مهدی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:
با سلام
من تا قبل از خوندن نظرات، معنی شعرو نخونده بودم ولی کنجکاو شدم ک بدونم چی نوشته. از لحاظ ترجمه خالی از اشکال نیست ولی این نکته رو هم باید در نظر داشت ک مترجم شعرو ب شعر معنی کرده. این، مترجمو خیلی محدود میکنه. این ترجمه واسه کسایی ک ب زبان و فرهنگ تورکی آشنان مناسبه. ب نظر من اگه ترجمه رو ب زبون ساده تر میذاشتین بهتر بود. هرچند، نمیشه تورکی رو کاملاً ب فارسی برگردوند.
فاطمه در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
جالب شد.بادو بار کلیک بر روی هر قسمت معلوم می شود این این شعر ها از کدام سایت اومدن.حاشیه از این بهتر/
قدرت ا.. احمدی نژاد قزوینی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
با سلام و ارادت
صحبت از شکایت و حکایت بود و نظرات مختلفی که عنوان شد . عرض بنده اینست که : زمانی اضافه "از" استفاده میشودکه موردشکایت از(مفعول مستقیم) جاندار صحبت شده باشد مثال"من از فلان شخص شکایت دارم " ولی هرگز از مفعولی که ذیروح نباشد نمیتوان شکایت کرد . مثال بیانات حضرت علی در مورد خواب شخصی که شکایت از جرمی که در خواب توسط دیگری نسبت به او واردشده بود . میفرمایند پس حکم در خصوص این مطلب روی سایه فرد به اصطلاح مجرم قابل اعمال میباشد .
پس فقط و فقط به این صورت صحیح است و اگر کسی در قصد مبهم نمایاندن این موضوع باشد بداند که سخت در اشتباه است و به روایتی قدرت تشخیص مستقلانه ای را در خود نمیبیند :
بشنو از نی چون شکایت میکند-از جدائیها حکایت میکند
اصولأ آوای نی آوای شکایت از ناملایمات حاکم بر زمانه
است و به همین دلیل است که بسیار دلنشین و شنیدنی است .
با تشکر
رضا در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
درود بر همایون نازنین
اجرا و موسیقی خداسسست!
نمیتونم گوش ندم این قطعه رو
سال گذشته دم عید با کولی و چرا رفتی دقیقا روح و روانمو نوازش کردید و امسال با این اجرای زیبا
دقیقا هم با مختصات روحی روانی من سازگار بوده هست
مرسی استاد
قدرت ا.. احمدی نژاد قزوینی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:
این بندۀ ناچیز در سال 1375 با فوت مادر بلافاصله این غزل بسیار بسیار نغز و گرانقدر به ذهنم راه یافت و ناخوداگاه کلمه مادر را به اشکال " مادر و مام "جایگزین چند کلمه در این غزل گنجاندم و این امر فقط از روی علاقه وافری که به
مادر و به این شاعر ارجمند داشتم صورت گرفت .چند بیتی را که تغییر دادم و توصیه میکنم به تمام عزیزانی که همچو من احساسات رقیق و وابسته به این دو منشأ احساسات ،
مادروحافظ ،دارند به ارتباط مادرانه ای که دراین غزل مستتر
است توجه عاشقانه ای داشته باشند :
مادر که ازو خانه ما جای پری بود ......................
.................................. ......................
اوقات خوش آن بود که با مادر سر رفت
باقی همه بی ارزش و بس بی اثری بود
................................. ......................
هر لطف و عنایت که خدا کرد به قدرت
از یمن دعای شب مادر صفری بود
شایان ذکر است که نام فامیل مادراین کمترین"صفری"
است .
صادق در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷۷:
بیت آخر اینجور درسته:
امروز خنده طرح به گلزار می دهد
آن روز شوم رفت که صائب ملال داشت
روز شوم به جای روزگار
امیرحسین در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
لطفا توضیحی برای این غزل بنویسید،عزیزان و استادایی که میتونید به بهتر درک کردن این غزل کمک کنید
نگار در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۲۶:
خون قنینه یعنی شراب
علی درخشان در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:
در جواب دوستی که نوشته اند جایی در قرآن نوشته شیطان از فرشتگان بود و جای دیگر وی را از جنیان دانسته و آنرا تناقض قرآن میدونن
در زبان عربی استثنایی هست بنام استثنای منقطع که مثالش جاء القون الا حمارهم
یعنی مستثنی همراه مستثنی منه است اما از آن نیست مثلا الاغ با آدم ها بوده اما آدم نبوده
در جایی که گفته شده ملائکه سجده کردند جز شیطان اینجا استثنای منقطع است یعنی شیطان همراه ملائکه بود نه از جنس آنان
merce در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۹۴:
تکرار چند باره ی یک قافیه غزل های صائب را کم مقدار کرده. او در بسیاری از غزل هایش این موضوع را رعایت نکرده است
مرسده
فرزام در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱۵:
این شعر از زبان پاک حضرت مولانا جاری شد زمانی که با جمعی از یاران از دکان صلاح الدین زرکوب ، مرید و خلیفه ی خود می گذشت و صدای کوبش زرکوبان در دکان بلند بود.
بهمن در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:
از این لینک اصل کتاب مثنوی را دانلود کنید. بر هر ایرانی و فرهیخته ای واجبه که یک بار شاهکار حضرت مولانا را مرور کرده باشد.
پیوند به وبگاه بیرونی/
چنگیز گهرویی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
دو ست گرامی اقای دکتر ترابی .در بیت مورد اشاره .دقت نمایید .کلیت حال و هوای غزل شرح ماجراییست توسط شاعر که در زمان گذشته (نیمه شب دوش)اتفاق افتاده است و تمام افعال شعر به صیغه ماضی بعید امده است (امد .بنشست .اورد .گفت هست .دهند ندادند.ریخت دقت نمایید در محور عمودی شعر )انچه او ریخت .اگر مراد روز ازل و یا نیمه شب دوش باشد در هر صورت عملی در گذشته است و ما هم عمل نوشیدن را همان دیشب یا همان ازل انجام داده ای و به حال یا اینده موکول نکر ده ایم و نوشیدیم به نظر کاملا درست میباشد با عرض پوزش
رضا در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
برای درک عمیق این شعر پیشنهاد میکنم فایل صوتی مرحوم دکتر جعفر محجوبی را دانلود کنید دریچه های نوینی برایتان باز خواهد شد
رضا در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
دربیت (گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است) همانگونه که میدانیم صدف دوکفه دارد و
حافظ کون و مکان را دو کفه یک صدف توصیف کرده و جام جم یا جام جهان بین که اسرار الهی در آن نهفته است را به مرواریدی تشبیه کرده که از درشتی در این صدف جا نمیگیرد و از آن بیرون زده ( گوهری که از درشتی از صدف بیرون زده ) و دل یک چنین مرواریدی را داخل صدفهایی میجست که کنار ساحل افتاده اند (طلب از گمشدگان لب دریا میکرد ) البته این تشبیه به خاطر اینست که وقتی مقصود گوهر باشه باید داخل صدف باشه ولی وقتی بدنبال گوهری به اندازه خاصی بگردی باید داخل صدفهایی بگردی که آن گوهر توش بگنجد
علی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۸ - گفتار اندر سلامت گوشهنشینی و صبر بر ایذاء خلق:
سلام ودرود به روح وروان سعدی والا مرتبه، پس از بیان همه ناملایمت ها درنتیجه ایذاء خلق، در نهایت درمان رهایی از آنها را صبر می داند که به نیکی هر رنجور و گرفتاری را چاره در آن است. رهایی نیابد کس از دست کس
گرفتار را چاره صبرست و بس
محسن مردانی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۲ - جغد جنگ:
نمیتوان گفت شعر بهار تقلیدی شعر منوچهری است. این شعر به اصطلاح ادبی استقبال است که در همان وزن و قافیه سروده میشود و عیب که نیست هنر هم هست.(بهار خودش هم در بیت آخر به آن اشاره کرده است)
حافظ هم در این کار یدطولایی دارد و از غزلهای بسیاری از پیشینیان خود به خصوص سعدی استقبال کرده است و کارش به قدری استادانه بوده که شعرهای قبلی فراموش شده اما شعر حافظ بخاطر ارزش هنری بیشتر جاودانه گردیده است.
محمدجواد نوری در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۸:
جناب آقای کیخا! در مورد قلب سلیم دو آیه در قرآن کریم آمده به شرح زیر:
سوره شعرا: الّا من اتی الله بقلب سلیم.
سوره صافات: اذ جاء ربه بقلب سلیم.
بنابراین عبارتی که جنابعالی مرقوم فرمودهاید در قرآن کریم نیامده.
با عرض پوزش
kamyab در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۶۵:
araye adaby kalame dad dar beyte9 chist
ناشناس در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۵: