محمدکاظم نجفی در ۷ روز قبل، سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
سپاه را به فرمان من بسیج کن و چنان لشکر را به حرکت درآور که از میانشان گردوخاکی عظیم برخیزد.
سید عباس جلادتی در ۷ روز قبل، سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۵۹ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۷ - رجوع کردن به قصهٔ پروردن حق تعالی نمرود را بیواسطهٔ مادر و دایه در طفلی:
کرمان در این دو بیت به معنی کرمها است و اشاره به داستان حضرت ایوب و بیماری وی دارد که ذکر شده به چنان بیماری مبتلا شده بود که کرمهایی بر اندامش نشسته بودند.
احتمالا این دو بیت به این معنی است که خداوند چنان صبری به حضرت ایوب داده بود که کرمها را بر بدن خویش پدرانه پذیرفته بود و شکایتی نداشت
سید عباس جلادتی در ۷ روز قبل، سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۵۰ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۷ - رجوع کردن به قصهٔ پروردن حق تعالی نمرود را بیواسطهٔ مادر و دایه در طفلی:
تلویم احتمالا به معنی ملامت و گناه (آنچه مستوجب ملامت است)
بنابر این بی تلویم یعنی بی ملامت و بیگناه
محمدکاظم نجفی در ۷ روز قبل، سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۴۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
دیو با حرکتی معکوس (از پایین به بالا) پنجه انداخت و قامت سیامک را خم کرد.
سید عباس جلادتی در ۷ روز قبل، سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۴۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۴۰ - مثل:
با سلام
سُلَّم به معنی نردبان است و دو بار در قرآن کریم ذکر شده است. دُرَج نیزجمع دُرج به معنی گنجینه و جعبه جواهر و نیز گویا به معنی کارهای سخت و دشوار است.
بر این اساس، معنی مصرع اول یعنی از صبر به عنوان نردبانی برای رسیدن به مقصود یا برطرف کردن گرفتاری ها استفاده می کنم.
محمدکاظم نجفی در ۷ روز قبل، سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
پسر شاه از شنیدن این خبر به خشم آمد، سپاه را گرد آورد و هوشیار شد.
ممنون از امیرحسین عزیز. گوش گشادن چیزی شبیه به چشم باز کردن است. به معنی مراقب بودن.
محمدکاظم نجفی در ۷ روز قبل، سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
سروش، ماجرا را جزءبهجزء برای او بازگفت که دشمن در برابر پدرش چه نقشهای میکشد.
محمدکاظم نجفی در ۷ روز قبل، سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
ناگهان سروشِ خجسته و مبارک پدیدار شد، درحالیکه مانند پریان لباسی از پوست پلنگ بر تن داشت.
محمدکاظم نجفی در ۷ روز قبل، سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
با هرکس از اندیشه و خواستهٔ خود سخن میگفت و سراسر جهان را از سخنان و تبلیغات خود پر کرد.
محمدکاظم نجفی در ۷ روز قبل، سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۲۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
اهریمنِ بداندیش از روی حسادت پیوسته نقشه میکشید، تا آنکه قدرت گرفت و پر و بال پیدا کرد.
محمدکاظم نجفی در ۷ روز قبل، سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
فرّ و شکوه پادشاهی از او میتابید، همانگونه که ماهِ کامل از فرازِ سروی بلند و راست میتابد.
هادی مردی در ۷ روز قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۶:
کل فلسفه زندگی و اگاهی انسان همون دو بیت اغاز هست و بس
علی میراحمدی در ۸ روز قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۳۱ در پاسخ به محمدحسین مسعودی گاوگانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰:
حافظ «هندو» آورده زیرا علاوه بر سیاهی، راهزنی را هم در نظر داشته
با هواداران رهرو حیله هندو ببین(حافظ)
در حکایتی شگفت از سعدی:
«ما در این حالت که دو هندو از پس سنگی سر بر آوردند و قصد قتال ما کردند»
هم در شعر حافظ و هم در حکایت سعدی راهزنی به هندوان نسبت داده شده و شاید در شعر دیگران هم یافت شود ؛چرایش را نمیدانم و باید تحقیق کنم
منظور شاعر آنست که آن طره هندو برای همگان دام پهن کرده و من سرگشته را هم گرفتار کرده مثل دیگری و دیگری
درین نوع بیان کمال دلبری معشوق نشان داده میشود و معنای مشخصی دارد
جاهای دیگر جور دیگر گفته است:
«غرقه گشتند درین بادیه بسیار دگر....»
«بازگویم نه درین واقعه حافظ تنهاست»
ملاحظه میکنید که درین ابیات دیگر سخن از اهل اسلام و هندو نیست و همگان را در بر میگیرد
گل کاغذی در ۸ روز قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۸:
نظر من برای مصرع دومِ بیت اول:
جان فدایش که به گردن زدن من برخاست
محمدکاظم نجفی در ۸ روز قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:
(هم) فزونیِ (نعمت) و (هم) شمارش (حساب و کتاب) را او انجام میدهد
و نیک و بد نزد او آشکار است
محمدکاظم نجفی در ۸ روز قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:
در جستجوی سرانجامت باش (و آن را تصور کن)
(در زمان این تصور) اگر کاری بهتر (از کار و شغل فعلی) میتوانستی انجام دهی آن را برگزین و انجام ده
محمدکاظم نجفی در ۸ روز قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:
نخستین موجودی هستی که دارای فطرت است و آخرین موجودی که به شمار آمدی (حساب شدی/خلق شدی)
پس خود را درگیر بازی (بازی دنیا) مکن
محمدکاظم نجفی در ۸ روز قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:
نخستین ویژگی تو داشتن فطرت و آخرینش شمارش است
پس خودت (و زندگی) را درگیر بازی (و کارهایی که دور از خرد هست) نکن
محمدکاظم نجفی در ۸ روز قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:
اگر انسان باشی به دیده تحیر به آن (آفرینش و انسانیت) نگاه میکنی
(و اینقدر این نشانه بزرگ است) که جز این را به عنوان نشانه (نمیتوانی) بپذیری
بزرگمهر در ۷ روز قبل، سهشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۲۱ در پاسخ به نیکومنش دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸: