گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک:

میتن همان میهن است و موطن و وطن از آن درست شده است

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱ - سر آغاز:

تاریک فارسی با dark هم ریشه است

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱ - سر آغاز:

منطوق و منطق را زنده یاد محمد مقدم از منترا می داند که معنی ورد و ذکر می دهد و فارسی و هندی و انگلیسی است .

کورش در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:

باسلام.
جسارتا احساس میکنم این بیت باید "سیمین"صحیح باشه نه "سیمینش"تاازوزن خارج نشه.
مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی
تا بدان ساعد "سیمین" به چوگان بزنی

بابک در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:

من وقتی فایل صوتی این شعر رو با آن‌چه در این صفحه نوشته شده مقایسه می‌کنم، می‌بینم اختلافات یکی دوتا نیست. حتی بعضی جملات در این صفحه وجود نداره. دوستانی که به زبان آذری مسلط هستن لطفاً راهنمایی کنن که این صفحه تصحیح بشه.
لینک فایل صوتی
پیوند به وبگاه بیرونی

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:

به عربی مصر یعنی شهر افزون بر مدینه

سعید در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه:

با این که این شعر در کتاب درسی بوده و بارها خواندیم ولی من 15 سال پس از پایان مدرسه به سراغش رفتم و اینبار تازه معنیش را دریافتم و بسیار لذت بردم. خیلی خیلی زیباست هم لفظش و هم معنیش. جا داره که خیلی درباره اش گفتگو بشه.
به نظر بنده در عین سادگی که مشخصه کار سعدی است، یک شاهکار در ادبیات پارسی است.
آنجا که گفت: من استاده ام تا بسوزم تمام، خیلی در من تاثیر کرد.

هادی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:

زبان مولوی زبان قرآن است. در قرآن ده (قریه) به جایی گفته میشود که افراد با ایمان حضور ندارند:
سوره یس
وأضرب لهم مثلاً اصحاب القریة اذ جائها المرسلون (13)
میبینید که به یک شهر بزرگ (أنطاکیه) که اهالی آن کافرند میگوید ده (قریه) ولی چند آیه بعد وقتی در همین ده یک نفر (حبیب نجار) ایمان می آورد به آن می گوید شهر:
و جاء من أقصا المدینة رجل یسعی قال یا قوم إتبعوا المرسلین (20)
در همین شعر اخیر نیز همین استعاره وجود دارد

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:

زبان مولوی زبان قرآن است. در قرآن ده (قریه) به جایی گفته میشود که افراد با ایمان حضور ندارند:
سوره یس
وأضرب لهم مثلاً اصحاب القریة اذ جائها المرسلون (13)
میبینید که به یک شهر بزرگ (أنطاکیه) که اهالی آن کافرند میگوید ده (قریه) ولی چند آیه بعد وقتی در همین ده یک نفر (حبیب نجار) ایمان می آورد به آن می گوید شهر:
و جاء من أقصا المدینة رجل یسعی قال یا قوم إتبعوا المرسلین (20)
در همین شعر اخیر نیز همین استعاره وجود دارد

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۳۵ - اطوار و منازل خلقت آدمی از ابتدا:

الله اکبر ای دریده پوستین یوسفان گرگ برخیزی تو از خواب گران !

تاوتک در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۶ - تفسیر این حدیث کی ائنی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة:

چرا مولانا مانند پیامبر (ص)توبه و آمرزش و طلب بخشش میکرده است مگر گناهی صورت میگرفته؟پس عصمت چه میشود؟

تاوتک در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:

در بیت دوم راهی به دهی صحیح است و اینجا به معنی بر آن حرج و ایرادی نیست آمده است

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:

البته بیشتر فرهنگ ها آن را از بدا یعنی ابتدا کردن می دانند یعنی بدیهی معنی ابتداییات می دهد.

تاوتک در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن چیست:

خیره سر بیشتر برای گستاخ به کار میرود اما اینجا به معنی ابله آمده چون گستاخی صورت نگرفته است

تاوتک در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن چیست:

سند در اینجا به معنی پشت گرم و معتمد و شخصی مایه ور و معتبر آمده است و نه تکیه گاه

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:

بدیهی عربی است از لغت فارسی پدید بر ساخته شده است یعنی آنچه به خود آشکار است و پیداست

محبت الله در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۵۲ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۸:

خانم مهسا سلام
به نظر من درسته که بعضی اشعار سست ترند. اما سه نکته را باید در نظر داشت:
اول اینکه حافظ هم مثل بقیه آدمها دوره های مختلف فکری داشته تا پخته شده و مضمون شعرش متعالی تر شده باشد.
دوم مهارت در شعر است. قطعا اشعار اولیه حافظ ولو از نظر مضامین عالی هم بوده باشند، از حیث اسلوب و سبک کارش مهارت سالهای بعدش را ناشته است.
نکته سوم و مهمتر، "حال" شاعر در زمان سرودن شعر متفاوت است. گاهی بالا و گاهی پایین تر است. گاه مست و گاه خمار!

محبت الله در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:

به نظرم املای کلمه "بدهیست" نادرست باشد. این کلمه سه کلمه ی مجزا است که در تلفظ شعری "بدهیست" خوانده می شود ولی املای درست آن این است:
"به دهی است"
زهد رندان نو آموخته، راهی به دهی است!

۱
۴۸۸۷
۴۸۸۸
۴۸۸۹
۴۸۹۰
۴۸۹۱
۵۶۸۳