گنجور

 
صوفی محمد هروی

ای لعل جانفزای تو سرچشمه حیات

مستند از دو چشم تو ذرات کاینات

پیدا نمی شود سر یک مو دهان تو

نطق شکر فشان تو شد حل مشکلات

خال سیاه بر لب او بین که چون مگس

بنشسته و به وجه حسن می خورد نبات

بوسی زکوه حسن به بیچاره ده که مال

افزون همی شود چون برون می کنی زکات

با نامه سیاه چو شوقت برم به خاک

یابم به روز حشر من ناتوان نجات

هر کس که یافت از لب جان پرور تو کام

اندر امان چو خضر شد از شدت ممات

صوفی بیا که خیمه ازین خاک بر کنیم

ما را چو هست خاطر محزون درین هرات

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سوزنی سمرقندی

ای روز عید خلق وز خلق را نجات

بر تو بخیر باد و سعادت شب برات

باشد بلی بخیر و سعادت برات تو

چون خلق را زعدل تو باشد زغم نجات

در دیده مروت و اندر تن خرد

[...]

قوامی رازی

جبار عرش و فرش و قدیم صفات و ذات

معبود مملکت ملک کون و کاینات

ذاتی قدیم بوده ولیکن نه از قدم

حیی همیشه زنده ولیکن نه از حیات

بر آسمان چو مشعله از قدرتش نجوم

[...]

ادیب صابر

هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات

کوته نشد ز دامن کس دست حادثات

بر زایران نگشت گشاده در عطا

بر اهل فضل بسته نشد راه نایبات

بی مجد دین صفی سلاطین نجیب ملک

[...]

حکیم نزاری

یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات

ارزد به نزد من به همه ملکِ کاینات

خضر از کجا و خطِّ غبار تو از کجا

یک بوسه از لب تو و صد چشمه ی حیات

خواهد که احتراز کند از بلا خرد

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
ابن یمین

ای دیده در شناختن حال کاینات

باید که باشدت نظری از سر انات

بنیاد کارها همه بر هفت و چار دان

نه از سر تهتک رأی از ره ثبات

زان هفت و زین چهار که مجموع یازده است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه