امیرحسین در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷:
با درود و سلام و عرض ادب به سروران ارجمندم . با کمی توجه و عنایت ، به وضوح مشخص است که جناب سعدی هم دقیقا اشاره فرموده که : قاصد از پارس با کشتی ، روانه ی خراسان می شود... هر گاه : ( گر چشم من اندر عقبش سیل براند ) ! یعنی به واسطه ی سیل اشکم ... رودی ایجاد میشود و قاصد از ان طریق ، با کشتی به خراسان روانه خواهد شد ! از این ... زیباتر... ؟؟؟! سپاس از خوانش یاران و سرورانم :) <3
یاد جاری در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
از آقای هادی بابت ترجمه متشکّرم.
مسیب شاپوری در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
در جواب مسلم هاشمی
عشق موهبت الهی میباشد و آتشی است که عاشق را از درون به فلیان آورده و می جوشاند ودر نتیجه این جوشش و حرارت عشق خون عاشق تبدیل به اشک میگند(دل بسی خون بکف آورد ولی دیده بریخت ) و این اشک با گریه از چشمان عاشق فرو می ریزد و این امر اولا باریزش اشک عشق خود را هویدا میکند (ترسم که اشک در غم ما پرده در شود /وین راز سر به مهر به عالم سمر شود)دوما با ریزش اشک خون عاشق کم می شود لذا عاشق زرد رنگ شده و رنگ رخسار غاشق از سر عشق او پرده می افکندو بقول استاد سخن تبدیل به زر شده و نمایان میگردد(اکسیر عشق برمسم افتاد زر شدم)
در مصراع دوم بیت 5 بنظر میرسد که ، عاشق میگوید که بهتر است که من به سما (سما رقص مخصوص عارفان و صوفیان میباشد که به همراه شعر وسرود در محفل عارفان صورت میگیرد)نیایم چون اگر با پای خود وتن سلامت به سما بروم چنان از خود بیخود میشوم باید مرا بدوش بگیرند واز محل و محفل سما بیرون بیاورند من سلامتی جسمی خود را ازدست میدهم
Hassan در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:
معنی دقیق "چون سینهها" چیست ؟
ممنونم
علی مولوی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۲۲ - بیان این خبر کی الکذب ریبة والصدق طمانینة:
در بیت آخر تصحیح بفرمایید ازین قرار:
یش خویش زار ونه راز!
نسترن در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۶:
به صورت گه زلیخا گی نبی گه یوسف کنعان کنیم ذکر شده که به این صورت صحیح است: گه زلیخا گه نبی گه یوسف کنعان کنیم.
اردشیر در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۹:
با سلام
بر خلاف تمام اطلاعاتی که از ایستگاههای فضایی و توسط ماهواره ها و رصدخانه ها مستند سازی شده لیکن بشر تا کنون نتوانسته به اسرار فضا پی ببرد به تازگی دانشمندان سیاره ای با خصوصیتهای مشابه کره زمین کشف کردند به صورت مشابه مانند زمین به گرد سیاره خویش می چرخد , تصویر انسان از دنیا مجموعه اسمانها است و همانگونه که می دانیم اسمانها شامل کهکشانها و همه اجرامی است که فضا را ساخته است حتی در نوشته های عهد عتیق و مذهبی و نیز بر اساس اعلان پیامبران جایگاه خداوند در اسمانها اعلان شده است , انسان هر چه اکتشاف و پیشرفت در علم فضانوردی بدست می اورد بیش از پیش معلوم می شود که هنوز در این دانش به اندازه نقطه ای رشد نداشته است , برخلاف نمایشهای موجود ملاحظه می شود که انسان در علم فضا نوردی نقاط مبهم فراوانی را در پیش روی خویش مشاهده می کند و پرسشهای خویش را به شوند عدم داشتن اطلاع واقعی از فضای بیکران تاکنون بدون پاسخ باقی گذارده است و این موضوع به شوند نداشتن دسترسی به اسمانه است , وقتی با ریز بینی به رباعی خیام که خود از دانشمندان و اندیشمندان بزرگ زمان خویش و تاریخ می باشد می نگریم بیش از پیش به ظرافت رباعی پی می بریم و تازه می توان مصراع اخر را بیشتر درک کرد و انوقت متوجه می شویم که بزرگان دانش چه در زمان قدیم و چه در زمان کنونی که تجهیزات پیشرفته در اختیاردارند به شوند عدم داشتن سرنخ واقعی از انسانهای عامی سرگردان ترند
به عبارت بهتر هرچه بیشتر مطالعه و در راه شناخت این شاخه از دانش گام برداشته می شود حیرت و سرگشتگی بیشتری برای بزرگان علم به وجود می اید
به همین شوند است که خیام بزرگ هشدار می دهد که سر رشته خرد را گم نکنیم و کمتر در بهت و سرگردانی غوطه ور شویم و برخی نیز با استفاده از فریب مردم عوام خود را با تدبیر و مدبر نشان می دهند که البته اینان نیز جز به نیرنگ و تزویر نمی توانند پاسخ دهند و خود بیش از بقیه در سرگردانی و بی سوادی می باشند
ارسک در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
یه ترجمه ی پیشنهادی دیگه واسه بیت دوم، هرچند چندان جالب نباشه، که میگه
صدها نشان دیگه به دیده که غیر از اشک چشممه، هرچند که اشک چشم فقط به چشم میاد
صرفن مطرح کردم
صادق در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:
بیت ششم
اینکه خود حافظ لارم می یابد خاطرنشان کند که از پیش خود راه به سرمنزل عنقا نبرده است نشان می دهد که چون با پیران عصر رابطه ای نداشته است غالبا وی را همچون کسی که گمان دارد به هدایت نفس می تواند به حق رسد تلقی می کرده اند و اینکه میگوید "قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم " اما هیچ ذکری از آن مرغ سلیمان نمی کند باز حاکی از آنست که این مرغ سلیمان اگر چیزی جز هدایت الهی هست با هیچیک از کسانی که در آن زمانها به عنوان پیر و شیخ و مرشد نام و آوازه ای داشته اند تطبیق نمیکند و در هر حال همه ی قرائن نشان میدهد که آنچه حافظ بدان تسلیم شد تعلیم مشایخ بود نه سلسله و خانقاه آنها . حتی وجود خضر هم که وی " قطع این مرحله " را " بی همراهی " او با " خطر گمراهی " مواجه می بیند در واقع تجسم همین تعلیم مشایخ صوفیه است که شاعر با آن آشنایی دارد .
در کوچه رندا / درباره زندگی و اندیشه حافظ / دکتر عدالحسین زرین کوب / میان مسجد و میخانه / صفحه 33
رامین راقب در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:
با سلام خدمت آقا محمد
ممنون که بنده را مورد توجه قرار دادید به اطلاع برسانم که شعر بالا از سروده های این حقیر است. لیکن در مقام شاگردی حافظ هنوزکلاس اول را طی میکنم. و باز از حسن نظرتان ممنونم
دوستدار در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
بیت زیبای بنشین بر سر جوی و گذر عمر ببین، مرا به یاد شوخیی انداخت که می گوید: دلیل اینکه مردم حافظ را بیش از سعدی دوست میدارند، در همین بیت و ابیات مشابه است و این در حالی است که سعدی به ؛ برو کار می کن مگو چیست کار و نابرده رنج گنج میسر نمی شود و مانندان آن سفارش فرموده است. و عهده علی.....
دوستدار در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:
بیت سوم ، شاید به این صورت درست تر باشد:
جامهی ماست ، که در خانهی خمار بماند. رخت و جامه چنانکه دلق و خرقه به هم نزدیک ترند.
محمدرضا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۴۲:
بنظر اینگونه معقولتر است
نه هر که بصورت نکوست سیرت زیبا در اوست.
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۸:
تکمر و تکمار و تخمار همه باز نوعی تیر هستند بی پیکان
م. طاهر در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
1. شَد یارش با دَر کارش وزن مشابهی را می سازد و به جای شَوَد یارش آمده است. در شعر مولوی بهره گیری از واژه ها و مخفف کردن های نا مأنوس بیش از هر شاعر فارسی زبان دیگر دیده می شود، حال آنکه در شعر حافظ کمترین نمونه ها را می توان یافت.
2. مجوی قطعاً صحیح است چرا که مجو وزن مصراع دوم را بر هم می زند.
3. از کوچه گذشتن کاملاً متعارف است و صحیح، اما در کوچه راه رفتن یا دویدن و حتی ایستادن و نشستن را بکار می بریم ولی گذشتن در کوچه هیچ جا دیده نشده است.
4. هرکس می تواند شعر حافظ و دیگران را به دلخواه خودش بخواند و معنی دلخواه خودش را از آن بگیرد، ولی درک صحیح از مفاهیم اشعار بویژه برای نسل های آینده نباید دستخوش خواسته های ما شود. پس دوستان نظر اصلاحی خود را ارائه کنند تا آیندگان نیز از بین این نظرات بهترین را برگزینند.
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
مهدی مهربانم درود بر شما البته من بسم الله الرحمن الرحیم را هم اینگونه ترجمه می کنم به نام پروردگار مهربان مهربانم . و تو مهربان مردی هستی درود به شما و چه بلند پایگاه تر برای مردم از مهربانی .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۲۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۸:
بیشترین نام برای تیر را در فرهنگ دکتر حسابی دیده ام . ولی لغت های شگفتی دارد به فارسی باید برای یکبار هم که شده نگاهی انداخت سد تا لغت هستند ! اما این تموک را لطیفی نوشته و در فرهنگ الغات الفرس سروری آمده است .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۲۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۸:
اردشیر نیکو نهادم درود بر پاک جانی و بزرگواریت . کهترک همه شما هستم .
شرح سرخی بر حافظ در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:
سرزنش شاه منصور است در شیراز که به جای تدارک لشگر جهت جلوگیری از حمله ی امیر تیمور به عیش و عشرت پرداخته و کشور را فراموش کرده بود . تاریخ سرایش در حدود سال 789 است یعنی دو یا سه سال قبل از فوت حافظ
مسیب شاپوری در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲: