گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

عشق گزین عشق و در او کوکبه می‌ران و مترس

ای دل تو آیت حق مصحف کژ خوان و مترس

جانوری لاجرم از فرقت جان می‌لرزی

ری بهل و واو بهل شو همگی جان و مترس

چون تو گمانی ابدا خایفی از روز یقین

عین گمان را تو به سر عین یقین دان و مترس

در دل کان نقد زری غایبی از دیدن خود

رقص کنان شعله زنان برجه از این کار و مترس

دل ز تو برهان طلبد سایه برهان نه تویی

بر مثل سایه برو باز به برهان و مترس

سایه که فانی کندش طلعت خورشید بقا

سایه مخوانش تو دگر عبرت ماکان و مترس

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مشتاق در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۲۹ نوشته:

با سلام و عرض ادب به دوستداران حضرت مولانا
بنظر میرسد در مصرع دوم از بیت چهارم عبارت "کار"
غلط بوده و "کان"صحیح میباشد
رقص کنان شعله زنان برجه از این کان و مترس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

بابک صداقت کمال در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۹ نوشته:

هر چند در نسخه های در دسترس ، قافیه در مصرع (بگذر از این کار و نترس) کار است ؛ شایسته است با توجه به معنی و صحت قافیه از "کان" در غزل استفاده شود. شکی نیست کار جدال معنایی و آوایی با کل غزل دارد و احتمالا در تصحیحات مورد توجه قرار نگرفته است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

شهلا در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۵ نوشته:

دوست داشتم تحلیل یا برداشت شما را از: "...عبرتِ ما کان و مترس"، در بیت پایانی میدانستم. آیااین درسته: 
درس ما و نگاه و ترازوی ما باید همان خودِ "کان" باشد، نه بُرهانی که در افکار خود یا دیگری می جوییم. آنجا که خودِ ما سایه ی بُرهانیم و در طلعت آن آفتاب حقیقت زود زدوده و محو می شویم.
یا شاید: عبرتِ ما کُن و مترس، باشد؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

همایون در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۵ نوشته:

مطلع غزل بسیار زیباست و حرف بطور کامل بیان شده است، این زیبائی و ردیف "و مترس" شاعر را بیش از حد شجاع کرده بطوری که آن را به سختی تا شش بیت رسانده است
حرف روی در قافیه حرف نون است که باید همه جا پیش از ردیف بیاید بنابراین توصیه دوستان در بالا درست است و بیت چهارم نیاز به اصلاح دارد
در بیت دوم با کلمه جانور بازی می‌‌شود، اینگونه که اگر "ور" را از آن برداری تنها جان می‌‌ماند بنابراین تو به همین سادگی می‌‌توانی از ترس جانوری نجات پیدا کنی
و دیگر اینکه تو در گمان و تردید بسر میبری و به این دلیل از روز قیامت می‌‌ترسی، کافی‌ است که یک سرّ و جادویی بکار بگیری و از گمان بیرون بیائی و به یقین تبدیل شوی، خیلی‌ ساده پس نترس!
بدان که تو طلایی ولی در خاک و معدن هستی‌، کافیست که مثل شعله برخسی و از معدن بیایی بیرون مگر بازی شعله را نمیدانی و یا رخسیدن بلد نیستی‌؟ خیلی‌ آسان است کافی‌ است که نترسی
تنها یک مسئله باقی‌ می‌‌ماند و آن این است که دل تو که در بیت اول حقیقی‌‌ترین آیه در هستی‌ است و نظیرش در قرآن هم پیدا نمی شود ناگهان بازی در می‌‌آورد و از تو دلیل و برهان می‌‌خواهد و مثل عقل ناتوان و درمانده می‌‌شود، تو هم براحتی می‌‌توانی از یک بازی قدیمی که همه در گذشته (ماکان) آنرا تجربه کرده و عبرت گرفته ا‌ند استفاده کنی و آن هم سایه بازی است، کافی‌ است که ادای سایه در بیاوری و خودت را مثل سایه هر برهان و دلیلی بدانی چون وقتی آفتاب بالای سر تو بیاید سایه هم از بین می‌‌رود و صورت مسئاله پاک می‌‌شود پس نترس، و بدان که:
این غزل ار کار نکرد دان که مثال شکم است
گفت عزیزش که بخور دلمه بادنجان و مترس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.