سیروس شیخرباط در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
«سرشک گوشهگیران را چو دریابند، در یابند»
زیبایی این مصرع در ارتباط بین سرشک(اشک چشم) ومروارید(در) و صدفی که آغوشش را برای قطره(اشک) باز میکند و اشک را دربرمیگیرد جذاب است. و این معنا که اگر اشکی(غمی) را دریافتید و مورد محبت خود قرار بدهید آن محبت چندین برابر به شما باز خواهد گشت(اشک را دربرمیگیرید و صاحب مروارید خواهید شد) فوقالعادست و بینظیر.
سید عباس حسینی در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:
تصور بنده اینه که تحسین خطا پوشی از چشم پیر مجزاست و نباید به بی خطا بودن قلم صنع مربوط دانست این نگاه تحسین امیز فقط قالب اظهار ارادت دارد و کاملا جدا از شرح اول هست .از ژرفای سخن خواجه بدور است که چنین نگاه کم عمقی را به پیر خود داشته باشد . ترادف موسیقایی و هارمونی موجود در چینش عبارات این شبهه را میسازد و این شاید به لحاظ صنعت محل نقص باشد .انچه مسلم است خواجه سلطان این عرصه بوده و هستند لیکن نمی توان ایشان را از غفلت در صنعت مبری دانست.شاید اگر به مغناطیس مفهومی کل شعر توجه شود خطایی تناقضی دیده نشود
محمد حسین حسنی شلمانی در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » فی لسان الاصفهانیه » شمارهٔ ۱:
برده دل شهری گشت و(همه) اکنون فریاد کندکه دل که دارد
ان دل که به دینه روز خستی/چاره بکنش که سخت زار است
بیداد کنی،همیشه،آخر/کاری به ازین کن این چه کار است؟
محمد حسین حسنی شلمانی در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » فی لسان الاصفهانیه » شمارهٔ ۱:
گر زیرکِ عالمت ببیند،ان سان(گیج) بشود که گیجه(گیجگاه)خارد
روی تو خورست وچشم من تر؛(پس) خشکش کرده ان خورشیدرو(شایدخورژ رو)- شاید خدا رو باشد.خدا رو =روی بغانی.
تا کی به امید روزفردا- امروز مرا بپرس امروز
زلف تو به گرد گنج رویت ماری ست سیه که دل نمارد(نمارد= نماند=نگذارد)
محمد حسین حسنی شلمانی در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » فی لسان الاصفهانیه » شمارهٔ ۱:
ان چهره به من بده که تا روز از بویه تو سپیده تارد( از بویه تو سپیده اش تار گردد-واد=گردد)
تا اندوه تو به دلم درامد، نگذاشت که دل دمی برارد
رضا از کرمان در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:
سلام
امروز ۲۵ فروردین روز بزرگداشت جناب عطار نیشابوری بر شما دوستداران ادب فارسی مبارک باد.
سبحان متین در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۵۸ دربارهٔ قاسم انوار » انیس العارفین » بخش ۳ - فی نعت سیدالمرسلین،صلوات الله و سلامه علیه:
چار یارت پیشوای انس وجان :منظور از "چار یارت" چهار خلیفه راشدین صدر اسلام می باشد یعنی ابوبکر و عمر و عثمان و علی که در اشعار شعرای اهل سنت به چهار یار نبی یا چاریار نبی یاد شده است
معنی بیت مذکور:
ای رسول خدا چهار یارت(ابوبکر و عمر و عثمان و علی) پیشوای انسان ها و جنیات(یعنی همه عالَم) است
چهار یار تو پیشوای همه عالم است
کارگزاران=جمع کارگزار، خدمتگزاران، مفید، اثر بخش، اثرگذار
حقیقت =تجلیات حق (در عرفان)
شاهباز=جوان با شرافت، جوانمرد پاک نژاد اصیل،سپاهی دلیر و شجاع
کار سازان شریعت هر چهار شاهبازان حقیقت هر چهار
معنی بیت:هر چهر خلیفه خدمتگزاران دین و دلاور مردان حقیقی هستند
دارالسلام=خانه سلامتی ، بهشت ، جنت ، پردیس
صد هزاران رحمت از دارالسلام /بر روان پاک ایشان والسلام
معنی:هزاران رحمت و سلام از بهشت بر روح پاک این چهار خلیفه باد
مهدی ع در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۴۸ در پاسخ به میلاد مظفری دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
سلام و عرض ادب.
زیبا بودن کلمات فارسی از زیبایی زبان عربی چیزی کم نمیکنه.
و البته که قسمتی از زیبایی زبان شیرین پارسی وام دار زبان عربی است.
کیارش راکی در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۱۵ - حکایت سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان:
جناب دکتر شکوهی بحث بسیار زیبایی در خصوص واژه شناسی داشتند و عده ای هم نقد این موضوع که سعدی همه ادیان را با هم قاطی کرده و موضوعاتی از این دست.
همه این موضوعات به این دلیل است که ما تصور غلطی از شاعران قدیم و اصولا بسیاری از افراد معروف و مشهور گذشته داریم. مثلا در ذهنیت ما؛ شاعری مانند سعدی، مانند یک دکترای ادبیات ، با تسلط بر همه علوم و ریزه کاریهای ادبی و اطلاعات تاریخی و قوانین خاص ادبیات فارسی است. در حالیکه در اکثر موارد اینگونه نیست و شاعر، در اصل یک انسانی است دقیقا مانند همه انسانهای هم زمان و هم عصر خود؛ که تنها تفاوتش این بوده که دارای یک استعداد و نبوغ بالای ذاتی در چینش واژه ها و گفتن شعر بوده است. وقتی با این دید به سعدی بنگرید خواهید دید که اگر چه سعدی انسانی جهاندیده بوده که سفرهای بسیاری کرده و تجربیات فراوانی دارد. اما باز هم یک مسلمان بوده که همه مردم دنیا را، یا مومن و مسلمان میدیده و یا کافر و غیر مسلمان، در نگاه چنین مسلمانی؛ همه کافران در یک سمت هستند و فرقی هم بین زرتشتی و بودائی و هندو و مسیحی و بت پرست و همه ادیان دیگر وجود ندارد. لذا بسیار مهم است که کاراکتر و شخصیت هر کدام از بزرگان را، آنگونه که واقعا بودند ببینیم و نه آنگونه که ما دوست داریم که میبودند.
جمال رادفر در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
شرح و تفسیر غزل 80 حافظ را می توانید در سایت ادبستان شیراز بشنوید
علی رضایی در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » مستدرکات » تکه ۲:
خدا خواست و من پس از چهل و اندی بار که سوار بر کره زمین به دور خورشید گشتم تازه چشم گشودم و خود را در معرض تابش خورشید عشق قرار دادم و هر لحظه می کوشم ذره ای اندک از نور او بنوشم.
از شما برای فراهم آوری این مجموعه نهایت امتنان را دارم. هر بیت، هر مصرع، هر واژه از کلام بزرگانی چون مولانا نیازمند عمری پویش است تا گولی چون من چیزی در آن دریابم.
میرمهدی موسوی در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۷۲ - حیات جاوید:
لطفا معنی کامل این شعرو بگید
خیام در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۴:
من همه توأم چو در هوای توأم
محمدعلی رحیمی در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:
شمس من اگر نقاب بردارد
همه دل کباب بنماید
محمدحسین در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۱۸ دربارهٔ ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ٢٢۶:
مصراع دوم بیت آخر، در امثال و حکم دهخدا به این شکل نیز ضبط شده است: کارش اینست که بنشیند و خود را بخورد (امثال و حکم 1401/3)
مهدی مولائی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۱۴ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱ - مدیح ابوالفرج نصر بن رستم:
در رشته آخر (بند ۲۴) مصرع سوم ،،.
طبعم چو تن و مدح و در طبع چو جانست
اشتباهه
درستش میشه....
طبعم چو تن و مدح « تو » در طبع چو جان است
واقف محسن زاده در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۴۱ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:
بوی الکل میداد دستانش
دهانش آلوده ی آب انگور
دستاری بر زمین انداخت
گفت .....نماز .....
من نخواندم ......... تو بخوان #واقف_محسن زاده
#شعرواقف
۲۵_۱_۱۴۰۲
محمود قاسمی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۹:
چه شاعر زیبا گفتاری چرا تا کنون اسمی ازش نشنیده بودم کم کاری حوزه فرهنگی
جعفر عسکری در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۵:
سلام. متن، اشتباهات زیادی داره!
گاهی که سنگ حادثه از آسمان رسد
اوّل بلا به مرغ بلندآشیان رسد
ای باغبان! ز بستن در، پس نمیرود
غارتگر خزان، چو به این گلسِتان رسد
حرف شب وصال -که عمرش دراز باد-
کوتهتر است از آنکه ز دل بر زبان رسد
آخر همه کدورت گلچین و باغبان
گردد بَدَل به صلح، چو فصل خزان رسد
مرهم به داغ غربت ما، کی نهد وطن؟
گوهر ندیدهایم که دیگر به کان رسد
من جغد این خرابهام، آخر هما نیام
از خوان رزق، تا به کِیام استخوان رسد؟
رفتم فرو بهخاک، ز سرکوب دوستان
نوبت کجا به سرزنش دشمنان رسد؟
بیبال و پر، چو رنگ ز رخسار میپریم
روزی که وقت رفتن از این آشیان رسد
پیغام عیش، دیر به ما میرسد کلیم!
می در بهار اگر بکشم، در خزان رسد
سید عباس حسینی در ۳ سال قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۵۲ در پاسخ به حنّان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹: