سیدمسعود در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۸۰:
حرامم بی تو بی یعنی حرامم بی تو باشد . بی تو حرامم باد
سیدمسعود در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۷۸:
نه پای آنکه از ماران گریزم
سیدمسعود در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۷۶:
در معنا همان هم کفو است ولی به ضرورت وزن و قافیه شاعر هم کُف آورده
سیدمسعود در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۷۲:
روایت جناب عطا را بهتر می پسندم
چون به اشک دیدگان قشنگ نیست و مشخصه که فقط دیده اشک داره
ولی به آب دیدگان درست است آب یک معنای کلی است و وقتی به دیدگان منسوب شد معنی اشک می دهد و زیباست
Dr Foad در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲۰:
داد عشق از بینیازی، درس طفلانم بهیاد
سرخط معنیست پیش چشم و میخوانم بهیاد
شرم بیدردی مگر بر جبههام چیند عرق
تا نماند ننگ خشکیهای مژگانم بهیاد
میفشارد تنگی این خانهٔ مجنون مرا
گر نباشد وسعتآبادِ بیابانم بهیاد
در فراموشی مگر جمعیّتی پیدا کنم
ورنه چون موی سر مجنون، پریشانم بهیاد
زان ستمهائی که از بیداد هجران دیدهام
میدرم پیش تو گر، آید گریبانم بهیاد
دل کباب پرتو حُسن عرقناکِ که بود
کز هجوم اشک میآید چراغانم بهیاد
از تغافلخانهٔ ناز تو بیرون نیستم
شیشهای بودم که دارد طاق نسیانم بهیاد
زان قدر هوشی که میکردم بهوهم خویش جمع
چون بیادت میرسم چیزی نمیمانم بهیاد
از عدم آنسوترم بُردست فکر نیستی
نیستم زانها که هستی آرَد آسانم بهیاد
با خیال رفتگان هم قانعام از بیکسی
کاش گردون واگذارد، یاد یارانم بهیاد
بعد ازین غیر از فراموشی کی می بیند مرا
مفت آگاهی اگر روزی دو مهمانم بهیاد
بیدل آن دورِ می و پیمانهام دیگر کجاست
یکدو دم بگذار تا رنگی بگردانم بهیاد
سیدمسعود در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۶۵:
مصراع چهارم قافیه ندارد شاید اصل آن به گونه ای دیگر بوده
فکر کنم باید مصراع چهارم باید با " هم بو ته خواهم " به پایان برسد
لطفا اساتید نظر بدهند
سیدمسعود در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۶۲:
به دریا نگاه می کنم تو را می بینم
به صحرا هم که نگاه می کنم تو را می بینم و در هرچه نگاه می کنم تجلی تو را می بینم
دریا ته وینُم یعنی در دریا تو را می بینم
و بقیه به همین نحو
ما را همه شب نمی برد خواب در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر:
راستی اگه اشتباه نکنم گونه ی نر این آهو دوتا دندون نیش ترسناک داره !
ما را همه شب نمی برد خواب در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر:
سید حسین
زهرا بانو کاملا درست توضیح دادند ,
فقط یک نکته در تکمیل حاشیه اشون ,
این آهوی ختن دو تا خط زیر گلوش داره و تا زیر چونه هم میرسه
فقط نمیدونم چرا ختنی خط رو گفته
شاید منظورش گیسوی یار بوده در دو طرف شانه اش
و شاید هم فقط برای تعریف گفته
سیدمسعود در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۷:
چرا اینقدر مسئله را می پیچانید ؟
حافظ با تشبیه آسمان به کشتزار و با تشبیه ماه نو به داس به یاد قیامت و نتیجه اعمال افتاده که در حدیث معصوم ( ع) آمده است
الدنیا مزرعه الآخره
و در قرآن کریم آمده است
إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لَآیَاتٍ لِّأُولِی الْأَلْبَابِ (190) الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَیٰ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ
مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و در پی یکدیگر آمدن شب و روز برای خردمندان نشانه هایی [قانع کننده] است (190)
همانان که خدا را [در همه احوال] ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می کنند و در آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند [که] پروردگارا اینها را بیهوده نیافریده ای منزهی تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار (191)
آری مردان خدا نگاه به آسمان و زمین و ستارگان و حرکت ماه و شب و روز کرده و عبرت می گیرند و به قدرت خدا می اندیشند
و به قول بابا طاهر
به دریا بنگرم دریا ته وینم
به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته وینم
و از حافظ بزرگ که حافظِ قرآن و غرق در قرآن است بیش از هر کسی انتظار می رود که چنین باشد و البته هست
منصور بنانی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۴۳ - حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق:
در خصوص یکی از ابیات فوق مطلب زیر تقدیم می گردد:
معجزه تسلیم و رضا
(قفل زفتست و گشاینده خدا دست در تسلیم زن و اندر رضا "مولوی" خود کاذب قفل محکمی است و زمانی که با تسلیم و رضا از خود کاذب عبور می کنی، خدا راهگشای زندگی ات می شود.)
