ای آفتاب ذات تو تابنده از صفات
وی پرتو صفات تو روشن زکاینات
اسماست نور و جمله اکوان ظلال او
خورشید نوربخش بود ذات باصفات
شد جلوه گر جمال تو در صورت بتان
زان روی بت پرست پرستد منات و لات
هر ذره آیتی بود از مصحف رخت
مائیم در کتاب تو آیات محکمات
مهر رخت ز پرده هر ذره چون بتافت
شد روشن از جمال تو جمله مکونات
نام و نشان عاشق و معشوق شد پدید
زان دم که جلوه کرد جمالت ز ممکنات
چون در مقام محو اسیری ز خود برست
در صحو بعد محو شد او حل مشکلات
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به توصیف زیبایی و نورانیت ذات باری تعالی و جلوههای او میپردازد. شاعر با اشاره به نور و صفات خداوند، وجود تمام موجودات را به عنوان نشانههایی از او معرفی میکند. همچنین، بیان میشود که هر ذرهای از جهان آیتی از جمال خداوند است و عشق و معشوق به وجود آمده است. در نهایت، وقتی انسان در جستجوی خداوند قرار میگیرد و خود را فراموش میکند، به حقیقت و حل مشکلاتش نائل میشود.
هوش مصنوعی: ای خورشید، ذات تو با نور خود میدرخشد و این درخشندگی باعث روشنایی ویژگیهای تو در تمام عالم میشود.
هوش مصنوعی: اسماء خداوند نور هستند و همه موجودات سایهسار آن نور. خورشید، که مظهر روشنی است، تجلی ذات و صفات خداوند به شمار میرود.
هوش مصنوعی: جمال تو به گونهای در چهره بتها نمایان شده است که از آن رو، بتپرستان برای منات و لات احترام قائل هستند.
هوش مصنوعی: هر بخشی از وجود تو نشانهای از زیبایی و جمال توست. ما در کتاب تو، همانند آیات قطعی و استوار، به تو اشاره میکنیم.
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو مانند نوری است که از پس پرده هر ذرهای میتابد و باعث میشود که تمام موجودات و پدیدهها تحت تأثیر زیبایی تو روشن و نمایان شوند.
هوش مصنوعی: از لحظهای که زیبایی تو در میان موجودات ظاهر شد، مشخصات عاشق و معشوق نمایان شد.
هوش مصنوعی: هنگامی که در حال از خود بیخود شدن بود، از قید و بند خود آزاد شد و پس از آن در حالت هوشیاری، مشکلات را حل کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای روز عید خلق وز خلق را نجات
بر تو بخیر باد و سعادت شب برات
باشد بلی بخیر و سعادت برات تو
چون خلق را زعدل تو باشد زغم نجات
در دیده مروت و اندر تن خرد
[...]
جبار عرش و فرش و قدیم صفات و ذات
معبود مملکت ملک کون و کاینات
ذاتی قدیم بوده ولیکن نه از قدم
حیی همیشه زنده ولیکن نه از حیات
بر آسمان چو مشعله از قدرتش نجوم
[...]
هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات
کوته نشد ز دامن کس دست حادثات
بر زایران نگشت گشاده در عطا
بر اهل فضل بسته نشد راه نایبات
بی مجد دین صفی سلاطین نجیب ملک
[...]
یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات
ارزد به نزد من به همه ملکِ کاینات
خضر از کجا و خطِّ غبار تو از کجا
یک بوسه از لب تو و صد چشمه ی حیات
خواهد که احتراز کند از بلا خرد
[...]
ای دیده در شناختن حال کاینات
باید که باشدت نظری از سر انات
بنیاد کارها همه بر هفت و چار دان
نه از سر تهتک رأی از ره ثبات
زان هفت و زین چهار که مجموع یازده است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.