تورج علیزاده درخشی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶۷:
در تفسیر بیت اول به نظر بنده نک مخفف ناک و پسوندی است که وقتی بعد از اسم می آید آن را به صفت تبدیل می کند پس سنگی نک به معنی بی رحم و جنگی نک به معنی آشوبگر صفت هایی می شوند برای طرار(راهزن) و سر بسته چو بیماری بر می گردد به دل و جان
افتاد دل و جانم سر بسته چو بیماری،از فتنه ی طراری سنگینک و جنگینک
فرهاد بشیریان در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۲ - کشف شیوهٔ برافروختن آتش به دست هوشنگ و سابقهٔ جشن سده:
درود بر شما
این ابیات از شاهنامه که مربوط به جشن سده و پیدایش آتش یا بهتر است بگوییم مهار آتش است در قدیمی ترین نسخه ی دست نویس شاهنامه یعنی نسخه ی 614 فلورانس نیست (تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق)
Abbasrapper در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۱۷ در پاسخ به تماشاگه راز دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:
درود، بنظرم منظورش اینکه شادی شیخی که اهل ریاکاری نیست
ناصر مرادی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۸:
منظور رستم در بیت آخر چیست؟
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۲ - باد بروت:
در این مثنوی, یک رندی و شیطنتی خاص از پروین اعتصامی شاهد هستیم که هم در نقشِ عالِم و هم در نقشِ نادان در حالِ پند دادن به ما خوانندگان است که همه یِ این پندها از زبان عالِم و نادان نصیحت هایِ خودِ پروین که صد البته درست و بجاست.
طعنه هایِ شدیدِ عالم به نادان , ما را یادِ داستانِ "بِشرِ پرهیزگار" در کتابِ "هفت پیکر" نظامی گنجوی انداخت که مِلیخایِ یهودیِ هرچه از دهانش درآمد بارِ بِشرِ ساده دل می کرد:
گفت: بِشری تو ننگِ آدمیان / من ملیخا امامِ عالمیان
گفت: برگو که بادِ جنبان چیست? / خیره چون گاو و خر نباید زیست!
فَکّه > میسان > عراق {۱۲ آوریل ۲۰۲۳}
ناصر مرادی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۴۹ در پاسخ به حامد نامی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۸:
مجبور شدم از توصیه (چاره) زال، یعنی استفاده از چوب گز، اطاعت کنم
بزرگمهر در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۳:
همایون عزیز، سلام
بر عکس مثنوی مولانا که شرح وتفسیرهای نسبتاً زیادی از آن در دست است، من در مورد غزلیات مولانا نتوانستم منبع منسجمی بیابم که که نکات و رموز نهفته در استعارات و معماهای زیبا و پر معنای آنها را بنمایاند.
گاهاً خیلی هم نا امید شدم از بزرگانی چون اساتید شفیعی و زمانی....که انتظارات را برآورده نکردند و البته ادعایی هم نکرده بودند. همه کم و بیش میدانیم حضرت مولانا در چه شرایطی این افکار را بروز داده است، بنظر میرسد هیچگاه قصد قلمفرسایی و یا ابراز وجود ادبی نداشته است، بهمین جهت با ابزار ادیبانه نمیتوان به شکار گوهرهایی رفت که در دریای دیوان کبیر نهفته است و به نظر حقیر تنها با نگاه عارفانه و درک اصولی که مولانا در نوشتههای خود بروز داده باید به آن پرداخته شود، ومتاسفانه چنین اثری نیافتم.
میخواستم از شما درخواست کنم اگر منابعی مورد نظرتان است که میتواند راه گشا باشند بفرمایید تا مورد استفاده قرار گیرد و موجب خیر و سپاسگزاری باشد.
محمدحسین مسعودی گاوگانی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۵۳ در پاسخ به سمانه ، م دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵:
به ظن زیاد ، به حس مولوی نزدیک شده اید ، مرحمت زیاد
سپیده مجد در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۱۴ در پاسخ به مریم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱:
شب آبستن روز نو هست
"شب آبستن است روز از نو "
روز از کسی ابستن نمیشه، بی معنی هست در واقع،
حافظ منتظر روز نو هست و میگه شب همیشه روز را در دل خودش داره،
در عین اینکه به اینده و تغییر اوضاع دید مثبتی نداره میخاد امیدش رو حفظ کنه و میگه منتظرم ببینم شب چی میزاید
سپیده مجد در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱:
"بدان مثال که شب ابستن است روز از نو " صحیح است،
روز از کسی ابستن نمیشه بلکه این ضرب المثل قدیمی هم بوده که" روز از نو روزی از نو"
شب ابستن روز نو هست و حافظ منتظر ببینه فردا چه اتفاقی میافته
رضا فراز در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳:
درود
آواز استاد شجریان با نی موسوی و تار شهناز و ویولون پازوکی و ساغری را پیشنهاد میشود
بزرگمهر در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۱:
در بعضی از نسخه ها بجای عهد ثریا، عِقد ثریا آمده است که به معنی گردنبند ثریا است.
احمدرضا ضیایی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ لبیبی » قطعات و قصاید به جا مانده » شمارهٔ ۲ - قطعهٔ منقول در تاریخ بیهقی:
بیت دوم بنا به تحقیقات استاد مجید منصوری می بایست بدین صورت باشد:
گله دزدان از دور بدیدند خران
هر یکی زایشان گفتی که یکی قسوره شد.
برای اطلاع بیشتر به مقاله ایشان تحت عنوان
(تصحیح یک بیت از لبیبی در تاریخ بیهقی) مراجعه کنید.
خیام در ۳ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۹:
اشعار خیام را نباید خواند،باید خورد
خیام در ۳ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۵۵:
پرده استعاره از دنیای فانی
هیچ در ۳ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۱۷ دربارهٔ امیر معزی » ترجیعات » شمارهٔ ۱:
با سلام
وزن بیت نادرست نوشته شده
وزن صحیح « مستفلن مفاعل مستفعلن فعل، مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن» هست
یاسان در ۳ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۴ - حکایت طبیب و کرد:
بر خلاف گفته جناب اردلان آنچه در متن آمده «گُرد» به معنای پهلوان نیست و همان واژه «کُرد» که در متن آمده درست است که به معنای مردمی است که زندگی شبانی و کوچنشینی داشتهاند. واژه «کرد» در معنی شبان کوچرو یا چوبان عشایر بارها در ادبیات فارسی آمده. در این حکایت نیز قصد سعدی از برابر هم نهادن دو شخصیت متضاد(یکی طبیب که باسواد و عالم و آگاه است و دیگری چوپان کوهنشین که ساده، بیسواد و عوام است) ایجاد کنتراست لازم برای برجسته کردن مفهوم حکایت بوده که همانا برابری همگان در مواجهه مرگ است. نام قوم ایرانی «کُرد» که امروزه میشناسیم نیز ریشه در همین واژه دارد.
سعید در ۳ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:
عبارت "گفتم آفتاب را" در مصرع اول بیت هفت اشکال وزنی داره؛ این اشکال در منبع کاغذی هم وجود داره
فکر میکنم درستش اینه: "گفتهام آفتاب را"
عبدالصمد نظری در ۳ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵۳:
شوق میباید ز پا افتادهگیها هم عصاست
خضر راهی گر نباشد جاده رهبر میشود
اگر با همهی وجودت چیزی را طلب بکنی، جهان و هرچه در آن است همکاریات میکند.
محمد تقی خاجی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۵۷: