیت اول رو با لحن سوالی بخونبن ، متوجه میشید که همون "بخواند" جناب مولوی عزیز درسته.
و مفهومش میشه: اگر امروز تو را براند، امکان نداره که فردا تو را بخواند؟؟
تو ادبیات به این سوالات که جوابش قطعا مثبت میشه میگن" استفهام انکاری" که شاعر برای قطعیت سخنش استفاده میکنه!
با لحن صحیح بخونید درسته:"گرت امروز براند، نه که فردات بخواند؟؟!"

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا در ‫۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۸ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۴ نوشته:

در بیت دوم به جای به سر صدر بر سر صدر مناسب تر به نظر میرسد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کلهر در ‫۷ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۹ نوشته:

درمصرع دوم بیت اول کاملا با نظر شاعر موافقم ولی باید مکث را در جای درست استفاده نمود:
گرت امروز براند نه(با تاکید محکم و منفی)، که فردات بخواند.
البته با نظر بقیه دوستان هم که بخواند را نخواند تبدیل میکنند موافقم، امکان پذیر هست ولی نظر اصلی نظر شاعر است
و با مکث و لحن مناسب میتوان حس شعر را استخراج کرد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کلهر در ‫۷ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۶ نوشته:

ببخشید من کاملترش کنم :
گرت امروز براند نه(مکث کامل)، که فردات بخواند
به این معنی که "نه اینکه امروز شما را براند نه، بلکه فردا دوباره شما رو میخواند نگران نباش و صبوری کن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شمس در ‫۶ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۰ نوشته:

و اگر بر تو ببندند همه رهها و گذرها/ره دیگر بنماید که کس آن راه نداند
معنی این بیت چه و منظور شاعر چیه؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.