گنجور

 
سوزنی سمرقندی
 

ای روز عید خلق وز خلق را نجات

بر تو بخیر باد و سعادت شب برات

باشد بلی بخیر و سعادت برات تو

چون خلق را زعدل تو باشد زغم نجات

در دیده مروت و اندر تن خرد

شایسته چون حیائی و بایسته چون حیات

از بهر تازه بودن دلهای خاص و عام

پیوسته درفشانی چون ابر بر نبات

بر اعتقاد تست دل عام را قرار

بر رأی تست قاعده خاصر اثبات

صاحب توئی و صاحب دولت توئی و هست

دولت بتو فروخته خود را ببیع بات

گر در میان بادیه جوئی نشان کنی

آنجا رود بدولت تو دجله و فرات

هر شاهرا که چون تو وزیری بود بود

شطرنج ملک خصم رسیده بشاه مات

از فتح سومنات وز محمود زاولی

باقیست زنده نامی و او یافته وفات

محمود شاه مشرق دخر الملوک را

دیدار تو وزیر به از فتح سومنات

بهتر ز سومنات گشائی بنوک کلک

بر فال نیک چون بگشائی سر دوات

از خالق کریم سوی تو کرامت است

وز تو بخلق او همه بر است و مکرمات

دادی زکات جاه بسی بندگانش را

ایزد کناد جاه تو افزون ازین زکات

باز آمده به خیر و سعادت برات تو

پذرفته باد روز و شبت روزه و صلات

گر نیک بنگرند به لطف و به قهر تو

دانند کاین حیات دهد وآن دگر ممات

من بنده را نجات ده از محنت زمان

ای روز عید خلق و ز غم خلق را نجات