منوچهر حاتمی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۶:
شاید سادهترین تفسیر بر این رباعی این باشد که در این جهان لایتناهی که دانش و درک بشر هنوز از شناخت کامل آن عاجز است، یک واقعیت مسلم است، و آن جام مرگیست که همه خواهند نوشید، و نباید که به مرگ بسان ظلم و ستمی که فقط بر من و ما روا شده نگریست و با آن به تنفر نگریست. بلکه آنرا با فروتنی پذیرا شد. شاید این گونه نگرش به زندگی و مرگ به انسانها این مجال را بدهد که زمان جاری و زندگیشان را پر بارتر و پر ثمر تر کنند و لحظهها را بارورتر سازند. تنفر از مرگ و نگاه عاجزانه به آن ، زندگی و جویبار جاری و زلال آنرا به مرداب یأس و بطالت مبدل میکند.
پویا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷ - ماه هنرپیشه:
با عرض سلام استاد تو این شعر گل کاشتن به مولا عاشق گل کاشتن استادم
پویا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷ - پریشان روزگاری:
این شعر استاد خیلی خیلی قشنگ ودلنواز وروی آدم بسیار تاثیر گذار
پویا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۴۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹ - زیان شهرت:
با این شعر شهریار نشان داد که چه روح بالایی داد
مجتبی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:
در بیت یکی مانده به آخر در بعضی نسخ به جای تصدیق تقریر نوشته شده البته به نظر من تصدیق به کعنا نزدیک تر و تقریر ادیبانه تره
نرسد ناله سعدی به کسی در همه عالم
که نه تقریر کند کز سر دردیست فغانش
بابک در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۵۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۹ - حکایت:
من همیشه اینطور می خوندم:
چه در بند خاری؟ تو گل دسته بند
به نظر شما درست نیست؟
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۹:
اردشیر جانم جستار در باره ستارگان هر چند در قران کریم چشم گشا و پند آموز خوانده شده است ولی در جامعه مسلمانان و مسیحیان همچنین هم بی دشواری نبوده است هنگامیکه صابئیان شکوهمندی بیشتری داشتند یک پای بحث بودند و برای هر گردونی و مداری سخنی داشتند و این با عرفان شیعی اسماعیلی در باره نفس های آسمانی یا نفوس فلکی می آمیخته است و راه به فرشته شناخت باز می کرده است و این رشته از بس نازک می شود که باید فرا خرد را به خردمندی آمیخت ! ازین است که خیام راه خردمندی را بر می گزیند و سفارش به گم نکردن سر رشته خرد می کند و بسیاری کسان مانند بینشوران اخوان صفا که انجمنی مرموز اسماعیلی هستند فرشته شناسی و بحث های فرا خرد دیگر را پی می گیرند وو این در حالی است که خود قران بحث فراوانی از فرشته شناسی در قیاس با متن های آسمانی پیشین خود نمی کند و تنها از چند فرشته فرخنده از قرار حضرت جبریل ( سروش ) و حضرت میکال ( بشتر )و حضرت ملک الموت و چند فرشته نا ویژه کار سخن می گوید و این گویا بخاطر دست کشیدن فرشته پرستی ای بوده است که در آن روزگار رواج داشته است و پروردگار بر این دانا تر است . بهرسو در این آشفته بازار که سخن هوده و بیهوده در هم می ریزد خیام به نگه داشتن سر رشته خرد سفارش می کند .
اردشیر در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۹:
با سلام در ادامه مراسله قبل باید اذعان داشت که ساکنان کنونی جهان همین کهکشانها و به نقل از سراینده بزرگ خیام اجرام هستند که تاکنون نیز به صورت چیستانی برای اهل خرد بی پاسخ باقی مانده اند و فقط سبب تفکر و غوطه ور شدن اهل دانش در پیدا کردن پاسخ های افزونتر برای خویش می باشد به بیان دیگر تردد اهل خرد در مصراع دوم به مفهوم فرو رفتن ایشان در پزوهشهای بیشتر می باشد در مصراع سوم خیام با لغت هان مصراع را اغاز می کند به عبارت بهتر هشدار می دهند که از اصل غافل نشویم زیرا هرچه به اگاهی افزوده می گردد و هر چه دانسته ها افزایش می شود تشنگی بدست اوردن دانش افزونتر می گردد و سرگردانی در نمایش فرضیه ها بیشتر می شود و در این خصوص شاعر در اخرین مصراع تاکید می کند
پویا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:
عاشق این شعر به خصوص استاد شهریارم پاینده باشید
سیاوش در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:
نظرات حضرات زیبا بود. حافظ زیبا سرود اما یادمان
نرود مولود زهتاب زیباتر بیان کرد...
