گنجور

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۶۱

 

شیخ و زاهد دوش اگر منع از شرابم کرده است

ساقی از یک جام می امشب خرابم کرده است

راست گفته است، از حدیث راست رنجیدن خطا است

شیخنا زندیق و ملحد، گر خطابم کرده است

گر مرا رسوای عالم کرد عشقش باک نیست

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۶۲

 

مطرب امروز مگر نغمه سرائی دگر است

که بهر ناله نیف ساز و نوائی دگر است

ره میخانه بگام و قدم زهد مپوی

قطع این مرحله ایشیخ بپائی دگر است

مسجد و صومعه را گرچه رواقی است بلند

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۶۳

 

ای مغبچه کو ره خرابات

تا باز رهم از این خرافات

از شاهی عرصه گاه شطرنج

صد بار نکوتر ار شوم مات

ای پیر خرد ره رهائی

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۶۴

 

از هیچ دری حاجت درویش روا نیست

وز هیچ رهی درد دل ریش دوا نیست

درویشی و ناچاری و درد من و دل را

درمان و دوا جز کرم و لطف خدا نیست

ما تجربه کردیم دو صد بار دروغ است

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۶۵

 

خانه گه تاریک و گاهی روشن است

یارب این نور از کدامین روزنست

یارب این دل از چه گوهر ساختند

کوگهی از موم و گه از آهن است

یارب این مسند اسیر حکم کیست

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۶۶

 

هر سر که بسودای طلب باختنی نیست

در پای سگ کوی تو انداختنی نیست

این رایت عشق است که جز بر سر منصور

این آیت فتح و ظفر افراختنی نیست

یکران فلک را که بود خنک سلیمان

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۶۷

 

امروز جمال تو طرح دگر افتاده است

چین و شکن زلفت آشفته تر افتاده است

آشفته و ژولیده سرگشته و شوریده

پیچان و پریشیده بر یکدگر افتاده است

هی چین و شکن بینم از زلف تو از هر سو

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۶۸

 

یک امشبی که توئی در برابرم سرمست

گمان مبر که خبر از وجود خویشم هست

نشسته ای تو، من و شمع ایستاده بپای

تو مست باده و من مست چشم باده پرست

قسم بجان تو کز جان و از جهان برخاست

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۶۹

 

سلیمان را جز این تن اهرمن نیست

که جان را دشمن جانی، چو تن نیست

بود زندان جان، خاکی تن ما

که زندان مور را غیر از لگن نیست

بگیر از خویشتن خود را که در عشق

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۰

 

این خرمن هستی که بجز سوختنی نیست

از شعله او آتشی افروختنی نیست

یک موج حباب است دو عالم که حجاب است

چون وهم و سراب است بجز سوختنی نیست

این پرده که ار شیشه بود روی پری را

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۱

 

فلک از سینه ما دود آهی است

زمین داغ جبین روسیاهی است

چنین گفتند دانایان کزین سوی

بدان سوی فلک پوشیده راهی است

بدعوی نیستی را نام هستی

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۲

 

کار ما باز مشکل افتاده است

بار ما باز در گل افتاده است

بار بر پشت اشتران سهل است

بار ما بر سر دل افتاده است

اگر افتاده بار باکی نیست

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۳

 

این نفس بداندیش بفرمان شدنی نیست

این کافر بدکیش مسلمان شدنی نیست

زین دیو مجو مهر و وفا، صلح و سلامت

با یکدیگر از آدم و شیطان شدنی نیست

ایمن مشو ار خاتم جم کرد در انگشت

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۴

 

از شیخ بپرسید گر از اهل کتاب است

آن آیه کدام است که تحریم شراب است

در پیروی شیخ اگر خلد برین است

در مذهب ما صحبت او عین عذاب است

هرگز نتواند سخن شیخ شنیدن

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۵

 

با دوستان ثشسته چه جای ملامت است

از دشمنان گسسته چه وقت ملالت است

از عقل خیره میکشم امروز انتقام

در پیشگاه عشق که بیت العدالت است

خطی نوشته بر لب میگون بمشک ناب

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۶

 

در میان عاشق و معشوق رازی دیگر است

این لب و آن گوش را ساز و نوازی دیگر است

اهل صورت از عراق آیند تا سوی حجاز

اهل معنی را عراقی و حجازی دیگر است

قبله حق و حقیقت عشق باشد عشق و بس

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۷

 

شکسته زلف یکی ترک مست یار منست

که آرمیده چو جان سخت در کنار من است

بهر چه امر کند من باختیار ویم

بهر چه حکم کنم او باختیار من است

شبی که دیرتر آیم بخانه از بازار

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۸

 

در حجاب خرقه و دستار، مستی خوشتر است

در لباس شیخ و زاهد، می پرستی خوشتر است

از می گلگون سفالین کاسه را زرین کنند

عیش و عشرت در زمان تنگدستی خوشتر است

جمع و آسایش در این صد پاره ده رنگ نیست

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۹

 

در محفل اغیار همه غنج و دلال است

در مجلس عشاق همه رنج و ملال است

چونست که بر عاشق دلخسته حرام است

وصلش که بیاران هوسناک حلال است

در مجلس ما خیره تر از آتش سوزان

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۸۰

 

این خانه که پیوسته در او جوش و خروش است

از کیست؟ مگر مصطبه باده فروش است

این مستی می نیست که هنگامه عشق است

وین ناله نی نیست که آواز سروش است

از زهد ریائی چه دلت رسته شد ای شیخ

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 
 
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۱۸
sunny dark_mode