ای مصحف جمال تو اوراق کاینات
عالم ز نور روی تو آیات محکمات
از پرتو تجلی روی تو روشن است
گر کعبه و کنشت و گر دیر سومنات
روشن ز ذره های صفاتست مهر ذات
بود صفات تست مدام از نمود ذات
اسماء تو ظلال شئونات داتیست
اسما، عیان شده بظلال تعینات
عالم ظهور روی ترا گشته اینه
ظاهر صفات و ذات تو ز اعیان ممکنات
بحر محیط مشرب تو شد اسیریا
از فیض نوربخش توئی منبع حیات
نهصد هزار بحر شراب تجلیش
نوشیده و تشنه تری بهر باقیات
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و نور الهی میپردازد. شاعر بیان میکند که وجود خداوند بهعنوان مصحفی از جمال و زیبایی در کائنات است و جهان به نور چهرهاش روشن است. او تأکید میکند که همه معابد و مکانهای مقدس از نور الهی و صفات او مملو هستند. در واقع، عالم بهعنوان آینهای برای ظهور خداوند و صفاتش دیده میشود. شاعر همچنین از منبع حیات و فیض الهی سخن میگوید که بهسان دریای وسیع و پر از نوشیدنیهای معنوی است. این شعر در نهایت به تجلی و عشق الهی اشاره دارد که همواره زنده و با دوام است.
هوش مصنوعی: ای کتاب زیبایی تو، صفحات جهان از نور روی تو آیات محکم و استواری دارند.
هوش مصنوعی: نور جمال تو باعث روشنایی کعبه و معابد دیگر و حتی بتخانههای سومنات است.
هوش مصنوعی: مهر ذات به واسطهٔ ویژگیهایش روشن و نمایان است، و صفات او همیشه جلوهای از وجود او را نشان میدهند.
هوش مصنوعی: نامهای تو مانند سایههایی از ویژگیهای ذاتت هستند که در سایههای موجودیتها نمایان شدهاند.
هوش مصنوعی: این جهان بازتاب روی تو شده و تجلی ویژگیها و ذات تو در موجودات قابل پذیرش است.
هوش مصنوعی: دریای گستردهتری در مشرب تو قرار دارد و من به لطف نور و فیضی که تو داری، در اینجا اسیر شدهام. تو خود منبع زندگی هستی.
هوش مصنوعی: نهصد هزار دریا از شراب نورانیاش را نوشیدهام، اما هنوز هم برای باقیماندهها تشنهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای روز عید خلق وز خلق را نجات
بر تو بخیر باد و سعادت شب برات
باشد بلی بخیر و سعادت برات تو
چون خلق را زعدل تو باشد زغم نجات
در دیده مروت و اندر تن خرد
[...]
جبار عرش و فرش و قدیم صفات و ذات
معبود مملکت ملک کون و کاینات
ذاتی قدیم بوده ولیکن نه از قدم
حیی همیشه زنده ولیکن نه از حیات
بر آسمان چو مشعله از قدرتش نجوم
[...]
هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات
کوته نشد ز دامن کس دست حادثات
بر زایران نگشت گشاده در عطا
بر اهل فضل بسته نشد راه نایبات
بی مجد دین صفی سلاطین نجیب ملک
[...]
یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات
ارزد به نزد من به همه ملکِ کاینات
خضر از کجا و خطِّ غبار تو از کجا
یک بوسه از لب تو و صد چشمه ی حیات
خواهد که احتراز کند از بلا خرد
[...]
ای دیده در شناختن حال کاینات
باید که باشدت نظری از سر انات
بنیاد کارها همه بر هفت و چار دان
نه از سر تهتک رأی از ره ثبات
زان هفت و زین چهار که مجموع یازده است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.