گنجور

حاشیه‌ها

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷:

جایی خوانده ام ، در دبستان شاید؟؟ که مصرع دوم واپسین بیت بدین گونه است:
آنگه شود پدید، که نامرد ومرد کیست. والله اعلم

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶:

اشاره‌ی حکیم به موسا و هارون ، گویا ریشه در این حدیث نبوی دارد که در باره‌ی حضرت امیر میفرماید
انت منی به منزلت هارون من موسا الا انه لا نبی من بعدی ( انشاالله عربی آنرادرست نوشته باشم، خیلی سال از عربی خوانی من گذشته است) حاصل آینکه ُییامبر به داماد و پسر عمو میگوید :: تو همانند هارون برای موسایی مگر که پس از من پیامبری نیست.

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

شراب صرف؟؟؟ شاید مراد شاعر چنانکه جمله اهل می شراب صاب بوده باشد والله اعلم

hsdds در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - به یاد وطن (لزنیه):

آن روز چه شد کایران ز انوار عدالت چون خلد برین کرد زمین را و زمن را؟
آن روز که از بیخ کهنسال فریدون برخاست منوچهر و بگستردفتن را
آن روز که گودرز، پی دفع عدو کرد گلرنگ زخون پسران دشت پشن را
وان روز که پیوست به اروند و به اردن کورش کُر و وَخش و ترک و مرو و تجن را
وان روز که کمبوجیه پیوست به ایران فینیقی و قرطاجنه و مصروعدن را
وان روز که دارای کبیر از مدد بخت برکند زبن ریشه آشوب و فتن را
افزود به خوارزم و به بلغار، حبش را پیوست به لیبی و به پنجاب، ختن را
زان پس که زاسکندر و اخلاف لعینش یک قرن کشیدیم بلایا و محن را

شروین در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳:

أین شعر دقیقا هم وزن شعر حافظ غزل دومش هست

حمید رضا جعفری در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:

تا یار تو باشی من که باشم
تاقرارتوباشی بیقرارکی باشم
دیدم در ندایت بندگی و گفتم
اله اکبراز این عشق چو باشم

امین در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۱:

به نظرم این بیت جا مونده!
تو همون تصنیف ساز و آواز آقای همایون شجریان این بیت هست!
دیده زبان حال من بر تو گشاد رحم کن.... چون که اثر نمی کند در تو زبان قال من
که بعد از
خاطر تو به خون من رغبت اگر چنین کند
هم به مراد دل رسد خاطر بدسگال من
و قبل از بیت
برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد
فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من
خونده میشه

محسن در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۲:

ببخشید منظورم اپیشنهاد آقای ارش بود

محسن در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۲:

با سلام و احترام به نظر تمام عزیزان
مصراع اول بیت آخر به صورت:
خاک بادا تن سعدی اگرش می نپسندی .... به نظر صحیح تر می آید. که می نپسندی به معنای نمی پسندی است که به خاطر وزن شعری جابجا شده است. اگر در اشعاد سعدی مطالعه اجمالی داشته باشید متوجه می شوید جابجا کردن ضمیرها معمول در شعر شیخ اجل است. لذا به نظر می رسد به جای عوض کردن مصراع اول به نوشته آقای حمیدرضا بهتر است اینگونه این بیت خوانده شود علاوه براینکه مشکل سکت در خواندن سایر پیشنهادات را نیز ندارد.

داود در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۵۳:

شاعر می گوید عشق و عاشقی پیشه کن تا رسم عاشقی بدانی
و با کسانی که این رسم را نمیدانند معاشرت نکن
و بدان اگر کسی در این رسم از تو پیشی گیرد باز هم خوب است چون در انگیزه تو برای خوب بودن و پیشی گرفتن رسم عاشقی اثری مثبت خواهد داشت
متشکرم

سعید در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:

بی نهایت زیباست این غزل و فوق العاده عرفانی...

رضا در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵ - زندانی خاک:

سلام
با این وجود پس چرا این همه غرور.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کلهر در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۱۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸:

چقدر غمگینانه و اشک الوده دم فردوسی گرم خدا رحمتش کنه

فرخ در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

در مصرع دومِ بیت دو بجای "فکنده‌اند " "فکناه‌اند " تایپ شده‌است . با سپاس.

افروز در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۷۷ - سختی و سختی‌ها:

بیت یکی مانده به آخر به آهی پراکنده گشتن چو کاهی است . با عرض ادب وارادت به خوانندگان و علاقه مندان ادبیات ارزشمند وفاخر فارسی

ناشناس در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:

همه حافظ شناس...اصلا خود حافظ شمایید...

لیلی در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۲۳ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۲۳:

احساس میکنم اشعارش اشکال وزنی دارد؟!

تاوتک در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:

خواجه نساج محمد نام بوده و اهل سمرقند در فیا مافیه هم از کرامات او سخن رفته که علیرغم اینکه فردی امی بوده و تازی سخن نمیگفته و نمیدانسته است تفسیر قرآن میکرده و به مقامات و مراحل عروج محمد مصطفیواقف بوده است

تاوتک در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:

علم حال هم نام دیگر اشراق است و الهام در مقابل علم قال که علم از طریق استاد و کتاب است

تاوتک در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:

در آویزانو آویختن به معنی به دار آویخته شدن و مصلوب شدن است میفرماید حیات عاشق از به دار آویختگی است متنند میوه ای که مادام که بر دار است حیات طبیعی دارد و اگر جدا شود پژمریده خواهد شد

۱
۴۸۸۶
۴۸۸۷
۴۸۸۸
۴۸۸۹
۴۸۹۰
۵۷۰۵