گنجور

حاشیه‌ها

دکتر حافظ رهنورد در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱:

بیت پنجم و بیت هفتم از لحاظ  معنا باهم قرینه‌اند.

مَکِش آن آهویِ مُشکینِ مرا ای صیّاد

شرم از آن چشمِ سیه دار و مَبَندَش به کمند

باز مَستان دل از آن گیسویِ مُشکین حافظ

زان که دیوانه همان به که بُوَد اندر بند

آهوی مشکین

گیسوی مشکین

به کمند مبند

همان به که بود اندر بند

 

مهرناز در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۰ - غزل گفتن نکیسا از زبان شیرین:

فکر کنم غرقه است نه غرفه

افسانه چراغی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۳:

شمس تبریزی در مقالات می‌گوید: «آبی بودم و بر خود می‌جوشیدم و می‌پیچیدم و بو می‌گرفتم؛ تا وجود مولانا بر من زد.»

و مولانا می‌سُراید:

دلا! می‌جوش همچون موج دریا

که گر دریا بیارامد، بگندد

محمدمتین عبدالهی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۹:

درود

جناب تاج اصفهانی در یک اجرای خصوصی به همراهی مجید وفادار و شاپور حاتمی، در سه‌گاه این غزل زیبا و شاهانه را خوانده‌اند

سپاس سعدی!

Somi Za در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۸ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:

بی برگی جان، نمیدونم کی هستی و چی هستی ولی بعد از خوندن هر غزل حافظ فقط دنبال متن و حاشیه شما میگردم و با خوندنش غرق میشم در حال خوش....

همواره در نور و آگاهی باشید

حدیث مرادی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۳۱ در پاسخ به امیر کریمی دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۴۴ - مجذوب تبریزی:

وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن 

Arsina Ansari در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۴ در پاسخ به 7 دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

وای خدا هنوز فرق بین مترادف و متضاد رو نمیدونه میاد اینجا شعر رو اینقد توهین آمیز معنا می کنه برو دنبال بازیت عه 

خلیل شفیعی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:

نگاه دوم: عناصر برجستهٔ غزل ۲۴۹ حافظ

◆ ۱. فضای عاشقانه، دوری و انتظار:
→ سراسر غزل با زبان تمنّا و طلب سروده شده و حال‌وهوای دلتنگی عاشقانه و فراق جان‌سوز را می‌نمایاند. عاشق از صبا درخواست می‌کند که خبری، نسیمی، پیغامی از یار بیاورد تا از اندوه برهد.

◆ ۲. گفت‌وگو با صبا (باد پیام‌رسان):
→ صبا، واسطه‌ی آشنا در شعر فارسی، در اینجا نقشِ قاصد و پیکِ امید را دارد. حضور آن، فضایی لطیف و شاعرانه می‌آفریند و عشق را به طبیعت پیوند می‌زند.

◆ ۳. تصاویر حسی : نفس یار، شمّه، نفحات، مشام:
→ حافظ در این غزل بیش از همیشه از حس روحانی بهره می‌گیرد؛ انگار عطر یار، درمان جان رنجور اوست. نسیم و نفس یار را چون داروی شفابخش می‌طلبد.

◆ ۴. زبان خواهش‌گر، لحنی ملتمسانه:
→ افعال امریِ محترمانه مانند «بیار»، «بگو»، «بچشان»، «ببر» بارها تکرار شده‌اند تا لحن کلی شعر را تضرعی، مشتاق و پُر از آرزو نشان دهند.

◆ ۵. تصاویر خیال‌انگیز و استعاری:
→ استعاره‌هایی چون «قدح آینه‌کردار»، «دلق رنگین»، «شکربار» و «غبار اغیار» فضای شعر را خیال‌پردازانه و چندلایه کرده‌اند.

◆ ۶. تقابل‌ها و تضادها:
→ تقابل‌هایی چون: «اسیر قفس» و «مرغ چمن»، «غبار اغیار» و «خاک ره یار»، «کام تلخ» و «لب شیرین»، و «دیدهٔ خون‌بار» و «آسایش» باعث تشدید حس و معنا شده‌اند.

◆ ۷. لحن‌های متنوع و پیوسته:
→ از تمنا و دلتنگی آغاز می‌کند، به انتقاد و پند می‌رسد (در بیت «خامی و ساده‌دلی…»)، لحنی خاطره انگیز( نوستالژیک) دارد (مرغ چمن)، و سرانجام به نوعی صلح درونی و پذیرش ختم می‌شود.

◆ ۸. ساختار موسیقایی:
→ وزن رملِ مثمنِ مخبونِ محذوف با حرکت نرم و لطیف خود، حال و هوای نسیم، دلتنگی و زمزمه‌ی عاشقانه را به خوبی منتقل می‌کند.

◆ ۹. نوع نگاه به انسان:
→ نگاه حافظ همچون همیشه مهربان و انسان‌دوستانه است: انسان گرفتار قفس، خسته از صبر، مشتاق نوش جان و دیده‌بان جمال، اما همچنان امیدوار و خواهان دیدار و باده.

