گنجور

حاشیه‌ها

مرزبان در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران:

زه زه خه خه به به از این سخنوری خدایش بیامرزاد این سخن ور یگانه را چه میتوان گفت در این سخن کو عنصری که تا ببیند این شعر ابدار کو متنبی تا ببیند این شعر ابدار بیشک لقب حسان العجم در خور مقام بلندش نیست بلکه گر حسان را خاقانی العرب بخوانند به خود خواهد نازید خاقانی در چند جا جان و زبانش را با هم امیخته و با دلش شعر گفته یکی مرثیه خاندانش دیگر در راه حج و مدح مصطفی و سدیگر انجا که نام ایران و پارس میاید دیگر عنان بر نمیگیرد او براستی دیوانه وار عاشق ایران پارس است میدانیم که شروانشاهان شاهنامه خوانی داشتند و خاقانی انچه از اشعارش بر میاید بسیار خوب ایران را میشناسد او مسلمان است و شعر عرب را هم خوب میشناسد و با همه عشقی که ایران دارد از عرب چشم پوشانده اندیک دشمنی او با ترکان است
او در روزگاری بود که سلجوقیان غز بر اذربایجان و شروان و خراسان امدند و هزاران فساد بر انگیختند و اذربایجانیان را کشتند
ملک عجم چو طعمه ترکان اعجمیست
عاقل کجا بساط تمنا برافگند
از همین رو انگاه که شاهزاده پارسی مازندران کیالیاشیر را میستاید با جان میستاید او عرب را بلند میدارد چون اهل بخششنند تا انجا که نام ایران نباشد انگاه شهریار ایران نام بلند عرب را بر افگند
این شعر را با دقت بخوانید این ارزوهای خاقانی در ان دوران پر اشوب است این شعر تاریخ ایران است خاقانی در این شعر سیف فرغانی دیگریست فردوسی دیگریست
ملک عجم به کوشش دولت بپرورد
نام عرب به بخشش نعما بر افگند

حمیدرضا در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۵۱ - در هزل:

ماساژ زعفرانی تنها یکی از آئین کامجویی زنان عرب قرون وسطی است که سحر عامر* در مقاله‌اش «عرب‌های لزبین قرون وسطی و زن‌های لزبین‌مانند» به آن اشاره دارد.
اهل بغداد را زنان بینی
طبقات طبق زنان بینی
هاون سیم زعفران سایان
فارغ از دستهٔ گران بینی
زعفران سای گشته هاون‌ها
تنگ چون تنگ زعفران بینی
«رسم عشق‌ورزی بین زنان این است که عاشق رو بخوابد و معشوق زیرش.
آنکه زیر است به پشت می‌خوابد
یک پایش را دراز می‌کند و دیگری را خم، و سعی می‌کند به طرفی تکیه کند که دهانه مهبلش کاملاً از هم باز شده باشد.
در این فاصله، دیگری پایش را در شکمش جمع می‌کند و لب‌های مهبلش را لای لب‌های مهبل معشوقش می‌گذارد و طوری از طریق حرکات از بالا به پایین و از پایین به بالا به هم می‌مالدشان که تمام بدن تکان بخورد.»

غار سیمین و سبزه پیرامن
در برش چشمهٔ روان بینی
#ماده بر #ماده اوفتان دو به دو
همچو جوزا و فرقدان بینی
وادامه ماجرا...

نگین کشاورز در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۸ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹:

خوبان جهان صید توان کرد بهزر
خوش‌خوش بر ایشان بتوان خورد به ‌زر
نرگس که کله‌دار جهان است ببین
کاو نیز چگونه سر برآورد به زر

کاظم ایاصوفی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۴۰ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۶:

مصراع اول ره درست است نه راه

هومن در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۹:

چرا در انتهای این شعر، بیت شامل نام حافظ وجود ندارد؟

شاخ نبات همایونی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹۴:

میشه خواهشا معنای این شعر بسیار زیبا که به وضوح بیانگرشیرینی سختی های عشق است را بیان کنید

Dr.Mazluminejad در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۹:

با سلام
دوستان وقتش نرسیده که مصرع دوم رو اصلاح کنید به شکلی که حقا گفتم؟!

سیامک کیهانی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۹:

گفتم: دلم از تو بوسه‌ای خواهان است
گفتا که: بهای بوسه‌ی من جان است
دل آمد و در پهلویِ جان زد انگشت
یعنی که: بخر، بیع بکن، ارزان است
عایشهٔ مُقریه (سمرقندی)

جُنگ رباعی، میرافضلی، نشر سخن، 1394، ص161
بیع در اینجا به معنای معامله‌ی پایاپای هست

بهرام در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰۵:

در یک نسخه دیدم که نوشته نو کنم‌گیاه و بجای جامه ها جامها بود که البته باید اشتباه چاپی باشه.

رنجور در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:

دوستی بنام رضا که بیت آخر رو تفسیر کرده به اینکه حافظ چون درآمدی نداشته برای پول به کودکان و ... درس قرآن میداده.
آقا رضا بیت آخر رو لطفا دوباره بخون:
حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

مضمون عرفانی همه شعر تو این بیت قرار داره. مشکل تفسیر شما در اینجا نادیده گرفتن ترکیب "شبهای تار" هست.
کسی در کنج فقر و "شب" تار درس نمیده

مهدی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۳ - در محبت روحانی:

با سلام و خسته نباشید.
بیت سوم ، مصراع اول ، مشتغل صحیح میباشد.

Dr.Mazluminejad در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۷:

سلام بر دوستان

جان و سر آن یار که او پرده‌در1 است
این حلقهٔ در بزن که در پرده‌در2 است
گر پرده‌در3 است یار و گر پرده‌در4 است
این پرده نه پرده است که این پرده‌در5 است
1 پرده‌در : کسی که پرده را کنار می زند
2 پرده ، در : نهان پشت پرده (مثلا می گوییم فلانی به باغ دز است یا به باغ اندر است یعنی درون باغ است)
3 : یا 1 یا 2 است
4 : یا 2 یا 1 است
5 یعنی " پرده " نیست بلکه " در " است

امیر در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » تصنیفها » باد صبا (در دستگاه شوشتری):

میلاد عزیز
اصفهان دستگاه نیست.اوازی است در دستگاه همایون.بعضی ها شوشتری رو گوشه در اصفهان و بعضی ها اوازی در همایون میدونن(مستقل از اصفهان)

محسن در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

منظور از خرابی کردن در بیت هفتم بی‌صبری کردن و ناشکیبا بودن است. در برخی تفاسیر آن را افشا کردن اسرار معنا کرده‌اند که به عقیده دهخدا اشتباه است.

محمد در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۶:

با سلام
به اعتقاد من، حضرت مولانا متوضع تر از آن است که چنین مدحی را برای خود استفاده کند و اشارات موجود در شعر به شکل واضحی پیغمبر عشق ، حضرت محمد می باشد.

رادمنش در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او:

نام "علی" که یکی از نامهای خداوند است یعنی "بالاتر و برتر" که نام امیرالمؤمنین نیز برگرفته از همین نام و منتخب از سوی خداوند متعال است؛ در داستان وضع حمل حضرت عیسی (ع) که در قرآن نیز به کنایه به آن اشاره شده است خداوند به حضرت مریم دستور می‌دهد که از بیت‌المقدس بیرون رفته و در زیر درخت نخلی خشکیده وضع حمل می‌کند؛ ولی در مورد حضرت علی (ع) و هنگام وضع حمل حضرت فاطمه بنت اسد (س) و در پیش چشمان جمعیت کثیری که در مسجدالحرام بودند دیوار کعبه شکاف بر می‌دارد و مادر حضرت وارد خانه کعبه شده و در آنجا زایمان می‌کند بدون هیچ پرستار و یا مراقبی (از جنس بشر یا انسان)؛ چگونه می‌توان گفت که چنین شخصی از بالاترین علم برخوردار نیست؟ آن هم علمی که از سوی خداوند به او عطا شده است . در جواب حسین آقا که گفته معصوم لقب است باید بگویم که معصوم لقب نیست بلکه ذات و فطرت است که شخص معصوم نه فقط اشتباه نمی‌کند، حتی فکر اشتباه هم از سر او نمی‌گذرد . در رابطه با این شعر هم (اگر سعدی درست گفته باشد) حضرت علی (ع) تواضع و فروتنی خود را نشان داده است و با این حرکت خواسته به مردم بیاموزد که هر کسی آزادی بیان دارد و گرنه بدون شک امیرالمؤمنین (ع) دارای بالاترین علم و دانایی کمال است و بهترین قاضی عالم بشریت .

رهی رهگذر در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱:

آقای مهدی، بیت سوم مشکل وزن ندارد. آنچه شما نوشته اید، مشکل وزن دارد. فکر کنم شما در کلمۀ "کرد" دچار اشتباه شده اید. "کرد" هجای کشیده دارد نه دراز. درود

Seyyed hossein Seyyed Hossein در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۳:

یکی از سخت ترین شعر هایی که شنیدم تقریبا هیچیش نفهمیدم
تو رو خدا سعی کنید ترجمه یا حداقل مفهوم هم بزارید با توجه به اینکه اکثریت مردم مبتدی هستند

منصور شکرایی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۵۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود:

گونه‌ی بسودی که در شاهنامه آمده گونه‌ی درست این وازه است. به چت کشت ورز... این نام را در پاره ای واژه‌نامه ها و کتاب‌ها نسودی و پسودی نوشته اند. دهخدا بسودی را برگرفته از «فـَشو [فَ شُ]» اوستایی به چم پرورانیدن چهارپایان دانسته و دبیره های دیگر را نادرست می داند. در پارسی امروزی از این واژه گونه‌ی «غشو [در تیمار چهارپایان]» به کار می رود .

۱
۲۱۰۳
۲۱۰۴
۲۱۰۵
۲۱۰۶
۲۱۰۷
۵۷۳۰