گنجور

حاشیه‌ها

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست:

در بیت اول «منزه» به جای «مطهر» بهتر است.
با تشکر

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۸ - تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائنات:

یکی را چون شمردی گشت بسیار ...
ابن سینا در شفا در تعریف عدد می گوید فقط عدد یک تعریف خاصی دارد و اعداد دیگر را نمی توان مستقل از عدد یک تعریف کرد . هفت همان یک است که هفت بار تکرار شده است !
این بیت شیخ شبستر می گوید این همه کثرات که در جهان هستی می بینیم همان یک است که تکرار شده است . قاعده ای نیز وجود دارد که می گوید الواحد یصدر عنه الا الواحد . یعنی از یک غیر از یک چیز صادر نمی شود .

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۸ - تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائنات:

شد ان وحدت از این کثرت پدیدار ...
در این مصراع از بمعنای from نیست . بلکه به معنای through است . یعنی کثرت سرچشمه وحدت نیست بلکه واسطه است .
این مطلب در عرفان انگلیسی به گونه ای دیگر امده است great people always know the : greatness is not from them but it's through them !

ali در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

این شعر توسط همایون شجریان در آلبوم مست و مستور بسیار زیبا اجرا شده.

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۸ - تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائنات:

عدم ایینه هستی است مطلق
کزو پیداست عکس صورت حق
عدم چون گشت هستی را مقابل
درو عکسی شد اندر حال حاصل
یعنی نیستی ایینه هستی مطلق است . هر موجودی برای خود ماهیتی دارد . یکی سنگ است یکی گل . یکی داعشی یکی طالب .
ولی عدم همچون ایینه تصویر ثابتی ندارد . گل و سنگ و داعش و ... همه را انطور که هستند بی اغراق و تغییر نشان می دهد . همه رنگ ها را نشان می دهد ولی الوده به هیچ رنگی نمی شود . عدم ، قابلیت است . هر چه به عدم یعنی باور به ناچیزی نزدیکتر شویم قابلیتمان بیشتر می شود و ایینه درونمان تصاویر بیشتر و دقیقتری را نشان میدهد .
در دنیای ملموس نیز این حقیقت را بکرات می بینیم . انسانهایی که وارد حزب یا فرقه ای خاص می شون مثل کمونیسم یا فراماسون یا داعش ، محدود به یک تعین خاص می شوند . برای خود ماهیت خاصی تعریف می کنند و زندانی ان چارچوب می شوند و از ان چار چوب خارج نمی شوند و خارج از ان تصویری را نمی بینند و درک نمی کنند .
تابلوی مونالیزا هم بر دیوار کسل کننده می شود . ولی ایینه هیچ گاه کسل کننده نمی شود چون هر لحظه تصویر جدیدی از این جهان پویا را نشان می دهد .

بی نام در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:

بیت اول این غزل اشاره به آیه 172 سوره مبارکه اعراف دارد:
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ.
«به یاد آور زمانی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریه آنها را بر گرفت و آنان را گواه بر خویشتن ساخت و فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری، گواهی می‌دهیم. برای اینکه در روز رستاخیز نگویید ما از این غافل بودیم.

پیوند به وبگاه بیرونی

پویا در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۴:

استاد شجریان در آلبوم بهاریه این غزل را بسیار زیبا اجرا نموده اند.
ایشان بیت آخر رو این گونه می خوانند:
به بستان رو که از بلبل طریق عشق گیری یاد
به مجلس آی که از حافظ سخن گفتن بیاموزی

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:

ببخشید در جمله اخر :
وام دار اویند .

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:

سلام
از وی ار سایه نشانی می دهد
شمس هر دم نور جانی می دهد
این حقیقتی شگرف است که گرچه ما غالبا سایه را در مقابل افتاب به کار می بریم ول سایه خودش هستی اش را مرهون نور است . اگر نور نباشد سایه ای نیز نخواهد بود .
لطفا این سخن شکسپیر سلام ا... علیه را بخوانید :
What is your substance, whereof are you made,
That millions of strange shadows on you tend?
Since every one hath, every one, one shade,
And you, but one, can every shadow lend
شکسپیر نیز پدیده ها را به سایه هایی تشبیه میکند که وجود های ظاهرا متفاوت خود را وامددار ان نور یگانه هستند !

سید امیر غروی در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۲ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وله فی‌بیان الحقایق:

ادب پیشکش می کنم،
به نظر می رسد بهتر است در بیت سوم - مصرع اول در عبارت :
« این جامها چه فایده؟ چون بر کند اجل » کلمه ی (( بر )) به کلمه ی {{ پر }} تبدیل و اصلاح گردد.
چون {{ این جام ها را اجل پر می کند }} استباط می شود.
ایام به کام

نام نیکو در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۶ - سخن گفتن مجنون با زاغ:

......این شعر به عنوان درد و دل عاشق با طبیعت می تواند شروع نیکو برای ندای معشوق باشد.

merce در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۸:

با درود
این غزل به شماره ی 789مجدداً تکرار شده
با احترام
مرسده

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدید‌کنندگان را:

نامی یعنی انکه نمو دارد یعنی بالنده .
و چون جماد در مقابل ان امده است پس جماد یعنی چیزی که نمو ندارد یعنی frozen یا solid است .

میرزاده در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۴۰ - ذکر جواب الانطاکی قدس اللّه روحه العزیز:

در متن آمده
عبادت او اندک بود و تفکر او دایم

ظاهرا نسخه صحیح عبارت است نه عبادت
که به معنا هم درست تر می نماید

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۵۶ - جواب:

کشیده جمله و مانده دهن باز
یعنی می و میخانه و ساقی و میخوار را در یک جرعه سر کشیده و تازه دو قورت و نیمش هم باقیست !

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

روی خوبت ایتی از لطف بر ما کشف کرد
زان سبب جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
اولا حافظ میگوید ایه لطف و زیبایی را برای انسانها کشف حجاب می کنند . وگرنه همه انسانها ماه و خورشید و ... را میبینند ولی همه چیزی کشف نمی کنند .
ثانیا می فرماید دلیل اینکه همه دیوانم خوب و لطیف است اینستکه همه این تفاسیر تفسیر همان ایه لطف است که به ما نشان دادند .
به گفته مولانا :
مثنوی ما دکان وحدت است
غیر وحدت هر چه بینی ان بت است

روفیا در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

سلام
خرابات باید همان خورشید اباد باشد چنانکه مولوی عزیز نیز می فرماید :
غرق نورم گرچه سقفم شد خراب
روضه گشتم گرچه هستم بوتراب
خود را به عمارتی تشبیه میکند که سقفش خراب شده و نور خورشید به درون ان می تابد .
خورشید به خرابه ها میتابد :
به مثل چو افتابم به خرابه ها بتابم
بگریزم از عمارت سخن خراب گویم
دوباره مولانا نجاتمان داد !

چنگیز گهرویی در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

دوست عزیزم اقای ایلیاد.توجه به نکات ذیل شاید چراغ راهی برای رسیدن به سر منزل مقصود باشد .1.انجور که شما استدلال نموده اید نیست .در تمام دیوان حافظ هر کجا سخن از میخواری و کلیه مناسک مربوط به میخواری بوده مراد ان لات شراب خوار ی که در ذهن شماست که به خیابان زده وعربده جویی و ...مینماید نیست.2. در تمام دیوان حافظ هر کجا زلف امده اگر دقت نمایید مخاطب شاهد نازک بدن و...که قطعا مونث بوده میباشد 3.دقت نمایید خود مخاطب عربد ه جوی نیست بلکه نرگس مست اوست که عربده جوست که باید مونث باشد . وبه هزاران دلیل موجه دیگر که خارج از ظر فیت این محل میباشد مراد انچه در ذهن شماست مراد گوهر نایبا حافظ نیست پس رقم مغلطه بر دفتر دانش ...با عرض پوزش

ابراهیم در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:

سلام انچه مهم است بیان محدودیت ومحرومیت است که مولانا به خوبی بیان کرده است.هر کسی خود را در جهات دنیای مادی محدود کند لاجرم خود را از رسیدن به مقامات بالای انسانیت محروم کرده است.شش جهت کنایه از شناخت عقلی است که در نگاه عارف بی اعتبار است ویا حداقل در نگاه زاهد فقط در ایجاد اسباب دارای اعتبار نسبی است. خدا یارتان

آریو ناصریان در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۰:

معنای بیت اینه که وقتی شراب زیاد نوشیدی و عادت کردی دیگه با میزانی که بقیه مست میشن و جمع مستان تشکیل میدن مست نمیشی و همچنان هشیار خواهی بود!

۱
۴۵۸۰
۴۵۸۱
۴۵۸۲
۴۵۸۳
۴۵۸۴
۵۷۱۶