در جستجوی آرامش مباش! در آرزوی حالتی غیر از آنچه اکنون در آن هستی مباش! در غیر اینصورت (و با نخواستن آنچه هستی و خواستن آنچه که نیستی) تو یک تضاد درونی و مقاومت نا آگاهانه در درونت خلق می کنی.
خودت را بابت اینکه در وضعیت آرامش ( یا خوشبختی، بی ترسی، فقدان نگرانی، رهایی و...) نیستی سرزنش نکن و خودت را ببخش!
هنگامی که دست از این حرص و خواستن آنچه نیست می کشی، و نا آرامی خودت را می پذیری، نا آرامی ات مبدل به آرامش می شود.
(به قول مولانا:
جمله بی قراری ات از طلب قرار توست
طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت
جمله بیمرادیت از طلب مراد تست
ور نه همه مرادها همچو نثار آیدت)
هر چه را که کاملاً می پذیری و اجازه می دهی همانطور که هست باشد، ترا وارد کیفیت رهایی و آرامش می کند (که از قبل در عمق وجودت حاضر بوده است!).
(دو پرسش در اینجا مطرح می شود:
*چگونه مطمئن شوی که پذیرش تو کامل بوده است؟
- طوری آن را بپذیر که انگار انتخاب مشتاقانه خودت بوده است.
- از خودت بپرس آیا من حاضرم با این حالت-ترس، بی قراری، نا امیدی، نگرانی و...- تا آخر عمرم زندگی کنم؟ اگر صمیمانه پاسخت، آری است، پذیرش و تسلیم تو هم کامل است.
** آیا این پذیرش به معنای منفعل بودن و تسلیم در مقابل زورگویی و...است؟
خیر. پذیرش و تسلیم درونی باعث می شود که به جای واکنش کورکورانه و بی خردانه (که اغلب بی نتیجه هم هست و آلوده به ترس و خشم و حسادت و...)؛ کنش خردمندانه در مقابل چالش های زندگی نشان دهی. وقتی وضعیت روانی خودت و اتفاقات لحظه حال را می پذیری و آن را صمیمانه خواست خدا می دانی، ترس و خشم و بی حوصلگی و تنبلی...در درونت کاهش می یابد و انرژی و قدرت و بردباری لازم برای مقابله با چالش های زندگی و نقص های روانی خودت را پیدا می کنی.)
و این معجزه تسلیم و رضا است.
"مطالب داخل پرانتز توضیحات بیشتر برای ترجمه متن زیر از اکهارت توله در کتاب نیروی حال: بخش، یک راهنمایی برای روشن شدگی معنوی، است" :
“Don't look for peace. Don't look for any other state than the one you are in now; otherwise, you will set up inner conflict and unconscious resistance. Forgive yourself for not being at peace. The moment you completely accept your non-peace, your non-peace becomes transmuted into peace. Anything you accept fully will get you there, will take you into peace. This is the miracle of surrender”
― Eckhart Tolle, The Power of Now: A Guide to Spiritual Enlightenment.
در پناه حق شادکام باشید
هلیا در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۷:
همایون شجریان مصرع شراب شوق می نوشم سخن از عشق می گویم رو در آهنگ شعله ور خونده
زهرا در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر:
در واقع
مَن ات به یک نِگهِ آهوانه می بخشم
...
زهرا در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر:
یعنی با یک نگاه آهوانه(پر غمزه) که به من ارزانی کنی تمام اشتباهات تو را میبخشم
آهوی منطقه ای به نام ختن معروف بوده بخاطر عطری که در نافه داشته و زیاد در اشعار اورده شده
واج ارایی با ختن و خط و خطا هم که عالی...
روح استاد شاد
زهرا در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر:
دوستان
من ات به یک نگه...
یعنی من تو را ...
نه مِنَت
درستش اینه:مَنَت
سیدحسین در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر:
با سلام. دوستان معنی بیت ششم ،(منت...) رو لطف میکنین بگین.
ممنون
مسعود رستگاری در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
بیت پنجم اولین کلمه «راز» است نه «راه»
آرمین عبدالحسینی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۷۸:
در نسخه کاظم عابدینی این غزل در دیوان عطار نیشابوری بوده و دارای 7 بیت است
مسعود رستگاری در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
بیت پنجم در مصرع اول «چیست» درست است نه «نیست».
در واقع بیت پرسشی است و شاعر از خدا میپرسد که در فراقِ یار، دلیل زندگانی چیست؟ دلیلش سختروییِ فلک است یا سستیِ پیمان ِما؟
مهدی طباطبایی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۷: