گنجور

 
سعدی شیرازی
 

کس این کند که دل از یار خویش بردارد

مگر کسی که دل از سنگ سختتر دارد

که گفت من خبری دارم از حقیقت عشق

دروغ گفت گر از خویشتن خبر دارد

اگر نظر به دو عالم کند حرامش باد

که از صفای درون با یکی نظر دارد

هلاک ما به بیابان عشق خواهد بود

کجاست مرد که با ما سر سفر دارد

گر از مقابله شیر آید از عقب شمشیر

نه عاشقست که اندیشه از خطر دارد

و گر بهشت مصور کنند عارف را

به غیر دوست نشاید که دیده بردارد

از آن متاع که در پای دوستان ریزند

مرا سریست ندانم که او چه سر دارد

دریغ پای که بر خاک می‌نهد معشوق

چرا نه بر سر و بر چشم ما گذر دارد

عوام عیب کنندم که عاشقی همه عمر

کدام عیب که سعدی خود این هنر دارد

نظر به روی تو انداختن حرامش باد

که جز تو در همه عالم کسی دگر دارد

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | بدایع | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای تازه » شمارهٔ ۱۸ » (چهار گاه) (۰۵:۲۷ - ۰۷:۰۹) نوازندگان: صارمی، منصور (‎سنتور) خواننده آواز: ‏ایرج سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: کس این کند که دل از یار خویش بردارد

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 650 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 700

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علیرضا الله بخش در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۶ نوشته:

واقعا زیبا و شنیدنی است بویژه وقتی با آوای گرم حسین خواجه امیری (ایرج) باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

منوچهر در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۲ نوشته:

اول مصرع (کس این کند ) باید
کس این نکند باشد تا با مصرع بعد ( معنی آن )
درست باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

منوچهر در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۵۹ نوشته:

کس این کند بنظر درست نمی اید بلکه باید کس این نکند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۳ نوشته:

آقا منوچهر این مصرع اول استفهام انکاری هستش
حافظ از خودش داره سوال میپرسه که آیا کسی هست که دل از یار خودش برداره بعد تو مصرع بعد جواب خودشو میده
مگر کسی که دل از سنگ سخت تر دارد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد حسین در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۱۳ نوشته:

به نظرم حق با محمد جان باشه... چون تازه وزن شعرم به هم میریزه...
البته محمد آقا شعر از سعدی مگه نیست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

۷ در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۵۲ نوشته:

که گفت من خبری دارم از حقیقت عشق
دروغ گفت گر از خویشتن خبر دارد
عوام عیب کنندم که عاشقی همه عمر
کدام عیب که سعدی خود این هنر دارد
ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بی خبرانند
کان را که خبر شد خبری باز نیامد
گر کسی وصف او ز من پرسد
بیدل از بی نشان چه گوید باز
عاشقان کشتگان معشوقند
بر نیاید ز کشتگان آواز

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

۷ در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۱۹ نوشته:

آنک شد هم بی‌خبر هم بی‌اثر
از میان جمله او دارد خبر
تا نگردی بی‌خبر از جسم و جان
کی خبر یابی ز جانان یک زمان
عطار » منطق‌الطیر » بیان وادی فقر » حکایت پروانگان که از مطلوب خود خبر می‌خواستند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

لیلا همایون پور در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۲ نوشته:

کس این کند که دل از یار خویش بردارد
مگر کسی که دل از سنگ سختتر دارد
که گفت من خبری دارم از حقیقت عشق
دروغ گفت گـــر از خویشتن خبر دارد
هــلاک ما به بیابــان عشق خـواهـد بود
کجـاست مـرد که بــا ما سـر سفر دارد
از آن متــــاع که در پـای دوستان ریزند
مرا ســریست ندانـم که او چه سـر دارد
دریـغ پای که بــر خـاک می‌نهد معشوق
چرا نـه بر ســر و بر چشـم ما گذر دارد
نظــر به روی تـو انداختن حــرامش بـاد
که جز تـو در همه عالم کسـی دگر دارد
عوام عیب کنندم که عاشقی همه عمر
کدام عیب که سعدی خود این هنر دارد
این هفت بیت در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.