سید محسن در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۸:
درود بر ادیبان--خوانش شعر میتواند معنی را باز گشاید---بر=میوه--نتیجه--بار پس میوه و بار انتظار دارم در حالیکه دلم هیچ تخم و بذری نکاشته است-----و ای کاش یک بذر و تخم داشتم که هرگز کاشته نشده باشد و من بتوانم آن را در دل خودم بکارم
فاطمه یاوری در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۲:
آنان که شمردند مرا عاقل و هشیار
کو تا بنویسند گواهی به جنونم.....!
احمد رحمتبر در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ ایرج میرزا » قصیدهها » شمارهٔ ۱۰ - انتقاد از حجاب:
انگار ایرج به انقلاب زن زندگی آزادی اشاره میکند.
سید محسن در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۶:
درود بر ادیبان--موارد فرمایش آقای پیمان را تائید کرده و خواهش می کنم تصحیح بفرمائید
حسین برخی در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
حبس ابد خورده رازی در دل
آزاد نشود چون محرم نمیبینم
بختم گره خورده در تنهایی
جفت نشود چون همدم نمیبینم
در جستوجوی عشق اقلیم ها گشتهام
عشقی نخواهم یافت چون عشقی در عالم نمیبینم
برای شادی می خوردهام
شادی نخواهم یافت چون چیزی جز غم نمیبینم
زخم عمیق نشسته در دل
بسته نشود این زخم چون مرهم نمیبینم
یزدانپناه عسکری در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۱۱- سورة هود - مکیة » ۶ - النوبة الاولى:
9- وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِیمَ و آمد فرستادگان ما به ابراهیم، بِالْبُشْری ببشارت دادن، قالُوا سَلاماً گفتند: درود بر تو قالَ سَلامٌ ابراهیم گفت: درود بر شما فَما لَبِثَ هیچ درنگ نکرد، أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِیذٍ (۶۹) که گوساله آورد بریان کرده در سنگ.
***
[یزدانپناه عسکری]
هود : 69 - وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهیمَ بِالْبُشْری قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنیذٍ
- - -
تغییر و درآمدن ابراهیم از ادراک الْمُکْرَمینَ، فَلا تَسْتَعْجِلُون، خلیلا، لا تَخَفْ؛ به ادراک گسترده خوی کرده و حَنیذ، توأم با صدای ذهن ثانوی (فَأَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ) و خوف و دلواپسی (عجل سمین)
هَلْ أَتاکَ حَدیثُ ضَیْفِ إِبْراهیمَ الْمُکْرَمینَ (الذاریات 24) إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْکَرُونَ (الذاریات 25) فَراغَ إِلی أَهْلِهِ فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمینٍ (الذاریات 26) فَقَرَّبَهُ إِلَیْهِمْ قالَ أَ لا تَأْکُلُونَ (الذاریات 27) فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خیفَةً قالُوا لا تَخَفْ وَ بَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَلیمٍ (الذاریات 28)
[طه : 67- فَأَوْجَسَ فی نَفْسِهِ خیفَةً مُوسی]
ابوتراب. عبودی در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:
باسلام و عرص ادب محضر استادان ارجمند و فرهیخته
شنیدم ناصح و پیر زمانه
همی گفتا حدیثی عارفانه
که ای صوفی تورا اسرار آن به
که در سینه بماند جاودانــه
به نامحرم مگو اسرار زنهار
شنو این پند از من محرمانه
چو تیری از کمان کردی روانه
نمـی آیـــد دگـــــر اندر کمانه
مهار نفس ِ سرکش را نگه دار
که ایمن گــردی از مکـرِ زمانه
سخن بشنو تو از پیر طریقت
مکن هـردم طریقــی را بهانه
(عبودی) نصح ناصح بشنو اینک
دویــی بگــذار ، با ما شو یگانه
با احترام، دیوان ابوتراب عبودی،چاپ دوم
یزدانپناه عسکری در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۰۰ دربارهٔ میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۷۴- سورة المدثر- مکیة » النوبة الاولى:
40 - وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ (و درویش را طعام ندادیم.)
***
[یزدانپناه عسکری]
المدثر : 44 - وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکینَ
ثبات ادراک و عدم تعقل قلب
الروم : 38 - فَآتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ ذلِکَ خَیْرٌ لِلَّذینَ یُریدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
اراده . یُریدُونَ وَجْهَ اللَّهِ: مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِم . قلب و تعقل: مِنْ خَلْفِهِم
[نطعم (طعم) : اسْتَطْعَمَ- اسْتِطْعَاماً [طعم]: مزه آن چیز را درک کرد،- الطّعامَ: غذا را چشید تا مزه آنرا بداند. (بستانی، فواد افرام، فرهنگ ابجدی - تهران، چاپ: دوم، 1375.ص 60) ؛ طعم: الطَّعْمُ، طَعْم کل شیء و هو ذوقه.(کتاب العین ؛ ج2 ؛ ص25) ؛ الْمِسْکِینَ: السُّکُون: ایستادن و ثابت شدن.(مفردات الفاظ قرآن ؛ ج2 ؛ ص234)]
یزدانپناه عسکری در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۵۵- سورة الرحمن » ۱ - النوبة الاولى:
13 - فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (بکدام از نعمتها خداوند خویش، خداوند خویش را مینااستوار گیرید ای آدمیان و پریان.)
***
[یزدانپناه عسکری]
فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبان
آیاتی که در افق اعلی حقیقتش را بهتر در می یابید.
[آن هنگام که به اعلی درجه نور آگاهی برسید. نه کاهش آن (تُکَذِّبانِ)]
فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبان- الرحمن : 13 ، 16 ، 18 ، 21 ، 23 ، 25 ، 28 ، 30 ، 32 ، 34 ، 36 ، 38 ، 40 ، 42 ، 45 ، 47 ، 49 ، 51 ، 53 ، 55 ، 57 ، 59 ، 61 ، 63 ، 65 ، 67 ، 69 ، 71 ، 73 ، 75 ، 77 . [31 بار]
MOSTAFA Nikroozi در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۱۷:
آیا اینجا منظور از پنج شمع پنج تن است؟
المیرا تنابنده در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۱:
وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال من تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من
معنی این بیت از شعر چیه؟ ممنون میشم راهنمایی کنید
حبیب شاکر در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۳:
سلام بر دوستان عزیز
پندی دهمت به که بکارش بندی
دل شاد نما ،تا که ز شادی خندی
کی رفته دوباره آید و ما مانیم؟
از مهر جهان عاقلی ار دل کندی
سپاس از یاران
MOSTAFA Nikroozi در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۶ در پاسخ به س ش دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۰:
دوستان اگر جایی غلط املایی هست لطف کنین از اون بالا دکمه ویرایش استفاده کنند تا بقیه به اشتباه نیفتند
ممنون
MOSTAFA Nikroozi در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۰۵:
منظور از 3 ماه سخن گویم و نه ماه خموش چیه
اصا کیه که همچی خصلتی داره؟
MOSTAFA Nikroozi در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۰۰:
عشق واقعی به معشوق
مهستی کیا در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
دو بیت "زاهدی به میخانه سرخ رو ز می دیدم" و "دینو دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم" در یکی از آوازهای شهرقصه اثر بیژن مفید استفاده شده.
میروی و مژگانت فتنه ها بر انگیزد
میروی و میریزی خون خلق و میدانی
...
با عرض پوزش تمامی آواز را نوشتن خارج از صبر بنده میباشد :)
یاسر رفیعی در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۷ در پاسخ به معین احمدی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
درود بر شما ..دقیقا ...شاهکاره این آلبوم ..یکی از دهها شاهکار استاد محمد رضا شجریان ، خسرو بی بدیل آواز ایران ،که با همکاری روانشاد پرویز مشکاتیان اجرا شده است .من هم بیش از بیست سال است که با آثار استاد زندگی میکنم ...ایشان با شناخت کاملی که از ادبیات ایران زمین داشتند ، اشعار را به بهترین شکل ممکن اجرا می کردند .گویی اگر سعدی و حافظ و....در هنگام سرودن این ابیات دقیقا همین حس و حال رو می خواستند منتقل کنند .
حسین غنجی فشکی در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲۴:
با سلام و وقت بخیر، خدا رحمت کنه این شاعر بزرگوار و همه شاعران عرصه ادب و فرهنگ و معرفت را ، خواستم یک نکته اینجا اضافه کنم آن هم اینکه ، از کوتهی ماست اگر موفقیت حاصل نمیشود، از ضعف امید و توکل و ایمان و تلاش ماست که دستاورد بهتری نداریم ، نعمت ها فراوانند ولی ناشکریم ، ناشکری و نرسیدن ما از کوتهی فکر و خرد و معرفت و همت ماست🌸🌸🌸
دکتر صحافیان در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:
روز سخت جدایی و شب طاقت فرسای فراق به پایان رسید، زبرا در حال عبور ستاره خجسته فال نیک دیدارش را زدم( نظامی:بسا فالا که از بازیچه برخاست/چو اختر میگذشت آن فال شد راست)
۲- نمیبینی که فخر فروشی و ناز پاییز در گامهای سبز بهار به پایان رسید!
۳- و شکر که از دولت گوشه کلاه گل، غرور زمستان و سیطره خار پایان یافت.
۴-به پگاه امید که برای این پیروزی در پرده غیب به اعتکاف نشسته، بگو طلوع کن که شب تاریک دوری تمام شده است( خانلری: شد معتکف)
۵- همینطور پریشانی شبهای فراق در سایه موهای خوشبو و خوشایند معشوق پایان گرفت(خانلری: از غم دل)
۶- هنوز از شوق باورم نمیشود که پیمان شکنی روزگار و داستان فراق پایان یافته باشد!
۷- ای ساقی که حال خوشمان را با دیدار فراهم ساختی! پیوسته جامت از باده عشرت پر باد! که آشفتگی خمار با چارهجویی تو پایان مییافت.
۸- گرچه کسی حافظ را به حساب نیاورد، اما مهم این است که رنج بیپایان فراق پایان یافته وحال خوش در دسترس.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
رضا از کرمان در ۳ سال قبل، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۱: