گنجور

حاشیه‌ها

علی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۸۷:

مصرع دوم بیت دوم رو قبلا اینگونه دیده بودم لطفی بکن و گره گشایی بفرست

پاینده ایران در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴:

درود بر شما-
بیت پنجم در برخی از نسخ معتبر بدین شکل آمده:
گر خرامان به در خانقه آیی روزی
صوفیان از در و بامت به تماشا آیند
با سپاس

ریحانه شایق در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

" وانمود ما را " در بیت اول به چه معنا است؟

علیرضا در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷۳:

مولانا چقدر زیبا نکات رو بیان کرده، بعضی ها چهارتا کتاب خوندن و فقط از اون کتابها برای هر مسئله ای راه حل دارن و وقتی باهاشون بحث میکنی بی هیچ نتیجه ای آدم رو به دیوانگی میکشونن.
انگار مغزشون با همون مطالب پوسیده قفل شده،
حدیث چشم مگو با جماعت کوران
اگر چه از رگ گردن به بنده نزدیکتر است
خدای دور بود از بر خدادوران
...
لباس فکرت و اندیشه‌ها برون انداز
که آفتاب نتابد مگر که بر عوران

پاینده ایران در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۳:

درود بر شما-
غم عشقت بیابان پرورم کرد
هوای وقت(بخت)، بی بال و پرم کرد
به ما گفتی صبوری کن صبوری
صبوری، طرفه خاکی بر سرم کرد

آرمان در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۲۶:

این شعر و تصنیف رو عارف برای سید ضیاء الدین طباطبایی سروده و ساخته. سیدضیاء قبل از رضاشاه کابینه 90 روزه ای داشت که به کابینه سیاه معروف بود.
عارف قزوینی طرفدار جریان سیاسی سید ضیاء بود و این تصنیف رو براش ساخت ولی بعدا پشیمان شد!
لازم به ذکره که عارف قزوینی در سیاست خیلی فازهای چپندر قیچی داشت :) طرفدار یه جریان سیاسی میشده بعد میفهمید عجب اشتباهی کرده!...

حاج همت در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

اگر فرضا هم برای شمس سروده باشه،عقل سلیم حکم می کنه که این رو به عنوان یه خطا از مولانا بپذیریم. این شعر تنها در وصف امیرالمومنین درست از آب در میاد. چه اونجایی که میگه که گردون را بگردانی و چه اونجایی که میگه عجب جسمی.چون تنها امام معصوم است که میتونه با اذن خدا کار های خدایی انجام بده و در عین حال دارای جسم باشه.

بهروز در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:

و همانا ما بتی از گل افریدیم و به همه موجودات گفتیم که بر این بت سجده کنید.

یکی (ودیگر هیچ) در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:

به نام او
کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
در ره گذری نیست که دامی ز بلا نیست
هیچ موجودی وجود ندارد که اسیر و به خاک افتاده در مقابل یکی از دو پرتو جلوهءجمالت و یا ذات بی مثالت نباشد.
در راه وصال تو هیچ گذرگاهی وجود ندارد که سراسر آن دام و بلا و مصیبت نباشد!
چون چشم تو دل می‌برد از گوشه نشینان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست
زیرا که زیبایی چشم تو حتی از خلوت گزینان و کنج عزلت نشینان نیز دلربایی می کند چرا که تو همیشه همراه ما هستی و ما نمی توانیم از تو دوری گزینیم بنابراین گناه این مطلب از سمت ما نیست.
روی تو مگر آینه لطف الهیست
حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست
جلوهء روی تو آینهء لطف الهی است که در تمامی موجودات منعکس گردیده است . بدون شک اینگونه است و هیچگونه شبهه و تردیدی در آن نیست.
نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم
مسکین خبرش از سر و در دیده حیا نیست
برای دیدن از چشم تو باید که اشک بسیار از دیدگان ما جاری شود ولی اکثریت چشم ها در دیدن تو درمانده و بدبخت هستند زیرا که با چشم سر و خیره می نگرند در صورتیکه این چشمان خیره سر اشکی نمی ریزند تا از میان اشک و آه جلوهء حقیقت بر آنان آشکار گردد.
از بهر خدا زلف مپیرای که ما را
شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست
به خاطر خدا اینهمه آینهء جمالت را در مقابل دیدگان ما جلوه نده ! زیرا که همانها که تا بحال چشم ما دیده باعث گردیده که شبها چون مستان از نسیم الطاف تو عربدهء مستانه سردهیم.
بازآی که بی روی تو ای شمع دل افروز
در بزم حریفان اثر نور و صفا نیست
دوباره و دوباره ها جلوه گری کن و هستی ما را چون شمع سوزانده و نور بتابان زیرا که بدون جلوهء روی تو در محفل عاشقانت نور و صفایی نیست.
تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است
جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست
دلجویی از آنان که جلوهء تو را مشاهده نمی کنند تاثیراتی است که ذکر زیبایی آن جلوهء بر دلهایشان نقش می بندد .
ای جان من تو بخاطر اینکه بطور مستقیم جلوهء او را نظاره گری این آیین را نمی شناسی!

بچهِ پائین در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:

پس لفظ «دودره» را اولین بار جناب مولوی، وارد ادبیات ما کرده است!!
دمش گرم بچه‌ی پاییین بوده.

عارف در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

سپاس ار رضای عزیز

کوروش روحانی در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

با سلام
این شعر همونطور که از ابیات اول آن معلوم است شعری است عرفانی که حالا به تعبیر بعضی معشوق خدا است
بعضی میگویند زمینی است
و نظرات مختلفی که فراوانند
من اما به شخصه در اینجور اشعار معشوق حقیقی را ذات خداوند میبینم که در بعضی از قسمت ها بسیار بسیار خودش را خوب نشان میدهد
در این شعر هم بر طبق معمول همین طریق را پیش گرفتم
اما این بیت برایم جالب بود و سوالی پیش آمد:
جان فدای دهنش باد که در باغ نظر
چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست
اینکه حافظ از دهان و اعضای بدن انسان حرف میزند را کنار بگذاریم چرا که این از شگرد های حافظ است و همه با آن آشناییم
اما سوال راجب مصرع دوم است
به خوبی و بدون شک و تردید میگوییم که چمن آرای جهان کسی نیست جز خداوند
اما بعد از آن میگوید "خوشتر از این غنچه نبست"
غنچه هم از نظر من واضح و روشن است که استعاره ای است از معشوق حافظ
حالا با توجه به بیت، معشوق مورد نظر را(که از نظر من خداوند است) چمن آرای جهان یا باز همان خداوند خلق کرده و طرح آن را بر ورق هستی کشیده
خب حالا مگر میشود که خدا خودش را بیافریند؟!!
و در مورد دوم اینکه میگوید در "باغ نظر"
یعنی در باغ دیده و بینایی
یعنی در منظره ایی که انسان آن را میبیند و از آن خبر دارد
مگر میشود آن معشوق را در باغ نظری که فقط با چشم سر انسان دیده میشود رویت کرد؟
مگر آنکه معشوق زمینی باشد!!!!
من جوانی محصل هستم و ادبیات را دوست دارم
اما هنوز در آن به مقام استادانی که در گنجور می نگارند نرسیده ام و اگر سوالم کمی سطحی و باطل بود خودتان عفو کنید
ولی از جواب یافتن خوشحال میشوم تا بتوانم از همین حالا بیشتر و بیشتر به مطالعه و شناخت حافظ و ادبیات ایران بپردازم

reza در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم!
غرض از یوسف ان نور درونه که چو او را بیابیم هم ساقی و هم ساغر و هم کعبه ماییم! ما ظرفیت یوسف شدن موسی شدن و محمد ص شدن راداریم. همانطورکه ظرفیت فرعون و شیطان شدن داریم. هردو در ما هستند تا که و به چه نسبتی پیروز شود این کشمکش نور و تاریکی را!!! اذاجا نصرالله و الفتح! ما امید به فتح تو داریم یارب

کارن در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳:

صدای گوینده به بسیار زشت است و حیف است که سعدی بخواند

saeid farokhi در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰:

درستش باید هیچ است باشه، دو تا منفی کنار هم هم رو نفی می کنن، منفی در منفی، «بی‌تو همه هیچ است در ملک وجود»

جواد در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

سلام.بدون شک فونداسیون و زیربنای اشعار حافظ، قرآن است. در تفسیر آیات مبارکه قرآن باید دست به دامان احادیث معتبر رسیده از اهل بیت عصمت و طهارت شد.شاهراه ورود به عرفان و رسیدن به مقام فناالی الله، اهل بیت عصمت و طهارت می باشد.آنانی که ازاین راه منحرف شوند، هرگز به مقصد نخواهند رسید.خلوصی که در اشعار خواجه شیراز به چشم می خورد ناشی از ارادت خالصانه ایشان به حضرت ختمی مرتبت(پیامبرگرامی اسلام)و
اهل بیت ایشان، بدور از تعصبات مدهبی می باشدو این خود حاکی از آزاد اندیشی ایشان می باشد.حافط در سایه قرآن به اصل حقیقت پی بر ده است و با تکیه بر این اصول به غزل سرایی پرداخته است.

احمدپور در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۲ - قصهٔ هلال کی بندهٔ مخلص بود خدای را صاحب بصیرت بی‌تقلید پنهان شده در بندگی مخلوقان جهت مصلحت نه از عجز چنانک لقمان و یوسف از روی ظاهر و غیر ایشان بندهٔ سایس بود امیری را و آن امیر مسلمان بود اما چشم بسته داند اعمی که مادری دارد لیک چونی بوهم در نارد اگر با این دانش تعظیم این مادر کند ممکن بود کی از عمی خلاص یابد کی اذا اراد الله به عبد خیرا فتح عینی قلبه لیبصره بهما الغیب این راه ز زندگی دل حاصل کن کین زندگی تن صفت حیوانست:

از منظر بزرگان دنیا که آثار مولانا را خوانده اند همگی اذعان میدارند که معنای بلند اشعار و آثار مولانا مانند ندارد0ولی هرکس به اندازه فهمش و ظرف فکریش از آن میتواند برداشت کند0امیدوارم هرروز بر توانایی درکمان بیفزاییم تا از این باران پربرکت بهره بیشتری ببریم0
بزرگان شیعه مانند علامه طباطبایی و جعفری و000دانش خود را درمقابل مولانا ناچیز میدانند و در کتابهایشان با افتخار استدلالهایشان را با اشعار مولانا ختم میکنند0

رحمان سلطانپور در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

این شعر رو پسرعمو بزرگم برام خوند وقتی رفته بودیم عیادت یک بیمار و واقعا تاثیر به سزایی روم گذاشت و به دلم نشست

کسرا در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵:

ای که دُر سخنت صافتر از طبع لطیف

۱
۲۵۹۵
۲۵۹۶
۲۵۹۷
۲۵۹۸
۲۵۹۹
۵۷۲۹