گنجور

حاشیه‌ها

علی میراحمدی در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶:

گفت آسان گیر بر خود کارها کز ...

کار جهان رویی در سختی دارد و رویی در بی اعتباری و گذرایی
سخت ترین شکست ها یا شیرین‌ترین پیروزیها در گذر زمان بی اعتبار میگردند
ذهن سخت گیر مسائل ساده را پیچیده کرده و مسائل سخت را بزرگنمایی میکند.
شاعر آسانگیری را راز پنهانی دانسته که همگان به آن آگاه نیستند یا توانایی آگاه شدن از آن را ندارند
شاید آسان گیری بیش از آن که شعر و شعار باشد نتیجه نوعی جهان بینی است که شخص باید به آن برسد

یکی از خصوصیاتی که رند حافظ دارد همین روحیه آسانگیری است و راه رندی هم بر همه کس آشکار نیست

فُرْصَت شِمُر طَریقِهٔ رِنْدی که این نِشان

چون راهِ گَنْج، بَر هَمِه‌کَس، آشْکارِه نیست

علی میراحمدی در ‫۱۰ روز قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۲۵ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید:

همه گیتی از دیو پر لشکرند
ستمکاره‌تر هر یک از دیگرند

اگر نیستی بندشان داد و دین
ربودی همی این از آن آن ازین

شاعر میگوید و چقدر خوب میگوید که  وجود دین باعث جلوگیری از فساد و پلیدی در میان مردمان جهان میگردد که سخن بسیار درستی است .
عده ای اصلا ازین منظر به دین نگاه نمی‌کنند
آیا قانون میتواند جایگزین دین بشود ؟
به هیچ وجه
زیرا قانون نمی‌گوید دروغ نگو،زنا نکن،کم فروشی نکن،قتل مکن ،اسراف نکن که هر کدام ازین اعمال فسادهای زنجیره واری را در پی دارد
قانون در بسیاری از موارد پس از بروز جرم وارد صحنه میشود،در حالی که قصد دین آنست که از ابتدا شر یا جرمی صورت نپذیرد.
شرع بهر دفع شر رایی زند(مولانا)

شاید بسیاری از مردمان به آن صورت دیندار هم نباشند اما به بسیاری از منعیات دینی پایبند هستند زیرا انسان فطرتا از بدی و پلیدی بیزار است و میل به نیکی و زیبایی دارد و یکی از کارهای دین هم یادآوری این فطرت الهی  است و هم حفظ آن .

خدابین در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۴۱ در پاسخ به کتایون فرهادی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۲ - تخلیط وزیر در احکام انجیل:

صد هزاران درود بر شما که عمیق تر درک کردن این ابیات زیبا را برای ما ممکن کردید 

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۵۶:

مصراع نخست بیت دوم به شکل «اکنون که چمن سبزْ سلب گشت سه لب داشت»، هم نامفهوم است و هم از نطر وزنی لنگ می‌زند. به استناد نسخه خطی مجلس به شماره ثبت 65077 به شکل زیر درست است:

«اکنون که چمن سبزْ سَلَب گشت سه لب خواه»،

با این ویرایش، معنی آن کاملا روشن خواهد بود: «اکنون که چمن سبز پوش شده است، سه لب را بخواه»

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۵ - نکوهش القاب بی مورد:

پنجه و بالِ کرکس النُّجَبا

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۹:

که بوَد گل ، بَرِ رخساره ی او ، خوار چو خار

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۹:

بر رخ از دیده ، چو بر سبزه ی تَر ، ابرِ بهار

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:

ستورِ لاشه ، چو پرداخت کالبد ز روان

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:

تو نیز ای پسر ، ار آدمی نه ای ، خَرزی

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:

تو نیز ای پسر ، ار آدمی ، نه ای خَرزی

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:

چِدار و آخیه و داغ و لاشه و افسار

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:

چو طشت عمر ، ز بام اوفتاد و کرد صدا

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:

ستاره ها شده تاریک و آسمانها پست

Ebra . در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۱۰ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۰ - دریغا کو مسلمانی:

نه. برعکس عرض کردی. تازیک یعنی غیر عرب. تزیک - تازیک - تاژیک - تاجیک

Ebra . در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۷ در پاسخ به محمد علی‌پور دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

اصلا وجود ندارند برادر.
تو قدیمی ترین شاهنامه این ابیات نیست. پس اضافیات است

Ebra . در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۵ در پاسخ به آرمان وکیلی صادقی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

به ابیات الحاقی نناز. برو قدیمی ترین شاهنامه رو برسی کن

Ebra . در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۵ در پاسخ به علیرضام دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

این نسخه خیلی هم قدیمی نیست. احتمالا مال 300 یا 400 سال پیشه. همیشه قدیمی ترین نسخه رو برسی میکنند. قدیمی ترین نسخه شاهنامه که تقریبا برای 800 تا 900 سال پیشه این ابیات رو نداره. پس نمیشه این ها رو به پای فردوسی زد.
منطقی صحبت کنید

Ebra . در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۲ در پاسخ به کاوه دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

حرف شما منطقی نیست. آخه قدیمی ترین شاهنامه موجود که نزدیک 100 سال بعد از مرگ فردوسی نوشته شد و به جای مانده ابیات حمد رو داره. ولی این ابیات الحاقی شیر شتر ووو رو نداره. با شما نمیشه منطقی حرف زد

Ebra . در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۱۹ در پاسخ به پیک سحری ا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

بله. حق رو به درستی ادا کردید. قدیمی ترین شاهنامه رو برسی کردم
همچین بیتی نداره. اینها شستشوی مغزی شدن. تعصب زیاد دارن

Ebra . در ‫۱۰ روز قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۱۸ در پاسخ به ابوالفضل دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

اول که در قدیمی ترین شاهنامه ها نیست این ابیات. پس الکیه
اصلا اگر به شاهنامه دقت کنیم به ژرف اندیشیِ حکیم سخن میرسیم. حکیم سخن همه چیز رو با خرد میسنجه. از نژادپرستی هم بیزاره.

۱
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
۵۷۲۳