ای آفتاب روی تو عکس فروغ ذات
ظاهر ز زلف و خال و خطت کثرت صفات
زیر نقاب جعد مسلسل رخ تو کرد
شرح بطون ذات و ظهور تعینات
چشمت به عشوه لب به شکرخنده می کند
تفسیر آیه خلق الموت و الحیات
زان تیغ غمزه می برم از جان و دل امید
درویش را چه چاره ز قطع تعلقات
کردم نماز در خم محراب ابرویت
قرت بنور وجهک عینای فی الصلات
زان خارها که در دل من کشتی از جفا
خواهد گل وفات دمیدن پس از وفات
در دام طره های تو جامی اسیر شد
مشکل که افکند پس ازین دام ترهات
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذبه محبوبش میپردازد و میگوید که جمال او مانند آفتابی است که وجودش نورانی و پر از صفات عالی است. شاعر از جذابیتهای چشمان و لبهای او به عنوان نشانههای عشق یاد میکند و میگوید که بر اثر این زیباییها، دل و جانش زخمها و غمها را تحمل نمیکند. او در محراب ابروهای محبوبش نماز میگذارد و نور صورت او را حین نماز میبیند. همچنین، شاعر از درد و رنجی که در دل دارد به خاطر رفتار محبوبش صحبت میکند و به گرمی عشق و وفات عشق اشاره میکند. در نهایت، به حالتی از انفعال و اسیری در برابر زیباییهای محبوب اشاره میکند و از دشواریهای مواجهه با این عشق سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ای آفتاب، چهرهات نشاندهندهی روشنایی و ویژگیهای زیبای ذات توست که در زلف، خال و خطوط چهرهات تجلی یافته است.
هوش مصنوعی: پنهان زیر زیبایی و پیچیدگی موهایت، چهرهات بیانگر اعماق وجود و ظهور ویژگیهای مختلف است.
هوش مصنوعی: چشمانت با ناز و دلربایی خود، لبخند شیرینی را به چهره میآورند و این خود نشاندهندهٔ راز آفرینش زندگی و مرگ است.
هوش مصنوعی: از آن نگاه فریبنده، جان و دل من به شدت آسیب میبیند. برای فردی که درویش است و به نداشتن هیچ تعلقی دلبسته است، چه راهی برای رهایی از این وابستگیها وجود دارد؟
هوش مصنوعی: نماز را در خم ابروی تو خواندم، چون نور صورتت چشمانم را در حال نماز روشن کرده است.
هوش مصنوعی: از آن خارهایی که به خاطر ستم و بیرحمی تو در دل من نشسته، دیگر هیچ گلی نخواهد رویید و زیباییای بر نخواهد خاست، زیرا پس از این فراق و جدایی، امیدی به شکوفایی نیست.
هوش مصنوعی: در دام موهای تو، جامی گرفتار شد که پس از این، دیگر مشکلاتی را به همراه خواهد داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای روز عید خلق وز خلق را نجات
بر تو بخیر باد و سعادت شب برات
باشد بلی بخیر و سعادت برات تو
چون خلق را زعدل تو باشد زغم نجات
در دیده مروت و اندر تن خرد
[...]
جبار عرش و فرش و قدیم صفات و ذات
معبود مملکت ملک کون و کاینات
ذاتی قدیم بوده ولیکن نه از قدم
حیی همیشه زنده ولیکن نه از حیات
بر آسمان چو مشعله از قدرتش نجوم
[...]
هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات
کوته نشد ز دامن کس دست حادثات
بر زایران نگشت گشاده در عطا
بر اهل فضل بسته نشد راه نایبات
بی مجد دین صفی سلاطین نجیب ملک
[...]
یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات
ارزد به نزد من به همه ملکِ کاینات
خضر از کجا و خطِّ غبار تو از کجا
یک بوسه از لب تو و صد چشمه ی حیات
خواهد که احتراز کند از بلا خرد
[...]
ای دیده در شناختن حال کاینات
باید که باشدت نظری از سر انات
بنیاد کارها همه بر هفت و چار دان
نه از سر تهتک رأی از ره ثبات
زان هفت و زین چهار که مجموع یازده است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.