گنجور

حاشیه‌ها

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

متاسفانه نبود علائم و نشانه های دستوری خیلی فهم متن رو سخت کرده

صفری در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۶ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

سلام مجدد و عرض معذرت برای دو تا شدن پست‌ها! بیت اول هم در همان چاپ مذکور مرحوم نفیسی، به شکل «هر سحر *صد* ناله و زاری کنم پیش صبا» آمده است. در پناه خدا و موفق باشید.

صفری در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

سلام! در نسخه چاپی مرحوم نفیسی، چاپ پنجم (1368)، کتاب‌خانه سنائی، صفحه 141، کلمه مورد بحث در بیت ما قبل آخر «با تو زیستن» ذکر شده است؛ نسخه جدیدتری را ندیدم. به هر حال با عقل و منطق همان بی تو زیستن بیشتر جور در می‌آید. انتخاب با شما! در پناه خداوند و موفق باشید!

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ اقبال لاهوری » رموز بیخودی » بخش ۲۶ - در معنی اینکه سیدة النساء فاطمة الزهراء اسوه کامله ایست برای نساء اسلام:

باری در خدمت مرجع عالیقدر حضرت آِت الله العظمی صافی گلپایگانی بودم که ایشان چند بیتی از این شعر را از حفظ خواندند و وقتی همه آن را در این سایت پیدا کردم و خواندم واقعا لذت بردم که چه زیبا در وصف فاطمه زهرا علیهاالسلام سروده اند.

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:

هم میهن گرامی جناب محمد:
امید که این شگفت نشان ها !!! از روی ریشخند ننهاده باشیدو خواهش دارم مرا
ببخشایید روی سخنم با شما نیست اما ایرانیان خود باخته کم نیستند.

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:

یک اتفاق ساده
قرار بود به شیراز برویم، از پیش قرار گذاشته بودیم، چند ماه پیشتر.
شب فردای سفردور هم جمع بودیم، به تدارک سفر.
چنانکه افتد و دانید، یکی دوتن از دوستان به بهانه
برخاستند؛ که هوا سرد است و زمستان است و....
گفتگو در گرفت و نمانده بود که یاران کهن سر سخن شوند.
چارۀ کار مشورت با حافظ دیدیم.
بوسیدم بر دیده نهادم و به دست آنکه بیش از همه بهانه می آورد دادم.
نا باورانه گشود، این غزل آمد:
دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس نسیم روصۀ.........
بست بی که منتظر شاهد بماند، به گریه افتاد و پوزش خواست.
فردا، بر بال نسیم روصۀ شیراز، همچون باد به جستجوی فیص روح قدسی به شیراز پر کشیدیم
یک راست به زیارت خواجه رفتیم، نماز برد و گریستن آغاز.
زندگیش دراز که از آن پس دل از حافظ شیراز بر نکنده است.
باد صبح خاک شیراز آتشی است
هر که را در وی فتاد، آرام نیست ( سعدی)

رسول در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰ - دنیای دل:

چقدر خوندن این شعر رو آدم تأثیر میذاره.
حال آدم رو تو خودش هضم میکنه

اسد در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

جناب کرکبودی:
به نظرم منظور جناب مهدی این باشد که در دوران پس از این سه گوهر گرانقدر ودر حال حاظر جوامع تحت تاثیر عرفان حافظ و شور وهیجان مولانا توجه کمتری به شیوایی و سلاست و فصاحت سخن سعدی شده است.

یوسف شریعت ناصری در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

من سالها با این غزل زندگی کردم مخصوصا مصرع "خرقه رهن می مطرب شد و زنار بماند" خیلی معنی زیبایی داره

M.R.A در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:

ضمنا عارف ، خدا را فقط به خاطر خودش دوست دارد نه بخاطر رهایی از جهنم و رسیدن به بهشت ، بهمین خاطر است که حافظ باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور را با خاک کوی دوست برابر نمی‌کند

عرفان در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱:

نگار منیژه در بیت های
منیژه نشسته بخیمه درون/پرستنده برپیش او رهنمون
و...آمده است

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:

در باب سفله پروری چرخ خواجه خود جایی دیگر می فرماید:
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل دانش و فضلی، همین گناهت بس
و اما....
اندر باب واژه هایی که از فارسی به عربی رفته است اگر اندک نگاهی به تاریخ پیش از اسلام بیفکنیم بسیاری از این گره ها گشوده خواهد شد
یمن و داستان فریدون و پس از آن کیکاووس و هاماوران تا به روزگار نوشیروان و بنی احرار و نامها ی خانوادگی دیلمی در یمن امروز همه نشان از نفوذ ایران و فرهنگ ایرانی در تنهابخش آباد و متمدن عربستان دارد.
مدینه مدینک فارسی است و این نام سلمان ( روزبه) بر یثرب نهاد و از آن تمدن و ... بر ساخته اند
ام القرا برای آبادی های بزرگ به کار می بردندو شمابسیار به از من میدانید و باقی و بر قرار بوید

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

ببخشید آقا مرتضی
ریش پیش از آنکه رسمی اسلامی باشد ، سنتی ایرانی است، در هیچکدام از سنگ نگاره های تخت جمشید یا بیستون ، تاق بستان.......
پادشاه یا سرباز و سرداری دیده اید که ریش نداشته باشد؟
شاه عربستان که خویش را خادم الحرمین می خواند ریش میتراشد و حتا مفتیانی نیز دیده ایم با ریش چند تیغه.
تراشیدن ریش در میهنمان از روزگار صفویان آغاز شد ( در مخالفت با عثمانیان) با آمدن نادر فروکش کرد و با ناصر الدین قاجار باز معمول شد
الناس علی دین ملوکهم کم کم مردم هم به او تاسی کردند.
و با امید بخشایش ازجسارت ریش شناختی

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

.....و باز هم سعدی و :
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:

به گمانم مصرع دوم از بیت سوم تو در تو باشد
که چون شکنج ورقهای غنچه، تو در توست
والله اعلم.

حسین در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۶:

دو بیت آخرش جواب کسانیست که این شعرهارو از روی ندانستن، بی فایده میدونن

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵:

علم غریبی است علم هیات عشق
آدمی را بی یاد استاد سخن می اندازد و بیت زیبای:
گفتی زخاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم.

سهراب در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

سعید جان نظر استادتون هرچند زیبا ولی دور از معنای وافعی بنظر میاد و نظر سیمین درست تر بنظر میرسه.

امیر خدائیان در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

زنده یاد استاد محمود کریمی این شعر را در آواز بیات ترک خوانده اند. در آبان ماه سال 1338 .

شهریار۷۰ در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

با سلام
آقای دکتر ترابی
تا جایی که به یاد داریم تنها کلامی که خط مشی و نص صریح زبان پارسی است ، کلام فرزانه توس حکیم ابوالقاسم فردوسی است و والسلام.
حافظ عزیز ما انسانی خارق العاده بوده ولی دلیل نمی شود هرآنچه گفته را بی هیچ کم و کاستی بپذیریم و در برابر هرآنچه هست سر تعظیم فرو آوریم.
آری همه‌ی ما متوجه معنا و مفهوم می شویم ولی وقتی در گنجینه‌ی لغوی بزرگان پیشتر از حافظ چنین ترکیباتی وجود نداشته ، به هر روی چنین الفاظ و ترکیباتی ضعف تالیف به شمار می آید و این امری کاملا عادی میان استادان و فرهیختگان این حوزه است.
پیرامون دو حرف اضافه هم که دیگر نیاز به توضیح بیشتر نیست و ضعف التالیف آشکار است.
مطمئنا انتساب ضعف تالیف به اشعار بزرگ مردی چون حافظ ، خللی در اشعارش وارد نمی‌کند ، چرا که صرفا آرایش لغات و الفاظ نیست که شعر حافظ را ملکه دلهای بسیاری از پارسی زبانان کرده است ، منتها چشم پوشی از آنها به این علت که سراینده آن‌ها حافظ است ، چیزی جز پس رفت را برای کوشش‌گران در زمینه‌ی ادبیات و شعر به همراه نخواهد داشت و با نقد و بررسی است که علم رشد می یابد و سر منزل مقصود عیان می‌گردد.
خواجه حافظ ما نه اهل عجب و غرور بوده که نقد به اشعارش باعث رنجش خاطرش شود و نه اهل زیر دست پروری و ارشاد و مرشدگری بوده که خدایی ناکرده حکم بر این رود که کس نشاید غیر سخن او گفتن.
باری امید هست که زود به بخت نیک ببینیم همه بی هیچ ترس و واهمه‌ای توان اظهار نظر خود و روا داشتن نقد را داشته باشند.

۱
۴۸۸۷
۴۸۸۸
۴۸۸۹
۴۸۹۰
۴۸۹۱
۵۷۲۲