کورش در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:
زندگانی نتوان گفت و حیاتی که مراست
زنده آنست که با دوست وصالی دارد
احساس میکنم "و"درمصرع اول اضافی است
علیرضا محبی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۰:
در نسخ خطی که متعلق به بیش از پانصد سال پیش است وبه خط یکی از خوشنویسان بزرگ(میرعلی هروی) آن را تحریر نموده و در کتاب تذکره خوشنویسان نیز چاپ گردیده مصرع اول بیت دوم چنین آمده
( جز عارض سیمین تو از طره شبرنگ هرگز نشنیدم طلوع قمر از مو) که بسیار زیبا تر وصحیح تر بنظر میرسد لطفا تأمل بفرمایید
مسیب شاپوری در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:
در مصراع اول بنظر بنده هر دو جهانش بهتر و پر معنی تر میباشد
چون کسی که عاشق باشد خواه عشق مجازی خواه عشق الهی تمام این دنیا و آخرتش را در مقابل معشوق خود ناچیز میداند بقول حافظ شیرازی جهان و فانی و باقی فدای شاهد ساقی /که سلطانی عالم را طفیل عشق می بینم
یا در غزلی به محتوای / نه ارزبهشت می خواهم نه از آتش جهنم می ترسم را می گوید
ضمنا واصلان به حقیقت ،عبادات و رعایت احکام الهی را بخاطر مزد و بهشت نمی کنند بلکه رضای خدا (معشوق ازلی ) انجام میدهند
امیرحسین در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷:
با درود و سلام و عرض ادب به سروران ارجمندم . با کمی توجه و عنایت ، به وضوح مشخص است که جناب سعدی هم دقیقا اشاره فرموده که : قاصد از پارس با کشتی ، روانه ی خراسان می شود... هر گاه : ( گر چشم من اندر عقبش سیل براند ) ! یعنی به واسطه ی سیل اشکم ... رودی ایجاد میشود و قاصد از ان طریق ، با کشتی به خراسان روانه خواهد شد ! از این ... زیباتر... ؟؟؟! سپاس از خوانش یاران و سرورانم :) <3
یاد جاری در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
از آقای هادی بابت ترجمه متشکّرم.
مسیب شاپوری در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
در جواب مسلم هاشمی
عشق موهبت الهی میباشد و آتشی است که عاشق را از درون به فلیان آورده و می جوشاند ودر نتیجه این جوشش و حرارت عشق خون عاشق تبدیل به اشک میگند(دل بسی خون بکف آورد ولی دیده بریخت ) و این اشک با گریه از چشمان عاشق فرو می ریزد و این امر اولا باریزش اشک عشق خود را هویدا میکند (ترسم که اشک در غم ما پرده در شود /وین راز سر به مهر به عالم سمر شود)دوما با ریزش اشک خون عاشق کم می شود لذا عاشق زرد رنگ شده و رنگ رخسار غاشق از سر عشق او پرده می افکندو بقول استاد سخن تبدیل به زر شده و نمایان میگردد(اکسیر عشق برمسم افتاد زر شدم)
در مصراع دوم بیت 5 بنظر میرسد که ، عاشق میگوید که بهتر است که من به سما (سما رقص مخصوص عارفان و صوفیان میباشد که به همراه شعر وسرود در محفل عارفان صورت میگیرد)نیایم چون اگر با پای خود وتن سلامت به سما بروم چنان از خود بیخود میشوم باید مرا بدوش بگیرند واز محل و محفل سما بیرون بیاورند من سلامتی جسمی خود را ازدست میدهم
Hassan در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:
معنی دقیق "چون سینهها" چیست ؟
ممنونم
علی مولوی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۲۲ - بیان این خبر کی الکذب ریبة والصدق طمانینة:
در بیت آخر تصحیح بفرمایید ازین قرار:
یش خویش زار ونه راز!
نسترن در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۶:
به صورت گه زلیخا گی نبی گه یوسف کنعان کنیم ذکر شده که به این صورت صحیح است: گه زلیخا گه نبی گه یوسف کنعان کنیم.
ناشناس در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲: