فتنهٔ زلف دلربای توام
تشنهٔ جام جانفزای توام
نیست چون زلف تو سر خویشم
گرچه چون زلف در قفای توام
جز هوای توام نمیسازد
زانکه پروردهٔ هوای توام
گر غباری است از منت زآن است
که من خسته خاک پای توام
تا کنارم ز اشک دریا شد
نیست کاری جز آشنای توام
چون به صد وجه تو بلای منی
من به صد درد مبتلای توام
از همه فارغم که در دو جهان
می نیاید به جز رضای توام
بس بود از دو عالم این ملکم
که تو آنی که من گدای توام
از وجود فرید سیر شدم
گمشده در عدم برای توام


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و مجذوبیت خود به محبوب صحبت میکند و زلف او را نماد دلربایی و فتنه میداند. او خود را تشنه عشق محبوب میبیند و از عواطف عمیقش نسبت به او میگوید. شاعر به آن اشاره میکند که هیچ چیز جز عشق محبوبش نمیتواند او را راضی کند و حتی دردها و مشکلاتش را در راه این عشق تحمل میکند. او در نهایت از خودگذشتگیاش میگوید و به این نتیجه میرسد که همه چیز در عالم برای او به جز رضایت محبوب اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: زلف دلربای تو مایهٔ فتنه و جذابیت است و من به اندازهای عاشق آن هستم که همچون تشنهای به دنبال نوشیدنی جانافزا و معنوی توام.
هوش مصنوعی: زلف تو مانند زلف من نیست، البته من در حقیقت مانند زلف تو در پی تو هستم و به دنبال زیباییات میگردم.
هوش مصنوعی: جز عشق و محبت تو چیزی مرا نساخته است، زیرا من بهشدت تحت تأثیر عشق تو بزرگ شدم و تربیت یافتم.
هوش مصنوعی: اگر بر من غباری نشسته، به خاطر منت توست، زیرا من خسته و خاکی از پای تو هستم.
هوش مصنوعی: به خاطر اشکهای زیادی که ریختهام، حالتی شبیه دریا پیدا کردهام و هیچ کار دیگری به جز دلبستگی به تو ندارم.
هوش مصنوعی: تو به صد دلیل برای من مایهٔ درد و رنج هستی و من نیز به هزار درد و بیماری به عشقت گرفتار شدهام.
هوش مصنوعی: من از همه چیز بینیاز شدهام، زیرا در این دو جهان تنها خواستهام رضای توست.
هوش مصنوعی: دیگر از این دو عالم بس است، زیرا تو هستی و من در حقیقت گدای تو هستم، یعنی عاشق و نیازمند تو.
هوش مصنوعی: از وجود فرید (نیکنام یا محبوب) سیر شدهام و در گمگشتگی و بیوجودی برای تو هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای خدا کمترین گدای توام
چشم بر خوان کبریای توام
تو کریمی و بینوای توام
پادشاهی و من گدای توام
عندلیب کهن نوای توام
در خروشیدنم، که نای توام
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.