گنجور

حاشیه‌ها

سعید محمدی در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۱۸ - در صفت فقر و صبر:

با سلام
بیت 6
"مرد ره را نام وننگ از خلق نیست" به نظر درست تر است
ممنون

پریسا در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

خییییلی قشنگه....ولی منو دلتنگ می کنه یاد فرصت های از دست رفته و عشقی که هیچ وقت تجربه نکردم میندازه....

مرتضی ( باران ) در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۰ - در مدح شاه مظفرالدین قزل ارسلان:

در بیت آخر مصراع اول
به جای "پرمانیش"" پُر معانیش" صحیح نیست؟

مرتضی ( باران ) در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۲۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۹ - خطاب زمین‌بوس:

بیت دوازده مصراع دوم
در همین حالت هم خالی از مفهوم نیست!

مرتضی ( باران ) در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۱۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۹ - خطاب زمین‌بوس:

بیت دوازده مصراع دوم
""به زرین جام جای جم گرفتی""
به زرین"" جای " " جام"" جم گرفتی
به نظر صحیح میاید

merce در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۶۴ - خاتمه:

تقدیم به بانو روفیای گرامی
به ذهن ” روفیا “ اگر غیر خدا گذر کند
حاصل عمر خویش را بیهده و هدر کند
او چو نگاه می کند کار من آه کردن است
داغ دل نهفته را تازه و تازه تر کند
جرعه ی نوش میدهد بانگ ، خموش می دهد
صوت انالحق اش ببین تلخی جان شکر کند
گفت که جز خدا مبین خویش از او جدا مبین
وا، به سرای چون شَبَم پنجره ی سحر کند
گاه ز هوش می برد گاه نهیب می زند
در صدفم ، به یک نظر ذره ی دل گهر کند
عارف اگر بخوانم اش عاشق اگر بگویمش
فرق نمی کند دگر ، در ره او خطر کند
”مرسده“ گر به پای او ، در خنک صفای او
راه برد به شمّه ایی ، از دو جهان گذر کند
مرسده

کمال در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۹۵:

سلام جمع دوبیتی حاضر:
4706
فعلا

کمال در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

باسلام به دوستان شعردوست ،فالی راجهت این غزل انتخاب کردم که عیناآنرادراینجامیآورم:
شماانسانی هستیدکه دارای فضایل وصفات
خوب اخلاقی هستید،اماسعی کنیداز،،،،،،،،،،،،،
فردگرایی دوری کنیدوبه اتحادودرجمع ،،،،،،،
بودن اهمیت بیشتری دهید،ازغیبت و،،،،،،،،،،،،
دورویی وسخن چینی بپرهیزید،به آرزوی،،،
خودمیرسیدمشروط براینکه شادمان و،،،،،،،
خوشروباشیدودیگرآنکه بااهل تجربه ،،،،،،،،،
مشورت کنید.
شب خوش

جی ۷ در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:

ما به تو یک باره مقید شدیم
مرغ به دام آمد و ماهی به شست
شست=قلاب

جی ۷ در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:

هر که بیفتاد به تیرت نخاست
وان که درآمد به کمندت نجست
ما به تو یک باره مقید شدیم
مرغ به دام آمد و ماهی به شست
صبر قفا خورد و به راهی گریخت
عقل بلا دید و به کنجی نشست
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو سعدی بزاید
بار مذلت بتوانم کشید
عهد محبت نتوانم شکست

جی ۷ در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:

تو ملولی و دوستان مشتاق
تو گریزان و ما طلبکارت
چه باحیا و ناز
تو بدین هر دو چشم خواب آلود
چه غم از چشم‌های بیدارت
گله با شرم و حیا

جی ۷ در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:

بنده وار آمدم به زنهارت
که ندارم سلاح پیکارت

همان زنهار درست هست اگر معنی بیت رو فهمید.میگوید مانند بنده/برده به زنهار و هشدار تو خدمت رسیدم چون گریزی ندارم از سرنوشت خویش

جی ۷ در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:

حدیث عشق نداند کسی که در همه عمر
به سر نکوفته باشد در سرایی را
آخ سر شکسته به که سرشکسته

محسن رمضانخانی در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۴:

با سلام
به نظر میاد در بیت 16 در مصراع دوم به جای "چو" واژه "همچو" درست تر است

مجید محمدپور در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۹ - گفتار اندر نکوکاری و بدکاری و عاقبت آنها:

بی راه رو : کسی که به بی راهه می رود .

مجید محمدپور در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۹ - گفتار اندر نکوکاری و بدکاری و عاقبت آنها:

کدامش فضیلت بود بر دَواب؟ : او را چه برتری بر چارپایان است .

مجید محمدپور در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۹ - گفتار اندر نکوکاری و بدکاری و عاقبت آنها:

چنین جوهر و سنگ خارا . . . : چنین نهاد و سرشتی همانند سنگ سخت است .

مجید محمدپور در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۹ - گفتار اندر نکوکاری و بدکاری و عاقبت آنها:

چو کژدم که با . . . :مانند کژدم که کمتر به خانه اش می رسد چون گزنده است او را می کشند .

کسرا در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۵:

این شعر حس و حال عجیبی داره که شاید روزی توو زندگی همه ی ما تجربش کنیم... مشخصه که سعدی عزیزم مدتی بوده که از خدای خودش یار و خوشبختی میخواسته و پس از مدتی به خواسته هاش رسیده ...
سعدی ...اون دنیا فقط میام دنبال تو... عشق منی...
سعدی ای کاش هم دوره تو بودم...
روحش شاد

نا آشنا در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:

ببخشید باید مینوشتم : من باهمانی که میفرمایید غلط است بیشتر موأفقم
بعداً متوجه شدم ، نکند اشتباه تعبیر شود
با پوزش مجدد
ناآشنا

۱
۴۵۷۸
۴۵۷۹
۴۵۸۰
۴۵۸۱
۴۵۸۲
۵۸۰۹