گنجور

 
اسیری لاهیجی

ای آفتاب ذات تو تابنده از صفات

وی پرتو صفات تو روشن زکاینات

اسماست نور و جمله اکوان ظلال او

خورشید نوربخش بود ذات باصفات

شد جلوه گر جمال تو در صورت بتان

زان روی بت پرست پرستد منات و لات

هر ذره آیتی بود از مصحف رخت

مائیم در کتاب تو آیات محکمات

مهر رخت ز پرده هر ذره چون بتافت

شد روشن از جمال تو جمله مکونات

نام و نشان عاشق و معشوق شد پدید

زان دم که جلوه کرد جمالت ز ممکنات

چون در مقام محو اسیری ز خود برست

در صحو بعد محو شد او حل مشکلات

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سوزنی سمرقندی

ای روز عید خلق وز خلق را نجات

بر تو بخیر باد و سعادت شب برات

باشد بلی بخیر و سعادت برات تو

چون خلق را زعدل تو باشد زغم نجات

در دیده مروت و اندر تن خرد

[...]

قوامی رازی

جبار عرش و فرش و قدیم صفات و ذات

معبود مملکت ملک کون و کاینات

ذاتی قدیم بوده ولیکن نه از قدم

حیی همیشه زنده ولیکن نه از حیات

بر آسمان چو مشعله از قدرتش نجوم

[...]

ادیب صابر

هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات

کوته نشد ز دامن کس دست حادثات

بر زایران نگشت گشاده در عطا

بر اهل فضل بسته نشد راه نایبات

بی مجد دین صفی سلاطین نجیب ملک

[...]

حکیم نزاری

یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات

ارزد به نزد من به همه ملکِ کاینات

خضر از کجا و خطِّ غبار تو از کجا

یک بوسه از لب تو و صد چشمه ی حیات

خواهد که احتراز کند از بلا خرد

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
ابن یمین

ای دیده در شناختن حال کاینات

باید که باشدت نظری از سر انات

بنیاد کارها همه بر هفت و چار دان

نه از سر تهتک رأی از ره ثبات

زان هفت و زین چهار که مجموع یازده است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه