گنجور

 
میرزا حبیب خراسانی

ما روی بمیخانه و زاهد بحجاز است

این کعبه حقیقی است گر آن قبله مجاز است

این رشته چسان میگسلد یکسر پیوند

بر دست نیاز است و یکی در کف ناز است

از وی همه آزادگی و کبر و غرور است

از ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است

گیرم که رها گردد از آن دام سر زلف

مرغ دلم از چشم تو در چنگل باز است

زلف تو و شبهای دراز و سخن عشق

جون کوکب بخت من، دنباله دراز است

بی مهری با ما و ندانم سببش چیست

قربان رقیب تو که او محرم راز است

 
 
 
زنده‌رود
عراقی

ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟

کز زخمهٔ آن نه فلک اندر تک و تاز است

آورد به یک زخمه، جهان را همه، در رقص

خود جان و جهان نغمهٔ آن پرده‌نواز است

عالم چو صدایی است ازین پرده، که داند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عراقی
حافظ

اَلْمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده، باز است

زان رو که مرا بر در او، رویِ نیاز است

خُم‌ها، همه در جوش و خُروش‌اند ز مَسْتی

وان می که در آن‌جاست، حقیقت، نه مَجاز است

از وی، همه، مَسْتی و غُرور است و تَکَبُّر

[...]

حیدر شیرازی

اَلْمِنَّةُ لِلَّه که در میکده باز است

زآن رو که مرا بر در او روی نیاز است

خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی

و آن می که در آنجاست حقیقت نه مَجاز است

از وی همه مستی و غرورست و تَکَبُّر

[...]

حسین خوارزمی

تا عشق توام بدرقه راه حجاز است

اندر حرم وصل دلم محرم راز است

احرام در دوست چو از صدق ببستیم

در هر قدمی کعبه صد گونه نیاز است

عمریست که از آتش سودای تو چون شمع

[...]

امیرعلیشیر نوایی

تا کوثر و فردوس ره دور و دراز است

وان عیش غنیمت که در میکده باز است

از ناز مران رخش پی قبله که هر سو

بر خاک ره افتاده سر اهل نیاز است

بنگر به حباب می گلرنگ که در دور

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه