گنجور

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۱۶

 

ای برده دل ما و سپرده دل خود را

آتش زده با خرمن ما حاصل خود را

تو دین و دل خویش سپرده بحریفان

ما یاوه سپرده بتو دین و دل خود را

ای مرغ دلت بسمل ترکان کماندار

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۳۷

 

خوبی بخوش اندامی و سیمین ذقنی نیست

حسن آیت روح است بنازک بدنی نیست

این حسن قبولی است خدا داده بخوبان

از موهبت غیب که جانی است، تنی نیست

این واعظ اگر چند سخن سنج و سخنگو است

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۴۲

 

در سلسله عشق که بگسیختنی نیست

غیر از دل سودا زده آویختنی نیست

در سایه زلف تو نهد دام بلا را

هر فتنه که از چشم تو انگیختنی نیست

ما سر بکف خویش نهادیم درین کوی

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۴۹

 

در مدرسه علم و عمل آموختنی نیست

جز درس نفاق و دغل اندوختنی نیست

گویند که در بزم دل افروخته شمعی است

روشن، که بدیر و حرم افروختنی نیست

این دفتر دانش اگر از سر حقیقت

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۵۲

 

قسم تو اگر بیش بود کم شدنی نیست

ور کم بود افزون تر از آن هم شدنی نیست

با دست قضا پنجه مزن خواجه بدین دست

بازو چه کنی رنجه، کمان خم شدنی نیست

دانی که چه مقصود بود بیخردان را؟

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۵۳

 

بشکست اگر جام سر سنگ سلامت

بگریخت اگر نام سرننگ سلامت

رفتیم که در مدرسه زهدی بفروشیم

حالی که نشد باده گلرنگ سلامت

ور باده گلرنگ نیفتاده بچنگم

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۵۴

 

این کیست که او پرده ز رخسار کشیده است

سرمست و چمان جانب گلزار چمیده است

در دشت چنین لاله خودرو نشکفته است

در باغ چنین میوه شیرین نرسیده است

چون است که هر کس که طمع کرده بدان باغ

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۵۷

 

تسبیح تو ایشیخ که صد دانه تمام است

ظاهر همگی دانه و باطن همه دام است

پیوسته چرا مست غرور از می دنیاست

در مذهب این شیخ اگر باده حرام است

راهی است نهانی ز دل خلق سوی حق

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۵۸

 

از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست

از شمع رخت محفلش افروختنی نیست

گرد آمده از نیستی این مزرعه را برگ

ای برق! مزن! خرمن ما سوختنی نیست

در طوف حریمش ز فنا جامهٔ احرام

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۵۹

 

اگنون که گذشته ز شب تیره دو پاس است

زی باده کشان نوبت تبدیل لباس است

از سر فکند شیخ بخلوتگه رندان

آن خرقه صد پاره که پشمینه پلاس است

در هندسه بینی دهن شیخ و لب جام

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۶۴

 

از هیچ دری حاجت درویش روا نیست

وز هیچ رهی درد دل ریش دوا نیست

درویشی و ناچاری و درد من و دل را

درمان و دوا جز کرم و لطف خدا نیست

ما تجربه کردیم دو صد بار دروغ است

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۶۶

 

هر سر که بسودای طلب باختنی نیست

در پای سگ کوی تو انداختنی نیست

این رایت عشق است که جز بر سر منصور

این آیت فتح و ظفر افراختنی نیست

یکران فلک را که بود خنک سلیمان

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۰

 

این خرمن هستی که بجز سوختنی نیست

از شعله او آتشی افروختنی نیست

یک موج حباب است دو عالم که حجاب است

چون وهم و سراب است بجز سوختنی نیست

این پرده که ار شیشه بود روی پری را

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۳

 

این نفس بداندیش بفرمان شدنی نیست

این کافر بدکیش مسلمان شدنی نیست

زین دیو مجو مهر و وفا، صلح و سلامت

با یکدیگر از آدم و شیطان شدنی نیست

ایمن مشو ار خاتم جم کرد در انگشت

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۴

 

از شیخ بپرسید گر از اهل کتاب است

آن آیه کدام است که تحریم شراب است

در پیروی شیخ اگر خلد برین است

در مذهب ما صحبت او عین عذاب است

هرگز نتواند سخن شیخ شنیدن

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۷۹

 

در محفل اغیار همه غنج و دلال است

در مجلس عشاق همه رنج و ملال است

چونست که بر عاشق دلخسته حرام است

وصلش که بیاران هوسناک حلال است

در مجلس ما خیره تر از آتش سوزان

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۸۰

 

این خانه که پیوسته در او جوش و خروش است

از کیست؟ مگر مصطبه باده فروش است

این مستی می نیست که هنگامه عشق است

وین ناله نی نیست که آواز سروش است

از زهد ریائی چه دلت رسته شد ای شیخ

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۸۲

 

ما روی بمیخانه و زاهد بحجاز است

این کعبه حقیقی است گر آن قبله مجاز است

این رشته چسان میگسلد یکسر پیوند

بر دست نیاز است و یکی در کف ناز است

از وی همه آزادگی و کبر و غرور است

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۸۵

 

دستار تو ای شیخ که صد حلقه فزون است

اندر خم هر حلقه دو صد دام و فسون است

از ملک سلیمانی و از دانش آصف

دعوی چه کند خواجه بادبو زبون است

از همت مردان مگرش سلسله بندیم

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۸۹

 

چون باده بجام است همه کار بکام است

چون یار بدام است همه شهر غلام است

از سنگ نپرهیزد آنرا که نه جام است

از ننگ چه بگریزد آنکش که نه نام است

از سوخته پخته مجو اشکی و آهی

[...]

میرزا حبیب خراسانی
 
 
۱
۲
۳
۴
sunny dark_mode