گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن

اگر بوسه به جانی است فریضه است خریدن

چو آن بوسه پاک است نه اندرخور خاک است

شوم جان مجرد برون آیم از این تن

مرا بحر صفا گفت که کامی نرسد مفت

گر آن گوهر با توست صدف را هله بشکن

پی بوسه گل را که فر بخشد مل را

جهانی است زبان‌ها برون کرده چو سوسن

غلط گر همه شاهید چو مریخ و چو ماهید

هلا بوسه مخواهید از آن دلبر توسن

درآ ای مه آفاق که روزن بگشادم

شبی بر رخ من تاب لبی بر لب من زن

در گفت فروبند و گشا روزن دل را

ز مه بوسه نیابید مگر از ره روزن

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رامین خوشبین در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۵ نوشته:

ترجمه انگلیسی این شعر بسیار معروف شده است، برای جستجوی راحت تر، ترجمه ی آنرا اینجا می نویسم.
There is some kiss we want
With our whole life
The touch of spirit on the body
The sea water begs the pearl
To break it's shell
And the lily, How passionatly
It needs some wild darling
At night I open the window
And ask the moon to come
and press it face against mine
Breath into me
so close the language door
and open the love window
The moon won't use the door
Only the window

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.