عزیز عزیزی مودب در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
ابیاتی که در ذیل عنوان حکایت شماره 10 آمده اند اصلاً جزو این حکایت نیستند. این ابیات ادامهی ابیات حکایت شماهر 9 هستند.
عزیز عزیزی مودب در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۹:
طبق کتاب چاپ شدهی غلامحسین یوسفی این حکایت با ابیات ذیل ادامه دارد:
یؤجِجُ ناراً ثمّ یطفی برشة
لِذالک ترانی محرقاً و غریقاً
×××
یکی پرسید از آن گم کرده فرزند
که ای روشن گهر پیر خردمند
ز مصرش بوی پیراهن شنیدی
چرا در چاه کنعانش ندیدی؟
بگفت احوال ما برق جهان است
دمی پیدا و دیگر دم نهان است
گهی بر طارم اعلی نشینیم
گهی بر پشت پای خود نبینیم
اگر درویش در حالی بماندی
سر دست از دو عالم برفشاندی
محمد مهدی مفیدی در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۱۵:
موارد ذیل به نظر باید اصلاح شود
مصراع 2:کو ای=> که ای
مصراع 3:درین => در این
مصراع 4:زاوج=> ز اوج
مصراع 7:جیب => حبیب
مصراع 9:بهر زه=>به هرزه
مصراع 14:ازینجای => از این جای
رجوع به پیوند به وبگاه بیرونی
عزیز عزیزی مودب در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۳۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۶:
این حکایت طبق نسخهی چاپ شدهی غلامحسین یوسفی چاپ 1381 انتشارات خوارزمی صفحهی 129ـ130 اصلاح شده است
عزیز عزیزی مودب در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۶:
در رابطه با حکایت شماه 6 از باب چهارم
لازم می نماید که اولاً نثر آن طبق نسخهی چاپ شدهی کتاب گلستان باشد دوم اینکه بیت اول از این جکایت از قلم افتاده است.
کامل و درست جکایت چنین است:
سحبان وائل را در فصاحت بی نظیر نهادهاند به حکم آن که سالی بر سر جمع سخن گفتی لفظی مکرّر نکردی و اگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی؛ و از جمله آداب ندمای حضرت پادشاهان یکی این است.
سخن گرچه دلبند و شیرین بود
سزاوارِ تصدیق و تحسین بود
چو یک بار گفتی، مگو باز پس
که حلوا چو یک بار خوردند، بس
عزیز عزیزی مودب در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۳:
با عرض خسته نباشید و دست مریزاد
لازم به تصحیح است که قبل و بعد از بیت ذیل، به ترتیب یک بیت و دو سطر از قلم افتاده است.
چوب تر را چنانکه خواهی پیچ
نشود خشک جز به آتش راست
درست و کامل حکایت چنین است:
هر که در حُردیش ادب نکنند در بزرگی فلاح ازو برخاست
چوب تر را چنانکه خواهی پیچ نشود خشک جز به آتش راست
مَلِک را حُسنِ تدبیر فقیه و تقریرِ جوابِ او موافق آمد، خلعت و نعمت بخشید و پایه و منصب بلند گردانید.
(گلستان سعدی، تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، انتشارات خوارزمی، چاپ ششم 1381، صفحهی 155.
سیمرغ در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
اگر به جای این رباعی ، یک آیه از قران را نوشته بودند فکر نکنم هیچکدوم از ما "گه گاه" که هیچی، هیچ وقت در صدد درک معنی و مقصود آیه بر می آمدیم. ولی حالا که حرف از "آیت گرد پیاله" شده همه می خوایم نظر بدیم
علی در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » ساقینامه:
حتما این شعر را با صدای استاد شهرام ناظری در نوار ساقی نامه گوشض کنید
آمطار در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۶ - حکایت:
یا هو
اثار حضرت شیخ اجل سعدی واقعا توشه ی راهی است
ازبرای حق جویان.
محسن کوچکی در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۴ - حکایتِ صبرِ مردان بر جفا:
نکته ای که در این حکایت قابل توجه است استدلال منطقی وتام سعدی و نگرش همه جانبه ی وی در واکنش به عیب جوی است
گر آنی که دشمنت گوید مرنج وگر نیستی گو برو باد سنج
چو دشوارت آمد ز دشمن سخن نگر تا چه عیبت گرفت آن مکن
محسن کوچکی در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰:
با سلام
نکته ی ظریف و زیبایی در بیت هفتم نهفته است که نباید از آن غافل شد.امیدی که شاعر از دوست دارد که با آمدنش چهره اش را سرخ وبشاش گون کند و جز دیده ی با اشک خونین هیچ کس خواسته اش را اجابت نمی کند .سعدی به شکل هنرمندانه ای لاله گون شدن چهره را که ناشی از دو حس متضاد است به دیده و دوست نسبت می دهد.
نکته ی دیگر نسبت دادن دوست به دیده است که با توجه به نکته ی فوق به نظر نمیرسد تعریض و کنایتی در کار باشد
سیاوش در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۰:
با کمال احترم به باور من وزن شعر فاعلاتن مفاعلن فعلن است ؛ نه فعلاتن مفاعلن فعلن . برای مثال تا کیم انتظار فرمایی: تا+ک+یم+ان : فاعلاتن است نه فعلاتن. خواهشمندم در صورت بر خطا بودن من ،حتما تذکر فرمایید.
سیاوش در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:
در بیت هفتم میان ماء مهین و مایی تناسب لطیفی وجود دارد . چو دانستی که از مایی میتواند به دو منظور به کار رفته باشد که ایهام بی نظیری پدید آورده است. چودانسنی که از مایی هم میتواند به معنی مستقیم خود برداشت شود به معنی : آنگاه که دانستی یکی از ما هستی ؛ و هم میتواند معنای ایهامی خود را که کمی دور تر است داشته باشد ؛ به معنی : آنگاه که دانستی از ماء معین هستی؛ که این ایهام به باور من بدیع ترین صنعت به کار رفته در این غزل بوده است
زارا در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
وزن این شعر خیلی زیباست من همیشه مبهوت هنر حضرت حافظ میشم .
علی در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:
با تشکر
با معنی به ستوه آوردن به نظرم معنای شعر کامل تر و با معنا تر می شود
زارا در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
بیت اخر خیلی قشنگه یک تناقض بسیار زیبا
نیما در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:
در مورد مصرع:
خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود
دکتر محجوب معتقدند «سر در گل» صحیح است. به گفتهی ایشان - که از نسخهی خانلری استفاده میکنند - در نسخههای جدیدتر به این دلیل که فکر میکردند سر در گل بیمعنی است از عبارت پا در گل استفاده کردهاند.
در اینجا سر در گل اشاره دارد به سنت گل به سر مالیدن در مراسم عذا و همچنین پوشاندن سر خم با گل برای نگهداری می.
Dr. Abrahamian در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
بسیار زیبا بود. فکرش هم نمیکردم که روی ایترنت باشد. دست شما درد نکند.
این داستان را وقتی 7-8 ساله بودم خواندم و پدرم مرا یاری داد تا انرا بخوانم. هنوز هم برخی مصرع هایش به خاطر دارم.
یکی دوتا اشتباه نوشتاری هم در متن هست که فکر میکنم به شما یادآور شوم بهتر است البته به قول عبید زاکانی بهر است ایراد گیری نکنیم تا دشمن تراشی نشود!
در شعر هشتم
در پس خم مینود کمین از نظر وزن یک هجا کم دار و بایستی به شکل زیر باشد:
"در پس خمره مینمود کمین"
رسته در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰۶:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:
ابرام = به ستوه آوردن، به تنگ آوردن، به تنگ آوردن هم معنی کرده اند.
آیا معنی بیت را به این شکل دریافت می کنید؟
عزیز عزیزی مودب در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۰: