مسعود رستگاری در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
بیت پنجم در مصرع اول «چیست» درست است نه «نیست».
در واقع بیت پرسشی است و شاعر از خدا میپرسد که در فراقِ یار، دلیل زندگانی چیست؟ دلیلش سختروییِ فلک است یا سستیِ پیمان ِما؟
رضا ساقی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:
ای که مَهجوری عشّاق روا میداری
عاشقان را ز بر خویش جدا میداری
مَهجوری : دوری، جدایی
روا می داری : جایز می شماری.
معنی بیت: ای معشوق وای حیبب، صلاحدید تو این است که عاشقان همواره ازتو دوربمانند توپیوسته آنهارا ازدور وبرخویش دورمی کنی.
مشتاقی ومهجوری دورازتوچنانم کرد
کزدست بخواهدشدپایاب شکیبایی
تشنه ی بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا میداری
بادیه: صحرای بی آب و علف.
زلالی: آب زلالی، کنایه ازلطف وعنایت
معنی بیت: (عاشقان درصحرای فراق ودوری، تشنه ی دیدارتو هستند وبه لطف توبسیارامیدوار) همانگونه که توبه لطف خداوند امیدوارهستی عاشقان تشنه نیزبه توامید بسته اند آنهارابه گوشه ی چشمی دریاب.
روان تشنه ی مارابه جرعه ای دریاب
چومی دهند زلال خضرزجام جمت
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا میداری
بِحِل کردمت: توراحلال کردم
معنی بیت: ای معشوق ، دل ازمن به یغما بردی امّامن شکایتی ندارم وتوراحلال کردم حداقل لطف کن ازدل من به خوبی نگهداری کن آنگونه رفتارنکن که با خودمن کردی.
ای دل ریش مرابالب توحق نمک
حق نگه دار که من می روم اللّه معک
ساغرما که حریفان دگر مینوشند
ما تحمّل نکنیم اَر تو روا میداری
معنی بیت: مارا ازپهلوی خویش راندی ودیگران رابه مای ما نشاندی) اکنون جام شرابی را که متعلّق به مابوده دراختیار حریفان گذاشته ای وآنهاازنعمتِ همدمی باتوبرخوردارند ما ازاین اتّفاق ناخوشنود وناراضی هستیم هر چند که تواجازه ی اینکار را صادرکرده وباآن موافق هستی.
زانجاکه رسم عادت عاشق کشیّ توست
بادشمنان قدح کش وباما عتاب کن
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عِرض خود میبری و زحمت ما میداری
این بیت زیبا ونغز وپرمایه که بصورت ضرب المثل درآمده است دراذهان مردم به شکل "ای مگس عرصه ی سیمرغ...." می باشد امّا درنسخه ی قزوینی "حضرت سیمرغ" ثبت وضبط شده وهردوخوانش درست است وچندان تغییری درمعنا ایجاد نمی شود.
"مگس" دراینجاکنایه ازدل عاشق پیشه ی شاعر و"سیمرغ" کنایه از محبوب ومعشوق والامقام(شاه شجاع) است. باتوجّه به اینکه رابطه ی حافظ وشاه شجاع دردوره ای تحت تاثیرکینه توزان وبدخواهان به سردی گرائیده وحافظ موردغضب شاه قرار گرفته بود ازهمین رو دراینجا از دل عاشق پیشه ی خویش شکوه وناله کرده وآن رامگسی می شمارد که باسماجت قصد ندارد به همین راحتی ازجولانگاه سیمرغ خارج گردد. چنانکه پیشترنیز دراین نوردسخن فراوان گفته شده، رابطه ی حافظ وشاه شجاع یک رابطه ی کاملاً عاطفی وبرپایه ی احساسات وعواطف شکل گرفته بود رابطه ی حافظ با این پادشاه خوش سیما فراتر ازرابطه ی شاه وشاعربوده وبسیاری ازغزلیّات عاشقانه ی حافظ تحت تاثیرفرازوفرود این رابطه خَلق شده است. تکرار وتاکید براین نکته که رابطه ی این دوفراترازرابطه ی شاه وشاعر بوده است ازآن جهت اهمیّت دارد که دوستداران حافظ که تازه پای به عرصه ی شناخت حافظ گذاشته انددچارسردگمی نشوند وازحافظ تصویرتحریف شده ای درذهن خود نداشته باشند وبدانند که اینهمه اظهار ارادت وبندگی به طمع معیشت وگذران زندگی نیست. حافظ که به دوکون سرفرونمی آورد وبه بهشت پرازنعمت خداوند نیز هیچ رغبتی نشان نمی داد هرگزنمی توانست به منظورپرکردن شکم به کسی اظهارارادت وبندگی کند! حافظ ازصمیم قلب عاشق شاه شجاع بود وسرچشمه ی ارادت وبندگی اوعشق وعاطفه بود وبس.
حضرت: پیشگاه، کلمه ی احترام آمیزکه پیش ازنام کسی گفته می شود.محل حاضرشدن
حضرت سیمرغ: آنجا که سیمرغ حضور دارد، جناب سیمرغ، بارگاه وقلمروسیمرغ
جولانگاه: جای تاخت و تاز.
عِرض: آبرو،ناموس، حیثیت واعتبار.
معنی بیت: ای مگس(ای دل عاشق) محضر مبارک سیمرغ محلّی نیست که تو بتوانی درآنجا به پرواز درآمده و تاخت و تاز بپردازی با این سماجت وپافشاری حیثیّت واعتبارخودرا تخریب کرده واسباب زحمت مارا فراهم می کنی.
طمع درآن لب شیرین نکردنم اولی
ولی چگونه مگس ازپی شکرنرود؟
تو به تقصیر خود افتادی از این دَر محروم
از که مینالی و فریاد چرا میداری
معنی بیت: درادامه ی سخن، ای دل: توبراثرخطاهایی که کردی ازبارگاه شاه شجاع محروم گشتی حال ازچه کسی شِکوِه می کنی وچرافریاد وفغان سرمی دهی؟
برمن زبخت من آمد وگرنه یار
حاشاکه رسم لطف وطریق کرم نداشت
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امیّد عطا میداری
پایه: رتبه ومقام
معنی بیت: ای حافظ، معمولاً کسانی که ازپادشاهان درخواست درجه ورتبه می کنند، براساس خدمتی که کرده اند درخواستشان راارایه می کنند توکه هیچ خدمتی نکرده چرا بیهوده انتظار رتبه ومقام داری؟ وخودراشایسته ی بخشش وعطا می دانی!
حافظ برو که بندگی پادشاه وقت
گرجمله می کنند توباری نمی کنی
آرمین عبدالحسینی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۷ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰:
این رباعی واقعا فوق العاده است و در فیلم چهار راه استانبول از آن استفاده شده است
ما را همه شب نمی برد خواب در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲:
جناب رستگاری به نظر بنده همون وجهش درسته
و منظور جلب کردن نظر و توجه هستش
مسعود رستگاری در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲:
ودر ضمن «وجهم» صحیح است نه «وجهش»
مسعود رستگاری در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲:
به نظر میرسد در بیت چهارم «اشک» صحیح باشد نه «شک».
زیرا «وجه» به معنای «چهره» است و اشک بر روی چهره مینشیند و در سنن ادبی هم عاشق نقدی ندارد جز سیمِ اشک و زرِ رخسار، که مورد اخیر اشاره به زردیِ چهرۀ عاشق است.
استفاده از ظرفیت معناییِ واژۀ «وجه» در این بیت که با «نقد» به معنای «پول» و با «اشک» به معنای «چهره» است، جالب توجه است.
ما را همه شب نمی برد خواب در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۴:
من بهره و نصیبم رو از زندگی می برم اگه وصال تو روزیم بشه , هرگز تو عمر من چنین روزی نخواهد اومد ...
