گنجور

حاشیه‌ها

HRezaa در ‫۱ سال قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۱۶ در پاسخ به مسکین عاشق دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

حافظ ابرررر عارف، ابرررر شاعر و ابرررر سخنور تاریخ ادبیات جهان هست و بس

 

فقط در لفافه منظورش رو بیان کرده و همانند مولانای بزرگ بوضوح مقصودش رو بیان نکرده

 

 

HRezaa در ‫۱ سال قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۱۱ در پاسخ به شادان کیوان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

بسیاار عالی

 

Nazanin R در ‫۱ سال قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۶:

در این درگاه بی‌چونی همه لطف ...

معنای بی‌چونی چی میشه دوستان؟

Jalaladdin Farsi در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۰۰:

چو طوافان گردونی همی‌گردند بر ...

طوفان گردونی 

Yani angels 

But (you) ibliis didn't do tawaf of aadam

 

اسماعیل شوشتری در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۴:

به نظر می‌رسد اگر بیت اول به صورت "گرمابه دهر ..." باشد، بهتر است و با اندیشه مولوی که در مثنوی دنیا را به حمام و گرمابه تشبیه کرده است، بیشتر هم‌خوانی دارد.

 در برخی نسخه‌ها هم به صورت "گرمابه دهر" آمده است. در خوانش عندلیب که گذاشته‌ شده هم "گرمابه" خوانش شده است.

یار در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:

ماء مهین؟ ❌️

ماء معین درسته ✔️

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۲۲۴ - تذکار جوان فقیر خارکن به جهت تفکر در احوال خود:

مصرع دوم بیت 15 به شکل «هیچ صبحی نه که او را فجر نیست» نادرست است، زیرا «فجر» در پی «شب» می‌آید. شکل درست عبارت است از «هیچ شامی نه که او را فجر نیست». نسخه خطی مجلس به شماره ثبت 5379، همین شکل را تایید می‌کند.

داود شبان در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۴۰ در پاسخ به فاطمه زندی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:

ضمن تشکر از حاشیه های مفید فایده شما و زحماتتون، معنی بیت ۸ و ۹ جابه جا نقل شده

امیر محمد توکلی تبار در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ فلکی شروانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - قصیده:

خیلی شعر خوبیه 

Delkhaste در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۴۴ در پاسخ به کوروش دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۶:

هر چند سه سال از این حاشیه گذشته است ولی نظر خود را می‌گویم

«آب» در اینجا یعنی شراب و «آبگینه» یعنی شیشه.

می گوید : معشوق تنگ شرابی به دست داشت و شرابِ درون آن به حدی پاک و مصفا بود که اگر بسنجی، نمی‌توان شراب را از شیشه تشخیص داد.

علی آراحمدی در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

درود و ادب
در بیت:
در بزم دور یک قدح در کش و برو
یعنی طمع مدار وصال مدام را
در نسخه قزوینی و دکتر نذیر احمد
"دوام" آمده است. به نظرمن مدام واژه‌ی مناسب‌تری می‌تواند باشد، زیرا با حفظ معنا دارای ایهام تناسب نیز است.
در بیت ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش

در نسخه‌ی افشار و ستایشگر: گلی ز عمر و در
نسخه‌ی ایاصوفیه: گلی ز عشق آمده است.

همچینین "پیرانه سر مکن" در نسخه نذیر احمد و خانلری و موزه‌ی دهلی "پیرانه سر بکن"  آمده است.

پیروز باشید. علی آراحمدی .ایذه

فواد . در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:

به درستی که برازنده است لسان الغیب خواندن حضرت .

آدمی خود را حتی در جایگاه تحسین هم نمی بیند ، هرچند زهازه .

بهترین درود ها بر روان پاک آزاد مرد دیار پارس ، بسی افتخار که هم زبانی و هم میهنی این چنین رجال مارا نصیب .

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۲۲۳ - حدیث تفکر ساعة خیر من عبادة سنه و در حدیث دیگر سبعین سنه:

1-مصرع دوم بیت 15 به شکل «تارش از این بکشد و زآیینش بود» کاملا آشفته و بی معنی است. به استناد نسخه خطی مجلس به شماره ثبت 5379، شکل درست آن عبارت است از «تارش از آن یک شد و از اینْش پود».

2-بیت شماره 62 به شکل «باری ای دل خود تو می‌دان قدر خود/هین مکن پنهان در ابر قدر خود» بدون قافیه بوده و معنی آن چندان روشن نیست. به استناد نسخه خطی مجلس، شکل درست آن عبارت است از «باری ای دل خود تو می‌دانی قدر خود/هین مکن پنهان در ابر، بدر خود». این تصحیح دقیقا با مصرع نخست بیت 63 نیز سازگاری دارد.

3-واژۀ «تک» (با تلفظ tak) در مصرع نخست بیت 65 به معنی «نزد» و «کنار» می‌باشد. بنابراین، معنی «هم‌تک» می‌شود «هم‌نشین».

 

*واژۀ «تک tak» در همدانی نیز به همان معنی یاد شده است. فرآیند واجشناختی باعث شده که این واژه در لُری te تلفظ شود.

بهنام در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۴ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی:

استسقاء : نام بیماری است که تشنه از آب سیر نمی‌شود.

مثل تشنه‌ای که از آب سیر نمی‌شود در مراحل رشد معنوی به خیال رسیدن به مقصد توقف نکن.

مسیر تعالی آستان‌های زیادی دارد که هیچیک مقصد نیست، مقصد نهایی همان طی طریق و جویندگی مدام است.

بهنام در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۶ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی:

نمیدانم سانسور تا کی با ما خواهد بود. هر جا مسائل جنسی هست تعبیرات فضایی تحویل می دهند.

شهوت در مردان سالم باعث تولید مثل و ازدیاد نسل میشود، ولی در مردان هوسباز موجب ننگ و رسوایی میگردد.

افسانه چراغی در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۳ - پیدا شدن شاپور:

نسب گویی؟ به نام ایزد ز جمشید ...

به‌نام‌ایزد که آن را به شکل بنامیزد هم می‌نویسند، برای دفع چشم‌زخم استفاده می‌کنند، چشم بد دور، چشم زخم مباد، ماشاءالله

سعدی هم در شعرش این عبارت را آورده:

چو باز آمدم، کشور آسوده دیدم

ز گرگان به در رفته آن تیزچنگی

به‌نام‌ایزد آباد و پر ناز و نعمت

پلنگان رها کرده خوی پلنگی

مظفر طاهری در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۱:

دست بر هم زند طبیب ظریف 
چون خرف بیند اوفتاده حریف 
هنگامی که کاری به پایان می‌رسد حالت آن در زبان بدن و اشاره به این صورت است که دست‌ها را به هم می‌زند.
معمولا زمانی که کسی در حال مرگ است یا روی سر مرده به خاطر احترام ، افراد بسیار آرم حرف می‌زنند و بیشتر اشاره می‌کنند اینجا هم طبیب ظریف با اشاره دست(دست بر هم زدن) به کسان بیمار می‌فهماند که کار تمام است.
در مصرع دوم هم شاید خرف نبوده و تلف بوده به این صورت
دست بر هم زند طبیب ظریف 
چون تلف بیند اوفتاده حریف 
که تحقیق در این مورد از عهده سواد و امکانات حقیر خارج است

رضا از کرمان در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۴۹ در پاسخ به فردان فرد دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۵۵ - در دست از دهن باز داشتن زنان مصر و زبان طعن بر زلیخا کشیدن و به تیغ غیرت عشق دست و زبان ایشان بریدن:

درود 

شاید زنان مصر دچار صفرا بودند وترنج برای صفرا نافع ومفیده الله اعلم

رضا از کرمان در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۵۵ - در دست از دهن باز داشتن زنان مصر و زبان طعن بر زلیخا کشیدن و به تیغ غیرت عشق دست و زبان ایشان بریدن:

به یک کف گزلکی در کار خود تیز ...

درود 

 در حیرتم این معانی  را هوش مصنوعی بر چه اساسی میاره لطفا  در معنی این بیت دقت کنید  گلابی کجا بود  از کجا چنین برداشتی داشته شاید هم به نوعی به حاشیه قبلی جناب فرد  ربط داره بجای ترنج گلابی بوده وهوش مصنوعی پرده از راز برداشته !!!

گزلکی= چاقوی کوچک تیز وبرنده

شاد باشید

۱
۳۱۱
۳۱۲
۳۱۳
۳۱۴
۳۱۵
۵۷۶۹