گنجور

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۷ - در مدح وزیر

 

ای روز عید خلق وز خلق را نجات

بر تو بخیر باد و سعادت شب برات

باشد بلی بخیر و سعادت برات تو

چون خلق را زعدل تو باشد زغم نجات

در دیده مروت و اندر تن خرد

[...]

سوزنی سمرقندی
 

قوامی رازی » دیوان اشعار » شمارهٔ ۱۱۸ - ترکیب بندی است که در توحید و زهد و پند و منقبت پیغمبر «ص» و امیرالمؤمنین «ع» و شیعیانش گفته

 

جبار عرش و فرش و قدیم صفات و ذات

معبود مملکت ملک کون و کاینات

ذاتی قدیم بوده ولیکن نه از قدم

حیی همیشه زنده ولیکن نه از حیات

بر آسمان چو مشعله از قدرتش نجوم

[...]

قوامی رازی
 

ادیب صابر » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۳

 

هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات

کوته نشد ز دامن کس دست حادثات

بر زایران نگشت گشاده در عطا

بر اهل فضل بسته نشد راه نایبات

بی مجد دین صفی سلاطین نجیب ملک

[...]

ادیب صابر
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۹۳

 

یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات

ارزد به نزد من به همه ملکِ کاینات

خضر از کجا و خطِّ غبار تو از کجا

یک بوسه از لب تو و صد چشمه ی حیات

خواهد که احتراز کند از بلا خرد

[...]

حکیم نزاری قهستانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۹۵

 

ما را ز عشق کی بود ای دل به جانت نجات

روزی که نامِ عشق بر افتد ز کاینات

بگرفت چار سویِ وجودم بلایِ عشق

وز هیچ سو گریز ندارم ز شش جهات

ناممکن است کز دلِ احبابِ مهربان

[...]

حکیم نزاری قهستانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۹۷

 

چون دردمند به حیّ علی الصّلات

ساقی به دست من ده سرمایه ی حیات

دانی که بس ثوابِ جزیل است اگر کنی

دفعِ خمارِ سخت که جز وی ست از ممات

یک دم موافقت کن و در کارِ خیر باش

[...]

حکیم نزاری قهستانی
 

ابن یمین » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ١۴ - وله ایضاً

 

ای دیده در شناختن حال کاینات

باید که باشدت نظری از سر انات

بنیاد کارها همه بر هفت و چار دان

نه از سر تهتک رأی از ره ثبات

زان هفت و زین چهار که مجموع یازده است

[...]

ابن یمین فریومدی
 

عبید زاکانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شماره ۴ - در توحید و منقبت

 

ای زآفتاب صنع تو یک ذره کاینات

فیض تو عقل را مدد و روح را حیات

هر ذره گشته شاهی و هر قطره شاهدی

لطف تو چون به خاک سیه کرده التفات

در کاینات هر چه بدان فخر می کنند

[...]

عبید زاکانی
 

نسیمی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰

 

ای کعبه جمال توام قبله صلات

حسن رخ تو داده به خورشید و مه زکات

ذرات کاینات به مهر تو قایمند

چون عالم صفات که قایم بود به ذات

ادراک حسن روی تو خفاش کی کند

[...]

عمادالدین نسیمی
 

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۱۸

 

ای کائنات ذات ترا مظهر صفات

وی پیش اهل دیده صفات تو به ز ذات

تا روی دلفریب تو آهنگ جلوه کرد

شد جلوه گاه روی تو مجموع کاینات

تا آفتاب حسن و جمالت ظهور کرد

[...]

شمس مغربی
 

قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۳

 

پیش از بنای مدرسه و دیر سومنات

ما با تو بوده ایم در اطوار کاینات

اندر میان حکایت پیغام در گذشت

چون با منی همیشه چه حاجت بمرسلات؟

ازما خلاف دوست نیاید،که با حبیب

[...]

قاسم انوار
 

قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۶

 

مرآت اوست جمله ذرات کاینات

«یا عاشقین، قوموا، حیوا علی الصلات »

در کوی عشق او بادب رو، که گفته اند :

در طور عاشقی حسناتست سیئات

ای آرزوی جان، چه کنم من دوای دل؟

[...]

قاسم انوار
 

حسین خوارزمی » دیوان اشعار » غزلیات، قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۸

 

ای لعل دلپذیر تو سرمایه حیات

ای روی بی نظیر تو خورشید کائنات

رفتی ز پیش دیده و مردم ز هجر تو

آری فراق روح بود موجب ممات

چندان گرفت آتش عشقت دلم که شد

[...]

حسین خوارزمی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۳

 

ای در هوای مهر تو ذرات کاینات

واقف نه از کماهی ذات تو هیچ ذات

شد چشم عقل خیره چو در مبداء ازل

حسنت نمود جلوه در آیینه صفات

هر خشتی از کنشت شود کعبه دگر

[...]

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۴

 

ای آفتاب روی تو عکس فروغ ذات

ظاهر ز زلف و خال و خطت کثرت صفات

زیر نقاب جعد مسلسل رخ تو کرد

شرح بطون ذات و ظهور تعینات

چشمت به عشوه لب به شکرخنده می کند

[...]

جامی
 

سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۶

 

خوش دولتی است وصل تو نعمت حیات

اما دریغ ازین که بود هر دو بی ثبات

خلقی به جستجوی تو دایم به بزم من

وین طرفه تر که من همه شب جویم از خدات

نبود عجب اگر به سر کویت آورند

[...]

سحاب اصفهانی
 

حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۳

 

ای از صفات گشته هویدا همه صفات

ذات خجسته ات شده مرآت بهر ذات

نزدیک شد که دعوی پیغمبری کنی

کز خط کتاب داری و از غمزه معجزات

یک بوسه ای ز وجه ز کاتم نمیدهی

[...]

حکیم سبزواری
 

صفایی جندقی » دیوان اشعار » ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی » بند ۹۲

 

ای طایف حریم تو اعیان کاینات

ذرات ملک زایر کوی تو از جهات

تو گشته زیر خاک و من اسوده بر زمین

ما را هلاک در همه حالت به از حیات

ما را ز داغ خود زدی آتش به دلی ولی

[...]

صفایی جندقی
 

بلند اقبال » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۱

 

شاهی که هست باعث ایجادکائنات

یعنی که مرتضی علی آن مایه نجات

بلند اقبال
 

جیحون یزدی » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱۸ - وله

 

ایصاحب صفات خوش از فر خجسته ذات

از خاک درگه تو خجل چشمه حیات

بارای تو عشا زده سر پنجه با غدات

ازقهر تو فتد به بنین حیض چون بنات

جیحون یزدی
 
 
۱
۲