گنجور

 
سعدی شیرازی
 

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا

سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر

تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

شربتی تلختر از زهر فراقت باید

تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین

روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا

بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند

به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا

سعدی اندر کف جلاد غمت می‌گوید

بنده‌ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۸ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۵۶ نوشته:

سلام، بیت یکی به آخر مونده، قدح نیست، درستش قدحم هست که وزن شعر سکته نکنه، یه میم اضافه کنید لطفا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
طاهر خورشیدی در ‫۸ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۳۷ نوشته:

قدح به کسر آخر صحیح است و چه زیباست .....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۵ نوشته:

بی دهانت اگر سد قدح نوش دهند یعنی سعدی باده با بوس میخواسته ورنه بی بوس گویا دیگر بسندگی نمی کرده است , بر او درود باد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۹ نوشته:

روزی که با دوست دست به بر نشده است شب به بالین با غم دوری گریبانگیر بوده است و این مهرجویی است بینهایت تن و پیکری و جای ریو و شکی هم نگذاشته است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شایق در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۹ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۲۴ نوشته:

با سلام خلاصه این غزل اینست که می فرماید از زمانی که ترا دیدم و با تو هم اغوش شدم دیگر محال است ترا ولذت ان وصل را فراموش کنم و اگر هزاران نوش به من بدهند یعنی اگر دنیا و عقبی را یکجا به من بدهند انرا با تو عوض نمی کنم بنابراین از تو میخواهم که همچنان به بندگی مرا فبول کنی و از درت نرانی حافظ نیز در این رابطه می فرماید به ولای تو که اگر بنده خویشم خوانی ز سر خواجگی کون و مکان بر خیزم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید اکبر سلیمانی در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۰۴ نوشته:

احساس می کنم در مصرع دوم بیت سوم به جای " کند " " شود " باشه. تا شود لذت وصل تو فراموش مرا
اگر "کند" باشه، کژتابی داره. تا لذت وصل تو مرا فراموش کند !!!!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۸ نوشته:

شربت تلخ برگ چغندر نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۳ نوشته:

آی آدمها شربت تلخ برگ چغندر نیست
هر که نوش کند درد فراموش کند نی
و شاید در فرودست شلغمی میپزد
خیال در سر و تن ریش ریش شباهنگام
نیمانی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجید در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۶ نوشته:

سلام دوستان
این شعر زیبا رو میتونید با صدای زیبا حسین علیشاپور در لینک زیر گوش بدید
من که ازت بردم شما هم ببرید
پیوند به وبگاه بیرونی
تار از محمد آدینه‌ در مایه دشتی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۳ نوشته:

سید اکبر جان اینجا شاعر میگوید که شربتی تلخ‌تر تر از زهر جدایی تو باید موجود باشد تا من لذت وصل تو را فراموش کنم. فرضی ناممکن ساخته که بگویذ لذت وصل تو فراووش شدنی نیست. فاعل کند به شربت برمیگرده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حاشیه ساز در ‫۲ سال قبل، جمعه ۲۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۳ نوشته:

تا کند لذت وصل تو فراموش مرا :
تا لذت وصل تو را از من فراموش کند.
مرا (را ) تبدیل به از می شود.
کاش قواعد دستور هم کار می شد در این بیت ها

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.