علی اصغر نظارت در ۱ سال قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ احمد برمکی » بیت:
سلام دوستان
وزن شعر به چه صورته؟
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۳۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵:
مصرع دوم بیت 3 در نسخه عبدالرسولی به شکل زیر است:
«دل به تو من دادم و گناه مرا بود» (به جای «دل به تو من دادهام گناه مرا بود»)
گفتنی است که ساختار شعر به گونهای است که گذشته نقلی در آن جایگاهی ندارد.
در ضمن، تنها با تلفظ «بود» بر وزن «سود»، کل غزل وزن و مفهوم روشنی خواهد داشت.
امیرحسین صدری در ۱ سال قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۰:
سلام
منظور از مصرع ؛
" سر ما نگون شد اما ته پا نظر ندارد "
چیست ؟
شایان شریفی حداد در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ ترکی شیرازی » دیوان اشعار » فصل سوم - سوگواریها » شمارهٔ ۱۳ - مهر درخشنده:
بسیار زیبا
مهراد در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۰ در پاسخ به داود دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:
بسیار دریافته ی زیبایی بود مرا به اندیشه فرو برد
محمود حبیبی در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
احمد شاملو شاعر بزرگ معاصر در یک سخنرانی در آمریکا، یک بیت از این شعر سعدی را به سخره میگیره که:
گفتی «به غمم بنشین یا از سر جان برخیز»
فرمان برمت جانا، بنشینم و برخیزم
و حضار می خندند، علی رغم اینکه چند تایی از شاهکارهای احمد شاملو رو خیلی دوست دارم ، اما همین یک بیت شعر سعدی را با تمام نوشته ها و اشعار شاملو که در تمام طول عمرش منتشر کرده، عوض نمیکنم .
محسن عبدی در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او:
گواژه: طعنه، سرزنش
محسن عبدی در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او:
ماه نیازی: کنایه از عاشق است که نیازمند معشوق است و در برابر معشوق عرض نیاز می کند.
محسن عبدی در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او:
طیرگی: بدخویی، تندخلقی
Heydar Barsam در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:
قفل بگوید سر دندانه را یعنی راز دندانه های کلید را قفل بیان می کند
برمک در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۶۰:
مُدخل=دخیل / کسی که از جای دگر امده /بیگانگان شهر
ناکسان را پدال زرین است
پای آزادگان نیابد سُر
سُر کفش
نیما در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ فایز » ترانههای فایز بر اساس نسخهای دیگر » بخش دوم دوبیتیها » شمارهٔ ۴:
به یکسو جمع کرده زلف چون شب
معشوق یک طرف از موهاش رو جمع کرده
برون آورده مه از برج عقرب
مه = صورت و برج عقرب = موهای معشوق
صورتش بین موهای سیاهش مثه ماه هست
به عارض یار فایز خوش فکنده
موهاش رو به زیبایی روی گونه انداخته
لف و نشر مشوش با مرتب
لف و نشر = صنعت پیچیدن و گشودن یا جمع کردن و پراکندن / موهای معشوق یه طرفش مرتب و صافه (در مصرع اول گفته شد) و طرف دیگش پیچ و تاب داره.
همایون در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۱۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۸:
کبر وکین را از بیرون نگاه میکند و دستوری حرف میزند، در حالیکه در مثنوی ماهنامه خود، هزاران بیت و داستان و تلاش میکند تا از درون به آن بپردازد و از زوایای گوناگون به آن مینگرد
همایون در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۸:
دو بار از ضحاک میگوید در جوانی یک بار که تنها معنی عربی آن یعنی خندان را بکار میگیرد و اینجا کمی پیشرفت کرده و فهمیده ضحاک دو مار بر دوش دارد، در این غزل ها معلوم میشود که چرا خودش پس از دیدار شمس میگوید مرده بدم زنده شدم
تفاوت جلال پیش از شمس با جلالدین پس از شمس از زمین تا آسمان است
همایون در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۱:
بیسوادی که با کلمات عجیب وغربب خود را دانشمند و فهمیده جا میزند، حتمن از غزل های جوانی جلالدین عزیز است و نشان میدهد اگر شمس نمیبود استعدادی شگرف چگونه به هدر رفته بود
در این غزل نشان میدهد چگونه درگیر و گرفتار مخالفانی بودهاست که یا پایین تر از او و نوکران خلافت بغداد بودند و یا برتر از او بودند ونگران همکاری و خدمت او به سلجوقیان
همایون در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۳:
غزلی بدور از شأن جلالدین پس از ملاقات شمس بزرگ، به زمانی برمیگردد که هنوز زبان خود را نیافته و تمرین شعر میکند
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:
تا کی ، از وسوسهٔ نفس پلید
یوسف در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۳۷ در پاسخ به یاسان دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۴ - حکایت طبیب و کرد:
درود. کاملا درست و بجا فرمودید.
سعید حبیب زاده در ۱ سال قبل، شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵:
بیت آخر صحیحش این هست :
ز نقشبند قضا هست امید آن حافظ
که همچو "نقش" به دستم نگار باز آید
سرو اصلا در اینجا کاملا بی ارتباط است و معنی نقش واضح است .
ضمنا این بیت زیبا را هم اضافه کنید :
در انتظار خدنگش همی پزد دل صید
خیال آن که به رسم شکار باز آید
بهرام خاراباف در ۱ سال قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳: