گنجور

 
میرزا حبیب خراسانی

در حجاب خرقه و دستار، مستی خوشتر است

در لباس شیخ و زاهد، می پرستی خوشتر است

از می گلگون سفالین کاسه را زرین کنند

عیش و عشرت در زمان تنگدستی خوشتر است

جمع و آسایش در این صد پاره ده رنگ نیست

نیستی گر خوش بود در شکل هستی خوشتر است

تاج رفعت را سر آتش نژادان در خور است

خاکزادان را همان آئین پستی خوشتر است

عاقلان را گر ز تدبیر و تامل چاره نیست

عاشقان را بی مبالاتی و چستی خوشتر است

دوش در دیر مغان مغزاده مستانه گفت

بت پرستی شیخ را از خود پرستی خوشتر است

در میان حال هشیاری و مستی عالمی است

خوش، که هم از خوشیاری هم ز مستی خوشتر است