⬅️ خلیل شفیعی (مدرس ادبیات فارسی)
اردیبهشت ۱۴۰۴

خلیل شفیعی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:

نگاه اول
شرح غزل ۲۴۹ حافظ

۱. ای صبا نَکهَتی از خاکِ رَهِ یار بیار / بِبَر اندوهِ دل و مژدهٔ دل‌دار بیار
◽️ ای باد صبا، نسیمی خوش از غبار کوی یار برایم بیاور؛ اندوه دلم را ببر و نوید دیدار محبوب را به دل برسان
▪️ آغاز تغزلی، با امید به «صبا» که پیک میان عاشق و معشوق است؛ ترکیب «مژدهٔ دل‌دار» نوید گشایش است.

۲. نکته‌ای روح‌فَزا از دهنِ دوست بگو / نامه‌ای خوش خبر از عالَمِ اسرار بیار
◽️ سخنی جان‌افزا از زبان دوست بر زبان آور؛ و نامه‌ای پر از بشارت از عالم رازها برایم بیاور.
▪️ محبوب، منبع حکمت و راز است؛ «نکتهٔ روح‌افزا» استعاره از کلامی سرشار از لطف و معرفت.

۳. تا مُعَطَّر کُنَم از لطفِ نسیمِ تو مَشام / شَمّه‌ای از نَفَحاتِ نفسِ یار بیار
◽️ تا مشامم  را از نسیم لطف تو خوشبو سازم، اندکی از عطر نفس‌های یار برایم بیاور.
▪️ طلب رایحه‌ای از یار، همانند طلب جان است؛ «نَفَحات» جان‌بخش و قدسی است.

۴. به وفایِ تو که خاکِ رَهِ آن یارِ عزیز / بی‌غباری که پدید آید از اغیار بیار
◽️ به وفاداری‌ات سوگند، خاک راه آن یار عزیز را برایم بیاور؛ اما بی‌آن‌که گردی از بیگانگان در آن باشد.
▪️ بیت، تجسمِ تمنای خالص دیدار است؛ پاکیِ عشق، بدون آلایش اغیار.

۵. گَردی از ره‌گذرِ دوست به کوریِ رقیب / بهرِ آسایش این دیدهٔ خون‌بار بیار
◽️ گردی از گذرگاه دوست، به کوری چشم رقیب، بیاور؛ تا مرهمی باشد بر چشم خون‌بارم.
▪️ حسادت رقیب و رنج عاشق در تقابل‌اند؛ آرزوی شفای دل و چشم با کمترین نشان از یار.

۶. خامی و ساده‌دلی شیوهٔ جانبازان نیست / خبری از بَرِ آن دل‌بر عیّار بیار
◽️ ساده‌دلی و خامی روش عاشقان جانباز نیست؛ پس خبری از آن دلبر فریب‌کار برایم بیاور.
▪️ نکوهش بی‌عملی در عشق؛ دلبرِ «عیّار» یعنی فریب‌کار و دغل‌پیشه، اما دل‌ربا.

۷. شُکر آن را که تو در عِشرتی ای مرغِ چمن / به اسیرانِ قفس مژدهٔ گل‌زار بیار
◽️ شکر که تو در ناز و نعمت آزادی، ای پرندهٔ رها در چمن! برای اسیران قفس، نوید باغ و گلزار بیاور.
▪️ استعارهٔ «مرغ چمن» و «اسیر قفس»، تضاد میان آزاده و دربند را نمایان می‌سازد؛ بارقهٔ امید در دل اسیر.

۸. کامِ جان تلخ شد از صبر که کردم بی‌دوست / عشوه‌ای زان لبِ شیرین شِکربار بیار
◽️ از صبری که در فراق یار کشیدم، جانم تلخ شده است؛ دلبری کردنی از آن لب شیرین و شکربار برایم بیاور.
▪️ بیت، غایت تمنای عاشقانه است؛ لب شیرین، علاج تلخی فراق.

۹. روزگاریست که دل چهرهٔ مقصود ندید / ساقیا آن قدحِ آینه‌کردار بیار
◽️ مدتی‌ست که دل من روی محبوب را ندیده است؛ ای ساقی، آن جامی را که همچون آینه رخ می‌نمایاند، بیاور.
▪️ «قدح آینه‌کردار» یعنی جامی که حقیقت را نشان دهد؛ طلب روشنی و دیدار از پس پردهٔ غیبت.

۱۰. دلقِ حافظ به چه ارزد؟ به مِی‌اش رنگین کن / وان گَه‌اش مست و خراب از سَرِ بازار بیار
◽️ دلق حافظ چه ارزشی دارد؟ آن را با شراب رنگین کن و سپس مست و بی‌پروا، او را به میان بازار بیاور!
▪️ نقد زهد ریایی و تظاهر؛ حافظ در پایان غزل، پیام خود را فاش می‌گوید: یا رندیِ عیان یا زهدِ پنهان، و این دلق بی‌مایه جز با شراب معنا نمی‌یابد.

⬅️ خلیل شفیعی( مدرس ادبیات)

اردیبهشت ۱۴۰۴

میثم ق در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۱ - د‌ر مدح فریدون میرزا گوید:

وزن دوری

عبدالسلام حقیقت در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱۰ - حکایت در معنی عزت نفس مردان:

بابک دلفروز   خطاب پدر به دختر خردسالش هست یعنی ای جان دل بابا و بقول امروزی ها  بابایی دلبندم نه اینکه چون دختر خردسال هست و در آینده مادر میشود گمان کنیم مامک دلفروز درست بوده

سید محمد مرعشی در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

با سلام دوستان می‌توانند شرح این غزل را سایت دیدار جان ملاحظه نماید 

پیوند به وبگاه بیرونی

برمک در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۱۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:

شنید این سخن بخت برگشته دیو
به زاری بر آورد بانگ و غریو
کای نیکبخت این نه چهر من است
ولیکن قلم در کف دشمن است
بر انداختم بیخ شان از بهشت
بکینم کنون مینگارند  زشت

برمک در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۱۲ در پاسخ به مهرناز دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:

سور دیواریست  که گرد شهرها میکشیدند مانند سور چین که انرا دیوار چین میخوانیم  یا سور دربند

برمک در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۰۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۳ - گفتار اندر بخشایش بر ضعیفان:




بجای ترکیب بدترکیب نظامی و غیر نظامی در پارسی نمونه «سپاهی و شهری» و «لشکری و کشوری»را بکار بریم


تنت زورمند است و لشکر گران
ولیکن در اقلیم دشمن مران

که وی بر حصاری گریزد بلند
رسد «کشوری بی گنه »را گزند

جعفر عسکری در ‫۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:

سلام. این رباعی قطعا از خیّام نیست. 

سِیر تغییر این رباعی از سده‌های ششم و هفتم تا امروز، شده همین رباعی بالا که در سایت نوشته شده. 

دو ضبط ازین رباعی در سده‌های شش و هفت رو تقدیم می‌کنم؛ رباعی دوم از سده‌ی هفتم منسوب به سدیدالدین اعور کرماج است: 

 

آن قصر که بهرام در او جام گرفت

آهو بچه کرد و گور آرام گرفت

تا جای گرفته است بهرام به گور

دیر است که گور، جای بهرام گرفت

 

☆☆☆☆

 

آن قصر که جمشید در او جام گرفت

روبه بچه کرد و آهو آرام گرفت

بهرام همی گور گرفتی یک‌چند

اکنون بنگر که گور، بهرام گرفت

سدیدالدین اعور کرماج

دکتر حافظ رهنورد در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳:

نومیدی حافظانه‌ای در این غزل هست.

به معشوق نامعلومی که فلانی و دلستانی می‌نامدش، می‌فرماید که من دلشکسته و خراب را دریاب که خدا را خوش می‌آید؛ اما در نهایت و بعد از یک دو نصیحت زیرکانه به معشوق، می‌فهمیم که کار از کار گذشته، معشوق دیر بر بالین رسیده که هیچ با رقیب بر بالین عاشق خود آمده است و حالا دارد ابراز لطف می‌کند.

این همان نومیدی حافظانه و رندانه است که غیرمستقیم پشیمانی معشوق را برایش تصویر کرده؛ که یعنی بپا زمان از دست نرود که درآیی و‌ نالان شوی 

کورش بقائی راوری در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:

درود

در برخی موارد، معنی‌های هوش مصنوعی بی‌ربط و نادرست است؛ به‌طور مثال معنی بیت ششم بالکل نامربوط است.

یوسف شیردلپور در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۵ در پاسخ به م-ع دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:

درودها برشما واقعاً که بجا فرمودید وچقدر توضیح جامع و مفید واین همان اشتباهیست که خیلی از ماها دچار آن می‌شویم 🌹💗💗🙏🙏

تورج مهدی زاده ملاباشی در ‫۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۰۴:

این بیت صائب بزرگواربه بررسی موضوعاتی چون فریب، ناآگاهی، و عواقب ناشی از انتخاب‌های نادرست در زیر چرخ گردونمی‌پردازد. صائب از تجربه‌ خود در مواجهه با دنیا و زندگی صحبت می‌کند و به مخاطبش یادآوری می‌کند که گاهی اوقات آنچه به نظر خوب و مهربان می‌آید، ممکن است در واقع منجر به درد و رنج شود درد و رنجی که چون خار کوچک انگاری می شود اما بسیار دردآور است.

«ندانستم که در دل بشکند خاری» یعنی نمی‌دانسته که در باطن این مهربانی، چیزی آزاردهنده و دردناک وجود دارد.

۱
۳۱۲
۳۱۳
۳۱۴
۳۱۵
۳۱۶
۵۷۱۶