ما را همه شب نمی برد خواب در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۴:
شد حظ عمر حاصل گر زانکه با تو ما را
روزی شود وصالی , هرگز به عمر روزی
به این ترتیب کاملا روشنه ,
ما را همه شب نمی برد خواب در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۴:
دوست گرامی با اسم پروردگار این بیت یک نکته ی مبهم داره که اگر دو پاره ی مصراع دوم رو جابجا کنیم روشن میشه
تفسیرهای بالا درسته
مصراع اول :من بهره ام رو از عمر می گیرم چنان چه با تو
وصال روزیم بشه , * هرگز به روز عمر* کنایه ی روشن داره به اینکه این اتفاق تو عمر من نمی افته
روز عمر هم کنایه از کوتاهی عمر ما انسان ها , و اون چیزی که به گمانم مدنظر حافظ بوده زندگی مادی منظوره
فوآد در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۴:
جانم فدای حافظ این بیت اشتباه است
هرچند هست خواجه از هر لحاظ عالی
زیاد لازم نیست خودتونو به زحمت بندازین به فرض اگه معنایی هم برای بیت سوم متصور باشه همین که اینقدر خواننده برای معنا کردنش به زحمت میافته علامت اینه که از لحاظ معانی بیان اشکال داره. هرچند مثل منی لیاقت شاگردی خواجه رو هم نداریم اما حرف حرف حقه!!
ما را همه شب نمی برد خواب در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
صادق جان
واقعامتوجه نمیشم چرا واقعیت شعر توجهت رو جلب نمی کنه !
واقعا وقتی میبینم کسی پرسیده معشوق مونث یا مذکره ?
هم خنده ام میگیره هم گریه ام
و از فرط اینکه نمیدونم چکار کنم دوتا دستم رو می برم بالا بعد می کوبم رو سر خودم !
هاشم پیرگزی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی:
دوستان ادب دوست ، درود ،
من متن جناب محمد رضا ترکی را خواندم و توصیه می کنم تشنگان خرد و حکمت سعدی نیز بخوانند .
این سپاسنامه هم به ایشان تقدیم شد :
0 دیدگاه در “عشق و دمشق”
هاشم پیرگزی
دیدگاه شما در انتظار بررسی است.
جناب استاد گرامی ، ادای درود و سر کرنش به پیشگاه جنابتان ؛ که با نگارش این دیدگاه پرده از پوشش نگاه ژرف شیخ بر گرفتید و با زدودن غبار از آینه اندیشه سعدی روشنی را بر گوشه های تاریک اندیشه تشنگان خرد تابانیدید . آینه دار و ماندگار !
یکشنبه 18 آذر 1397 در 13:34
پاسخ
بابک چندم در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۶:
پویا جان،
سپاس بر شما.
صادق در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
با سلام خدمت دوستان واساتید محترم ببخشید بنده متوجه مخاطب جناب سعدی علیه الزحمه در مصراع چهارم و پنجم نشدم منظور از چنین جوان که تویی ... ودرخت گلی کاعتدال قامت تو....جنس مذکر بوده یا مونث ...؟
سحر در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:
سلام ترجمه ی این شعر رو از کجا میتونم پیدا کنم؟
روح الله در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در وصف بهار:
در آستانهی زمستان با خواندن این شاهکار، بوی بهار در ذهنم برخاست...
عاشق در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹:
ضمن پوزش, منظور حافظ از زر گنجینه ناب اخلاق انسانی است که در بیت بعدی اشاره میکند که این زر در سر است و اگر کسی بتواند این زر را (صفات والای انسانی) بدست اورد توان صید هر چیزی در جهان را دارد همچنان که نرگس دارا این زر میباشد با تشکر
مجتبی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۹:
وزن شعر (مفتعلن مفتعلن فاعلن) می باشد، لطفاً تصحیح بفرمایید.
ما را همه شب نمی برد خواب در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۰:
غلام رضا زندگی من مصداق همین حاشیه ای هست که نوشتی
برای هر کسی هم که اینطور خواسته محاله پس بکشه حتی اگه لازم بشه از اون دنیا برت گردونه ,
هر چقدر هم تو سرت بزنی نمیخوام نمی خوام
کاری رو انجام میده که خودش می خواد با اینکه می دونه نمیخوای
و بازوی د افتادن باهاش رو هم نداری ...
آرمین عبدالحسینی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۷۸: