گنجور

حاشیه‌ها

omid در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده:

بهترین اجرا از زنده یاد الهه هست با تنظیم و ارکستراسیون بی نظیر روح الله خالقی

علی میراحمدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:

یکی از غلط اندازترین غزلیات حافظ که استعداد این را دارد تا ظاهرگرایان هر چقدر دلشان میخواهد به دورش سینه بزنند!

علی میراحمدی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۸:

این «غزل بچه» بسیار شیرین و خواستنی است!

همایون در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴۷:

از غزل های بلاتکلیف که شاید برای روکم کنی کسی گفته شده چون نمیتواند برای خودنمایی باشد یا غزل سرایی که اصلن مایه غزل ندارد نه مایه قصیده، خدا رحم به پروردگار کند و به اون کسی که می‌خواهد با تفسیر این مجموعه، خودی بفروشد گویی به سرنوشت سلطان خونریزی درآمده که از بالا به سرنوشت میگوید برو پایین و مواظب کاسبی ما باش

آنچه می ماند عشق بی بدیلی است در زندگی که میان مریدی حاضر و مرادی غایب پدیدار  و پاسخی به همه پرسش های دشوار هستی اینگونه پیدا گشته است و اینچنین ابداع و ساخته میشود شرابی که همه خماری ها را خاموش و تشنگی ها را برطرف می‌سازد. به هر حال باید بتوان از همه سوراخ ها گذر کرد و از همه راه ها گذشت باید به آن توانایی دست یافت که سرنوشت را به گونه‌ای با دستان خود نوشت و شعر هستی را سرود.

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸:

از چه خاست و از چه خشک و تر رسید

سما اجاکه در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایتِ شمارهٔ ۲۷:

مقامی مُتَّسِع ترتیب کردند و ...

دقیقه یعنی نکته

سما اجاکه در ‫۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایتِ شمارهٔ ۲۷:

مقامی مُتَّسِع ترتیب کردند و ...

صدمت یعنی هجوم

علی میراحمدی در ‫۶ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

نگارِ من که به مکتب نرفت و خط ...

یکی از اساتید  در یکی از کتاب‌هایش  میگوید این بیت درباره شاه شجاع  است و منبع تاریخی دارد
وقتی استاد  قرآن پژوهی و حافظ پژوهی چون ایشان چنین حرفی بزند باید بگوییم وامصیبتا!!
آیا شعر حافظ شعری تاریخی است یا حافظ مورخ است که فقط به منبع تاریخی اش استناد کنیم؟
آیا شعر حافظ شعری تک پهلو و تخت است که نتوانیم از آن برداشت دیگری نیز داشته باشیم؟
آیا پیامبر اسلام به غمزه مسأله آموز صد مدرس نشده  و آن وقت شاه شجاع شده است ؟!!
آیا این بیت در طول تاریخ از سوی مسلمانان به عنوان بیتی درباره رسول گرامی پذیرفته نشده و ثبت و سند نشده است؟!
این بیت مشهورتر از آفتاب اگر شهرتی کسب کرده بخاطر آنست که از سوی بخشی از جامعه به عنوان بیتی در مورد حضرت محمد شناخته شده و رواج پیدا کرده است و اگر چنین نبود این مقدار شهرت پیدا نمی‌کرد.

وقتی بخشی از جامعه بیتی یا شعری را در خدمت آرا و عقاید خود درمی آورد و به آن هویتی دیگر می‌بخشد باید آن معنای جمعی را پذیرفت و به آن احترام گذاشت.

البته یک باور جمعی منظور است نه آنکه کسی بیاید و بگوید که من هم عقیده دارم فلان بیت درباره فلان شخص است و این سلیقه شخصی است  به باور جمعی نرسیده است.

 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۶ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸:

تا به یکدم ، صد جهان لشکر رسید

علی میراحمدی در ‫۶ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۶:

پادشاهی که طرحِ ظلم افکند ...

دایره معنایی یا قلمرو فرهنگی یک بیت یا شعر  تا چه حد است؟
به عنوان مثال وقتی سعدی میگوید:
پادشاهی که طرح ظلم افکند
پای دیوار ملک خویش بکند
چقدر میتوانیم راجع به این بیت حرف بزنیم یا مطلب بنویسیم که به موضوع ربط داشته باشد؟
مسلما وقتی شاعر چنین میگوید هم اشاره به گذشته و گذشته ها دارد و هم به حاکمان عصر حاضرش کنایه میزند و هم رویی نیز در آیندگان دارد
شاعر اگر شاعر باشد سخنش دایره معنایی گسترده ای دارد و در زمان و مکان محدود نمی‌شود که اگر چنین بود ما امروز سعدی و حافظ و فردوسی و خیام نمیخواندیم!
چرا ما شعر عنصری را نمی‌خوانیم ؟
چون دایره معنایی شعرش از کاخ و دربار و پای تخت محمود و نهایتا وصف بهار و شرح یکی دو جنگ فراتر نرفته است
اما همان اشعار مدحی حافظ را هم میخوانیم چون حافظ در همان اشعار مدحی هم سهمی برای دیگر موضوعات گذاشته است.

اشعار جنگی فردوسی را میخوانیم چون روی در حماسه و پهلوانی و نبرد جهت عدل و اصول جوانمردی دارد

با این حساب اگر ما پای این بیت سعدی از هر پادشاه یا پادشاهانی که ظلم کرده ،میکنند یا خواهند کرد در هر ملیتی و هر دورانی سخن بگوییم سخنی بی ربط نگفته ایم.

سیاوش عیوض‌پور در ‫۶ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۴۲ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۱۵ - حکایت سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان:

خدا خدای محمد است و دین محمد دین خداست، و اسلام یعنی تسلیم در برابر حکم خدا، حالا کسی که این حقیقت رو با وجود دانستن کتمان می‌کنه یعنی خرد رو قربانی بت های خود ساخته کرده

سیاوش عیوض‌پور در ‫۶ روز قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۲۹ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲ - همت ای پیر:

اگر شما جایی دیدی که پیامبر اسلام یا امامان گفتند در روز بارانی اهل کتاب نباید بیرون بیایند تا باعث نجس شدن دیگران نشوند یا آنها باید زناز یا لباس مخصوص بپوشند تا از مسلمین مشخص شوند با همین تحکم صحبت کن

علی میراحمدی در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

ناگهان پرده برانداخته‌ای، ...

سیصد و شصت و پنج روز در صحبت حافظ |

حسین الهی قمشه ای

آن یار که ناگهان پرده های جلال برانداخت و خیل جمال خویش را به صحرای امکان فرستاد همان است که عطار خطاب به او گفت:

ای روی در کشیده به بازار آمده

خلقی بدین طلسم گرفتار آمده

و همان یار یگانه است که به تعبیر جامی از فوران زیبایی تاب مستوری نداشت و

برون زد خیمه زاقلیم تقدس

تجلی کرد در آفاق و انفس

و همان است که سعدی با او گفت:

تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی

دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی

و به هیچ روی آن «یار پرده در» یک دختر شیرازی نبوده است که بر لب بام آمده یا پرده خانه را کنار زده و مست و بی حفاظ در بازار ظاهر شده است.

انتشارات سخن | نسخه الکترونیک  اپلیکیشن طاقچه 

چقدر این غزل و این شرح کمک می‌کند که ما فضای کلی دیوان را و منظور اصلی حافظ را دریابیم تا به بیراهه نرویم .

این غزل آزمون حافظ شناسی است !

علی میراحمدی در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

ناگهان پرده برانداخته‌ای، ...

gapgptچنین شرح می‌دهد و بسیار صحیح و درست اشاره میکند

تجلی ناگهانی معشوق: کنایه از آن است که محبوب (معشوق یا ذات حق) به طور ناگهانی و بدون مقدمه، حجاب‌ها و پرده‌های غیبت را کنار زده و خود را آشکار کرده است. این “برانداختن پرده” نماد آشکار شدن حقیقت، زیبایی، یا حضور الهی است.

سخن عشق از زبان gapgptهم شنیدن دارد !

 

ملک آرشی در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۱۵ در پاسخ به Alireza Moammer دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:

به نام خداوندِ جان‌آفرین حکیمِ سخن‌ در زبان‌آفرین

درود 

بنظرم سعدی که هم ساده است و هم شیرین و خوش‌طبع، خصوصاً در غزلیات آغاز بسیار مناسبی‌ست. بعدها حافظ و عطار و مولانا و صائب و البته فردوسی. در آخر هم سنایی و نظامی و خاقانی که دشوارتر هست.

علی میراحمدی در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:

در جست و جوی خویشم
حیران روی خویشم
جای دگر ندارم
ساکن به کوی خویشم
رامش برم ز ذاتم
جام وسبوی خویشم
با کس سخن ندارم
راز مگوی خویشم

علی میراحمدی در ‫۶ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:

بدین شعرِ ترِ شیرین‌، ز ...

متن زیر بخشی است از کتاب تاریخ ایران اثر حسن پیرنیا که نویسنده به وضع شعر و شاعری در دوران ساسانی پرداخته است
طبق این متن شعر به صورت عروضی که امروز ما می‌شناسیم و در کلام فردوسی و حافظ و سعدی و دیگران می‌بینیم و میخوانیم پیش از اسلام وجود نداشته است .اما به هر حال سخنان منظومی بودع است که شاید توسط نوازندگان خوانده می‌شده یا سخنان منظوم دیگر .
پس در می‌یابیم که شعر فارسی با این کیفیت و کمیت که ما امروز داریم میراث ایران و اسلام است ،ما وقتی میگوییم اگر اسلام نبود فردوسی و حافظ و سعدی و نظامی و مولانا نبود سخنی بیجا و از سر تعصب دینی نیست ،بلکه واقعیت است.
مورد دیگری که مورخ اشاره میکند این است که شخصی بنام عبدالله ابن مفقع در قرن دوم هجری متن‌های پهلوی را به عربی ترجمه می‌کرده لیست.
توجه کنید عزیزان من

ترجمه متن پهلوی به عربی در قرن دوم هجری!!هزار و دویست سال قبل در سرزمین اسلام ترجمه کتاب صورت می‌گرفته است.اگر اشتباه نکنم  متون یونانی هم ترجمه می‌شده است!
آن وقت چگونه دم از کتابسوزی میزنید یا مبالغه میکنید؟!

البته هر جنگی و هر انتقال تمدنی آسیب‌های خود را دارد!

این را هم بدانیم که انتقال تمدنی به نفع بشر است و استعدادهای مختلف بشری در تمدن‌های مختلف شکوفا میگردد

و اما بخشی از متن کتاب:
«راجع به این مطلب آن چه از تتبعات محققین به دست آمده این است که اگر شعر را به مفهومی تصور کنیم که به شعر فارسی امروزه صدق میکند یعنی منظوم عروضی البته چنین چیزی در دوره ساسانیان وجود نداشته، ولیکن اگر مقصود از شعر سخنی باشد که نثر مرسل نبوده از حیث عده هجاها (سیلاب ها) ترتیبی داشته باشد، ظن قوی بر آن است که این گونه اشعار بوده...
دلائل این مطلب از قرار ذیل است: اولاً چنان که از منابع موثقه معلوم است شاهان ساسانی توجه مخصوصی نسبت به موسیقی دانها داشته اند و موسیقی دانهای معروف آن دوره الحان و نواهایی با ساز می سرودند و خیلی بعید است تصوری کنیم که الحان یا نواها به کلی عاری از هر ترتیبی بوده،.......
عبدالله ابن مقفع که در نیمه اول قرن دوم هجری می زیسته و کتب زیادی از پهلوی به عربی ترجمه کرده و بالنتیجه از اوضاع دوره ساسانیان اطلاعات مبسوطی داشته نوشته است وقتی که برزویه طبیب کتاب کلیله و دمنه را از هند به ایران آورد خسرو اول انوشیروان بسیار مشعوف شد و مجلس جشنی بر پا کرده امر نمود که خطباء و شعراء هر یک برای این مجلس جشن چیزی بسازند.»

بی گناه در ‫۷ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:

طبق پژوهش استاد آهی در 3 نسخه به این صورت هست، و به نظر صحیح هست چون؛ "نمیگویی برآور دم" معنی نداره.

فرو رفت از غم عشقت/ دمم/ غم می دهی تا کی؟
دمار از من برآوردی و میگویی میاور دم؟

علی میراحمدی در ‫۷ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۴ در پاسخ به سمانه ح دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹:

تفسیر جالب و منحصر به فرد و تا حدی مدرن است که بسیار بهتر از برخی تفسیرهای سنتی است .

شرح و تفسیر شما همچنان که نگاه تازه ای به شعر دارد و افق تازه ای پیش روی مخاطب باز می‌کند ولی من درآوردی و ساختگی هم نیست و به عناصر شعری وفادار است.

میتوان چنین نگاهی نیز به شعر حافظ داشت اگر از بند کلیشه ها رها شویم

اگر عادت را دور کنیم و  برای کشف مناظر پنهان و منظورهای نهان به حافظ بپردازیم نه برای معنی کردن تحت لفظی واژگان و ابیات.

این شرح نگاه تازه ای به مخاطب می‌دهد بر خلاف آن شرح سنتی که نه تنها نگاه تازه ای نمی‌بخشد بلکه همان شعر را هم به نثری خنک و بی مزه تبدیل میکند

شرح شعر شما هم به اثر وفادار است و هم خود اثری است منحصر 

شارح نباید تکرار کند بلکه باید بیافریند و  بیفزاید

 

مهرداد آریان در ‫۷ روز قبل، سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:

بیت آخر خط بطلانی بر نسبت این شعر به سعدی می‌باشد؛ بی چاره آن عاشق گمنام

۱
۶
۷
۸
۹
۱۰
۵۷۰۹