گنجور

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای تازه » شمارهٔ ‏۱۸۲ » (ابوعطا) (۰۴:۳۷ - ۰۸:۲۵) نوازندگان: گروه سازهای ملی به سرپرستی فرامرز پایورترانه سرا: خیام نیشابوری خواننده ترانه: شجریان، محمدرضا آهنگساز: فرامرز پایور مطلع شعر ترانه: وقت سحر است خیز ای مایه ناز

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 58

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سعید در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۲۱ نوشته:

سلام
نرم نرمک صحیح است.
---
پاسخ: با توجه به وزن شعر نمی‌تواند پیشنهاد شما صحیح باشد، ضمن این که نقل تصحیح فروغی مطابق متن است.

 

سعید در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۲۴ نوشته:

کانان که به جایند، صحیح است.
---
پاسخ: با تشکر، نقل تصحیح فروغی همین است که در متن آمده.

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۴۹ نوشته:

از گذر عمر و خبر بد دیر نپایی ان ادم چشم دارد خیام سپارش ( سفارش) به برداشتن گام تندی و أقدام عاجلی بکند ولی وارونه، می ، انهم به سبک ناشتاب و نرم نرمک به ما سپرده می شود

 

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۱۶ نوشته:

من اینگونه دیده و خوانده بودم :
وقت سحر است ، خیز ای مایه ناز
نرم نرمک باده خور و چنگ نواز
کانها که بجایند نپایند دگر
وآنها که شدند کس نمی آید باز

 

مجید در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۵۲ نوشته:

شجریان در شب های نیشابور این رباعی را به صورت زیر خوانده است.
وقت سحر است خیز ای مایه ناز
نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز
کانان که به خوابند نپایند دراز
وانان که شدند کس نمی آید باز

 

میترا در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۳ دی ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۰ نوشته:

عبارت مایه ناز در بیت اول به نظر من بعید است که از خیام باشد این اصطلاح بیشتر به تصنیف ها و اوازهای قاجاری نزدیک است تصور می کنم چیزی شبیه به این بوده که مثلا وقت سخرا ست خیز به میخانه شتاب نرمک نرمک باده خورو چنگ نواز و الی اخر - لطفا اگر کسی نظر تخصصی دراین زمینه دارند بفرمایند . در آواز استاد نازنین شجریان نیز در ابوعطا این مایه ناز درموسیقی خوب نمی نشیند. با سپاس

 

احمد نیکو در ‫۹ ماه قبل، سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۴ نوشته:

چون صبح دمید و دامن شب شد چاک
برخیز و صبوح کن چِرائی غمناک
می نوش دمی که صبح بسیار دمد
او روی بما کرده و ما روی بخاک

 

الهه صادقلو در ‫۱ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۸ نوشته:

 " نَرمَک نَرمَک"

وقتِ سَحَر است  خیز  ای مایه یِ ناز

نَرمَک نَرمَک  باده خور و  چنگ نواز

 

کآنها که بجایند  نپایند بسی

وآنها که شدند ؛ کَس  نمیآید باز

- مایه یِ ناز: ای کسی که مایه یِ فَخر  و  مباهاتِ جهانیان هستی، انسان

- نَرمَک نَرمَک: آهسته و پیوسته، بدون هیچ شتاب و وقفه ای

 

برداشت آزاد:

 با آمدن صبح, روز دیگری  به تو  هدیه شده است. ای انسان، ای کسی که مایه یِ فخر و مباهاتِ جهانیان هستی، از خوابِ غفلت بیدار شو! به یاد داشته باش که زندگی مسیر است نه هدف، پس آهسته و پیوسته بدونِ هیچ عجله ای، با بودن در زمانِ حال،  از تک تکِ لحظاتِ زندگی لذت برده و بدان که روی این کره خاکی  زشت و زیبا ، خوب و بد، شب و روز ، سیاه و سپید،... را بپذیری چرا که زندگی با همه اینها معنا پیدا میکند. فراموش نکن, به زودی زِندگانِ امروز، مُردگانِ فردا هستند و تاکنون به هیچ مُرده ای, فرصتِ زندگی دوباره داده نشده است!

زِ فردا و زِ دی  کس را  نشان نیست

که رفت  آن از میان  واین  در میان نیست

 

یک امروز است ما را  نقدِ ایام

بر او هم  اعتمادی نیست  تا شام

 

بیا  تا یک دهن  پُرخنده داریم

به مِی  جان و جهان را  زنده داریم

 

به تَرکِ خواب  می باید  شبی گفت

که زیرِ خاک  می باید  بسی خُفت

                      نظامی»خسرو و شیرین»بخش ۲۹

- دی: دیروز

- زِ فردا و زِ دی  کس را نشان نیست /  که  رفت آن از میان  واین در میان نیست: اگر خوب نگاه کنی، هیچ اثری از دیروز و فردا نیست، درست همچون خواب و خیال!  چرا که دیروز از بین رفته و فردا نیز هنوز نیامده است, جز باد چیزی در دستان تو نیست!

- شام: آغازِ شب، سرِ شب

- یک امروز است ما را نقدِ ایام /  بر او هم اعتمادی نیست تا شام: تنها چیزی که نقدا موجود است همین امروز است که آنهم  نمی توان تا سرِ شب از آن مطمئن بود و هیچ ضمانتی برای بودن آن نیست! بنابراین بهتر است بگوئیم چیزی که نقدا موجود است همین الان است نه امروز!

- پُرخنده: بسیار خندان، همیشه در حال خندیدن، همیشه شاد

- جان و جهان: جهان درون و بیرون

- بیا  تا یک دهن  پُرخنده داریم /  به مِی  جان و جهان را  زنده داریم: حالا که واقعیت زندگی اینگونه است بیا در لحظه یِ حال زندگی کنیم و همیشه و همه جا شاد باشیم که تنها با همین سرخوشی است که می توانیم درون مان و جهانِ پیرامونِ خود را سرشار از عشق و شور و زندگی کنیم

- به تَرکِ خواب  می باید شبی گفت / که زیرِ خاک  می باید بسی خُفت: فرصتِ زندگی بسیار بسیار کوتاهست، باید از زمانِ خوابِ خود کم کرده  و به زمانِ  آگاهی و بیداری اضافه کرد، چرا که  برایِ خوابیدن آنهم زیرِ خاک! فرصت بسیار زیاد است

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.