ناشناس در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:
من فکر می کنم حافظ داره با دل یا روح خودش صحبت میکنه و به خودش سرکوفت میزنه
سرمد در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷۷:
صائب این آن غزل مرشد روم است که گفت
ای خداوند یکی یار جفا کارش ده
(صائب تبریزی)
ناشناس در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:
بیت دوم:چارقد درست است
وحید در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
بسیار زیبا بود.
علیرضا صادقی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو:
"مکیدن ادب است" نوعی حسن طلب است برای درخواست بوسه_ امیر معزی در یک رباعی محترمانه و با حسن طلب از شاه اسب می خواهد:
شاه ادبی کن فلک بدخو را... گر چشم رسانید رخ نیکو را
گر گوی خطا کرد به چوگان زن.... ور اسب خطا کرد به من بخش او را
فرشته در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
خیلی خیلی لذت بردم از اجرای آقای شجریان یعنی بی نظیره باسپاس فراوان از آقای شجریان
روفیا در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۰ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱ - دیباچه:
ز جزوی سوی کلی یک سفر کرد
از انجا باز بر عالم گذر کرد
دوباره اشاره به همان حرکت دارد که در حقیقت حرکت فکریست .
کما اینکه در تعریف فکر گفته اند :
الفکر حرکته من المبادی الی المرادی
این حرکتی است که برازنده فکر انسان است :
مولانا می گوید :
هر کجا لطفی ببینی از کسی
سوی اصل لطف ره یابی عسی
این همه خوشها ز دریاییست ژرف
جزو را بگذار و بر کل دار طرف
آیا ادمیزاد میخورد و می اشامد و عاشق می شود و ...
و هرگز با خود نمی اندیشد این همه خوشی از کجا آمده است ؟
اگر از پشت پرده دستی براید و شیرینی به کام ما بگذارد ایا نمی خواهیم صاحب دست را بیابیم ؟
انسان متفکر از جزئ به کل میرسد و این همان معراج است و دوباره به جزئ باز میگردد با این تفاوت که در حرکت صعودی هر چیزی خودش است . زمین و ماه و خورشید خودشان هستند ولی وقتی از ان بالا همه چیز را دید در راه بازگشت دیگر این و ان را نمی بیند بلکه تنها هستی را می بیند که سراسر زیبایی است .
حامد در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:
در مورد بیت اول باید عرض کنم که:
لعل که در قرمزی طوری است که از خون سیراب شده است(در حالی که تشنه نیست) ولی آن هم (لعل) مشتاق دیدن یار من است
به نظر من "رضی" اشتباه فرمودند
این هم طرز درست خواندن آن مصرع:
لعلِ سیراب به خون، تشنه لبِ یارِ من، است
تشنه لب یک واژه ی مرکب است نه دو واژه. آن را باهم بخوانید
مریم کریمی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی » بخش ۱۰ - و خیر جلیس فی الزمان کتاب:
نسخه دکتر مینوی این گونه است:
لا جرم همه را بجاب او سکون و استنامت حاصل آمده بود، و در عرصه و لا و هوا قدم صدق می گزاردند.
الناس اکیس من ان یمدحوا رجلا
حتی یروا عنده آثار احسان
و طایفه ای از مشاهیر ایشان که هر یک فضلی و افرو ذکری سایر داشتند بمنزلت ساکن خانه و بطانه مجلس بودند، چون ...
مریم کریمی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی » بخش ۹ - همیگوید نصرالله محمد عبدالحمید بوالمعالی:
در نسخه دکتر مینوی در پایان این بخش بیتی آمده:
بغزتة قد القی عصاه وصیته
یعطر ما بین العراق الی مصر
مریم کریمی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی » بخش ۸ - ادامهٔ یادکرد از سلطان ماضی محمود:
در نسخه دکتر مینوی این چنین آمده است:
" دو بیت ازان که لایق این سیاقت بود اثبات افتاد:
انا لنحرز بالاسیاف مصلته
ممالک الروم و الاتراک عن کثب
حتی یکون لنا الدنیا باجمعها
محمیة بین مورث و مکتسب "
مریم کریمی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۸ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی » بخش ۷ - ذکر سلطان ماضی یمین الدوله محمود:
در نسخه دکتر مینوی در پایان این قسمت یک بیت عربی آمده است:
ان الخیار من القبائل واحد
و بنو حنیفة کلهم اخیار
مجتبی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:
بیت پنجم
بیرون نریختم، خون ها ...
مریم کریمی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی » بخش ۶ - ادامهٔ ثنای پادشاه:
در نسخه دکتر مینوی تعداد ابیات بیشتر است:
اگر مملکت را زبان باشدی
ثناگوی شاه جهان باشدی
ملک بوالمظفر که خواهد فلک
که مانند او کامران باشدی
رهی تو گر صد دهان داردی
که در هر دهان صد زبان باشدی
بدان هر زبان صد لغت گویدی
که در هر لغت صد بیان باشدی
بنان گرددی مویها بر تنش
یکی کلک در هر بنان باشدی
پس آن کلکها و زبانها همه
بمدحت روان و دوان باشدی
نبشته که با گفته جمع آیدی
و گر چند بس بی کران باشدی
زصد داستان کان ثنای تراست
همانا که یک داستان باشدی
مریم کریمی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی » بخش ۵ - در ستایش امیرالمومنین ابی منصور سبکتکین عضدالله:
در پایان متن، پس از جمله" و کارنامه دولت بذکر محاسن آن جمال گرفت." در نسخه دکتر مینوی بیتی عربی آمده است:
و ما محا اثر العصیان صارمه
و انما العار عن وجه الزمان محا
مریم کریمی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی » بخش ۵ - در ستایش امیرالمومنین ابی منصور سبکتکین عضدالله:
در نسخه دکتر مینوی دو بیت عربی هم پیش از بیت فارسی آمده است:
قاد الجیاد لخمس عشره حجة
و لداته اذ ذاک فی اشغال
قعدت بهم هماتهم وسمت به
همم الملوک و سورة الابطال
رضا در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
در بیت اول مصرع دوم خواجه نگه دار مرا به نظر میاد توصیف باشد نه درخواست چرا که اگر خواجه خطاب به خدا باشد نمیتواند درست باشد به نظر من (خواجه نگه دار مرا ) به معنی این است ( ای کسی که مرا خواجه و سرور و آقا نگه داشته )
رجل در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
اشک در چشمانم حلقه زد. مو بر تن م سیخ شد.
یوسف در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:
با سلام اگه میشه در مورد بیت سوم توضیح بدید با تشکر
ااااااا در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۵۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۷: