گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

آمد بهار ِ جان‌ها ای شاخ ِ تر به رقص آ

چون یوسف اندر آمد، مصر و شکر! به رقص آ

ای شاه ِ عشق‌پرور مانند ِ شیر ِ مادر

ای شیر! جوش‌در رو. جان ِ پدر به رقص آ

چوگان ِ زلف دیدی، چون گوی دررسیدی

از پا و سر بریدی. بی‌پا و سر به رقص آ

تیغی به دست، خونی. آمد مرا که: چونی؟

گفتم بیا که خیر است! گفتا: نه! شر! به رقص آ

از عشق، تاج‌داران در چرخ ِ او چو باران

آن جا قبا چه باشد؟ ای خوش کمر به رقص آ

ای مست ِ هست گشته! بر تو فنا نبشته.

رقعه‌ی فنا رسیده. بهر ِ سفر به رقص آ

در دست، جام ِ باده آمد بُت‌ام پیاده

گر نیستی تو ماده، ز آن شاه ِ نر به رقص آ

پایان ِ جنگ آمد. آواز ِ چنگ آمد

یوسف زِ چاه آمد. ای بی‌هنر! به رقص آ

تا چند وعده باشد؟ و این سَر به سجده باشد؟

هجر اَم ببُرده باشد رنگ و اثر؟ به رقص آ

کی باشد آن زمانی، گوید مرا فلانی:

ک‌ای بی‌خبر! فنا شو! ای باخبر! به رقص آ

طاووس ِ ما درآید و آن رنگ‌ها برآید

با مرغ ِ جان سراید: بی‌بال و پر به رقص آ

کور و کران ِ عالَم، دید از مسیح، مرهم

گفته مسیح ِ مریم: ک‌ای کور و کر! به رقص آ

مخدوم، شمس ِ دین است. تبریز رشک ِ چین است

اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ

تا به حال ۹۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فریبرز در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۵ نوشته:

اول از رو هم نمیتونستم بخونم، این محسن از کجا همچین ریتمی بش داده!؟
فکرشو بکنید حضرت مولوی این شعر رو میخونده و بای کوبی میکرده.
واقعا این اشعار گنجینه های اذلت گزیده اند.
هزاران دورود بر هر دو حضرت.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید عارف هاشمی در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۵۶ نوشته:

این آهنگ از روی یک سبک محلی افغانی به نام قرصک پنجشیری اقتباس شده...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دوست در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۱۲ نوشته:

شاخ تر در اینجا به چه معنی هست؟؟؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فریبرز در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۴۸ نوشته:

بدن معشوقه یا بهتره بگم مخاطب مورد نظرش رو از نظر انعطاف پذیری به شاخه ی تر (یا میشه گفت ترکه) تشبیه کرده.
راستی دوستان چاوشی گفته:" این آهنک رو ابتدا برای سهیم بودن در شادی مردم و بعد برای ادای احترام به دوستان تاجیک و افغانستانیم ارائه دادم"
گویا پس از انتشار شاهکار 13 از طرف این دوستان ابراز علاقه های زیادی به آقای خاص شده.
دوستای تاجیکی و افغانی، ما هم دوستون داریم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علیرضا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۱۱ نوشته:

سلام به همه دوستانی که از محسن چاووشی تعریف کردن .
اما باید بگم من خیلی وقت پیش یه کار بهتر از هژیر مهرافروزز تو آلبوم دل قلندر شنیده بودم .
اون کار رو هم بهتر خونده و هم صداش قشنگتره . . .
حتما بخرید و گوش کنید .
ممنون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
منتقد در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۲۳ نوشته:

مشاهده شدن ِاوجِ «عرفی کردن امر قدسی» در این شعر و کار محسن آقای چاووشی که آن را دوبل کرده است و بل بیشتر...
:)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۱۴ نوشته:

منتقد درود به شما میرچا ألیاده کتابی به همین نام دارد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
FG در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۱ نوشته:

چاووشی که معلومه خفن ترین پاپ خوان ایرانه از چیزای دیگه بگیم بهتره
راستی "چون یوسف اندر آمد مصر و شکر به رقص آ"ینی چی؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مسیح در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۵۰ نوشته:

می خواستم بدانم معنای مصراع دوم بیت دوم چیست. آیا همانگونه که آقای چاوشی می خوانند "دررو" با فتحه بر روی "د" درست است یا اینکه "در رو" با ضمه بر روی "د" به معنای کسی که صورتش همچون مروارید است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۰۳ نوشته:

خفن لغتی است که در کوی و گذر ساخته و پرداخته شده است و معنی خوبی را می دهد که از درشتی و خشونت و اندامداری حاصل شده باشد مثلا یک ford suv خفن یا یک موسیقی راک خفن !

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۰۵ نوشته:

پر پیداست خفه هم ناگفته در لغتش دیده می شود یعنی زیبایی خفه کننده هم هست مثلا داف خفن ! یعنی دختر زیبا روی خوش لباس که زیبای اش ادم را خفه می کند !

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۲۶ نوشته:

پس خفن به نگاه من یعنی حسن و زیبایی که فاش و اشکار باشد خفه کننده باشد و نیز با خودنمایی نیز همراه باشد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تاوتک در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۴۱ نوشته:

عزیزان از خفن خفن بازار را داریم که هم به معنی اماکنی که افراد خرابکار در آن زیاد است میباشد و هم به مراکز خریدی که اجناس شیک و گران قیمت میفروشند!!باور بفرمایید دوستان در کتابی که قبلا نام بردم در صفحه 244 میتوانید بخوانید .برای خفن کش هم نوشته شده کسی که زیاد سیگار میکشد و یا کسی که کام سنگین به سیگار میزند..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۹ نوشته:

واقعا متاسفم که اینجور ستایش اهنگ سطح پایین اقای چاووشی را میکنید.
اقای چاووشی با این ریتم و طرز خواندن غزل رو نابود کرده.
بهتره این غزل رو با صدای اقای هژیر مهرفروز گوش کنید تا بفهمید موسیقی اشعار کلاسیک یعنی چی..
اهنگ باید درخدمت شعر کلاسیک باشه ولی متاسفانه اقای چاووشی تا کلمه ی رقص رو در شعر دیده سریع ریتم 6/8 ب ذهنش رسیده و مهنای ظاهریشو برداشت کرده البته توقعی هم از ایشون نیست چون باید ب بازار اهنگ توجه کنه نه عمق اهنگ.
امیدوارم شما هم با درک بهتری ستایش کنید
ممنون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناکام کرد در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۱۲ نوشته:

با سلام
اشعار مونا علیه الرحمه بیت به بیتش شاهکار ادبی است .
امّا انصافا محسن چاوشی هم این شاهکار را گل آذین نموده است .
هزاران آفرین و دست مریزاد . ولی ای کاش تمام شعر را خوانده بود .
بنده پیشنهاد می دهم که آقای چاوشی این شعر به صورت کامل با همان ریتم و آهنگ بازخوانی فرماید .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس در ‫۸ سال قبل، سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۳۲ نوشته:

حقیقتاً متاسف شدم از اینکه دیدم سطح نظر کاربران عزیز اینقدر نازل و خُرد است که بجای پرداختن به شعری در این حد ابهت و عظمت سرگرم چانه زنی در مورد ریتم و آهنگ ترانه محسن چاوشی هستند.
ضمنا ابیاتی گزیده از این شعر سالهای سال پیش توسط آقای افتخاری در نهایت زیبایی خوانده شده بود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۱ نوشته:

گمان کنم در تنظیم برای آهنگ چنین شعر هایی نباید از هر سازی استفاده کرد و در ضمن من اگر یک غزل از مولوی را میخوانم یعنی دارم جهان بینی و اندیشه او را فریاد میزنم که شاید مخالف جهان بینی من باشه و نباد به اعتبار اسم مولوی که قریب به اکثر قبولش دارن بسنده کنم..باید به یک مرتبه ای از مولوی شناسی برسم(نمیگویم مولوی شناس شوم حداقل اندکی)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
منتقد در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۵۴ نوشته:

امین جان!
هنر اونجاست که بتونی اشعاری چنین را در قالبی نو و مردمی بیاری. درواقع جناب چاووشی با این کار و آلبوم 13، تونست کمی مردم رو روی بیاره به ااشعار فراموش شده ی کلاسیک. حداقل در وسع خودش.
حالا هژیر هم رفته است خوانده است آنطوری. کدام بیشتر شنیده شده؟ بر فرض یکسان بودن مخاطب، کدام بیشتر تاثیر می گذارد و طیف های بیشتر رو به خوندن اشعار کلاسیک ترغیب می کنه؟
اینها باید در متن مردم بیاید. این روش عالیست...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رهنما در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۷ نوشته:

اشعار عرفانی مولوی را چه کار به خوانندگان پاپ ،محسن چاووشی حتی معنی عمیق یک بیت این شعر را هم نمی تونه بگه ولی چون طرفداران واژگان رقص وخوش کمر و... زیادن همه میگن به به وچه چه و از اینجور حرفها آخه عزیز من چرا روح شعر وروح مولوی رو با این ریتم آهنگای کوچه بازاری خدشه دار می کنید چرا به ادبیات فارسی لطمه می زنید؟ و...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حامد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۲۲ نوشته:

سلام، منظور از "گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ" چیست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حامد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۰ نوشته:

من اجرای هژیر مهرافروز بیشتر می پسندم. اجرای چاووشی متفاوت تر است. هر کس بنا به درکی که از زندگی دارد، ممکن است از این نوشته ی عرفانی حس و حال خاص خود را داشته باشد و نمی توان بر کسی خرده گرفت

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۲ نوشته:

ای خوش کمر کجای شعر مولانا بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
غفور شریفی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۴ نوشته:

درود بر حضرت مولانای بزرگ. مولانا ماورای انسان است!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ثمی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۴ نوشته:

شعر عالی و خواننده هم عالی و ریتمش هم عالی است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۱۱۰۱ در ‫۷ سال قبل، چهار شنبه ۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۹ نوشته:

یکی از فوق العاده ترین اثرهای جناب مولاناست درودبراو ومحسن چاوشی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مژگان در ‫۷ سال قبل، یک شنبه ۹ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۲ نوشته:

دوست عزیز راهنما چطور میگویید محسن چاوشی حتی یک بیت از معنا را نفهمیده؟؟؟ آیا شما البوم من خود سیزدهم ایشان را شنیده اید؟ اگر توجه کنید به شعرهای این البوم که از اشعار قدیم و کلاسیک هستند میبینید که ایشان کاملا با شعرهای کلاسیک ازتباط برقرار کرده اند و کاملا معنای شعر را میدانند چون بقدری خواندن این شعرها سخت است که تا ما نتوانیم معنای انرا بفهمیم امکان نداره رو خوانی آنرا درست بخوانیم اساتید ادبیات فارسی از شیوه درست خواندن ایشان بسیار تعریف کرده اند.که این به فهم اشعار برمیگزده.شما شنلخت درستی از ایشان ندارید که اینگونه میگویید.این که در شادی مردم شریک بشیم اون هم با اشعار قدیمی چه اشکالی میتونه داشته باشه؟؟؟؟ من خودم توسط چاوشی با بسیاری از اشعار مولانا آشنا شدم و بسبار علاقه مند شدم و بسیاری از شعرهای دیگرش را هم با شوق و ذوق خوانده ام .از محسن چاوشی بسیار سپاسگزارن که نرا با مولانا شاعر بزرگ فارسی زبان بیشتر آشنا کرد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهرام در ‫۷ سال قبل، پنج شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۱ نوشته:

دید موسی یک شبانی را براه کو همی‌گفت ای گزیننده اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت چارقت دوزم کنم شانه سرت
جامه‌ات شویم شپشهاات کشم شیر پیشت آورم ای محتشم
دستکت بوسم بمالم پایکت وقت خواب آید بروبم جایکت
ای فدای تو همه بزهای من ای بیادت هیهی و هیهای من
این نمط بیهوده می‌گفت آن شبان گفت موسی با کی است این ای فلان
گفت با آنکس که ما را آفرید این زمین و چرخ ازو آمد پدید
گفت موسی های بس مدبر شدی خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژست این چه کفرست و فشار پنبه‌ای اندر دهان خود فشار
گند کفر تو جهان را گنده کرد کفر تو دیبای دین را ژنده کرد
چارق و پاتابه لایق مر تراست آفتابی را چنینها کی رواست
گر نبندی زین سخن تو حلق را آتشی آید بسوزد خلق را
آتشی گر نامدست این دود چیست جان سیه گشته روان مردود چیست
گر همی‌دانی که یزدان داورست ژاژ و گستاخی ترا چون باورست
دوستی بی‌خرد خود دشمنیست حق تعالی زین چنین خدمت غنیست
با کی می‌گویی تو این با عم و خال جسم و حاجت در صفات ذوالجلال
شیر او نوشد که در نشو و نماست چارق او پوشد که او محتاج پاست
ور برای بنده‌شست این گفت تو آنک حق گفت او منست و من خود او
آنک گفت انی مرضت لم تعد من شدم رنجور او تنها نشد
آنک بی یسمع و بی یبصر شده‌ست در حق آن بنده این هم بیهده‌ست
بی ادب گفتن سخن با خاص حق دل بمیراند سیه دارد ورق
گر تو مردی را بخوانی فاطمه گرچه یک جنس‌اند مرد و زن همه
قصد خون تو کند تا ممکنست گرچه خوش‌خو و حلیم و ساکنست
فاطمه مدحست در حق زنان مرد را گویی بود زخم سنان
دست و پا در حق ما استایش است در حق پاکی حق آلایش است
لم یلد لم یولد او را لایق است والد و مولود را او خالق است
هرچه جسم آمد ولادت وصف اوست هرچه مولودست او زین سوی جوست
زانک از کون و فساد است و مهین حادثست و محدثی خواهد یقین
گفت ای موسی دهانم دوختی وز پشیمانی تو جانم سوختی
جامه را بدرید و آهی کرد تفت سر نهاد اندر بیابانی و رفت
این شهر رو گذاشتم تا کسانی که خرده به دیگران میگیرن و فکر میکنن خودشون بهتر از همه میفهمن و به چاوشی و احساس دیگران توهین میکنن هرکسی اختیار داره شماهم داری ژس سعی کن ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهرام در ‫۷ سال قبل، پنج شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۹ نوشته:

وحی آمد سوی موسی از خدا
بندهٔ ما را ز ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی
یا برای فصل کردن آمدی
تا توانی پا منه اندر فراق
ابغض الاشیاء عندی الطلاق
هر کسی را سیرتی بنهاده‌ام
هر کسی را اصطلاحی داده‌ام
در حق او مدح و در حق تو ذم
در حق او شهد و در حق تو سم
ما بری از پاک و ناپاکی همه
از گرانجانی و چالاکی همه
من نکردم امر تا سودی کنم
بلک تا بر بندگان جودی کنم
هندوان را اصطلاح هند مدح
سندیان را اصطلاح سند مدح
من نگردم پاک از تسبیحشان
پاک هم ایشان شوند و درفشان
ما زبان را ننگریم و قال را
ما روان را بنگریم و حال را
ناظر قلبیم اگر خاشع بود
گرچه گفت لفظ ناخاضع رود
زانک دل جوهر بود گفتن عرض
پس طفیل آمد عرض جوهر غرض
چند ازین الفاظ و اضمار و مجاز
سوز خواهم سوز با آن سوز ساز
آتشی از عشق در جان بر فروز
سر بسر فکر و عبارت را بسوز
موسیا آداب‌دانان دیگرند
سوخته جان و روانان دیگرند
عاشقان را هر نفس سوزیدنیست
بر ده ویران خراج و عشر نیست
گر خطا گوید ورا خاطی مگو
گر بود پر خون شهید او را مشو
خون شهیدان را ز آب اولیترست
این خطا را صد صواب اولیترست
در درون کعبه رسم قبله نیست
چه غم از غواص را پاچیله نیست
تو ز سرمستان قلاوزی مجو
جامه‌چاکان را چه فرمایی رفو
ملت عشق از همه دینها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
لعل را گر مهر نبود باک نیست
عشق در دریای غم غمناک نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تماشاگه راز در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۰ نوشته:

با سلام
درخواست راهتمایی از اساتید ارجمند
در بیت اول آیا " بهار جانها " خطاب به "شمس" است ؟
دیگر اینکه رابطه یوسف و شکر چیست ؟ یا رابطه مصر و شکر چیست ؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تماشاگه راز در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۴ نوشته:

جناب شمس الحق
بزرگوارید. ممنون از راهنمایی شما

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهدی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۷ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۵۹ نوشته:

محسن چاوشی ریتم و آهنگ قشنگی برا این شعر قشنگ ساخته اگه بقیه ی خواننده ها هم همین کار را میکردن مطمئناً همه شعر های شاعر ها را مردم بهتر و زود تر حفظ میشدن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سینا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۲ نوشته:

مولانا را از طریق محسن چاوشی شناختم.درود بر او

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۴ نوشته:

باسلام .
معنی بیت آخر چیه؟
مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است
اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شمیسا در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۰ نوشته:

حتی تصور یک لحظه از آن «آن»ی که مولانا این شعر را دریافت کرده، وجود را به رقص می آره!....وه که چه آتشی در وجود این بشر زبانه می کشیده...... هژیر مهرافروز حق این شعر را به زیبایی ادا کرده.
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیرحسین در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۱۵ نوشته:

سلام دوستان
درسته که ریتم غزل در این شعر رعایت نشده ولی اصل مطلب این است که الآن خیلی ها به این شعر علاقه مند شدند و شعر و ادب فارسی زنده شد با این شعر چون خیلی افراد دنبال شعر مولانا آمدند و علاقه مند شدند ! که اصل موضوع هم همین است نه ریتم و انتخاب بخش های گوناگونش ...
این شعر در تلویزیون در سریال شمعدونی هم پخش شد که محبوبیت مولانا و چاووشی به یقین 2برابر می شه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۴۷ نوشته:

محمد جان بیت پنجم مصرع دوم به این واضحی.
رهنما جان چرا سعی در خراب کردن سبک آقای چاوشی دارید؟این سبک کوچه و بازاری است؟با ذکر دلیل حرف بزنید.اگر به این صورت باشد که هیچ سبکی در مرتبه ی اشعار کهن پارسی نیست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شعله در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۵۷ نوشته:

درود بر دوستان گرامی
همانطور که می‌دونید مطالبی که مولانای عزیز در قالب غزل و مثنوی گفتن، در حقیقت عصاره‌ی معنوی سرزمین ماست و معنایی ورای سرگرمی و ... داره و در حقیقت باید به این سمت و سو سوق پیدا کنه که با خوندن این غزل‌های لطیف جان به شوق دربیاد. و بازم شما سروران بهتر می‌دونید که هر کسی به فراخور سطح هوشیاری و حضورش درکی از این سرمایه‌ی عظیم خواهد داشت. ضمن اینکه باید به دوستانی که نگرانیشون را از خوندن این اشعار به شکل کوچه بازاری ابراز داشتند؛ عرض کنم که خیلی هم جای نگرانی نیست و این تجربه‌ی شخصی منه که وقتی یک غزل را که به نوعی تونستم با اون ارتباط برقرار کنم بارها و بارها تکرار کردم و خوندم و یا شنیدم گویی معنای عمیق اون برام با هربار خوندن و شنیدن باز و باز تر شده و حتما خوندن و شنیدن این غزل با ریتم خواننده‌ی پاپ هم می‌تونه تا حدی تاثیر خودش را داشته باشه. گرچه معتقدم همراه شدن ابیات مولانا با موسیقی خوب ایرانی با صدایی مثل آوای استاد نازنینم شجریان عزیز یه چیز دیگس و انسان را به خدا می‌رسونه. سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد از اصفهان در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۴ نوشته:

باسلام. این اثر خاطره انگیز علیرضا افتخاری با آهنگسازی محمدجلیل عندلیبی و نی نوازی محمدعلی کیانی نژاد را هم از سایت شب عاشقان بشنوید و محظوظ شوید:
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محمد در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۳۱ نوشته:

با سلام جناب اقای محمد شما که یک بار رقبت نکردین همین شعر رو بخونید چرا در باره اهنگ های فوقالعاده نظر میدین ؟ ای خوش کمر برقص آ رو یکم درست بخونید میبینید
در آخر اهنگ های آقای چاوشی بسیار جذب کننده اشعار ایرانی است مثل البوم 13 که بسیار زیبا بود. وهمچون اهنگ ظهر عتش که از شعر بسیار زیبا و تاسیر گذار آغاسی گرفته شده من بهتون توصیه میکنم ک گوش کنین
آقای چاوشی واقعا هنر به خرج میدن ک این اشعار رو زنده میکنن هرچند ک میشه گفت تعداد انگشت شماری از خواننده های پاپ تین گارو میکنن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمید در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۰۵ نوشته:

آمد بهار جانها
ای شاخ تر به رقص آ
ای شاخ تر به رقص آ
بهار جانها همین دمیدن هستی است
همین بودن است
که هر لحظه از سرچشمه‌ی زندگی به نیستی سرازیر می‌شود و نیست را هست می‌کند
پس هر لحظه بهار است
روحبخش و هستی ساز
با درک این واقعیت بزرگ، شاخه‌های تر و تازه از جان و دل جهان سربرمی‌کشد
این شاخه‌ها در وزش بهاری لحظه‌ها به رقص درمی‌آیند
خواه این وزش چون نسیمی ملایم باشد یا چون تندبادی سهمگین، برای شاخه‌های تر یکسان است
آنها به رقص شادمانه‌ی خویش ادامه می‌دهند
اما خارهای خشک و شاخه‌های پیر، سر سازگاری ندارند
تغییر برایشان پریشانی است
نرمی و لطافت از دست داده‌اند و مغرورانه، بلکه وحشتزده به آنچه که دارند و آنچه که هستند چنگ درآویخته‌اند
وزش هر نسیم و دگرگونی‌های هر لحظه برای شاخه‌های خشک کابوس نابودی است
ولی وزش تندبادهای سهمگین برای شاخه‌های تر چیزی نیست مگر فرصتی دیگر برای نمایش رقصی یگانه، بی همتا و شگفت انگیز
زیرا هستی هرگز دو لحظه‌ی یکسان ندارد
آیا به راستی کدامیک پایدارترند؟
شاخه‌های خشک و ترسان؟
یا شاخه‌های تازه و رقصان؟
انعطاف‌پذیری و سازگاری خلاقانه با هستی؟
یا ستیزه جویی، ترشرویی و قهر با هستی؟
انتخابش با ما است ...
پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد
یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کورش در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۳۸ نوشته:

دوستان عزیز لطف کنید دست از این تعصب بی جا بردارید. از یک سو کسانی که شعر کلاسیک را تو سری می زنند و و تازگی ها شعر کلاسیک را شعر هم نمی دانند به ادبیات پارسی آسیب می رسانند، از سویی دیگر برخی متعصب ها با اندیشه های منجمد که حتی این را متوجه نیستند که خوانده شدن اشعار کلاسیک توسط خواننده های تازه با سبک های تازه باعث گرایش بیش تر مردم به ادبیات کهن پارسی می شود
دست بردارید.
خدمت بزرگی که چاووشی به ادبیات پارسی کرده روشن است. او کسانی که شعر را فلان شعر نو و سپید و.. می دانسته اند را با شعر راستین یعنی شعر کلاسیک و دارای وزن و قافیه و درونمایه ی ژرف آشنا کرده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فاطمه در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۰ نوشته:

اقای چاوشی شما چه ریتمی دادید اصلا این ریتم به این شعر نمیخوره بله اکثرا میگن که ای به اصطلاح اهنگی که شما تولید کردید عالیه ولی کسانی که همچین کامنتی میده اهنگ رو درک نمیکنه حضرت مولوی خیلی زیبا این شعر رو سروده و نباید همچین چیزی میشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمدباقر در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۰ نوشته:

ببخشیدا ولی خیلی نفهمید که میگید نباید این شعرو به ترتیب آهنگ در می آوردند . من همین شعر رو با چند تازه حذفی آهنگش کردم. البته از روی آقای چاوشی هم تقلید کردم. آهنگ برقص آ خیلی شاد و زیباست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمدباقر در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۲ نوشته:

خیلی آهنگ برقص آ قشنگه شعرشم خیلی قشنگه. من که خیلی خوشم اومد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد از اصفهان در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۶ نوشته:

سعدی فرماید: کاروانی شکر از مصر به شیراز آید، اگر آن یار سفرکرده ما بازآید. کَفَر شکر نام شهری است در مصر و مصر به عنوان سردمدار صنعت شکر تصفیه شده در دنیا با قدمت بیش از 1100 سال.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عارف در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۵ نوشته:

این غزل 800 سال خاک خورد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کمال در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۳ نوشته:

باسلام
این غزل راآقای محسن چاوشی درآلبوم به اجراگذاشته است،
که زیباوشنیدی میباشد.
بنده این غزل زیبارابادوستان به اشتراک گذاشته ام.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر مسعود در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۳ نوشته:

سلام واقعا این شعر عالی هست من هربار که میخوانم لذت میبرم .
دوستان من این اهنگو با صدای اقای چاوشی گوش دادم فکر کنم بیشتر برای ریتمیک بودن شعر و شاد بودن شعر خوانده شده اصلا عظمت این شعر به خوبی نمایان نکرده است .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بیژن غ در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۳ نوشته:

در بیت دوم دررو به معنای فرار کن است. یعنی جایی که شیر مادر است به شیرجوش نیازی نیست. ای شیرجوش دررو

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مریم در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۸ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۲۵ نوشته:

دوستان دقیقاً می‌ش «گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ» و «ای شیرجوش دررو» را معنی کنید؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شهریار در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۲۳ نوشته:

1- مصر از قدیم به صادرات شکر معروف بوده و چون چندین منطقه دیگر در مناطق عرب نشین و آفریقا و حتی ایران نام مصر داشته اند، کلمه شکر معرف آن مصری است که داستان یوسف در آن اتفاق افتاده. پس ظاهراَ « مصر شکر» صحیح تر از « مصر و شکر» است . وزن شعر هم بهم نمی ریزد و امکان اشتباه کتابت زیاد است.
2- ظاهراَ «گر نیستی تو ماده چون شیر نر به رقص آ» صحیح است و معنی شعر را آشکار می کند و آسیبی هم به وزن شعر نمی زند. امکان اشتباه در کتابت هم وجود دارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمود دهقان در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۰۲ نوشته:

اساتید ادبیات گفتند که این شعر در مدح علی اکبر و زمان زرم در میدان کربلا رو توصیف میکنه که حضرت امام حسین این اشعار رو خطاب به علی اکبر میخونه
تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی
گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ
یا این بیت
پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد
یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ
اشاره به میدان رزم و بازگشت علی اکبر به سمت امام حسین رو ذکر کرده
بیخود نیست که اشعار مولوی پر از رمز و رازه و در نگاه اول به طرب و شادی میماند.....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
اسدالله شفیغ در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۰ نوشته:

تک اهنگ محسن چاوشی اصلا کاپی از آهنگ " صدیق شپاب اواز خوان افغانی " است که به ریتم " قرصک " که یک روش سرود خوانی بومی مردمان " پنجشیر" است اجرا گردیده است.غزل حضرت خداوندگار نیز با این روش عالی اجرا گردیده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر حسین در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۱۹ نوشته:

برای این شعر استاد افتخاری هم اوازی خونده اند لطفا برای دوستاران قرار دهید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد اردستانی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۹ نوشته:

هرکسی از ظن خود شد یار من/از درون من نجست اسرار من
ویژگیهای اشعار قدما بخصوص مولانا و پیچیدگی آن در عین ظاهری ساده، مخاطبان را به وادی تفسیر میکشاند. به اعتقاد اینجانب بهتر است ابتدا معنی ظاهری شعر را متوجه شد و بعد به تفسیر منظور شاعر پرداخت:
گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ: اگر تو مادی نیست، برمبنای (قدرت) آن شاه نر (به وجود آورنده ات) به رقص آ.
ای شیر! جوش، در رو: ای کسی که مانند شیر هستی، در جوش و خروش بیا! (از خودت) فرار کن.
دو بیت زیر هم کاملا به داستان یوسف و زلیخا و سپس بازگشت یوسف به سوی پدر اشاره دارند:
تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی/ گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ
پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد/یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ
بالاخره،
مصر و شکر به رقص آ: شادمانی اهالی مصر و (هرچیزی که) مبنای شیرینی است، میتواند منظور شاعر باشد.
این هم لینک تصنیف استاد افتخاری (تکرار):
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد اردستانی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۴۴ نوشته:

ای شاه! عشق پرور، مانند شیر مادر/ای شیر! جوش، در رو، جان پدر به رقص آ

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nima در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۱۶ نوشته:

آقای امین که موسیقی آقای چاوشی رو بی ارزش میدونین، خودتون چیزی از موسیقی سر در میارید که این حرفو میزنین؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سپیده در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۸ نوشته:

سلام
درک بنده از شعر حضرت مولانا
این شعر برای پیر فرزانه شمس تبریزی سروده شده
امد بهار جانا،اشاره به امدن شمس دارد که مولانا امدن او را برای خود همچو بهاری میداند که شعور انسانی را شکوفا میسازد،ای شاخ تر اشاره به حضرت مولانا که به خود می گوید شاد باش که لحظه وصال جان با جان رسید جان خود را همچو شاخه تر میداند که نیاز به شکوفای دارد ،حقیقتا مولانا ان فقیه بزرگ در وجود شمس چه می بیند که از این تعابیر زیبا استفاده می کند،و او را استاد جان ها معرفی می کند ،مولانا شیخ شهر و واعظ صاحب عابرو بعد از اشنای با شمس ریاضت های نفسانی را به پیروی گفته شمس کنار گذاشته و در کوچه های قونیه رقص می کردند،وشمس تبریزی دریچه جدید را به روی مولانا باز می کند ،مولانا جسته لاغری داشتن به جهت عبادت و روزه های طولانی که شمس تبریزی برای وصال به حضرت دوست رقص سماع را پیشنهاد می کند ،

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
جادوگر در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۳۶ نوشته:

من ندانم اینجا جای شعر و شعور و شاعر شناسی ست یا مدح و ثنای گفتن چاووشی ، اگر هم میگویید چاووشی باعث شده ما اشعار مولانای جان را بشناسیم پس گره کار از خودتان است که پیشتر کتاب نخواندید .. سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین در ‫۴ سال قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۱۸ نوشته:

با سلام تصنیفی بسیار زیبا و خاطره انگیز ازاستاد علیرضا افتخاری هم با این شعر اجرا شده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کورش در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۴۶ نوشته:

سلام دوستان گرامی. این آوراز همانطور که میدانید خیلی فبل تر توسظ علیرضا افتخاری در دستگاه شور آواز افشاری خوانده شده و بسیار دلنشین و زیباو روحنواز است. توصیث میگنم این اجرا را هم گوش کنید.
متشکرم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شهر یار در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۱۲ نوشته:

در اینجا برقصا به رقص سماع صوفی ها اشاره دارد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمود در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۷ نوشته:

درود بر محسن چاووشی که با اهنگ های خودش نسل جدید رو با اشعار کلاسیک آشنا کرده ،...
عده ای از دوستان از محسن چاووشی انتقاد میکن و فقط سبک سنتی موسیقی ابرانی رو مناسب این اشعار میدونن !! ازشون یک سوال دارم ؟ بنتظرتون با سبک آقای ناظری ، شجریان ، افتخاری ،... میشه به رقص آیی ؟؟؟؟
خدا شاهده اگه مولانا هم از آرامگاهش بیرون بیاد و بگه دمت گرم محسن چاووشی ، باز یه عده ایرانی هستن که میان و میگن نه اقا ! این محسن چاووشی شعر شما رو خراب کرده ، اصلا منظور شما به رقص آمدن و شادی طرب نبوده ، منظور شما این بوده که ما بشینیم پای منقل و زوزه بکشیم و به عمق شعر شما فکر کنیم ، محسن چاووشی چی میفهمه ؟!! این ماییم که شعر شما رو درک کردیم ، شما هم بهتره بری و دوباره بمیری و خیلی هم حرف نزنی :-ا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمود در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۰۵ نوشته:

آقایی به نام امین گفته متاسف هست برای کسانی که از اهنگ چاووشی تعریف کردن !! بعدگفته ببینید آقای هژیر مهرفروز چقدر خوب این شعر رو تبدیل به آهنگ کرده !!!!!! رفتم و آهنگ اون آقا رو گوش دادم ، ایمانم به چاووشی هزار برابر شد :-)
شما فقط قصد داشتید که با مقایسه هژیرمهرفروز با محسن چاووشی اسم این آقا رو گنده کنی اما نابودش کردی :-ا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ستایش در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۳۰ نوشته:

سلام؛خسته نباشید...
از کجا میشه معنی این شعر رو پیدا کرد؟
ممنون میشم جواب بدید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ویتو در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۲ نوشته:

به قسمت کامنت ها رجوع کردم بلکه از نوشته های دوستان جهت درک بهتر شعر مولانا بهره ببرم ولی بحث ها همه پیرامون حضرت چاوشی بود. ظاهرا خدمتی که حضرت چاوشی به ادبیات پارسی کرده بیشتر از مولانا بوده! که انقدر به ایشون پرداخته شده!!!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیررزمجو در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۹ نوشته:

به نظر من منظور حضرت مولانا از فعل به رقص آ، نه وجه امری فعل است که فعلی ست اخباری که تمام ذرات وجود آن حضرت ز شوق آن موعود ازلی و ابدی در رقص و پایکوبی بود و تمام ذرات عالم امکان را از شوق آن یوسف مصری در رقص و پایکوبی یافته بود که زبان به بین حال گشود که چون یوسف اندر آمد مصر و شکر به رقص آ

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شایان در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۹ نوشته:

واقعاعجیبه حاشیه پروری و حاشیه بازی ما ادما.بیچاره غزل مولاناچه سرنوشت غریبی دارداینکه فلانی یا فلانی چه خوندن چه ربطی به خوده اثر داره؟؟؟؟؟ در ربط قر کمر و رقص بندری جاوشی به اصل شعر یه نمونه میگم خودتون قضاوت کنید چقدر ارتباط داره:
از دست و پا بریدی ای بی پا و سر برقصا:
نه نقد داره نه فهم میخواد نه شعور عرفانی بیشتر شجاعت و همت گذشتن از دست و پا را میخواهد که هر کس که بسر نکوفته باشه در سرایی انرا میفهمد در حضور استادی که چون پدرتموم بندهای دنیوی ومادی تورا بریده دیگه کلا از صورت انسان بریدی و عزل شدی رسیدی به مایه انسانیت درین درجه خلوص از جوهره انسانی جان پدر برقصا!!!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Sepehr در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۸ نوشته:

Ya Hagh
Salamon alikom. Man dar tool e sama shenidam:
"Ey khosh kafan beraghsa"
Ya Mashoogh !
پیوند به وبگاه بیرونی
Mir Seyed Sepehr

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آزاده در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۰ نوشته:

گر نیستی تو ماده، زان شاه نر برقص‌آ
بنظر من یعنی
اگه مثل جوشش شیر از درون جنس ماده ، جوششی از درون خودت نداری، از آن شاه نر(شمس) بهره بگیر و مسیر عرفان رو جلو برو

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میم.کاف.مهریار در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۲ نوشته:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هانیه در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۳ نوشته:

سلام
من یه پازل خریدم که موضوعش هفت پند مولاناست..یه جمله کنارش نوشته که نمیتونم بخونمش...میشه کمکم کنین؟
عکسش تو این آدرس موجوده
پیوند به وبگاه بیرونی/
ممنونم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مولانا و عشق در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۱ نوشته:

در بیت دوم ،
ای شاه، عشق پرور، مانندِ شیرِ مادر.... صحیح است و کسره در زیر ه آخرِ لغت شاه، غلط می باشد!
مقصود مولانا این بوده است که ای انسانیکه شاهنشاهِ عالم هستی، عشق بپرور مانندِ مادری که از عشقِ به فرزند شیر که مایهء حیاتِ نوزادش است، در جانش پرورانده می‌شود و زندگی می بخشد...
و
یا شاید مناجاتی باشد و دعایی که از شاهِ عالم
( خدا) طلبِ عشق می کند در جانِ انسانی...
در هر حال شاهِ عشق پرور غلط می باشد!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علیرضا در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۳ نوشته:

در جواب کسانی که میگن چاوشی خوب نخونده باید بگم چاوشی بهتر از هرکس دیگری شعر های مولانا رو میخونه چاوشی سلطانه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محسن میم در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۱ نوشته:

چند نفر از دوستان درباره معنی این بیت پرسیدند:
گر نیستی تو "ماده" زان شاه "نر" برقصا
برخلاف برخی نظرات دوستان، ماده در اینجا به معنی جماد نیست. بلکه اشاره به جنسیت مونث و در مقابل نر یعنی مذکر آمده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Mahyar در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۲ نوشته:

به دور از نفس شخصی(ego) ـ آگاهی شما از معجزه هستی هرلحظه ـ شما را برقص در میآورد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فاطمه در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۷ نوشته:

با سلام خدمت همه عزیزان. چقدر تحت تاثیر نوشته حمید قرار گرفتم. خیلی زیبا بود. من کارم در علوم پزشکی است ولی عاشق ادبیات و تفاسیر عرفانی هستم. این جمع منو یاد دانشکده و دوران خوش بحث و تفسیر ادبی انداخت. چقدر دوستان افغان فرهیخته اند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Parviz Jafari در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۸ نوشته:

سلام
بهار جان‌ها ماه مبارک رمضان است
شاخ تر وجود جسم ترکه‌ای حضرت مولاناست
چون آمدن یوسف (ع) که شهری و شکری به رقص آمده است برقص درآ
روزه و رمضان راه عاشقی است و چون شیر مادر که سبب آرامش و رشد فرزندش است روزه یک ماهه نیز چون شیر مادر است
و بریدن از پا و سر و ....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حجت الله ماله میر در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۰ نوشته:

باسلام و احترام به نگاه و نظر همه عزیزان اهل دل و شعر و شاعری
آن بهار جانها هر لحظه از حق سوی ما روان است آن را با جان درک میکنی اگر نه تا ابد بدنبال معنی آن باش چه حاصل
از لطفهای که آن بی صورت جان داده بصورتها با بودنشان و هر لحظه بجانشان حی میدم برقص آمدی بودنت در این جهان حی شدنت گشوده شدن چشمت بجهان را دمی در سکوت فکر و غیبت نفس دیدی برقص نیامدی معنی رقص بچکارت می آید
هیچ سماع کرده ای تا بدانی شاخ تر نیز برقص خویش مشغول است نزد حق و جهان در ورای فکر بی اختیار با چشم دل در هر لحظه در رقصی از نور گردشی جان فزا و فنایی در دل زایش و حی و میت مدام و مستمر است تا چراغ جان تو روشن بجهان باشد این شادی عظیم پایکوبی جهانی را میخواند در جهان هیچ جنبشی بی اشارت او وجود ندارد پس عالم به تمنای او در جنبش رقص گونه است گویی جهان و همه ذرات آن رقصندگان آن دلبر پنهان هستند ببخشید اشک امان نمیدهد که از یار نویسم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۲ نوشته:

سلام.میخواستم بگم من شنیدم آقای شفیعی کدکنی که بعضی از شعر های دیوان شمس رو تصحیح کرده ، این شعر هم جزوش بوده و اون بیت ای خوش کمر برقص آ رو کلا نیاورده و اون رو جزو "جعلیات" میدونه . الان کی درست میگه ؟؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سپاس در ‫۲ سال قبل، دو شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۷ نوشته:

درود.
باخواندن و بخصوص شنیدن سروده های حضرت مولانا بلاخص غزلیات.بغیر از تعظیم وتکریم و درنهایت حیرت از زیبایی متن وبلندای معنی.چه نتیجه ای می توان گرفت.
متعجب هستم که بعضی میخواهند در رخ این خورشید عالم تاب عیب وایراد پیداکنند!!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
لادن مختاری در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۰۳ نوشته:

متأسفم از این همه افت سلیقه و انتخاب خوانشی فرومایه د حد چاووشی برای این شعر!!!
لطفاً مقایسه کنید با آهنگسازی آقاق عندلیبی و آواز آقای علیرضا افتخاری تا اوج کلام و موسیقایی شعر و آواز سشیوا و دل انگیز را درک کنید.
ادامۀ این توضیح را بهتر است در نشانی زیر بجویید:
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
لادن مختاری در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۰۴ نوشته:

متأسفم از این همه افت سلیقه و انتخاب خوانشی فرومایه در حد آواز آقای چاوشی برای این شعر!!!
لطفاً مقایسه کنید با آهنگسازی آقای عندلیبی و آواز آقای علیرضا افتخاری تا اوج کلام و موسیقایی شعر و آوازی شیوا و دل انگیز را برای چنین شعری درک کنید.
ادامۀ این توضیح را بهتر است در نشانی زیر بجویید:
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عنایت ساسانیان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۵۱ نوشته:

شاخ تر اشنباه هست و شاخه تر هست که منظور شاخه های تر صحرا هست
و شیر جوش در رو منظور شیری که به جوش میاد و کف میکنه و در حالسر ریز شدن از ظرف هست که حرکت رقص مانندی داره

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هیچ در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۲۵ نوشته:

باز هم تعصب؟.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
اصغر در ‫۱ سال قبل، یک شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۵ نوشته:

چگونه می‌توان پراکندگیِ انسان را در یگانگیِ واقعی ذوب کرد، مگر با رسیدن به مقام فنا و غرق‌شدن در شوق الهی که واقعی‌ترین و متعالی‌ترین نحوه‌ی بودن هرکس است؟ این نوع بودن، با حضور در تاریخی ممکن است که انسان خود را با اراده‌ی الهی در آن تاریخ یگانه کند. در این حالت است که در انسان کثرت‌ها عین وحدت و وحدت‌ها عین کثرت احساس می‌شود و این معنایِ بودنِ آن‌هایی است که چیزی بیش از نیازهای حیوانی در خود پرورانده‌اند. و مهم‌تر از آن می‌فهمند در چه تاریخی زندگی می‌کنند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آبان دخت در ‫۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۷ نوشته:

سلام به همه عزیزان.
لطفا توضیح کاملی راجع به مفهوم شعر بفرمایید.
و ضمناً درخواست دیگری هم داشتم...
بنده هر زمان، شعری در گنجور مطالعه می کنم که جناب چاوشی آن را اجرا کرده است، چیزی جز تمجید و ستایش ایشان بین کامنت ها نمی بینم! آقای چاوشی کار بلد و خلاق هستند و بنده از هواداران دو آتشه و چند ساله ایشان!
اما هر سخن وقتی و هر نکته.... . :)
بهتر است برای این امر، به اینستاگرام، تلگرام، توییتر، و... مراجعه کنید...
گنجور رسالت دیگری دارد و برای این کار مناسب نیست.
سپاس گزارم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهروز در ‫۹ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۸ نوشته:

از این سایت خوشحالم دمت گرم وسرت خوش باد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محمد مهدی مرتضوی در ‫۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۶ نوشته:

محسن چاوشی با اختلاف بهترین خواننده ایرانه و اشعاری که میخونه هم بی نظیره. اشعاری با معنا و مفهومی دلنشین

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دانیال در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۰۶ نوشته:

شعر بسیار عمیق و جذابی است.
اولین بار که این شعر رو با آهنگ زیبای محسن چاوشی گوش دادم تصور کردم که صرفا از فصل بهار صحبت شده، اما موضوع عمیق تر از این حرف هاست ...
پیوند به وبگاه بیرونی/
پیشنهاد می کنم شما هم در این شعر زیبا عمیق شوید و جان دل به مولانا بسپارید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۸ نوشته:

سلام
من فکر میکنم این شعر برای پیر فرزانه شمس تبریزی سروده شده نظر شما چی است؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
خیال در ‫۷ ماه قبل، پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۳۱ نوشته:

بیت اول : بهار جانها : زمان تجلی انوار الهی بر جان و قلب مؤمن، شاید اشاره به ماه مبارک رمضان باشد. شاخِ تر : انسان آگاه و زنده دل در مقابل انسان غافل که همچون شاخ خشک از بهار هیچ تاثیری نمی پذیرد. همچنین تر می تواند به معنای نو و تازه به کار رفته باشد که در این صورت شاخه ی تر کنایه از نو سفر در مسیر سلوک الی الله است. مصر و شکر: اشاره به شهرت کشور مصر در صادرات و تولید شکر (خاصه در زمان حضرت یوسف علیه السلام)، که در این صورت ترکیب اضافی مصرِ شکر مناسب تر به نظر می رسد، هر چند مصر و شکر نیز اشتباه نیست.
معنی بیت: زمان تجلی انوار الهی فرا رسیده، ای انسان آگاه به هوش باش و از تجلیات به جنب و جوش درآ. یوسف (کنایه از جمال یار) به مصر آمده ای مصر زادگاه شیرینی های عالم شاد باش.
بیت دوم: مصرع اول را به دو گونه می توان خواند: 1) شاهِ عشق پرور که در این صورت شاه کنایه از حضرت حق است که همچون شیر مادر که عشق را در دل فرزند می پروراند او نیز عشق را در ذره ذره عالم القاء می نماید 2) ای شاه! عشق پرور یعنی به سکون هاء در شاه؛ در این صورت پرور فعل امر خواهد بود و مراد از شاه انسان است که به دلیل استعداد خلیفة الله بودن از نظر شاعر شاه عالم هستی دانسته شده
مصرع دوم: ای شیر راه حق جنبشی از خود نشان بده و از خود به در آی و از خویش فرار کن. در اینچا مراد از برقصا مطلق حرکت کردن است.
بیت سوم: چوگان زلف: زلف یار همچون چوگان سرکج است؛ اشاره به کجی و پر خم و پیچ بودن قضاء و قدر و امتحانات معشوق دارد. گوی: از آنجا که گوی دست و پا ندارد در حرکت خویش کاملا بی اختیار است و حرکت او صرفا تابع حرکت چوگان است؛ شاعر عاشق را به گویی بی دست و پا تشبیه می کند که در برابر ضربات چوگان معشوق که همان تقدیر اوست هیج اختیاری از خود ندارد و از پا و سر یعنی اراده و اختیار گذشته است.
بیت چهارم: خونی صفت است برای تیغ؛ یعنی معشوق با تیغی خون آلود در دست به سوی من آمد و از من پرسید چگونه ای؟ به او گفتم که هر چه باشم نزد من آی که خیر است. گفت: خیری در کار نیست بلکه شر است چرا که به انگیزه‌ی قتل تو آمدم برخی خونی را مستقلا به معنای قاتل و معشوق جفا کار دانسته اند که به لحاظ شعری مناسب نمی نماید.
بیت پنجم: این بیت را به سه صورت می توان خواند که به ترتیب اقربیت به صواب عبارتند از: 1. از عشق، تاجداران در چرخ، او چو باران در این بیت مولوی سعی در ترسیم صحنه ی بی بدیلی از بارش باران در ذهن شنونده داشته است؛ یعنی به نیروی عشق تاجدران (کنایه از انسان های کامل) در حال چرخیدن و رقصیدن هستند و او همچون باران با لطافت بر سر آنها می بارد آنجا به دنبال قبا و لباسی که تو را از باران بپوشاند نباید بود و زیر این باران تنها باید رقصید 2. از عشقِ تاجداران، در چرخ او چو باران ؛ در این صورت مراد از او انسانِ در جست و جوی معنا است یعنی همچون باران که از لحظه‌ی جدا شد از ابر تا رسیدن به زمین در حال چرخش است او نیز از عشق اولیاء الهی در چرخیدن و رقصیدن است. 3. از عشق، تاجداران در چرخِ او چو باران در این خوانش چرخ به معنای طاق و بلندای بارگاه معشوق است. فردوسی گفته: بیاراست جائی بلند و فراخ / سرش برتر از چرخ درگاه و کاخ
بیت ششم: مستِ هست می تواند به عنوان صفت مدح و یا ذمّ به کار رفته باشد. مولوی علت اصلی رنج انسان را مستی ناشی از توهم وجود برای خود دانسته است و در این بیت به او مژده می دهد که گذرنامه ی عالم فنا صادر شده است. معنای ممدوح آن می تواند اشاره به لذت هستی چشیدنِ ما هستی نمایان باشد، لذت هستی نمودی نیست را ...
بیت هفتم: شاعر در مصراع دوم از یک ایهام تناسب فوق العاده زیبا استفاده کرده است به جای عبارت «اگر مردی» متضاد آن یعنی «گر نیستی تو ماده» را به کار برده و بدین وسیله بین ماده و نر تناسب برقرار کرده است. مراد آن است که اگر ترسو نیستی و مردی از هیبت و جلال آن شاه برقص آ. شاه نر می تواند اشاره به شاه ولایت امیر مؤمنان علیه السلام باشد.
بیت هشتم: معنی بیت: زمانِ جنگ به پایان آمد و گاهِ صلح فرارسید یوسف رخ نمود پس هر چند هنری نداری تکانی به خود دِه و به جنب و جوش درآ. یوسف می تواند اشاره به چناب علی اکبر ع هنگام بازگشت از میدان به سمت خیمه ها برای استراحت باشد.
بیت نهم: تا کی با وعده ی دیدار در انتظار به سر برم و مشغول سجده باشم تا کی هجران رنگ و اثرم را برده باشد پایان انتظار رقصیدن است
بیت دوازدهم: مسیحِ مریم
بیت سیزدهم: چین در اینجا سرزمین زیبا رویان است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
خیال در ‫۷ ماه قبل، پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۰ نوشته:

نکته‌ای که راجع به بیت هفتم در حاشیه قبل فراموش کردم عرض کنم این است که به احتمال زیاد صورت صحیح مصراع دوم به این صورت بوده : « گر نیستی تو ماده چون شاه نر به رقص آ» و احتمالاً به دلیل اشتباه در استنساخ و کتابت «چون» تبدیل به «زان» شده است. البته معنای بیت با همین «ز آن» هم عرض شد اما «چون» بسیار دقیق تر و به ذوق شعری مولوی نزدیک تر به نظر می رسد. و الله العالم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شهروز کبیری در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۳ نوشته:

عزیزان و بزرگواران، شایسته است در این حاشیه نویسی ها بیشتر در باب این غزل ناب صحبت کنیم و نه درباره بازخوانی محسن چاوشی. چرا که قد و قامت این غزل بسیار بلند تر از این صحبت هاست. تفکر مولانا ذهن جهانیان را به وجد آورده است، اما محسن چاوشی را کسی جز جوانان معاصر کسی نمیشناسد، پس در پس ازن مطلب دلیلی نهفته است که بیان آن باعث دلخوریطرفداران محسن چاوشی عزیز است.
در باره ی بازخوانی این غزل توسط آقای چاوشی، این مساله را در نظر بگیرید که ایشان این آهنگ را بازخوانی رده و به اصطلاح امروزی ها آنرا «کاور» کرده است. نسخه ای که ایشان برای کپی کردن انتخاب نموده اند آهنگی است در سبک قرصک پنجشیری از خواننده افغان به نام «صدیق شباب» و نام آن آهنگ هست «آن ماه نو رسیده» که میتوانید در اینترنت بیابید. البته گفتنی است که صدیق شباب هم آنرا کپس کرده و نسخه اصلی این آهنگ را تقریبا نیم قرن پیش، «در محمد کشمی» خوانده است و شعر ماه نو رسیده نیز از سید قاسم پنجشیری است. پس محسن چاوشی تنها شعری از مولانا را بر آهنگی پنجشیری نهاده. که البته در این مسیر هم بی غلط نبوده. بنظر بنده حقیر سراپا تقصیر میرسد که محسن چاوشی معنی این غزل را در حد کمال درک نکرده و در خواندن این غزل، تکیه های نا به جا بر روی برخی واژگان دارد. به عنوان نمونه آنجا که مولای بزرگ روم میفرماید:
«گر نیستی تو ماده» منظور این است که اگر تو یک جسم بی روح و تنها یک «ماده: و یک «شیئ» نیستی، پس به رقص در آ! که این معنی بسیار زیباست. اما چاوشی طوری خوانده انگار میگوید اگر تو از جنس مونث نیستی و مرد هستی، بیا برقص! که البته بسیار نا به جا و خام دستانه است.
اما از این مسایل حاشیه ای بگذریم. رابطه مصر با شکر را دوست خوب ما، محمد جان به خوبی توضیح داده اند. اما دوست مهربان ما جناب «خیال» توضیحاتی ایراد فرمودند که بنظر میرسد فقط در تخیل ایشان معنی-دار باشد و بنده ربطی بین تعابیر عرفانی که در ذهن ایشان است، با این شعر تَر که پیش روی ماست، نمیبینم.
امید دارم که اساتید بزرگوار نظر دهند و چراغ دانش بر افروزند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رضا کرمان در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۳ نوشته:

  با عرض سلام وادب خدمت تمامی عزیزان

بنده به نوبه خود اجرای این غزل رو توسط همه هنرمندان شنیدم  وخلاصه یکیشون برام دلچسب تر از بقیه بوده واین کاملا طبیعیه ولی  بنظرم این سایت وزین  جهت تبادل نظر  در خصوص  اجرای خوانندگان وهنرمندان نیست   واین نکته هم قابل اغماض نیست که هرکدام از این عزیزان با صدا واجرای حالا خوب یا بد یا کپی یا به هر نوعی ، صدای حضرت مولانا وپیام ایشون رو به مخاطبین و شنوندگانشون انتقال دادن  وبنا به اعتراف دوستان حاشیه نویس بعضا با کلام شعرا از این طریق آشنا شدن  واین نیمه پر لیوانه که باید مورد اعتنا باشه  موضوع دوم این سایت یک سایت ادبی است ولی چرا بعضی از سروران رعایت ادب را نمیکنند وراحت به نظرات وحاشیه ها وحتی خود افراد توهین میکنند که با اصول وشرایط  وقانون حاشیه گذاری مندرج در ذیل  محل حاشیه نویسی نیز مغایرت داره وبهتره جهت پویایی بیشتر سایت رعایت بشه

بر خیالی جنگشان وصلحشان

وز خیالی فخرشان وننگشان

.   واز دوستانی که در انتقال معنی ومفهوم ادبی عرفانی شعر حاشیه گذاشته اند ممنونم چون هر کدام از اشعار شعرا که  توفیق  واقبال ارایه  عمومی بصورت ترانه  پیدا میکنند بدیهی است که علامت سوالهای بیشتری در اذهان عمومی میگذارند  معنی خیلی از ابیات یا کلمات بکار رفته جای تامل وسوال میشه کاش بزرگوارانی که به معنی ومفاهیم این غزل زیبا بیشتر واقفند  قبول زحمت کرده و با زبان ساده  وشیوا یک معنی جامع بر روی این غزل مینوشتند

شاد وخرم باشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد اردستانی در ‫۲۳ روز قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۵ نوشته:

ای شاه! عشق، پرور! مانند شیر مادر

ای شیر! جوش، در رو. جان پدر! به رقص آ

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.