گنجور

حاشیه‌ها

سیاوش در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۹:

ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد

سر که نه در راه عزیزان بود
بار گرانی است کشیدن بع دوش

سیاوش در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۹:

در روی هر سپیدی، خالی سیاه دیدم
بالاتر از سیاهی، رنگی دگر نباشد

احتمال فراوان بیشترین مثل های فارسی از نظم و نثر سعدی است.

سیاوش در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۳۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۶:

{وز بستر نرمش به خاکستر گرم نشاند}
همین میان متن زیبا مثل شده است

پویان در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳۶:

در مصراع اول بیت دوم، شعر از وزن می افتد، شکل صحیح آن: شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکرست. می باشد.

مهرداد در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

با سلام
به اینصورت ظاهرا روان تر است
زان رفتن و آمدن چه گویم
می آیی و میروم من از هوش

بی لب در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶:

در برنامه گلهای تازه شماره 13 ، این غزل در ماهور با صدای محمدرضا شجریان ، ویلن حبیب الله بدیعی ، سنتور منصور صارمی ، عود منصور نریمان و تنبک جهانگیر ملک اجرا شده

مرتضی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۵:

من هم دگر بذر نکاریم رو شنیدم و بیشتر پسندیدم

بیژن در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:

با سلام و عرض ادب
در نسخه ای مصرع دوم بیت “و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی/ برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت”  را اینگونه یافتم : “برافشان زلف تا ریزد هزاران جان ز هر مویت”
لطفا راهنمایی بفرمایید که  کدام یک صحیح است؟
با تشکر فراوان

ناآشنا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

مزدک جان
آنچه نوشتی گرچه با اندیشه ی بسیاری کسان همسان و هم سنگ است
ولی میبینی که حاشیه نویسانی هستند که افکار دگراندیشان چون شما را بر نمی تابند
و چه نزدیک است که آماج تهمت ها و ناسزاها شوی
اما چه خوب است که همه ی افکار آزادانه بازتاب داشته باشد تا سره از ناسره و حق از باطل
تشخیص داده شود
خوشحال شدم که نظرت را نوشتی تا بگفته ی قرآن : همه ی سخنان را بشنویم و بهترین را بر گزینیم
بنویس و از تمسخر و ایراد دیگران مرنج
ما همه را میخوانیم و بهترین را انتخاب میکنیم
چه خوب بود که همه از هر دین و مسلکی میتوانستند دیگران را تحمل کنند اگر چه با عقایدشان در تضاد باشد
نا آشنا

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش سوم » بخش ۱ - المقالة الثالثه:

باد یک شمه ز باد سرد من
باد یک شمه زه آه سرد من

مجید محمدپور در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

مغاره : [ م َ رَ ] (ع اِ) غاری که در کوه باشد.

مجید محمدپور در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

نبی مکرّم اسلام فرمودند: « کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ فَأَبَوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِه ــــ هر نوزادی بر اساس فطرت متولّد می شود ، پس والدین او وی را یهودی و نصرانی و مجوسی می کنند.» (بحار الأنوار ، ج‏58 ،ص187 )

مجید محمدپور در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

طوعاً اَم ْ کُرْهاً ؛ خواه و ناخواه . قدری خوش و قدری ناخوش
بغی . [ ب َغ ْی ْ ] (ع اِ) ظلم و ستم . || جرم و جنایت . || نافرمانی و عصیان . || باران بسیار. || هر تجاوز و افراط بر مقداری که حد چیز است .

مجید محمدپور در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

عنفوان شباب ؛ جوانی و یا ابتدای خوبی و بهجت آن .
ریعان . [ رَ ] (ع اِ) اول هر چیزی و بهتر آن
ریعان شباب یا جوانی ؛ اول جوانی .

مجید محمدپور در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

شعب جبل : راه در کوه .

مجید محمدپور در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:

مَنفَذ : گذرگاه
ملاذی منیع : پناهگاهی بلند و استوار
مَلجَاء: پناهگاه و جای پناه و مأمن و جای امن و پشت و پناه و جای استراحت و آسایش .
مٲویٰ : پناهگاه

دوستدار در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۶:

عرز هم می تواند درست باشد،
چه یکی از معانی عرز نکوهیدن است، نکوهش است و با مصراع پس از آن همخوانی بهتری دارد.

علی احسان دوست در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳:

با سلام در مصرع چهارم به نظر میرسد منظور ارکان 4 گانه تشکیل دهنده جهان مادی و بدن انسان است که در طب سنتی مزاجهای 4 گانه اصلی را تشکیل میدهد آب، خاک ، هوا ، آتش ،مفهوم این ارکان با آنچه که در اطراف ما وجود دارد متفاوت است هر کدام نشانه چیزی است مثلا آب نشانه طبیعت یا مزاج سرد و تر است که کیفیت غالب مزاج فرد شناخته میشود چون خیام حکیم هم بوده اند حتما منظور مزاج افراد بوده است.

مرتضی ( باران) در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات ناتمام و اشعار پراکنده » قند لعل:

کمان ابرو خدنگی بر "دو " چشمانش ز روزن زن

مرتضی ( باران) در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۸۹:

رباعی شماره 714 ابوسعید
رباعی چشم تر " شاطر عباس صبوحی
مشابه میباشند

۱
…
۴۵۸۱
۴۵۸۲
۴۵۸۳
۴۵۸۴
۴۵۸۵
…
۵۸۱۶