علی میراحمدی در ۵ روز قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
کسانی که به هر نحو ارتباطی با دین و ایمان ندارند و در تنگنای شک و انکار مانده اند همواره پشت شعر خیام جبهه میگیرند و شاعر دیگری نمیابند؛چون در ادبیات فارسی همه جا سخن آشکار از دین و خدا و پیغمبر است.
چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا
ما نیز هم به شعبده دستی بر آوریم
حافظ
علی میراحمدی در ۵ روز قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۱۴ در پاسخ به سورنا دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
کسی که ایمان داشته و با معارف بلند دینی آشنا باشد اصلا اعتباری برای چنین اشعاری قائل نیست.
آن وقت شما میگویید مذهبی ها شعر خیام را نخوانند که ناراحت میشوند!!
بسیار خنده آور و مضحک است!دین و کتاب خدا و شرع الهی و مبدأ و معاد با چند رباعی و خمریه زیر سوال نمیرود و به قول حافظ :
«که ساز شرع ازین افسانه بی قانون نخواهد شد»نکته دوم آنکه گفته اید اکثر مردم از فهم اشعار خیام عاجز هستند
چنین شعری که نتواند با اکثریت مردم یک جامعه ارتباط برقرار کند هیچ ارزشی ندارد و شعر خیام هم آنچنان حرفی ندارد و چندان پیچیده نیست که مردم از فهم آن عاجز باشند .
اشعار خیام فقط بیان هنری و شاعرانه است و
حتی فلسفه هم نیست!
البته از منظر هنری و زیبایی شناسی ارزشهایی دارد.
بهرام خاراباف در ۵ روز قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۳:
بگیر مطرب جانی قنینه کانی
نواز تنتن تنتن که جمله بیتو تنند
به جان جمله جانهاکه هرکش آن جان نیست
همه تنند نگه کن فروتنان چه تنند
قنینه کانی=صراحی می ساخته شده ازموادکانی ومعدنی .دراینجانوعی تنبور
تنتن تنتن=نوای موسیقی
بی توتنند=بی توتنهایند
همه تنند=همه تن هستند
چه تنند=چه نوازند
تن تن تن تن =همه این تنها،بی تویک تنند
جمله جانها=اشاره به تن تن تن تن هاست
هرکش آن جان نیست=هرکسی بامطرب نیست
همه تنند=همه تن هستند،بدون جان
فروتنان=دراینجا کسانی که تن راوانهادندوبه جان گرویدند
چه تنند=چه می نوازند
#بهرام_خاراباف
سناتور سنتور در ۵ روز قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۲۱ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » آغاز کتاب » بخش ۲۱ - فی الصفات:
چاره چیست از بود نابود آمدن
پس بهیچ از جمله خشنود آمدن
شیخ عطار کبیر
سناتور سنتور در ۵ روز قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۲۰ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » آغاز کتاب » بخش ۲۱ - فی الصفات:
الله الله الله یا سلام یا سلام یا سلام
شیخ فقط شیخ عطار
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
مولانا جلال الدین ماشاریپوف
سناتور سنتور در ۵ روز قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۱۴ دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۴:
دل جگر سوخته از جان سیه بخت من است
سناتور سنتور در ۵ روز قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۱۴ دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۴:
اهلی این شام غم از تیرگی بخت من است
احمد خرمآبادیزاد در ۵ روز قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۱۰ - بند دهم:
به استناد زیر نویس بند دهم از بخش فرهنگی دیوان ادیبالممالک (شادروان وحید دستگردی، صفحه 728، چاپ ارمغان، سال 1312 خورشیدی)، در مصراع دوم بیت 4:
۱-«سَد گیس» به معنی «رنگین کمان» است.
2-«رخش» در این بیت به هر چهار معنی «عاق»، «ابلق»، «سد گیس» و «میمون» آمده است.
3-در صفحه 729 همین سند آمده است که «درخت آویز» همان «مرغ شبآویز» میباشد.
یادآوری:-واژه «جخش» در مصراع دوم بیت 14، شکل دیگری است از واژه «چخش»
سیدمحمد جهانشاهی در ۶ روز قبل، یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
همه دُورهای عالم بگذشت و کس ندانست
سورنا در ۶ روز قبل، یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
اگر خیام امروز زنده بود و این کامنت هارو میدید
احتمالا هیچی نمیگفت و لبخندی میزد و میرفت سراغ پیاله اش!
این ابیات بسیار ژرف و اندیشمندانه و هوشمندانه سروده شده اند و اکثریت مردم از فهم اون عاجز هستن.
اینکه اینهمه ساده نگری و سطحی نگری در کامنت ها مشهوده و از ۱۶۰ کامنت تنها ۵ نظر درست وجود داره تقصیر کسی نیست. تازه اینا اهل شعر و ادب هستن. در جامعه آمار از این هم کمتره. عیار و معنی شعر بسیار بسیار سنگین و دور از دسترس مردم عادیه. خیام خودش هم اینو میدونسته
فقط کسانی میفهمند چی میگه که از سطحیات عبور کردن و به معنای واقعی زندگی رسیدن.
به کسانی که مذهبی هستن پیشنهاد میکنم اشعار خیام رو اصلا نخونن تا باعث ناراحتیشون نشه
احمد خرمآبادیزاد در ۶ روز قبل، یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۱۶ - روزهای ماه های پارسیان:
در این شعر، دو نکته درخور توجه است:
1-از آنجا که شاعر میبایست وزن و قافیه را نیز در نظر داشته باشد، هنگام شمارش روزها (در مصراع دوم بیت شماره 2) به جای «هشتمین» و «نهمین» نوشته است: «هفتمین» و «هشتمین».
2-واژۀ «مانتراسپند» در سندهایی مانند لغتنامۀ دهخدا، فرهنگ فارسی معین، فرهنگ فارسی سخن، فرهنگ نظام، فرهنگ نفیسی و ... وجود ندارد. چنین چیزی احتمالا تنها یک اشتباه چاپی است و با توجه به آنچه که در زیر خواهد آمد، باید «میتراسپند» باشد.
با در نظر گرفتن این شعر و به استناد «روزشماری ایران باستان» (دکتر محمد معین، سال 1325) نام روزهای هر ماه (30 روز) به ترتیب عبارت بوده است از:
هرمزد، خور، رام، بهمن، ماه، باذ، اردیبهشت، تیر، دی به دین، شهریر، گوش، دین، اسفندارمذ، دی به مهر، اَرد، خرداد، مهر، اشتاذ، مرداذ، سروش، آسمان، دی به آذر، رشن، زامیاذ، آذر، فروردین، مهر اِسفند، آبان، بهرام و اَنیران (اَنارام).
حسامالدین چلپی در ۶ روز قبل، یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۵:
مرسوم در اینجا به معنای حقوق و معاش می باشد
رضا صدر در ۶ روز قبل، یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مسمطات » تا کی و تا چند؟:
دوستان گنجور خسته نباشید. لطفاً دلیل افتادن قسمتهایی از این شعر رو بیان کنید.
سناتور سنتور در ۶ روز قبل، یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۰۹ در پاسخ به علی بهزادی دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
سلام میشه بگید اون ترجیع بند چه بود
سناتور سنتور در ۶ روز قبل، یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۰۹ در پاسخ به علی بهزادی دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
سلام
ابوتراب. عبودی در ۷ روز قبل، شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
باسلام و عرض ادب محضر استادان گرانقدر و فرهیختگان فعال در گنجور.
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ أعِدُّوا لَهُم مَاستَطَعتُم مِن قـُــوَّه
به نام خــداونـــد جان آفــرین
پـــــــدیـــــدآورِ آسمان وُ زمین
درود خــداونـــد ِخورشید و ماه
به ایران به ارتش،بسیج و سپاه
ولایتمـــــداران ثـابت قـــدم
جهـادی گـــــران مُسلّح قـلم
هـُـــژَبـــر افکنانِ یل سبــزپوش
دلیـران دریا دل وُ سخت کوش
کمانــــــــدار مـردان آرش مــرام
کمربسته درخدمتِ خاص وُ عام
سپاه اُسوه غیرت و مردی است
نـمادِ جهاد و جــــوانمـردی است
بـه گاهِ حـوادث در ایــران زمین
سپاه یار و غمخوار مستضعفی
ز طوفان و سیل و دیگر حادثه
ز ویـــروسِ منحـوس یا زلــزلـه
سپاه سلحشور عالــــــی مقام
یلان و دلیــــــرانِ مالک مــرام
مـدد کار و غمخوارمستضعفان
پنـاه ضعیفـان و درمانـــــدگـان
به خدمت رسانـیّ مـردم،مُدام
بـه خطّ مُـقَــدّم سپـاه پیشگام
سپـاه حـافظ کشــور و انـقلاب
ندارد ز او ،دشمن آرام و خواب
سلحشـور مـــــردانِ روز نبــــرد
همه شیـر اوژن همه رادمــــــرد
سپاه مظهر عزّت و غیرت است
نـماد سلیمانـــــــی و همت است
چهل سال و أنـدی مقاوم چو کوه
به هر عرصه ای کرده فتحُ الفُتوح
سپاهــی پـدیـد آور وحـدت است
بــه طـور ِیقین روح ِ امنیت است...
ابیاتی چند از رقص آتش و خون، ابوتراب عبودی
ابوتراب. عبودی در ۷ روز قبل، شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
محمد هارون صادقی در ۷ روز قبل، شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۳ در پاسخ به Sina Jafari دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:
با تقدیم احترامات فائقه:
در باب آینده نگری جناب حکیم نظامی گنجوی چه زیبا فرموده است.در همه کاری که گرایی نخست
رخنهٔ بیرون شدنش کن درست
محمد هارون صادقی در ۷ روز قبل، شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۶ در پاسخ به محمد هادی حسینی دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:
با عرض سلام و تقدیم احترامات!
در پاسخ به پرسش برادر عزیز القدر خویش باید گفت: مصرع انتخابی شما در خبر بیت قرار گرفته است اگر مبتدا را در نظر بگیریم باز میتوانیم جایگاه « باز » را دریافت نمایم. مثلاً در ادبیات دری کلمه باز به دو معنی آمده است یکی باز ضد بسته است و دیگر مثل ترکیبات « بعد از این» آمده است ( گر کسی وصف او زمن پرسد: بیدل از بی نشان چه گوید باز) وقت کسی از لامکان و یا بی نشان سوال داشته باشد مخاطب باز چی گفته میتواند مثلاً هیچ. وسلام
علی میراحمدی در ۵ روز قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۷: