احمد خرمآبادیزاد در ۴ روز قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۲۹ - در مدح علاء الدین اتسز شاه خوارزم:
به استناد زیر نویس نسخه عبدالرسولی (صفحه 675، چاپ مروی، سال 1355)، «ابشر» در مصراع دوم بیت 10 شکل دیگری است از «اتسز» («آتسِز»).
یوسف شیردلپور در ۴ روز قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۲۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۸۳:
مزرع سبز اجرای خصوصی استاد محمد موسوی وشجریان تا بیکران ها زیباییت وعشق حقیقی روح بابا شاد چقدر دلنشین اند دو بیتی های بابا 💛💛💐
احمد خرمآبادیزاد در ۴ روز قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۵۴:
این قطعه به استناد نسخه عبدالرسولی دارای 5 بیت است. بیت جا مانده (پیش از «بسا منت که اسکندر پذیرد»)، عبارت است از:
«عمادالدوله اریاریط کو را/نه بهطریق اجل قیصر نویسم»
احمد خرمآبادیزاد در ۴ روز قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۴۱ - در مدح اقضیالقضاة علی و آمدن به عیادت خاقانی:
این قطعه به استناد نسخه عبدالرسولی دارای 25 بیت است.
خدابین در ۵ روز قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۲۶ در پاسخ به کتایون فرهادی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۹ - فهم کردن حاذقان نصاری مکر وزیر را:
👏🏻👏🏻🌹🌹🙏🏻🙏🏻
برگ بی برگی در ۵ روز قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۵۰ در پاسخ به عباسی-فسا @abbasi2153 دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
سپاس از تبیینِ معنای این بیت و محتمل است حافظ داستانِ ذکر شده در مثنویِ مولانا را هنگامِ سرودنِ بیت در نظر داشته است.
چون یکی موی کژ شد او را راه زد تا به دعوی لافِ دیدِ ماه زد
ابولفضل ملک محمدی در ۵ روز قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۱۳ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:
دوست دشمنن تانومین جوانلارو
جاوان که نه اوشاغلاری یادء سال.
ابولفضل ملک محمدی در ۵ روز قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۱۰ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:
حیدر بابا قئشنگ بیلیر نئه اولوب
کیملر گلب کیلمر گدب نئج اولوب
حیدربابا یادیندن وار اوشاخلار؟
باغدان گلئب داغا چخن اوشاخلار
حیدر بابا اوشاخلارو یادء سال
بیربیر ئولن جوانلارو یاد سال.
علی میراحمدی در ۵ روز قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸۳:
شعر بیدل در مواجهه اول کمی سخت خوان و دیریاب به نظر میرسد اما اگر اصطلاحات و عبارات و سبک او را بشناسیم و به دنیای شگفت انگیز این هنرمند وارد شویم دیگر نمیتوانیم از آن دل بکنیم .
کتاب«کلید در باز»محمد کاظم کاظمی و همچنین گزیده غزلیات بیدل تصحیح همین محقق برای بیدل خوانی و بیدل شناسی بسیار مفید هستند.
به خصوص گزیده غزلیات که در چاپ جدید بسیار با کیفیت به زیور طبع آراسته شده و پای هر غزلی توضیحات مناسب داده شده است.
«مرقع صد رنگ»هم گزیده رباعیات بیدل اثر محمد کاظم کاظمی است که آن هم بسیار خواندنی میباشد.
استاد شفیعی کدکنی نیز در کتاب «شاعر آینه ها» اثری تحقیقی در شعر بیدل ارائه کرده و گزیده ای از غزلیات را هم در انتهای کتاب آورده اند.
علی میراحمدی در ۵ روز قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۰:
عرفان نامه ای است این غزل در توحید و استغنا و بیت هشتم هم اشارتی است به وحدت وجود
شاید ما در مواجهه با شعر بیدل بیش از هر چیز دچار نوعی حیرت میشویم ازین همه پیچیدگی زبانی که بسیار هنرمندانه شکل گرفته و معنا را منتقل میکند.
تو آفتاب و جهان جزبه جستجوی تو نیست
بهار در نظرم غیر رنگ و بوی تو نیست
خروشکنفیکون در خم ازل ازلیست
نوایکس به خرابات های و هوی تو نیست
ز دور باش ادب خیز حکم یکتایی
غبارما همهگرخون شود بهکوی تونیست
جهان به حسرت دیدار میزند پر و بال
ولی چه سودکه رفع حجاب خوی تونیست
بهکار خانهٔ یکتایی این چه استغناست
جهانجلوهای و جلوه روبروی تو نیست
علی میراحمدی در ۵ روز قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۵۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۲:
یکی دیگر از شاهکارهای بیدل که درین اوزان کوتاه اشعار شگفت انگیزی دارد که ساده تر و قابل فهم تر نیز میباشند
اگر عالم برای خویش پیداست
برای من مرا هم آفریدند
چه سان تابم سر از فرمان تسلیم
که چون ابرویم از خم آفریدند
دلم بیدل ندارد چاره از داغ
نگین را بهر خاتم آفریدند
در مورد بیت اول ازین سه بیت میتوان چنین گفت که هر کس پادشاه کشور خویش است و برای خود عالمی دارد که نکته بسیار جالبی است این مطلب که کمتر کسی به آن توجه دارد و این بیت نشان میدهد که شاعر چه مقدار اهل تفکر وتدبر در کار خود و کار دنیا بوده است.
هر کسی عالم خویش را دارد و به عالم شخص دیگر راهی ندارد.
من دنیای خود را تجربه میکنم که کاملا منحصر به فرد است و دیگری نیز دنیای خود را!
علی میراحمدی در ۵ روز قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۱:
هرکه را دیدم درین عبرتسرا
بهر مردن زندگانی میکند
بی دماغم، غیر دل زین انجمن
هرچه بردارم گرانی میکند
آنقدر از خود به یادش رفتهام
کاین جهانم آنجهانی میکند
هیچ میدانی کهام ای بیخبر
شاه ما را پاسبانی میکند
کلک بیدل هرکجا دارد خرام
سکته هم ناز روانی میکند
معنای بیت آخر :
قلم من آنقدر روان است که اگر سکته ای هم در وزن شعر باشد باز هم به چشم نمی آید و شعر روان به نظر میرسد!
علی میراحمدی در ۵ روز قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۷:
جنون مینالد از بیدستگاهی
که عریانی گریبانی ندارد
بیت جالبی است
همواره یکی از نشانه های عشق و جنون مبارک در شعر پارسی گریبان دریدن است .
شاعر میگوید جنون ما در پی گریبان دریدن است اما ما حتی لباسی نداریم که گریبانش را بدریم!
گویا جنون و فقر را در کنار هم نشانده است
علی میراحمدی در ۵ روز قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۷:
دل از وسعت اگر شانی ندارد
بیابان هم بیابانی ندارد
میگوید آدمی باید در دل خود وسعت مشربی داشته باشد و حالی و احوالی که اگر چنین نباشد در صحرا و بیابان هم دلش میگیرد!
سناتور سنتور در ۵ روز قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰:
عشق خونگرم از محبت کرده ایجاد مرا
آهوان از چشم نگذارند صیاد مرا
صائب تبریزی صائب صاحب سخن شهسوار میدان خیال قهرمان سبک هندی
سناتور سنتور در ۵ روز قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۱:
عیار حسن ز صاحب نظر شود پیدا
که قیمت گهر از دیده ور شود پیدا
دهد ثمر ز رگ و ریشه درخت خبر
نهفته های پدر از پسر شود پیدا
صائب تبریزی صائب صاحب سخن شهسوار میدان خیال قهرمان سبک هندی
سناتور سنتور در ۵ روز قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:
غم مردن نبود جان غم اندوخته را
نیست از برق خطر مزرعه سوخته را
صائب جان صائب صاحب سخن شهسوار میدان خیال
سناتور سنتور در ۵ روز قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۲:
اگر از اهل ایمانی مهیا باش آفت را
که دندان می گزد پیوسته انگشت شهادت را
شهسوار میدان خیال صائب تبریزی
صائب صاحب سخن
علی میراحمدی در ۵ روز قبل، یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵۹:
غزل شاهکاری از بیدل که صورت دیگری است از دو غزل عرفانی حافظ که به تجلی الهی در ازل و آغاز آفرینش اشاره دارند
یکی غزل معروف :در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
و دیگر...
ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
کل غزل بیدل بسیار عالیست اما چند بیت اول کمی تخصصی تر و از بیت ششم تا انتها عاشقانه تر و حیرت انگیز تر است:
خودآرایی چه مستور و چه اظهار
خراباتی چه مخموری چه مستی
نه اینجا سبحه ره دارد نه زنار
تو دیرستان ناز خود پرستی
تحیر چشم بند سحرکاریست
بهار بینشانی گل به دستی
دریغا رمز خورشیدت نشد فاش
ابد رفت و همان صبح الستی
کسی دیگر چه اندیشد چه فهمد
به آیینیکه نتوان یافت هستی
باید از زبان خود بیدل به بیدل چنین گفت:
« بیدل از فهم کلامت عالمی دیوانه شد
ای جنون انشا دگر فکر چه مضمون می کنی»
روح اله کاظمی در ۴ روز قبل، دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۵: