گنجور

 
سعدی شیرازی
 

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران

هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد

داند که سخت باشد قطع امیدواران

با ساربان بگویید احوال آب چشمم

تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت

گریان چو در قیامت چشم گناهکاران

ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد

از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران

چندین که برشمردم از ماجرای عشقت

اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران

سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل

بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران

چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت

باقی نمی‌توان گفت الا به غمگساران

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
دسته: طیبات
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید
حاشیه‌ها

تا به حال ۵۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

س. ص. در ‫۱۳ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶، ساعت ۰۷:۲۸ نوشته:

بیت اول، مصرع دوم:
کز سنگ "ناله" خیزد . . .
با تشکر.
---
پاسخ: «ناله» به جای «گریه» جایگزین شد و «گریه» به عنوان بدل اضافه شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهوش نوابی در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۴ دی ۱۳۸۷، ساعت ۰۳:۴۷ نوشته:

در مورد کلمۀ الا در مصرع دوم بیت هفتم:
1. بعضی آن را حتی می دانند. نمی دانم کدامیک درست است.
2. به نظر من کلمۀ الا باید با "ی" نوشته شود مثل "حتی" و بر روی "ی" الف مقصوره گداشته شود که البته من جای آن را در کامپیوتر نمیدانم وگرنه بر بالای "ی" می گذاشتم.
با سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میثم ططری در ‫۵ روز قبل، پنج شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۰۰ پاسخ داده:

بیت ۱: بگذار تا مانند ابرِ بهاری گریه کنم، زیرا در روزِ جداییِ یارانْ سنگ نیز به گریه می افتد.

بیت ۲: (زیرا) هر کس که در زندگیِ خود شرابِ جدایی نوشیده باشد، می داند که گُسستنِ امیدِ عاشقان تا چه اندازه دشوار است.

بیت ۳: حال و هوایِ گریۀ چشمِ مرا به ساربان بازگویید، تا کجاوه (مَحمِل) را در روزِ بارانی بر پشتِ شتر نبندد (مبادا بر اثر اشکِ من، پای شترِ در گِل گیر کند).

بیت ۴: آب حسرت کنایه از «اشک» می باشد، چنان که شیخ عطار فرماید «روان شد از دو نرگس آب حسرت». روی هم رفته می چمد: ما را با اشکی که از چشم (دیده) فرو می ریزیم، مانندِ چشمِ گناهکاران در روز قیامت، به حال خود گذاشتند.

بیت ۵: ای صبحِ شب‌زنده‌دارها، از بس که مانندِ شامگاۀ روزه دارها دیر آمدی، جانم به لب رسید.

بیت ۶: این همه که از داستانِ عشقِ تو گفته ام، هنوز از هزارانِ اندوۀ دلِ خود چیزی نگفته ام، مگر یکی.

بیت ۷: سعدی، مهری که در گذرِ روزگار در دل نشسته را نمی توان بیرون کرد، مگر در گذرِ زمانی دراز.

بیت ۸: تا کِی از این داستان برایت بگویم، همین اندازه بس است، بقیه را نمی توان گفت، مگر به کسی که اندوه را از دل بِبُرد.

غمگسار کنایه از یار، معشوق، دلبر می باشد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمیدرضا در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۴ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۳۱ نوشته:

@مهوش نوابی:
کلمه‎ی «الّا» به معنی «مگر» و «به جز» را خود عربها هم الا می‏نویسند، «الی» کلمه‏ی دیگری است که تشدید ندارد و معنیش «به سوی» می‏شود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۴۵ نوشته:

در بیت هفتم به جای واژه ی «الا»بایدواژه «حتی» گذاشت.زیرا عشق با گذشت روزگاران از دل پاک نمی شود.
سعدی خود می‌گوید:
عشق داغی است که تا مرگ نیاید نرود
هر که بر چهره از این داغ نشانی دارد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
darya در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۱۹ نوشته:

لازم بذکرست که استاد شفیعی کدکنی در شعر خود بجای الا حتی گذاشته اند و این بیت را با کلمه اخیر آورده اند...
دوستانی که از عبارت بعضی استفاده کردنه اند باید بجای آن نام استاد کدکنی را میاوردند.اینگونه صحیحترست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد رضا دبیری در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۰۳ نوشته:

بر خلاف نظر استاد شفیعی کد کنی که کلمه"حتی" را جایگزین "الا" کرده اند ،بنظر این حقیر با توجه به سه ردیف ابیات آخر غزل که "الا" بکار گرفته شده در این بیت هم سعدی خواسته است از همین ردیف استفاده کند ولذا "الا" صحیح تر بنظر میرسد.
نکته دوم اینکه استاد سخن فارسی در این غزل از قصیده امروءالقیس که از معلقات سبعه دوران جاهلیت در کعبه بوده است الهام گرفته و به گونه ای به استقبال آن رفته است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مصطفا عزیزی در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۱۳ نوشته:

می‌توان به عنوان تفنن «الا» را «حتا» نوشت و معنایی تازه از آن برداشت کرد. اما منطق شعر اجازه نمی‌دهد که «حتا» باشد. زیرا آن‌وقت مصراع نخست مقدمه منطقی ست که تالی آن می‌شود «الا به روزگاران» اگر «الا» به «حتا» تغییر پیدا کند آن‌وقت مقدمه زاید می‌شود.
شاعر می‌گویید انتظار نداشته باشید مهری که به روزگاران در دل نشسته است زود فراموش شود نمی‌توانید آن را از دل بیرون کنید مگر به روزگران. اگر می‌خواست بگوید هیچ‌وقت از دل بیرون نمی‌رود آن دلیل بر دل نشسته به روزگاران را نمی‌آورد و برای مثال می‌گفت مهر تو به روزگاران بر دل نشسته ازلی بوده است و حتا به روزگاران هم بیرون نمی‌رود مانند حافظ که می‌گوید:
عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود
مهرت نه عارضی ست که جای دگر شود،
عشق تو در وجودم و مهر تو از دلم
با شیر اندرون شد و با جان به در شود!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۲ نوشته:

در مصرع دوم از بیت تخلص و الا و حتا بسیارگفته اند و نوشته اند و خوانده ایم ، حتا هرگز به جای این هردو ، اما از شیخ که به رندی و زمینی بودن شهره است باید همان الا را بپذیریم و لی حال و هوای غزل با حتا و هرگز موافقت دارد . و در عین حال به یاد داشته باشیم که او خودمی فرماید :
به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعید در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۲۶ نوشته:

با سلام
به استناد تحقیقات جامعی که دکتر کدکنی در نسخ قدیمی انجام داده اند اصل باید بجای ناله، گریه باشد
مطلب در یکی از شماره های مجله بخارا به صورت کامل چاپ گردیده شده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
soheilana در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۳۲ نوشته:

در بیت نخست از لغت بگزار استفاده شود که به معنی اجازه بده و یا رخصت فرما است. چیزی جابجا نشده است که بگذار بگوییم. مانند دیگر بیت سعدی: بگزار تا مقابل روی تو بگذریم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
جلال در ‫۷ سال قبل، پنج شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۴ نوشته:

با سلام گمان می کنم اینگونه درست است : سعدی به روزگاری مهری نشسته بر دل بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران
چون وقتی الا می آید حتما چیزی جدا از کلمه گفته شده قبلی است یعنی به چند روز امکان ندارد بلکه روزهای زیادی لازم است .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهروز در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۷ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۴ نوشته:

دوستان توجه داشته باشند که کلمه حتی در محاوره عربی به معنی هرگز نیست بلکه دقیقا به معنی "تا" است مانند از حالا تا عید. دیده اید که فلسطینی ها شعار می دهند ثوره ثوره حتی النصر ! یعنی انقلاب ،انقلاب تا پیروزی!
پس در غزل سعدی چه الا قرار دهیم وچه حتی ،معنی اش این است که مهری که طی روزگاران بر دل نشسته است تا پاک شدن آن تا روزگاران طول می کشد.ولی چون ردیف در ابیات بعدی الا به غمگساران امده است جای تعجب است که استاد شفیعی کدکنی در یک بیت به جای الا حتی گذاشته باشد!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کامران در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۱ نوشته:

1 - در مورد « الا » و « حتی » در بیت هفتم به نظر حقیر بهتر است به نظر شاعر احترام بگذاریم و همان که گفته را بپذیریم و اگر شخصاً نظر غیر داریم ، همانند شفیعی کدکنی و (خیلی‌های دیگر) نظر خود را در بیت یا مصرع تضمین شده یا استقبال شده به نام خود مطرح کنیم نه اینکه نظر خود را به نام شاعر اصلی به خواننده تحمیل کنیم !
2 - در بیت چهارم « بگذاشتند ما را » با وزن مفعول فاعلاتن ، 2 بخش کم دارد که این خطا از سعدی بعید است مگر اینکه در کتابت در طول دوران خطا وارد شده است . شاید چنین بوده است :
بگذاشته‌اند ، و ما را ، در دیده آب حسرت
و یا
بگذشته‌اند و ما را ، در دیده آب حسرت
( لازم به ذکر است که بند 2 عرض بنده هیچ تعارضی با بند 1 ندارد ! بنده نمی گویم نظر سعدی که گفته است « بگذاشتند ما را » را به میل خود تغییر دهیم بلکه عرض من این است که با توجه به اشکال وزنی شعر احتمال خطا از سوی کاتبان بوده نه جناب حضرت شیخ اجل سعدی . )

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد زارع در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۲۱ نوشته:

در رابطه با نظر آخرین دوست مون، کامران که فرمودند مصراع :
بگذاشتند ما را، در دیده آب حسرت...
.
مشکل وزنی داره، لازمه ذکر کنم که این بیت هیچ مشکل وزنی نداره و هیچ هجایی کم نیست، اگه با دقت تقطیع کنین متوجه می شین
اتفاقا همین مصراع، نشون دهنده ی بزرگی و علم شیخ اجل بوده، چرا که به جای استفاده از هجای کوتاه و بلند، در رکن اول، از دو هجای کشیده پشت سر هم استفاده کرده :
بگ
ذاش
تند
و با این کار از سرعت وزن و ریتمیک بودنش کاسته تا اندوه رو بهتر نشون بده به وسیله این هجاهای کشیده.
وقتی می خونیم این مصراع رو ناخودآگاه یه مکث و آهستگی توو خوندن مون رخ میده و متوجه می شیم که غیر از مضمون، حتی لحن و وزن هم اندوه بار هست.
ممنونم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رویا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۱ نوشته:

من مصراع اول بیت یکم را اینگونه در جا های دیگر مشاهده کرده ام: بگذار تا بگریم ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سپهر در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۴۲ نوشته:

بنده شعر شناس نیستم اما تا جایی که میدانم سعدی و حافظ از واژۀ"حتی"
استفاده نکرده اند.مگر در دو سه بیتکی آن هم به زبان عربی.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ع.ف در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۴۰ نوشته:

در تأیید الا: در مصرع نخست از نشستن مهر بر دل در گذشت روزگاران سخن آمده است. روشن است که آنچه با گذشت زمان آمده است با گذشت زمان هم خواهد رفت. از این رو، الا درست تر می نماید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعید در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۶ نوشته:

این حتی به روزگاران مربوط به شعر ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران شفیعی کدکنی ست آنجا که بیت سعدی را
سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل
بیرون نمی توان‌کرد الا به روزگاران
با اندکی تغییر می آورد و در واقع جواب می گوید:
گفتی به روزگاران مهری نشسته گفتم
بیرون‌نمی توان کرد حتی به روزگاران

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید مهدی افضلی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۳ نوشته:

دکتر شفیعی کدکنی برآنند که در بسیاری از تفاوت خوانش ابیات ، این طبع خوانندگان فارسی زبان است که به تغییر و گزینش واژه ها ،دست می زند. همچنان که در مصرع معروف ( کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران ) در اصل ( کز سنگ گریه آید ) بوده است . استاد می گوید: ” این تصرف هنرمندانه ی ذوق جامعه بوده که صورت ( کز سنگ ناله خیزد ) را جانشین سخن سعدی کرده است ” ( رستاخیز کلمات.ص 395/ انتشارات سخن.1391 )

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید مهدی افضلی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۶ نوشته:

دکتر شفیعی کدکنی برآنند که در بسیاری از تفاوت خوانش ابیات ، این طبع خوانندگان فارسی زبان است که به تغییر و گزینش واژه ها ،دست می زند.
همچنان که در مصرع معروف ( کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران ) در اصل ( کز سنگ گریه آید ) بوده است .
استاد شفیعی کدکنی می گوید: ” این تصرف هنرمندانه ی ذوق جامعه بوده که صورت ( کز سنگ ناله خیزد ) را جانشین سخن سعدی کرده است ” ( رستاخیز کلمات.ص 395/ انتشارات سخن.1391 )

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر ترابی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۱۸ نوشته:

