گنجور

حاشیه‌ها

مجنون یوسفی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

ای که همتایت به زیر گنبد دوار نیست

در جهان شیرینتر از گفتار تو گفتار نیست

HRezaa در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۲ در پاسخ به پرواز دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:

درود بر شما همزبان گرامی

 

جسارتا برای شما مثالی میگویم؛ 

تنها داوطلبی بسیار باهوش و بسیار آماده میتواند تمامی سوالات کنکور را بصورت ۱۰۰٪ درست پاسخ دهد

ولی بهتره دقت کنیم که، بازهم تنها یک داوطلب باهوش و آماده میتونه تمااام سوالات کنکور رو غلط بزنه.....

یعنی یک داوطلب حتی اگر شانسی هم بزنه، برخی سوالات رو درست میزنه....

 

پس اگر داوطلبی دیدید که تمااااااااام سوالات رو غلط زده، بدونید کاملا آگاهانه و عمدا چنین پاسخ‌هایی داده....

 

بعبارت دیگه، شما کسی که خواب هست رو میتونید بیدار کنید،   ولی کسی که خودش رو به خواب زده رو نمیشه بیدار کرد....

 

به هر حال ، عشق مقوله جذابیه، که در مرحله زمینی بصورت عشق بین دو شخصه، و در مضامین عرفانی به عشق بین مخلوق و خالق و نهایتا حل شدن در معشوق اشاره میکنه

 

حضرت حافظ این اختیار رو به همه داده که هرطور که دلشون خواست تعبیر کنند، ما کی باشیم که بخواهیم این اختیار رو از مخاطبین بگیریم؟!

ضمن اینکه ایشون کی باشند که هرچند با دانستنی‌های فراوانشون بتونند اشعار حضرت حافظ رو به شاه‌شجاع و امثالهم نسبت بدهند؟! 

 

می بده تا دهمت آگهی از سر قضا....

 

جناب پرواز گرامی، نگران نباشید، هر کسی بسته به بینش و درکش، از اشعار حضرت حافظ یا لذت میبره و یا بهره و یا هردو، این دیگه به خودش بستگی داره

HRezaa در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۷ در پاسخ به علی میراحمدی دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:

سپاس فراوان از توجه شما

 

من چون نگاه تخصصی به ادبیات ندارم، فقط زیبایی این ابیات رو دیدم.

ممنون از راهنماییتون

علی حاتمی در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۹ - در مدح حضرت مولی الموالی علی علیه‌السلام:

تو بند هفتم

«ای بی حدود و حد» درسته

خدابین در ‫۴ روز قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۰۳ در پاسخ به کتایون فرهادی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۱ - بیان دوازده سبط از نصاری:

درود بر شما 

امیر لطف زمان در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۳۰ - بساطی سمرقندی:

شعر مذکور که شیخ بهایی آن را تخمیس کرده، در دیوان خیالی بخارایی نیز وجود دارد.

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

با نگاهی به اشعار حافظ از یک سو و اشعار سلمان ساوجی از سویی دیگر درمیابیم که این غزل بیشتر می تواند سروده حافظ باشد .

سطح این غزل از سطح کار سلمان ساوجی بالاتر است

بهر هر حال این غزل اگر در دیوان حافظ نبود شاید ده بار هم خوانده نمیشد! 

 

صادق مظفری در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او:

استاد عبدی دمت گرم برگردان ها بسیار بجا و زیباس .برا یاد گیری و آگاهی لطف بفرما با حتی همین معانی کوتاه لغات هم باشد یاری رسانی بفرما.خداوند خیرت بده 

علی میراحمدی در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

آیا در ابیات 5 و 8 تکرار قافیه صورت گرفته است یا کلمات دارای برداشت معنایی متفاوت هستند؟

سُخَنِ غِیْر مَگو با مَنِ مَعْشوقه‌پَرَسْت!

کَز وِی و جامِ مِی‌اَم نیست به کَس، پَروایی

شَرْحِ این قِصِّه مَگَر شَمْع بَرآرَد به زَبان

وَرنَه پَروانه نَدارد به سُخَن، پَروایی

Ebra . در ‫۴ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ عرفی » مثنویات » شمارهٔ ۱ - ساقی نامه:

بسیار زیبا بود.

پوریا محمدزاده در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۲۷ در پاسخ به علی احمدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

سلام به شما اقای احمدی عزیز در این مورد که فرمودید اگر عاشق باشی پیر مغان را خواهی یافت و طی کردن مسیر عشق بدون پیر سالک ممکن نیست.در جواب باید عرض کنم که مسلما از ابتدای سفر تا رسیدن به مقصد نهایی یعنی عشق باید اعتماد کامل به شهود درونی داشت و با نیت پاک دل پاک و خلوص نیت به مقصد دل یعنی عشق رسید و نیازی به پیرسالک نیست.چون احساس درونی و شهود درونی بالاتر از پیر و مرشد هست.گرچه پیر سالک میتواند مسیر عشق را روشن تر کند ولی جای شهود درونی را نمیگیرد.

Ebra . در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۱۵ در پاسخ به بررو دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:

سلام.
دخترانش

Ebra . در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۱۲ در پاسخ به برمک دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:

اولند که ادب داشته باشید. دوم که این فرد درست میگه. آخرش ضحاک در دماوند به بند کشیده میشه. لطفا اطلاعات عمومی خود را افزایش دهید. التماس تفکر

علی احمدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:

در این غزل زیبا در سه بیت اول برخی چالش های راه عاشقی که از جانب معشوق صادر می شود بیان می گردد.و در ابیات بعد برخی راهکارها برای پایداری در این راه ارائه می شود.

چو دست بر سرِ زلفش زنم به تاب رَوَد

ور آشتی طلبم با سرِ عِتاب رَوَد

وقتی بر سر زلفش دست می زنم تاب می خورد . به تاب رفتن کنایه از روی گرداندن با خشم است . وقتی هم می خواهم با او اشتی کنم مرا سرزنش کنان ترک می کند.( برخورد تند و توام با سرزنش )

چو ماهِ نو رَهِ بیچارگانِ نَظّاره

زَنَد به گوشهٔ ابرو و در نقاب رود

مثل هلال ماه مشتاقان بیچاره که مدتها به انتظارش خیره می مانند را با گوشه ابرویی که نشان می دهد شاد می کند ولی در نقاب مخفی می شود و دیگر نمی توان او را دید.هلال ماه نو آنقدر باریک است که ممکن است فقط لحظه ای به سختی  دیده شود ولی با دقت که می نگری آن را با چشم غیر مسلح نمی بینی .می تواند اشاره به این هم باشد که مدت استقرار هلال ماه در آسمان کم است و ممکن است در آن مدت کوتاه قادر به دیدنش نباشیم یا برای مدت کوتاهی ببینیم.( اشاره به جلوه گری کوتاه مدت معشوق است.)

شبِ شراب خرابم کُنَد به بیداری

وگر به روز شکایت کنم به خواب رود

هنگام شب که وقت مستی است به امید دیدنش بیدار می مانم و اگر در این باره در روز به وی شکایت کنم به خواب می رود ( بی اعتنایی معشوق ) 

طریقِ عشق پرآشوب و فتنه است ای دل

بیفتد آن که در این راه با شتاب رود

حال باید چه کرد؟ ای دل به هر حال راه عاشقی پر است از این آشوبها و دردسر هایی که معشوق می سازدو اگر برای وصال با معشوق عجله داشته باشی از پا می افتی ( توصیه به صبر و پایداری )

گدایی درِ جانان به سلطنت مفروش

کسی ز سایهٔ این در به آفتاب رود؟

اگر بر خانه معشوق گدا و محتاج باشی بهتر است از اینکه پادشاهی کنی این گدایی را به سلطنت نفروش.کسی که مزایای عشق ورزی را چشیده باشد و سایه آرامش آن را دیده باشد به بیقراری گرمای آفتاب می رود؟  ( احساس فقر در برابر معشوق )

سوادِ نامهٔ مویِ سیاه چون طی شد

بَیاض کم نَشَوَد گر صد انتخاب رود

سِواد مو یعنی سیاهی مو که نماد دوران جوانی است و بیاض یعنی سپیدی که می تواند نشانه سپیدی مو در پیری باشد که قطعا انتخابی نیست و جبر روزگار همه موها را سپید می کند . وقتی در راه عاشقی پیر می شوی به اختیار خودت نیست چالشهای عاشقی وجود دارد و باید دلت را به یار بسپاری .سواد را به معنای چکنویس و بیاض را به معنای پاکنویس هم می گویند. یعنی تو در راه عاشقی تمام تجربه های نادرست را طی کرده ای و دستاوردهایت نشان می دهد که پخته تر از قبل شده ای و مطمئن تر از قبل گام برمی داری پس از چالش ها بیم نداشته باش و ناراحت نشو و به راهت ادامه بده ( ضرورت توکل در راه عاشقی « راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش»)

حباب را چو فِتَد بادِ نخوت اندر سر

کلاه داریَش اندر سرِ شراب رود

حبایب روی شراب را ببین که طی تهیه شراب بر سر آن جمع می شود . همین حباب اگر تکبر ورزد و به خاطر بالا نشینی خود را بزرگ بداند دیگر بالانشین نخواهد بود چون وقتی شراب کامل شد بالا نشینی حباب هم از بین می رود ( توصیه به قروتنی و پرهیز از تکبر در برابر معشوق)سرکش مشو که چون شمع از غیرتش بسوزد _دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

حجابِ راه تویی حافظ از میان برخیز

خوشا کسی که در این راه بی‌حجاب رود

ای حافظ تو اگر در این راه خودت را در نظر داشته باشی در واقع پرده ای ساخته ای که بین تو و معشوق قرار می گیرد و از حضور او محروم می شوی « اغیار همی بیند از آن بسته نقاب است » دیگر خودی محسوب نمی شوی .خوش به حال کسی که در این راه چنین پرده ای را نداشته باشد.( پرهیز از خودپسندی ) 

 

بنابراین صبر (پایداری ) ،احساس فقر و نیاز در برابر معشوق،  توکل ( دلسپاری ) ، فروتنی و تسلیم شدن در برابر خواسته معشوق پنج توصیه حافظ بزرگ برای گذر از راه عاشقی است.البته همه این توصیه ها پیوست قرآنی هم دارند

در قرآن کریم به آنان که صبر و توکل پیشه کنند سرنوشت نیکی وعده داده شده ،ٱلَّذِینَ صَبَرُواْ وَعَلَیٰ رَبِّهِمۡ یَتَوَکَّلُونَ

فقر در برابر خداوند : یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلۡفُقَرَآءُ إِلَی ٱللَّهِۖ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلۡغَنِیُّ ٱلۡحَمِیدُ

فروتنی و تسلیم در برابر خداوند :فَإِلَٰهُکُمۡ إِلَٰهࣱ وَٰحِدࣱ فَلَهُۥٓ أَسۡلِمُواْۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُخۡبِتِینَ

علی میراحمدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶:

شعر خوشی است با قوافی ناخوش

 

علی میراحمدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۵:

شعر خوشی است با ردیفی ناخوش

علی میراحمدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۰۸ در پاسخ به مختارِ مجبور دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

عقل درمیابد که جهان را خالق و خدایی است و دین صفات خدا را بیان کرده و راه ارتباط با خدا و عبادت و ذکر او را نشان میدهد.

 

 

علی میراحمدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۳۳ در پاسخ به HRezaa دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:

کم لطفی در کار نیست

اشعار ایشان تکرار مکررات غزل سنتی فارسی است.

شاعر نه سبک جدیدی آورده و نه در همان سبک پیشین نوآوری خاصی انجام داده است.

چنین شعری پیش از سروده شدن از یادها رفته است!

 

Papillon در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۵۸ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲۵:

درود بر شما "رشک بتان آذری" می‌بایست درست باشد البته اگر که امیرخسرو اشاره به زیبایی و سفیدرویی زنان آذربایجان داشته باشد که به نظر می‌رسد چنین باشد چرا که مردمان محترم دهلی رنگ پوستی تیره‌گون دارند و شاعر می‌گوید "چهره زیبای تو حتی باعث حسادت زنان زیبا و سفیدروی آذری است". رسم‌الخط آزری و آزربایجان رسم‌الخط بجا و پسندیده‌ایی نیست و مربوط به پانترک‌ها و جدایی‌طلبان است. خواهشمند است اصلاح بفرمایید.

HRezaa در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:

چه غزل‌های بینظیری....‌

 

بنظرم جامعه ادبیات در معرفی استادی مثل شما کم‌لطفی کردند.....‌

۱
۶
۷
۸
۹
۱۰
۵۷۱۷