امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک:
مانند به لغزش این ابزارک نیمه هوشمند به سطح بالا افزوده شد
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک:
اینکه مروت از مرو در کردی به معنی مرد است و معنی آن مردانگی است یک نمونه دیگر هم دارد مزیت هم از مز و مس فارسی مانند و مزن کردی است هر سه معنی بزرگ می دهد .
مرتضی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:
به نظرم وزن شعر مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن (بحر مجتث مثمن مخبون اصلم) باشد.
ناشناس در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
آقا سعید ممکنه شرح مختصری در تفسیر ابیات بنویسید.
حقیقتا من زیاد متوجه نمی شم.
امین مروتی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود:
سبب و سبب ساز:
amin-mo.blogfa.com
مولوی در تقابل با فلاسفه و معتزله و منجمان که کار دنیا را با نظام علی و مسببات توضیح می دادند، از موضع اشعریِ خود می گوید درست است که نظامی از مسببات، کار عالم را تمشیت می کنند؛ ولی سبب ساز خداست و هر وقت صلاح بداند با معجزات اش سبب سوزی هم می کند. درست است که آتش از تلاقی سنگ و آهن ایجاد می شود و درست است که رست را با چرخ از چاه بیرون می کنند و به همین سیاق –وفق آراءِ منجمان-درست است که چرخ گردون هم بر سرنوشت مردمان موثر است ولی گردون خود سرگردان بود اگر آن سبب ساز اصلی و علت العلل نهایی که خداست آن را نمی چرخاند:
سنگ و آهن خود سبب آمد ولیک تو به بالاتر نگر ای مرد نیک
کین سبب را آن سبب آورد پیش بیسبب کی شد سبب هرگز ز خویش
این سبب چه بود بتازی گو رسن اندرین چه این رسن آمد به فن
گردش چرخه، رسن را علت است چرخه گردان را ندیدن زلت است
این رسن های سبب ها ،در جهان هان و هان زین چرخِ سرگردان مدان
به همین علت ابراهیم از اتش زیان نمی بیند و انبیاء انواع معجزات آورده اند:
آتش ابراهیم را دندان نزد چون گزیدة حق بود چونش گزد؟
ز آتش شهوت نسوزد اهل دین باقیان را برده تا قعر زمین
تراب مفیدی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۲۴ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:
مصراع دوم غزل مزبور باید چنین بوده باشد : جامه جان در غم عشقی قبا میخواستیم
تراب مفیدی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۴۸ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
همچنان بگمان من باید سر و زلفش پریشان آفریدند بدینگونه باشد : سر زلفش پریشان آفریدند
تراب مفیدی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
به گمان من مصرع دوم مطلع غزل باید چنین باشد :پریشانم پریشان آفریدند
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک:
یعنی morowat همان merowat است
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک:
مروت لغتی است از لغت کردی مرو یعنی مرد درست شده است و عربی بر بنیاد لغتی کردی و فارسی است .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک:
میتن همان میهن است و موطن و وطن از آن درست شده است
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱ - سر آغاز:
تاریک فارسی با dark هم ریشه است
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱ - سر آغاز:
منطوق و منطق را زنده یاد محمد مقدم از منترا می داند که معنی ورد و ذکر می دهد و فارسی و هندی و انگلیسی است .
کورش در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:
باسلام.
جسارتا احساس میکنم این بیت باید "سیمین"صحیح باشه نه "سیمینش"تاازوزن خارج نشه.
مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی
تا بدان ساعد "سیمین" به چوگان بزنی
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۳۹ - نمودن جبرئیل علیه السّلام خود را به مصطفی صلیالله علیه و سلّم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همهٔ شعاعش:
زامیدن به معنی هدایت است و فرزامیدن یعنی تکامل
بابک در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:
من وقتی فایل صوتی این شعر رو با آنچه در این صفحه نوشته شده مقایسه میکنم، میبینم اختلافات یکی دوتا نیست. حتی بعضی جملات در این صفحه وجود نداره. دوستانی که به زبان آذری مسلط هستن لطفاً راهنمایی کنن که این صفحه تصحیح بشه.
لینک فایل صوتی
پیوند به وبگاه بیرونی
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:
به عربی مصر یعنی شهر افزون بر مدینه
سعید در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه:
با این که این شعر در کتاب درسی بوده و بارها خواندیم ولی من 15 سال پس از پایان مدرسه به سراغش رفتم و اینبار تازه معنیش را دریافتم و بسیار لذت بردم. خیلی خیلی زیباست هم لفظش و هم معنیش. جا داره که خیلی درباره اش گفتگو بشه.
به نظر بنده در عین سادگی که مشخصه کار سعدی است، یک شاهکار در ادبیات پارسی است.
آنجا که گفت: من استاده ام تا بسوزم تمام، خیلی در من تاثیر کرد.
هادی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:
زبان مولوی زبان قرآن است. در قرآن ده (قریه) به جایی گفته میشود که افراد با ایمان حضور ندارند:
سوره یس
وأضرب لهم مثلاً اصحاب القریة اذ جائها المرسلون (13)
میبینید که به یک شهر بزرگ (أنطاکیه) که اهالی آن کافرند میگوید ده (قریه) ولی چند آیه بعد وقتی در همین ده یک نفر (حبیب نجار) ایمان می آورد به آن می گوید شهر:
و جاء من أقصا المدینة رجل یسعی قال یا قوم إتبعوا المرسلین (20)
در همین شعر اخیر نیز همین استعاره وجود دارد
مرتضی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴: