گنجور

شعرهای امیرخسرو دهلوی با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» - صفحهٔ ۱

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۵

 

از درونم نمیروی بیرون

که گرفتی درون و بیرون را

نام لیلی بر آید اندر نقش

گر ببیزند خاک مجنون را

گریه کردم بخنده بگشا دی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۶

 

مهر بگشای لعل میگون را

مست کن عاشقان محزون را

رخ نمودی و جان من بر دی

اثر این بود فال میمون را

دل من کشته شد بقای تو باد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۸

 

گر چه بربود عقل و دین مرا

بد مگویید نازنین مرا

گوشش از بار درد گران گشتست

نشنود نالهٔ حزین مرا

آخر ای باغبان یکی بنمای

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۶۰

 

تا گل از شرم رویت آب شود

یک زمان برفگن ز چهره نقاب

مثل خود در جهان کجا بینی

که در آیینه بنگری و در آب

آرزو میکند مرا با تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۹۷

 

شاخ گل از نسیم جلوه گر است

وقت گل بانگ بلبل سحر است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۹۸

 

نظری کن کزان دو چشم سیاه

دیده در انتظار یک نظر است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۰۲

 

گر چه بدمستی است عیب حریف

کندن ریش محتسب هنر است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۰۳

 

باغمت شادی جهان هوس است

شادی من همین غم تو بس است

از سرخشم اگر بخایی لب

بر لبت بوسه دادنم هوس است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۰۵

 

می‌گدازد لبت از بوسه زدن

چه توان کرد از آن نمک است

چشم من بین ز خیال لب تو

که شب و روز میان نمک است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۰۷

 

تن پاکت که زیر پیرهن است

وحده لاشریک له چه تن است

هست پیراهنت چو قطرهٔ آب

که تنگ گشته برگل و سمن است

با خودم کش درون پیراهن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۱۰

 

گفته‌ای ترک تو نخواهم گفت

ترک من گوچه جای این سخن است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۱۲

 

این جفا کاریت نو به نو است

مگر این جان کشته را در و است

چون ترا نیست نیم کنجد شرم

گفت من نزد تو به نیم جو است


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۳۸

 

نرخ کردی به بوسه‌ای جانی

بنده بخرید و رایگان دانست

دل زهجر تو بس که تنگ آمد

مرگ را عمر جاودان دانست


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۴۸

 

روی نیکوی تو ز مه کم نیست

جز ترا نیکویی مسلم نیست

دهنت ذره و کم از ذره است

رخ ز خورشید ذره‌ای کم نیست

گر جهانی غم است در دل من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۵۳

 

سرو را با قد تو هستی نیست

میلش الا به سوی پستی نیست

در دهان و میانت می بینم

نیستی هست لیک هستی نیست

گاه‌گاهم قبله بودی روی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۷۵

 

تر کن من دی سخن به ره می گفت

هر که رویش بدید مه می گفت

او همی رفت وخلق در عقبش

وحده لا شرک له می گفت

دل خطش را زوال جان می‌خواند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۰۷

 

خضر پیش لبت به آب حیات

لب چه باشد که دست هم نزند


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۳۱

 

چون لبت را به گاز پاره کنم

لب نباشد نبات پاره بود


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۷۵

 

باد بویش به بوستان آورد

غنچه از شوق پیرهن بدرید


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۱۳

 

رفت دل نیست روشنم حالش

برو ای جان تو هم بدنبالش

هر که بر حال عاشقان خندد

گریه‌ای واجبست بر حالش

من مسکین نه مرد درد توأم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]