سعدی به روزگاران ، مهری نشسته بر دل
بیرون نمی توان کرد.(الا،حتا ،هرگز) به روزگاران
ازدل سعدی ای بسا به روزگاران بیرون کردنی بوده است شاعری که به هیچ یار و دیار خاطر نمی سپرده ؛ چه بر و بحر را فراخ و آدمیان را بی شمار می دیده است ( ارچه هم می سراید:
عشق داغی است که تا مرگ نیاید نرود
هر که بر چهره ازین داغ نشانی دارد.
اما آنجا که می فرماید
ما دفتر ازحکایت مهرت نبسته ایم .... دست کم گمان بستن دفتر را از سربه در نمی کند)
باری، الا، حتا، هرگز
با شماست چگونه بخوانیدش، به مهر بستگی دارد، مهر کسی، جایی ، چیزی، و این مهر تا کجا در دلتان نشسته باشد، فرو رفته باشد ، ریشه دوانیده باشد
جا خوش کرده باشد.
همه دلتان را فرا گرفته است؟؟
چنان فراخ که بیش صحبت اغیار در نمی گنجد؟
مهر آفتاب است، دوستی است ، پیمان است در دل من جا خوش کرده است ، روشن پر و پیمان. بیرون رفتنی نیست ، بیرون کردنی نیست.
بی او دلم می میرد.
آن شما چطور ؟ ماندگار است؟ ماندگار باد!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روفیا در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۵۲ نوشته:

درود دکتر ترابی عزیز
بنده هم با حتا موافقم،
حتا به روزگاران، حتا با اراده، حتا با تلاش، نمیتوان مهری را از دل برون کرد،
راستی بیرون از توان و کنترل ماست که کسی را دوست بداریم یا نه...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روح الله کرم بستی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۱۷ نوشته:

سلام بنظر من اگر بگذار تا بگریم بجای " بگذار تا بگرییم " بیاد قشنگتره.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمید در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۳۸ نوشته:

سلام. راستش من از این بحث های فنی ادبی سر در نمی آرم. فقط لذت بردم و میبرم از این غزل. خیلی.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کافه رویا در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۴۱ نوشته:

تضمین غزل اسماعیل خان ( سرباز)
در قـــلگــاه گـفتـا زینب به حمـله¬داران بــگـذار تـا بگـریم چـون ابـر در بـهاران
ای شـمـر بـی مــروت مَنْعـَـم زِ گریه منما کَـز سـنـگ نـالـه خـیـزد روزِ وَداعِ یـاران
هـر کـَس کـه دیـده بـاشد شهدِ لَبانِ اَکبر دانـَـد که تـلْـخْ بــاشـد قطـعِ امـیـدواران
بـا ســاربان بگـوئـید از گـریــۀ سـکـیـنـه تـا بر شـتر نـبـنـدد محمل به روزِ باران
چــون فاطـمه جدا شد گفتا به نعش قاسم انـــدوهِ دلْ نَگـُفـتـم الا یـک از هــزاران
صـبح قـیامـت آمـد این شـام مــاتـم مـا از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کافه رویا در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۴۳ نوشته:

تضمین غزل اسماعیل خان ( سرباز)
در قـــلگــاه گـفتـا زینب به حمـله¬داران بــگـذار تـا بگـریم چـون ابـر در بـهاران
ای شـمـر بـی مــروت مَنْعـَـم زِ گریه منما کَـز سـنـگ نـالـه خـیـزد روزِ وَداعِ یـاران
هـر کـَس کـه دیـده بـاشد شهدِ لَبانِ اَکبر دانـَـد که تـلْـخْ بــاشـد قطـعِ امـیـدواران
بـا ســاربان بگـوئـید از گـریــۀ سـکـیـنـه تـا بر شـتر نـبـنـدد محمل به روزِ باران
چــون فاطـمه جدا شد گفتا به نعش قاسم انـــدوهِ دلْ نَگـُفـتـم الا یـک از هــزاران
صـبح قـیامـت آمـد این شـام مــاتـم مـا از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
گـردون جـورپـیشـه زیـن غـم بُوَد همیشه گریان چــو در قـیامت چـشمِ گناهکاران
سـربـاز با دل خـــود بـرگـو غم شَـه دین با کـس نـمی توان گفت اِلّا به غـمگُساران
کافه رویا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۳ نوشته:

از من به اسماعیل خان:
کاش فقط سینه میزدی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهناز ، س در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۵ نوشته:

گرامی 7
برموج خیالات و خرافات سواریم
با دغدغه ی عشقِ زره دار بهاریم
این قافله تا حشر بدین گونه روان است
تا ما به غم و غصه ی اغیار د‍‍چاریم
ماناباشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۷ در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۴۴ نوشته:

این غزل از بیت آغازین آن نمونه کاملی از صنعت اغراق است یعنی جیزهایی گفته شود که از دید درست و عقلی شدنی نیست و در ادبیات حماسی و شاهنامه بسیار دیده میشود.همچنین دارای صنعت حسن تعلیل است یعنی با اینکه عقل پذیرای سخن نیست ولی از نظر حسی خوشایند و شدنی است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دوستدار در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۳ نوشته:

وای وای وای شما ها چقدر مفهمید من کلا ارور دادم
میشه از بحث الا و الی و حتی خارج بشیمو یکی بهمن توضیح بده معنیه شعرو ؟!!!
ممنون میشم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دوستدار در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۵ نوشته:

اسماعیل خان عالی بوووووووو‌ووووووووووووووود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نصرالله بلوکی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۲ نوشته:

در مصراع اول بگذار تا بگریم صحیح است. زیرا بعدا می فرماید :با ساربان بگویید احوال آب چشمم. و خطاب شخصی است و فردی. . کاملا واضح است که الا درست است و حتی در این جا درست نیست. البته بنا به امر ذوقی می توان گذاشت همچنان که گویا استاد کدکنی گذاشته. و البته از او عجیب است. اقای مصطفایی هم درست گفته اند. اگر قرار بود حتی به روزگاران باشد روزگاران اول نمی امد. و ایندو همدیگر را کامل کرده اند. و عشق پس از گذشت سالیان زیاد کم کم نه اینکه کامل فراموش ولی رو به خاموشی می رود . همچنان که ادم مصیبت دیده بعد از وارد شدن شوک اولیه در ماهها و سالهای اول کم کم مصیبت را فراموش می کند یا بشدت کم رنگ می شود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسن در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۳ نوشته:

بگذار تا بگرییم، همانطور که امرؤالقیس گفته: قفا نبک...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سیدمسعود در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۴ نوشته:

سلام بر دوستان
بنده دلایل دکتر کدکنی را نخوانده ام ولی حدس می زنم در بیت اول به قرینه مصراع اول که میگوید " بگریم " ایشان گفته اند در مصراع دوم هم باید " گریه " باشد
به نظر حقیر "ناله " بهتر است چرا وقتی سنگ سخت ( که نماد دل بی رحم است ) ناله کند انسان دارای عواطف گریه سر می دهد که از ناله شدید تر است همان طور که در شعر دیگری ایشان فرموده اند
دوش مرغی به صبح می نالید
عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
یکی از دوستان مخلص را
مگر آواز من رسید به گوش
گفت باور نداشتم که تو را
بانگ مرغی چنین کند مدهوش
گفتم این شرط آدمیت نیست
مرغ تسبیح گوی و من خاموش
می فرماید وقتی مرغ( که پرنده ای بیش نیست ) در سحر تسبیح خدای را می گوید من که انسانم و دارای عقل و هوش و گل سر سبد موجودات ، چطور از هوش نروم
لذا وقتی سنگ ناله دارد انسان باید حداقل گریه و شیون داشته باشد
در قصیده ای دیگر می فرماید
بلبلان ، وقت گل آمد که بنالند از شوق
نه کم از بلبل مستی تو ، بنال ای هشیار
در مورد بحث " الا " و " حتی " نیز به نظر بنده همان " الا " بسیار با زبان استادانه سعدی سازگار تر است . چرا ؟ چون می خواهد بگوید که مهری که مثلا در طول بیست سال (بنده با اجازه دوستان به جای روزگاران بیست سال را بکار برده ام فقط برای مثال ) در دل من نفوذ کرده و ریشه دوانده ، انتظار نداشته باشید که به کمتر از بیست سال بتوانم آن را از دل بیرون نمایم . همان طور که در طول روزگاران این مهر در دل جا کرده به کمتر از روزگاران نمی توان آن را از دل بیرون کرد
یعنی دقیقا ارتباط منطقی بین مقدمه در مصراع اول و نتیجه در مصراع دوم
با تشکر و عذر خواهی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهریار در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۷ نوشته:

با سلام . بعضی ها میفرمایند گریه صحیح است بعضی ها میفرمایند ناله . هر دو یک معنی را میرساند و ای کاش به معنی و اصل بچسبیم بجای فرع . در این راستا حکایتی وجود دارد از ناله کردن ستونی که تکیه گاه پیامبر بود و با رفتن پیامبر به جایی دیگر ناله کرد در مسجد . حکایت جالبیست بخوانید دوستان . سرچ کنید استن حنانه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مجید در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۵ نوشته:

درود بر احترام و ادب
حتی به روزگاران --- صحیح است . چون آن مهر حتی با گذشت روزگاران هم بیرون نمی رود
الا به روزگاران -- پیش شرط بیرون رفتن آن مهر گذشت روزگاران است - در نتیجه آن مهر ازلی و ابدی نیست و بیرونرفتنی ست
خلاصه : حتی بره روزگاران صحیح است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
خراسانی در ‫۲ سال قبل، شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۷ نوشته:

دقیقا اسمائیل خان حرف دل حضرت سخن سعدی رو ب شکل دیگه بیان کرده که گفتن این اشعار در اون زمان گرون تموم میشده.بجای این که سطح ادبیتونو بیان ب رخ هم دیگه بکشید که "حتی"درسته یا "الا"ب تفسیر شعر دقت کنید که حضرت سخن سعدی چی میخواستن بگن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
صلاح الدین عباسی در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۹ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۲ نوشته:

کز دل برون نگردد الا به روز~گاران
آن مهری که روزی و روزگاران بر دل نشسته هیچگاه در این دنیا از دل بیرون نمی رود. تا دل در طپش است این مهر دوام دارد. حالا چه مهر آسمانی باشد چه زمینی تنها روز مرگ که قلب از زدن ایستاد این مهر هم خارج می شود. گاران در زبان کردی به معنای جمع شدن است. یوم الجمع هم همان روز مرگ است. روز گاران یعنی روز جمع شدن یعنی روز مردن. مهری که به روزگاران از دل خارج شود, مهر نیست. مهر تا روز مرگ در دل خواهد ماند. حالا چرا از این کلمه کردی استفاده کرده است بماند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی جوادی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۲۲ نوشته:

در Tarih-i Firuz-Sahi. The tarikh-i Feroz-Shahi of Ziaa al-Din Barni, commonly آمده است:
بگذار تا بگریم چون ابر نوبهاران
کز سنگ گریه آید روز وداع یاران

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ساره در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۴ نوشته:

مشکل استاید و دکترها اینه که متاسفانه فهم و علم کافی از زبان عربی ندارند ....و تمام توضیحاتی که در معنای کلمه ی ألا داده اندحاکی بر این مطب است....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد در ‫۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۸ نوشته:

در آلبوم بی قرار شهرام ناظری که البته بارها و بارها گوش داده بودم بعد از 20 سال متوجه نکته ای شدم که به نظرم این اثر رو تبدیل به شاهکار موسیقی میکنه؛ اول از شراب فرقت و آب حسرت و قطع امیدواران میخونه بعد با ریتم موسیقی ملایمتر فقط ناله میشنویم، در آخر هم بیت پایانی این غزل که دیگر شرح این قدر کفایت باقی نمیتوان گفت.
به نظرم خیلی خوب تونسته معنای شعر رو در موسیقی هم وارد کنه، البته که باید شعر هم شاهکار ادبی در حد غزلیات سعدی باشه تا اینجور قابل فهم برای مخاطب عام باشه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر مستلزم در ‫۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۵ نوشته:

بیت های 6 و 8 (الا) به معنی (به جز) هست .
در بیت 7 هم به معنی حتا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهنام در ‫۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۹ نوشته:

درود
همه ی عزیزان،دوستان،کارشناسان،صاحب نظران و اهل فن نقد،نظر و
حاشیه بر این غزل استاد سخن سعدی شیراز بیان داشته اند.به ویژه
در مورد این بیت که فرموده : سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل ...
و به خصوص در کلمه ی الا و جایگزین آن حتی سنتهایی به میان آمده است .اما ندیدم کسی در مورد کلمه ی «مهری»نقدی داشته باشد.با توجه به ابیات گذشته ی این غزل و حال و هوای شاعر وآن اندوه و غمی که از وداع یار بر دل او نهاده شده، حاکی از داغ سنگینی است بر دل که براحتی از دل برون نمیرود . فلذا میتوان گفت و یا بهتر اینکه گفته شود :سعدی به روزگاران«داغی» نشسته بر دل بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران.معمولا وداع یار و دوری از او یک داغ بر دل می نشاند نه اینکه بخواهد مهری که از گذشته در دل او بوده از دل بیرون کند. بمرور زمان و گذشت روزگار است که میتوان این داغ جدایی رو قابل تحمل کرد واز دل بیرون برد. پس بنظر میرسد تعبیر اخیر بمعنی واقعی نزدیکتر باشد. دوم اینکه چه لزومی دارد مهری که در مدت زمان مدیدی بر دل نشسته است بخواهیم از دل بیرون کنیم!
چرا که گفته شده: مهرت برون نرود از سینه ام که هست این سینه خانه تو و این دل سرای تو. وجود مهر در دل آسیبی به انسان نمیزند حتی موجبات مسرت راهم فراهم میکند. بلکه این وجود غم و داغ جداییست که آسیب زننده و رنج آور است که باید از دل بیرون کرد. نظرات ارزشمند اساتید و سخندانان در مرقومه اخیر مزید امتنان خواهد بود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
غزل بختیاری در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۵ نوشته:

درود 

در مورد الا در بیت سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل 

بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران 

 

با یه سرچ ساده میشه دید شیخ کلمه ی حتی رو تو نوشته ها و جمله های فارسی اصلا استفاده نکرده فقط جمله های عربی ،،

و ساده می گویند همونطور که یه مهری در طول روزها بر دل نشسته نمیشه بیرونش کرد از دل به جز اینکه روزها بگذره ،،

به روزگاران مهری نشسته در دل ،، مهمان ناخوانده رو باید یه طوری بیرون کرد دیگه 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
غزل بختیاری در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۸ نوشته:

و چقدر این غزل نابه ...

و البته تعجب بر انگیز که شیخ در سه بیت پشت سر هم 

در مصراع دوم ابیات و باز هم در رکن اول پاره ی دوم مصراع و دقیقا جایگاه مشابه الا رو استفاده کرده 

دلیلش چی میتونه باشه ؟؟

کسی توضیحی داره ؟ برای من که سوال شده ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۶ نوشته:

سلام و درود بی کران به تمامی دوستان و حضرت سعدی...

سعدی چه زیبا سه بیت آخر رو سروده ؛الا در بیت چندین که بر شمردم ...به معنی به جز در بیت بعدی به معنای حتی و در بیت آخر به معنی مگر ...بازی با یک حروف در چند بیت ...به زیبایی تمام هنر خود را آشکار ساخته ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۱ نوشته:

سوالی که برای من ایجاد شد این هست که شاید در تلفظ اشکالی هست یا نه ؟یا در نوشتاری که در سایت قرار داده شد ؟

البته من نمیدانم و خوشحال خواهم شد که کسی مرا یاری داده و پاسخم را دهد ؛ "الا "را که در لغتنامه جستجو کردم در معنای تنبیه و آگاه باش و ...بود ولی دیدیم که در صحبتهای روزمره" الا "را به کار میبریم و گاه با تشدید (ّ)...کدام درست است ؟

البته شاید من اشتباه کرده ام ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۶ نوشته:

البته در بیت ای که میگوید بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران به نظرم حتی زیباتر است البته این نظر من است و در درستی یا نادرستی آن شک دارم باید سری به دیوان سعدی بزنم ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
غزل بختیاری در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۸ نوشته:

درود ملیکا بانو  و متشکرم از همفکری تون با توجه به وزن ال + لا صحیح هست با تشدید 

و امیدوارم دیگر دوستان هم اظهار نظری داشته باشن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۷ نوشته:

ممنون بانو غزل عزیز ...

دنیا به کامتان ...

...از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمدامین در ‫۲۹ روز قبل، یک شنبه ۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۷ نوشته:

سلام و درود

در این جنونکده‌ شرمی‌ که هر که چشم‌ گشود

به چاک‌ جیب حتا دامن نگاه شکست

بیدل دهلوی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سیامک یوسفی در ‫۲۹ روز قبل، یک شنبه ۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۵۳ نوشته:

"الا" در هر سه بیت آخر استفاده شده و این بی گمان به اراده شاعر است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ملیکا رضایی در ‫۲۴ روز قبل، جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۴ نوشته:

بلی 

بی گمان به ارده شاعر است و خلاقیت ایشان ... ولی الا بر اساس معنی گویی در هر بیت یک معنی گونه گون دارد ...

چه خلاقیت سرشاری داشته است سعدی ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.