گنجور

حاشیه‌ها

مینا در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۹ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰۵:

مصرع دوم بیت آخر به نظر می رسد با توجه به قوافی، پینه به جای پنبه درست است (پینه به معنای : تکه پارچه ای که بر قسمت پاره شدة جامه دوزند/فرهنگ معین- رقعه . وصله . درپی . پاره . ثفنه . لدام . پیوند جامه . رقعه ای که بر جامه یا کفش دریده و جز آن دوزند./ لغتنامه دهخدا)

نگین در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۹ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۴:

که هرکه بی هنر افتد نظر به عیب کند...

محمد روستایی در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۳:

هزار شربت شافی ز مهر بر جوشی

محمد روستایی در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۳:

به جان پاک تو آفتاب سلطنتم

حسین در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصب:

لطفا اشعار را معنی کنید

گفت استاد احولی را کاندر آ

زو برون آر از وثاق آن شیشه را


گفت احول زان دو شیشه من کدام

پیش تو آرم بکن شرح تمام


گفت استاد آن دو شیشه نیست رو

احولی بگذار و افزون‌بین مشو


گفت ای استا مرا طعنه مزن

گفت استا زان دو یک را در شکن


چون یک بشکست هر دو شد ز چشم

مرد احول گردد از میلان و خشم


شیشه یک بود و به چشمش دو نمود

چون شکست او شیشه را دیگر نبود


خشم و شهوت مرد را احول کند

ز استقامت روح را مبدل کند


چون غرض آمد هنر پوشیده شد

صد حجاب از دل به سوی دیده شد


چون دهد قاضی به دل رشوت قرار

کی شناسد ظالم از مظلوم زار

کامبیز در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۴۴ - امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق:

ممنون !خیلی عالی بود!خیلی دنبال این شعر می گشتم!واقعا کمک بزرگی به من کردید!

وحید در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور ذوالاکتاف » بخش ۱۴:

آهای مدیر تارنما حواستان کجاست...
همگی بیتها جابجا نوشته شده به گونه ای که در هر سطر بیت اول به جای بیت دوم میباشد.
خواهشمندم درستش کنید ،آبروی شاهنامه را بردید.!

رسته در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۳ - حکایت نوشیروان با وزیر خود:

سایۀ خورشید سواران طلب
رنج خود و راحت یاران طلب
این بیت را هنگامی که در سنین 10-12 سالگی بودم خواندم و همیشه با من بوده است و همیشه در خودآگاه و در گوشم تکرار شده است، با وجود آنکه بسیار روان و راحت است در عین حال معماگونه بوده و هست. خورشید سواران یعنی چه؟ آنان چه کسانی هستند؟
لیلا گفته است: “ که قمر آریان در رساله ی دکتری خود (جهره مسیحیت در ادبیات فارسی) گفته است منظور از خورشیدسواران حضرت مسیح است که طبق عقاید اسلامی در آسمان چهارم منزل دارد که در نجوم خانه خورشید است. و مصراع دوم طبق عقاید مسیحیت می تواند نشاندهنده رنج حضرت مسیح به خاطر آسایش یافتن امت خود باشد. “
من که به کتاب دکتر قمر آریان دست رسی ندارم و اگر به نقل قول لیلا بنا بکنم می‌ خواهم بگویم که نمی توان گفت که منظور نظامی از خورشید سوار عیسی مسیح باشد، دلیل قابل یقینی برای این فرض وجود ندارد، در حالی که دلایل عکس آن وجود دارد چون نظامی در همین کتاب‌ها درست در مقاله قبلی گفته است که :
مرغ دل و عیسی جان هم توئی
چون تو کسی گر بود آن هم توئی
سینه خورشید که پر آتشست
روی تو می‌بیند از آن دلخوشست
این نگرش به انسان و مقام انسان در سراسر آثار نظامی وجود دارد. این بنیان عرفان نظامی است. در این نگرش مقام خورشید و آسمان و زمین و تمام موجودات منجمله ابلیس پایین‌تر از انسان قرار دارند. این مقام انسان مربوط به شخص به‌خصوصی، یک شاه، یک عارف یا کس دیگری نیست بلکه هر انسانی بالقوه همۀ جهان را در درون خود دارد همچون دانه ای است که میوۀ جهان است و برتر از جهان و مافیه. تفاوت افراد بشر در این است که چقدر همت بکنند و این مقام را از قوه را به فعل در آورند. می‌بینید که در گفتار نظامی سینۀ پر آتش خورشید از دیدار جان خود آگاه دل خوش است.
برای تفسیر مصرع دوم و ارتباط دادن آن به درد و رنج مسیح را نمی‌توان قرینه ای در اشعار نظامی پیدا کرد. می‌دانیم که در باور مسیحیان گناه اصلی و یا نخستین گناه راکه آدم مرتکب شده ارث همۀ آدم‌ها شد و همۀ آدم‌ها طبیعتا گناه کار هستند و عیسی رنج برد و گناه آدم‌ها از طریق رنج خود به دوش کشید. آیه‌هایی فراوانی در انجیل راجع به این موضوع وجود دارد. اتفاقاً نظامی در مقالۀ اول، در آفرینش آدم، به همین موضوع پرداخته است ولی برعکس مسیحیت از همان گناه اول آدم ، از همان دام و حیله و هوس ... آدم خلیفۀ خدا در روی زمین شد:
« ملک زمین را به خلافت گرفت»
همۀ این گفتار نظامی پیش روی شماست و سزاوار است که به دقت خوانده شود. چند مقاله پیش تر را بخوانید گفتۀ مرا تصدیق خواهید کرد.
دنیای عرفان و عشق نظامی با دنیای رنج مسیحیت بیگانه است. در دنیای نظامی رنج روا است و زندگی و عشق به دون رنج امکان ندارد. گناه طبیعی و گناه موروثی وجود ندارد. شیطان و حیله هایش هم لطفی است در حق آدمی:
« او بیکی دانه ز راه کرم
حله در انداخته و حلیه هم
آمده در دام چنین دانه‌ای
کمتر از آوازه شکرانه‌ای «
. عشق همه کاره است. طی طریق به دون رنج امکان ندارد.
به هر حال این نوشته پاسخی به اینکه خورشید سواران کی‌ها هستند نیست. ولی پاسخی به گفته لیلا است و رد برچسب‌های مسیحیت به نظامی است. توضیح را جع به خورشید سواران فرصتی می‌طلبد و جایی مناسب، که در این حاشیه نمی گنجد.

ناشناس در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:

گفقت در بیت اول یعنی چه؟

گزنفون در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴:

در ارتباط با سوال دوستان باید عرض کنم که یک نکته‌ی ظریف در بیت اول نهفته به این شرح که:
حافظ میگه لطف و عنایت تو در حق ما پنهان بود اما آثار این لطف و عنایت در ظاهر ما آشکار می‌شد؛ مثل نویسنده‌ای که خودش از چشم خواننده پنهانه اما آثار قلمش بر سطح دفتر آشکاره. در واقع حافظ با تضاد بین دو واژه‌ی «نهان» و «پیدا» بازی کرده و چنین مضمونی رو آفریده.

گنجعلیا در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » فی‌وصف حاله » پند ارسطاطالیس بر اسکندر هنگام مردن او:

پیرو ابیات 11 و12 بسیار نظیر اتهام کفر به بو علی باشد. حضرت عطار به راستی تشخیصی دادند که امروزه هم بلای جان ماست که به پرداخت حشویات از اصولات جای مانده ایم

یونس در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی

یونس در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

سلام همانطور که شاعر (احتمالاً مولوی) میگه ما ز قرآن مغز را برداشتیم پوست را پیش سگان انداختیم به نظر من منظور خیام از قرآن پوست و از پیاله مغز آن می باشد

محمدرضا پوستی در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

علی فیضی در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۸:

مصرع اول
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
صحیح میباشد

لیلا در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۳ - حکایت نوشیروان با وزیر خود:

دکتر قمر آریان در رساله ی دکتری خود (جهره مسیحیت در ادبیات فارسی) گفته است منظور از خورشیدسواران حضرت مسیح است که طبق عقاید اسلامی در آسمان چهارم منزل دارد که در نجوم خانه خورشید است. و مصراع دوم طبق عقاید مسیحیت می تواند نشاندهنده رنج حضرت مسیح به خاطر آسایش یافتن امت خود باشد.

رویا-چاووش در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

شعر زیبایی بود
دوستش داشتم

amir در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸:

dorod bar ferdosie kabir

پرهام فرهنگ در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

دوست عزیز ق. مصلح،
لطفا واژه "هجرانش" را با سکون حروف نون و شین انتهایی بخوانید. خواهید دید که مصراع به همین صورت نگاشته شده درست است.

پرهام فرهنگ در ‫۱۳ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱ - در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی:

و باز هم اندکی ادبیات تطبیقی از دیدگاه من. این باز گوشه ای از Ode to a Nightingale اثر John Keats:
O for a draught of vintage! that hath been
Cooled a long age in the deep-delved earth,
Tasting of Flora and the country-green,
Dance, and Provencal song, and sunburnt mirth.
دوست دارم بدانم اهل نظر تا کجا می پذیرند سیلان ذهن من را در نگرشی تطبیقی میان این پاره از شعر کیتس و جان مایه ی خزانیه منوچهری.

۱
۵۳۹۵
۵۳۹۶
۵۳۹۷
۵۳۹۸
۵۳۹۹
۵۷۲۲