گنجور

حاشیه‌ها

حسین علیزاده hossaynalizadeh@yahoo.com در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

شرحِ حکایتِ جانسوزِجدائی واشتیاق وصال یارودیار است که اکثریت قریب به اتفاق شعراء وادباوعرفا ء درطول تاریخ باداشتن عقائد وادیان مختلف وبا فرهنگ های متفاوت همه وهمه رامتحول کرده ودرآنان روح ملکوتی دمیده وذوق سرودن شعر روح نواز وپدیدآوردن نثربرفراز و تآلیف متون عرفانی پررمزوراز ایجادکرده است واین همان عشق است که به زندگی روح میدهد وبه انسان هاامید ؛ بنظر می رسد این قدرمشترک همه انسانها است که ازیک نیستان ویک ریشه نشات گرفته اند ؛ از درد فراق وآتش هجران پیوسته درسوزوگدازند ونیز تمام آنان ،دربدست آوردن یارودیار هم داستان وهمراهند ؛ پس چه خوب است عالمان وآگاهانِ عالم تلاش کنند انسان هارامتوجه این مشترکات بنیادین نموده ؛ به هم نزدیک کرده وآنان راازاختلاف وپراکند گی نجات دهند ودرنتیجه همه برمحور خدای ِواحد متحد بشوند .
سوزوگدازتمام نوابغ جهان ؛ وعشق آتشین همه عشاق به نام عالم امکان ؛ وجمیع آثار منثورومنظوم مسموع ومنقوش جاودان که بامناظر زیبای طبیعت هم گون وهم نوا وهم خوان هستند، همه وهمه ریشه دراین حکایت هجران وآرزوی یارودیار، انسان دارند.
داستان طولانی شیرین وفرهاد وافسانه جاودانه وامق وعذرا وقِّصه پُرغُصّه لیلی ومجنون وزندگی آموزندة مولاناوشمس تبریزی وهزاران هزار واقعیت دیگر تاریخ بشر همه ازسرچشمه « دردجدائی دیارواشتیاق به وصال یار» جاری می شوند

بهروز در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۱۷ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و حلوا » بخش ۵ - حکایت:

با عرض ارادت و علاقه وافر به شیخ. ارادت اینجانب به شیخ از این روست که تولیدات علمی ایشان در علوم فنی و مهندسی بی نظیر و بسیار متعدد و بعضاً هنوز ناشناخته و معماست. لکن خود شیخ امور دنیوی را اینچنین خوار می پندارد. این نیزهمانند آثار عزیز و غریبش، معمای دیگری است. پس اگر چنین است و شیخ آثار شگفت انگیز خود را در مکانیک و سیویل و ترمودینامیک چنین کم مقدار می پندارد، بایستی دید که در امور اخروی چه غوغایی بر پا کرده این جواهر بی نظیر.

سپهر نجات در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

در این بیت که میگه: من ملک بودم و... به نظر من داره سرپیچی کردن شیطان از فرمان الله، توجیه میشه . حضرت آدم که ارحم الراحمین ایشان را بخشیده اند و ما که باشیم که نخواهیم در این غزل تقصیرکار شناخته میشه.
وای بر ما مسلمان نماها
والعاقبة للمتقین
والسلام

صفری محمود در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۴ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۴:۴۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی:

سلام
من 35 سالمه یادمه وقتی که این شعر رو تو مدرسه می خوندیم معلم بیت اول رو می گفت که درستش دٍمشق یعنی با کسره ی دال و فتحه ی م
امشب از ویکی پدیا سرچ کردم دیدم معلممون درست می گفته دمشق که ما معمولا می گیم به فتح دال و کسره ی میم اصلش دمشق به کسر داله
خواستم بپرسم چه جوری می شه اگه با کسره ی دال و فتحه میم بخونیم که قافیه جور در نمی یاد اون وقت باید عشق رو هم با فتحه ی عین بخونیم
می شه یه کم توضیح بدین لطفا اگه کسی می دونه

محمد در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

دوستان درستش همین هست:
بشنو این نی چون شکایت می‌کند
از جداییها حکایت می‌کند
کز نیستان تا مرا ببریده‌اند
در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

مولانا:من ز جان جان شکایت می کنم / من نیم شاکی روایت می کنم
برای توضیحات در مورد دو بیت اول به سخرانی دکتر عبدالکریم سروش با عنوان "قیامت عشق" مراجعه کنید
لینک دانلود سخنرانی قیامت عشق:http://www.mediafire.com/?bub9ua1er1mktqb

رومینا فصیحی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

این دو بیت از این شعره که اینجا نوشته نشده:
آنجا که عاشقانت یک دم حضور یابند
دل در حساب ناید جان در میان نگنجد
اندر ضمیر دلها گنجی نهان نهادی
از دل اگر برآید در آسمان نگنجد

حمید ستوده در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴:

سلام.دو سؤال:
1-چرا به جای نفت ، نوشتید " نفط"
این نوع نوشتاری درستش هست؟
2-چند هزار سال پیش نفت کجا بوده که فردوسی اسمش رو برده؟اصلا منظور از نفت همین نفت امروزی هست.
-------
در مورد سؤال دوم ، معلم ادبیاتمون گفت رفته تا یکی از روستا های یزد و با یکی از پروفسور های ادبیات ، که اتفاقا موبد زردشتی هم بوده صحبت کرده و این سؤال رو پرسیده ؛ اون شخص گفته که : منظور از نفت در واقع گیاهی بوده گون مانند که در اون زمان عطار ها پودر می کردند و به موبدان زردشتی می دادند تا آتش آتشکده ها رو با اون روشن کنند.
حالا مسئله ای پیش میاد که متاسفانه دبیرمون از اون آقا نپرسیده ، اون هم اینکه چرا فردوسی گفته نفت " سیاه" ، مگه این گیاه نوع غیر سیاه داشته ؟
-------
ببخشید طولانی شد.

عبدالله احمدی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

اما آیه روی جام چیست که هیچکدام ار حاشیه نویسان عزیز یه ان اشاره نکرده اند.
من فکر میکنم که آیه مزبور باید کلام "به سلامتی"و "نوش باد" باشد که تقریبا در تمام زبانهای دنیا همین مفهوم است و در بعضی از آنها حتی تلفظ نیز بسیار نزدیک است و مدام با جام می همراه است و باده نوشان در عالم مستی و خلوص آنرا میخوانند که قران خوانان به ندرت خلوص مستان و باده پرستان را دارند.

نازیلا در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۹۸:

من جان نبرم تا تو رخی ننمائی

هزاردستان در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۳:

سلام
مصراع دوم بیت دوم به نظر باید به این شکل اصلاح بشه
وگرش او ندهد جان ز که باشد مددش

علی در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ باباطاهر » قصیده:

خوب است .حالشو بردم

امید در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

شهریارا این سخن این چنین جایز نبود..
با رفتنت مژگان جانت تر شد و ..
هیچوقت نتونستم بفهمم چطور شهریار تونست ثریا رو پس بزنه..خیلی دلایل براش پیدا کردم که خیلیهاشم برمیگشت به خود ثریا.. یعنی شهریار نمیخواسته ثریا به پاش پیر بشه..!؟یا دلیل دیگه ای داشته!!؟
میتونم با جرات بگم که عشق رو به معنای واقعی میفهمم.با این حال دلیل شهریار رو هیچوقت نتونستم بفهمم.

تحلیل عامه در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

بیت چهارم زاهدان صحیح است

حسن زاده در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در توحید:

مصرع اول این قصیده در تازیانه های سلوک :
آراست ،دگر باره ، جهاندار جهان را

حسن زاده در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در توحید:

این قصیده را می توان منطق الطیر سنائی خواند قصیده است در وصف بهار و با نگاهی به احوال پرندگان و... . در انتساب این قصیده به سنائی تردید است .(ن.ک . تازیانه های سلوک ، شفیعی کدکنی )

فرهاد اشتری در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۸:

`پیشنهاد میکنم کلمه (چرا) در مصرع اول ودوم بیت اول به دو کلمه (چه را) تغییر کند تا ضمن روشن تر شدن معنی با مقصود حضرت مولانا نیز انطباق کامل یابد.

علی ولیدمغربی(شفق) در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۱ - رود کارون:

2 بیت اولش عالی بود

منی‍‍ژه در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۶۱ - دو همدرد:

با سلام به همه خواننده های فهیم ایرانی بخصوص اونهایی که خانم پروین اعتصامی و شعرهاشون رو دوست دارند. این شعر علاوه بر اینکه خیلی زیباست و دارای نکته های تربیتی فراوان است تا حد خیلی زیادی حرف دل اینجانب است و همیشه باعث میشه بتونم غصه هام رو فراموش کنم. من همیشه از این شاعره بزرگوار متشکرم.

شوشتری در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷:

که نگوید سخن از سعدی شیرازی به

داریوش از تنگ طه در ‫۱۴ سال و ۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳:

خیام می گوید تا انسان زنده است بایئد در پی نوشیدن شراب عرفانی یا همان شناخت معشوق حقیقی باشد چرا که اگر در این دنیا معشوق را به راستی پیدا کردی می توانی در آن دنیابا خیال راحت به دیدارش نایل گردی .

۱
۵۴۸۲
۵۴۸۳
۵۴۸۴
۵۴۸۵
۵۴۸۶
۵۷۲۳