سیدمحمد جهانشاهی در ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:
در ده خبر است این ، که ز مَه دِه خبری نیست
مه ده = کدخدا ، دهخدا
خلیل شفیعی در ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰:
✅ نگاه اول: شرح بیتبهبیت غزل ۲۶۰ حافظ
✍️ به قلم: خلیل شفیعی (مدرس ادبیات فارسی)
بیت ۱
ای سرو نازِ حُسن که خوش میروی به ناز
عشاق را به نازِ تو هر لحظه صد نیاز
✦ ای معشوق زیباروی و نازپرورده که با لطافت و ناز فراوان میخرامی، عاشقان در برابر ناز تو، هر دم نیازمندتر میشوند.
حرکت تو، جلوهیی از دلربایی است و ناز تو، آتشی در دل عشاق افکنده است.
بیت ۲
فرخنده باد طلعت خوبت که در ازل
ببُریدهاند بر قدِ سروَت قبای ناز
✦ مبارک باد این چهرهی زیبا و دلانگیزت؛ که از ازل، بر قامت چون سروت، قبای ناز دوختهاند.
زیبایی تو تصادفی نیست، بلکه ازلی و مقدر است؛ تو از همان آغاز، آفریدهای برای دلبری بودهای.
بیت ۳
آن را که بوی عنبر زلف تو آرزوست
چون عود گو بر آتش سودا بسوز و ساز!
✦ کسی که آرزومند بوی زلف توست که چون عنبر خوشبوست، باید چون چوب عود، بر آتش عشق و سودا بسوزد و آواز جانسوز برآورد.
در عشق، رنج مقدمهی لذت است؛ بیسوختن، بویی نمیخیزد.
بیت ۴
پروانه را ز شمع بود سوز دل، ولی
بی شمعِ عارض تو دلم را بود گداز
✦ پروانه دلسوختهی شمع است و سوز دلش طبیعی است، اما دل من بیآنکه به چهرهی تو برسد، در گداز است.
این بیت نشانگر شدت شور عاشقانهای است که حتی بیوصال نیز آتشزاست.
بیت ۵
صوفی که بی تو توبه ز می کرده بود، دوش
بشکست عهد، چون درِ میخانه دید باز
✦ آن صوفی که در دوری از تو، از مینوشی توبه کرده بود، دیشب چون در میخانه را گشوده دید، پیمان خود را شکست.
رمزپردازی حافظ در برابر زهد ریاکارانه، بار دیگر رخ مینماید.
بیت ۶
دل کز طوافِ کعبهی کویت وقوف یافت
از شوقِ آن حریم ندارد سرِ حجاز
✦ آن دلی که با طواف کوی تو آشنا شده، دیگر میل رفتن به حجاز و کعبه ندارد.
این بیت، اوج عرفان عاشقانهٔ حافظ است؛ جایی که معشوق زمینی، قبلهگاه دل میشود.
بیت ۷
هر دم به خونِ دیده چه حاجت وضو؟ چو نیست
بی طاقِ ابروی تو نمازِ مرا جواز
✦ اگر ابروی تو قبلهٔ دل نباشد، دیگر وضو گرفتن با خونِ دل نیز برای نماز عاشقانه کفایت نمیکند.
بیت، تداوم مضمون دلدادگی و بازی با آداب دین در خدمت آیین عشق است.
بیت ۸
چون باده باز بر سر خُم رفت کفزنان
حافظ که دوش از لب ساقی شنید راز
✦ چون بادهٔ شور و شعف دوباره به جوشش آمد، حافظ که شب گذشته رازی از لب ساقی شنیده بود، با وجد و شور عزم نوشیدن می کرد.
پایان غزل، نوید شور تازه و دریافت الهامی پنهان است.
احمد خرمآبادیزاد در ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۱۹۸ - وجه سوم در بیان جبر و اختیار:
به استناد نسخه خطی مجلس به شماره ثبت 5379، بیت زیر از آغاز شعر جا افتاده است:
«آنچه فرمودیم در کیفیت است/ور در آن اختیار و قدرت است»
احمد خرمآبادیزاد در ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۲۰۲ - رجوع به حکایت ابراهیم خلیل و اسماعیل ع:
در مصرع نخست بیت 18، «زیر سندان» به جای «زیر دستان» درست است؛ در گذشته، فلز گداخته را زیر سندان میبُردهاند. نسخه خطی مجلس به شماره ثبت 5379، «زیر سندان» را تایید میکند.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۵ در پاسخ به اميرعباس دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
شعر مورد نظر: ای دل غلام شاه جهان باش.... منسوب به حافظ است در نسخههای قدیم تر وجود ندارد و در قرون بعد به آن اضافه شده است. (بگذریم که ریتم شعر هم به حافظ نمیخورد.) گویا کسانی از متعصبین که در دربار قدرت زیادی داشتند، در پی ویران کردن آرامگاه حافظ و زدودن خاطره او از دل مردم بودند شاعر باذوقی آمده و این غزل را سروده و به نام حافظ جا زده تا از تصمیم آنها جلوگیری کند.و وارد دیوان هم شده.
در مورد غزل «بیا که رایت منصور پادشاه رسید» غزلی در باره ورود شاه منصور مظفری به شیراز است. نام بردن از مهدی دلیل بر داشتن یک مذهب خاص نیست. آیا نمیدانید که تمام اهل سنت هم معتقد به مهدی موعود از نسل امام حسین هستند؟ البته تفاوت فقط در این است که شیعه، مهدی را زنده میداند ولی اهل سنت چنین اعتقادی ندارند.
احمد خرمآبادیزاد در ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۲۰۰ - بقیه حکایت قاضی و خصم مردی که گوش او مجروح بود:
1-بیت نخست این بخش به شکل «گفت قاضی گوش او را ای عمو/از چه رو دندان گرفتی گوش او»، ارزش سخن را تا پایینترن سطح به زیر میکشد. البته از آنجا که شاعر، 33 بار دیگر «ای عمو» را در مثنوی طاقدیس به کار برده، در مصرع نخست ایرادی وجود ندارد و هر چه هست، برمیگردد به مصرع دوم. با بررسی نسخۀ خطی مجلس به شماره ثبت 5379، مسئله روشن میشود؛ مصرع دوم چنین است: «از چه رو دندان گرفتی روی رو»
«روی رو» = «رو در رو، با بیحیایی»
2-مصرع نخست بیت 10 «گفت قاضی این چه ژاژ است و فشار» با گذاشتن واژۀ «قصار» به جای «فشار»، معنی روشنی پیدا میکند. البته نسخه خطی مجلس نیز آن را تایید میکند.
3-در مصرع نخست بیت 40، واژۀ «تُندبار» به جای «تُند یار» درست است؛ هم به خاطر معنی «تندبار» و هم به استناد نسخۀ خطی مجلس.
«تندبار» = «جانوران موذی؛ مار، عقرب و ...»
4-در مصرع نخست بیت 80، «بزم حسرت» نادرست است؛ قافیه را به هم میزند و مصرع را نامفهوم میکند. «بزم خسرو» درست است–این نکته در مصرع دوم تایید میشود. البته نسخۀ خطی مجلس نیز گواه درستی آن است.
5-دو بیت 82 و 83 کلا به هم ریخته هستند. ترتیب و شکل درست آنها (به استناد نسخه خطی مجلس) عبارت است از:
«باز اندر قلههای بیستون/میکشد فرهاد مسکین جام خون»
«تیشه آیا میزند بر بیستون/یا ز دستش تیشه افتاده کنون»
حمید هاشمی کهندانی در ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۱۲:
این ترانه در آلبوم مستان سلامت می کنند (قطعه عشق است/بر آسمان) اجرا شده
تهمورس پورناظری
کیخسرو پورناظری
نجمه تجدد
مریم ابراهیم پور
بیژن کامکار
همایون در ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰:
شاهرخ گرامی اگر شما غزلی را دوست داشته باشید کافی است که آن غزل خوب باشد و دلنشین
من در مقایسه با غزل های طلایی و آتشین و شگفت جلالدین و با علم به اینکه غزل ها مربوط به دوران مختلف شاعر است این غزل را بسیار ابتدایی غیر عاشقانه و مملو از خودنمایی در قافیه پردازی و صوفی مآبانه و کمی ناشی گری در فنون غزل و معنا یافتم که بهتر بود در قالب مثنوی باشد
فرهود در ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۵۱ در پاسخ به مهرناز دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵:
«برافراخت گوش و فرو برد یال»
یعنی متوجه شد و حالت اطاعت بهخود گرفت
(گوش برافراختن: گوش تیز کردن، متوجه شدن
یال فرو بردن: حالت متواضعانه و اطاعت بهخود گرفتن)
فرهود در ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۵۰ در پاسخ به مهرناز دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵:
در هر میدان جنگ که اسب سیاه تو بتازد
لشکر ثابت و آرام، (در پی تو) به شتاب میآید.
احسان چراغی در ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷:
چقدر این توصیفات از معشوق، زیبا و مسحورکننده است:
پریروی ملکصورت زیباسیرت شاهوش ماهرخ زهرهجبین پریزادهی مهپاره، و ...
رضا از کرمان در ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۳۱ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۴۸ - حکایت مات کردن دلقک سید شاه ترمد را:
درود
بیت قبل : هرکس در زندان ظواهر محبوس باشد هرچند زاهدانه روزگار بگذراند ولی خلقش تنگ است
تا از این تنگین مناخ یا این حصار تنگ ظاهر گرایی خود را آزاد نکند هرگز خلقش خوش نمیشود وشرح صدر پیدا نخواهد کرد
لازم به ذکر است بنظر تنگین مناخ به معنای واقعی ومقصود مولانا نزدیکتر است
شاد باشی
مهرناز در ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵:
برآورده یال و فرو برد یال یعنی چه؟
پرویز شیخی در ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۳ در پاسخ به بهنام دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل:
روح القدس، جانشین خداوند در زمینه، روح القدس بنده خداست و مسیح و هدایتگر و برگزیده خداوند برای تمامی انسانهاست، روح خدا بر روح القدسه و در ثالوث یعنی خدای واحد و وحدت هست
مهرناز در ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۵:
کجا دیزهٔ تو چمد روز جنگ
شتاب آید اندر سپاه درنگ
یعنی چه
دکتر حافظ رهنورد در ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷:
مصرع نخست این غزل با این نمونه، ترکیب اضافی پر حشو است و خواجه حافظ قطعن بهجای کلمهی نسیم، کلمهی برید را بهکار برده
صبا خود بهمعنای باد ملایم صبحگاهیست؛ و نسیم بهمعنای باد ملایم است. در زبان فارسی ترکیب باد صبا که ترکیبی اضافیست مصطلح است و بهکار میرود؛ اما هنرمندی چون حافظ دیگر این ترکیب را با حشو "نسیم" پیچیدهتر نمیکند؛ پس مصرع نخست " برید باد صبا دوشم آگهی آورد" است.
پاسدار پارسی در ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۳ در پاسخ به علی احمدی دربارهٔ ظهیر فاریابی » غزلیات » شمارهٔ ۸:
زهی👌
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۲ در پاسخ به Leo دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
ببخشید این آیاتی که در باره حضرت سلیمان و ابراهیم و اسماعیل فرمودید که سلیمان به زمین خورد و گریست و از ابراهیم پرسیده شد کدام سختتر است؟ در کدام سوره قرآن است؟
بنده که چنین چیزی در قرآن ندیدهام مگر این که شما نسخه خاصی از قرآن در دسترس داشته باشید.
چرا وقتی این قدر اطلاعاتمان کم است و به شنیدههای پای منبر بسنده میکنیم؛ سعی داریم آن را به عنوان قرآن جا بیاندازیم؟
ضمنا بختالنصر ایرانی نبود و آن چیزی که گفته شده از نوادگان گودرز است افسانهای بیش نیست چون اصلا خود گودرز افسانه است.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۱۹ در پاسخ به هادی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
اون بیت از شهریار نیست بلکه از عراقی است
فخرالدین عراقی
سیدمحمد جهانشاهی در ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹: