گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «زینسان که منم بعشق در کیست بگو» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «و» است.

حرف آخر قافیه

الف
ت
د
ر
ز
س
ش
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: از چشم تو صد زخم درشتست مرا

شمارهٔ ۲: دل بنهادم هر غم و تیماری را

شمارهٔ ۳: هر چند ز بهر چون تو جانانی را

شمارهٔ ۴: یاری که دل منست مسکن او را

شمارهٔ ۵: ایدوست چنین مکن فرامشت مرا

شمارهٔ ۶: روئیست چو ماه عنبرآمیز او را

شمارهٔ ۷: ای عشق چه دردی تو که درمانت نیست

شمارهٔ ۸: یکباره ز ما فلک فراغت دادت

شمارهٔ ۹: ای کشته چو من هزار در پای غمت

شمارهٔ ۱۰: بس رنگ که نقاش ازل میآمیخت

شمارهٔ ۱۱: در راه دلم ز عشق تو صد دامست

شمارهٔ ۱۲: سوز دل من ز بهر بار غم تست

شمارهٔ ۱۳: ای دیده دل ریش جگر خورده تست

شمارهٔ ۱۴: با دلبر خود بکام دل گشتم جفت

شمارهٔ ۱۵: گر شرم همی از آن و این باید داشت

شمارهٔ ۱۶: دلبر که ز من روی بعمدا بنهفت

شمارهٔ ۱۷: هر چند که شد گرمی بازار تو سست

شمارهٔ ۱۸: دل قصد وصال دلکشی کرد و برفت

شمارهٔ ۱۹: باسبلت سبز یارب آن لب چه لبست

شمارهٔ ۲۰: لعل تو ازان زمرد آورد نبات

شمارهٔ ۲۱: با تو سخنم ز باد بی سنگ ترست

شمارهٔ ۲۲: یک شب بمراد دل کسی شاد نزیست

شمارهٔ ۲۳: گفتم که چو فتنه چشم تو خفته بهست

شمارهٔ ۲۴: شیرین سخنم گر چه لطیف و نیکوست

شمارهٔ ۲۵: بادم که وجود من بجز زحمت نیست

شمارهٔ ۲۶: در عشق اگر بزور و زرکار نکوست

شمارهٔ ۲۷: آن یار جفا جوی وفادار شدست

شمارهٔ ۲۸: گفتیکه دلم بوصل تو شاد و کشست

شمارهٔ ۲۹: صبر از دل ریش من همی بگریزد

شمارهٔ ۳۰: ای وصل تو شایسته چو عمر جاوید

شمارهٔ ۳۱: آن سنبل پست پر ز تابش نگرید

شمارهٔ ۳۲: دانی سخنت شکسته چون می‌آید

شمارهٔ ۳۳: گفتم چو خطت برنگ موی تو شود

شمارهٔ ۳۴: خط تو گرش کسی بخط میخواند

شمارهٔ ۳۵: گفتم می خوشگوار پیش آور زود

شمارهٔ ۳۶: گفتم سخنی با تو و بد گفتم بد

شمارهٔ ۳۷: زلفی که بر او بند و گره باشد صد

شمارهٔ ۳۸: کار تو همه سرکشی و ناز بود

شمارهٔ ۳۹: هجران تو از دو چشم من خواب ببرد

شمارهٔ ۴۰: گفتم که مرا چشم تو می پست کند

شمارهٔ ۴۱: زان غالیه دان کزاو دلم خون آید

شمارهٔ ۴۲: جائی که غمت بقصد جان برخیزد

شمارهٔ ۴۳: دردا که دلم زهجر خون خواهد شد

شمارهٔ ۴۴: حسن تو اگر چه خیمه بر ماه زند

شمارهٔ ۴۵: هر کس که نشان آن لب و دندان دید

شمارهٔ ۴۶: گر چه ز تو بر دلم ستم میگذرد

شمارهٔ ۴۷: آن شیفته را چو باد در بوق افتاد

شمارهٔ ۴۸: بر من غم عشق بینهایت برسید

شمارهٔ ۴۹: روزی که بر منت گذاری باشد

شمارهٔ ۵۰: جانا زمن سوخته به زین پرسند

شمارهٔ ۵۱: افسوس که شد جوانی و چیز نماند

شمارهٔ ۵۲: تا کی ز توام جفای دلسوز رسد

شمارهٔ ۵۳: نه با تو مرا خلوت و جام می بود

شمارهٔ ۵۴: تا طره بدان روی دلارای افکند

شمارهٔ ۵۵: شاها بتو ایزد همه آفاق سپرد

شمارهٔ ۵۶: زین پس دل من بمهر یکتا نشود

شمارهٔ ۵۷: شبهای جهان مگر بهم پیوستند

شمارهٔ ۵۸: هر دم ز توام غمی دگر باید برد

شمارهٔ ۵۹: زاواز خوش تو عقل مدهوش شود

شمارهٔ ۶۰: ناگاه چنین کرانه جوئی که چه بود

شمارهٔ ۶۱: چون بیخبری از غمم ایماه چه سود

شمارهٔ ۶۲: یک شهر همیکنند فریاد و نفیر

شمارهٔ ۶۳: زینگونه که شد خوار و فرومایه هنر

شمارهٔ ۶۴: گفتم که چراست گرد آن تنگ شکر

شمارهٔ ۶۵: تا من ز رخ خوب تو گشتم مهجور

شمارهٔ ۶۶: جانا نم دیده وتف سینه نگر

شمارهٔ ۶۷: ای روی ترا برده مه چرخ نماز

شمارهٔ ۶۸: گفتی مگذر بکوی ما در زین پس

شمارهٔ ۶۹: در جامه ازرق آن بت عشوه فروش

شمارهٔ ۷۰: زلفی که همی نهاد سر بر قدمش

شمارهٔ ۷۱: آن ماه که آفتاب نامست رخش

شمارهٔ ۷۲: نادیده هنوز آن رخ غم پردازش

شمارهٔ ۷۳: یک بوسه زلعل خویش کم گیر و ببخش

شمارهٔ ۷۴: گفتم که بزلف در کجا دارم دل

شمارهٔ ۷۵: در هجر تو گفتم که ز جان میترسم

شمارهٔ ۷۶: در فرقت تو دلی پر از خون دارم

شمارهٔ ۷۷: دلخسته آنزلف چو چوگان توام

شمارهٔ ۷۸: بر آتش غم فتاده چون زلف توام

شمارهٔ ۷۹: در عشق تو تیره حال چون خال توأم

شمارهٔ ۸۰: بی دیدن دوست دیدگانرا چکنم

شمارهٔ ۸۱: من آتش دشمنان بباد انگارم

شمارهٔ ۸۲: من جمله زبان ز حرص چون بید شدم

شمارهٔ ۸۳: بگذشت ز عشق دولت بی غمیم

شمارهٔ ۸۴: ایدل نکنی تو زین فضولیها کم

شمارهٔ ۸۵: از دور زمانه هیچ می ناسایم

شمارهٔ ۸۶: گفتم ز چه چون بوصل مقدور شوم

شمارهٔ ۸۷: گفتم در گوش اگر دهی راه سخن

شمارهٔ ۸۸: اکنون که فلک بقصد من بست میان

شمارهٔ ۸۹: دی وعده خلاف کردم ای عهد شکن

شمارهٔ ۹۰: جز در سر زلف تو نیاساید جان

شمارهٔ ۹۱: ای دل غم را نهاد باید گردن

شمارهٔ ۹۲: نی رای تو بر سر عنایت کردن

شمارهٔ ۹۳: دل گر غم تو چنین خورد وای بر او

شمارهٔ ۹۴: تا چند کشیم جور عالم من و تو

شمارهٔ ۹۵: پیراهن و فوطه بر تن روشن تو

شمارهٔ ۹۶: تا دست رهی گسست از دامن تو

شمارهٔ ۹۷: زینسان که منم بعشق در کیست بگو

شمارهٔ ۹۸: زلفی که همه سال دل و جان برد او

شمارهٔ ۹۹: دوشم چه شبی بود ز دل تاب شده

شمارهٔ ۱۰۰: نا یافته شهرخی ز وصلش ناگاه

شمارهٔ ۱۰۱: در باغ شدم قصد سوی می کرده

شمارهٔ ۱۰۲: گه تاب سر زلف مشوش میده

شمارهٔ ۱۰۳: دلدار کمان دلبری کرد بزه

شمارهٔ ۱۰۴: از بسکه همیکنم بشب ناله و آه

شمارهٔ ۱۰۵: جانا تو چنین بجنگ با من زچه

شمارهٔ ۱۰۶: در لطف بنکته سخن میمانی

شمارهٔ ۱۰۷: گر دسترسی بسیم و زر داشتمی

شمارهٔ ۱۰۸: ایدل اگرم امان جان بایستی

شمارهٔ ۱۰۹: بر زلف تو از گره نشان بایستی

شمارهٔ ۱۱۰: در ساخته بر غم من دیگر جای

شمارهٔ ۱۱۱: یکروز بطبع با رهی دم نزنی

شمارهٔ ۱۱۲: باز این دل سرگشته هجران پیمای

شمارهٔ ۱۱۳: بی دیدن من جان جهانم چونی

شمارهٔ ۱۱۴: ما را ندهد سپهر یک جرعه می

شمارهٔ ۱۱۵: نه چون رخ تو گلی بود یاسمنی

شمارهٔ ۱۱۶: ای بیش ز مه بنیکوئی و کم نی

شمارهٔ ۱۱۷: گر روی چو مه ز من نهانی نکنی

شمارهٔ ۱۱۸: دی وعده خلاف آمد ازان آزردی

شمارهٔ ۱۱۹: تا چند دل آزاری و رخ برتابی

شمارهٔ ۱۲۰: خود از همه کار جور کردن دانی

شمارهٔ ۱۲۱: ایدوست اگر نصیحتم میشنوی

شمارهٔ ۱۲۲: در حسن مماثلت بیوسف نکنی