هادی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا:
درودها
جناب مهدوی دیدگاه مولانا درباره ی زن دیدگاهی ژرف و فراتر از زمان ش است اما در مثنوی به سبب عقیده مردم آن زمان گاهی زن را سمبل نفس یا کم اهمیت میداند
لینک پایین از کریم زمانی است که دیدگاه مولانا را درباره زن شرح میدهد
پیشنهاد میکنم مطالعه کنیدhttp://shamsrumi.com/article/literary-article/%D8%B2%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7
امین ابراهیمی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
در بیت یکی مانده به پایان باقی این غزل را به نظر را اضافی هست و باید حذف بشه تا وزن شعر درست باشه.
رضا س در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:
بیت دوم رو دو جور میشه خوند:
آنچه سعی است من اندر طلبت بنمایم/ آن قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد
میشه قَدَر رو به معنی اندازه و مقدار گرفت و اینطور معنی کرد که سعی من به اندازهایه که نمیتونم سرنوشت رو تغییر بدم. اما قَدَر رو میشه به معنای تقدیر و سرنوشت هم در نظر بگیریم که قضا هم در مصرع دوم اومده و معمولا قضا و قدر با هم میاد: من سعی خودم رو در به دست آوردن تو میکنم اما این تقدیر وجود داره که به تو نرسم و تقدیر رو نمیشه تغییر داد.
سمانه در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳:
بیــار زان مــی گلرنگ مشک بو جـامی
شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز
مهـــل که روز وفــاتم به خـاک بسپارند
مــرا به میکده بـر در خم شراب انداز
ز جور چرخ چو حافظ به جان رسید دلت
بسوی دیــو محـن نـاوک شهاب انداز
این سه بیت از این قسمت در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی/
سمانه در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:
ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
نیت خیر مگردان که مبارک فالی است
کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد
حافظ خسته که از ناله تنش چون نالی است
این سه بیت از این قسمت در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی/
سمانه در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » شاهد افلاکی:
این شعر در برنامه ی شماره چهل و نه آوای جاوید با صدای حمیدرضا فرهنگ و به همراه سه تار ایشان اجرا شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی/
سمانه در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید
چشم عاشق نتوان دوخت که معشوق نبیند
پای بلبل نتوان بست که بر گل نسراید
سعدیا دیدن زیبا نه حرامست ولیکن
نظری گر بربایی دلت از کف برباید
این چهاربیت از این قسمت در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی/
سمانه در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:
عاشقی گر زین سر و گر زان سر است
عاقبت ما را بدان شه رهبر است
چون قلم اندر نوشتن می شتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
چون سخن در وصف این حالت رسید
هم قلم بشکست و هم کاغذ درید
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل گردم از آن
این چهار بیت از این شعر در وب سایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی/
سمانه در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » سوزد مرا سازد مرا:
این شعر در برنامه شماره شصت آوای جاوید به گویندگی خانم پریسا وسه تار نوازی آقای حمیدرضا فرهنگ اجرا شده است،آدرس صفحه:
پیوند به وبگاه بیرونی/
دریا در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۲:
تا اخر عمرم هرجا بخوام شعری تو بیوعه پیجام بنویسم همین ی مصراعه:
"گفت مرا چرخ فلک عاجزم از گردش تو,,," عااااااااااااااااشقشم,خیلی توش حرفو غمه❤️هرجا دیدید یه دریا نامی اینو نوشته بدونید اون منم
عبدالرضا در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴:
فقط رضا ساقی، واقعا عالی استاد...
مامیترا در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۲۰:
بیت دوم، با واژه های شراب و کباب توی مصرع اول و دیده و دل توی مصرع دوم، آرایه لفّ و نشر مرتب داره
مامیترا در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۲۰:
با سلام
من برای مصرع اول،حُجره شنیده بودم
شاهین فیاض در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
با سلام...یکی ازمسائلی که فلسفه با شعروشاعری دارد وبه نحو دقیق درکتاب دهم جمهوریت افلاطون آمده است آن است که شاعرزمانی شعرمیسراید که ازعقل خروج کرده باشد زیرا ساخت به دانش نیازدارد و شاعربرای سرودن شعرخودرا ازدانش تخصصی بی نیازمی بیند بنابراین شعربه طور کلی چه نگارش هومرباشد یا حافظ مردمان را از مسیرعقل و خردمندی دورمی کند واگرمی بینیم که تا به امروز چوامع عقل ورز نیستند به علت وجود همین شعراست و افلاطون برحق است دراینکه شاعررا ازمدینه فاضله می راند ...با احترام
A.saharkhiz در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:
مفهوم من از فهم این بیت اینه که؛ مسئولیت ،پاسخگوئی و نتیجه هر کس و هر چیزی از کائنات به اندازه درکی که از اون داره هست(به شرطی که خودشو فریب نده و درکش رو در مقابل خواسته هاش نادیده نگیره)
صفا در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:
که در به جای سرشکش در استین باشد.
به جای اشک مروارید از چشمش میریزد.
اشک ارزشمند و هدف دار
کارن تبری در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۲:
افلاکی در مناقب العارفین می نویسد: «...به چند روز «امرا دعوت کرده اتفاق نموده سلطان را بهآن شهر طلب نمودند تا در دفع تاتار مشورتی کنند برخاست و به حضرت مولانا آمد تا استعانت خواسته برود، فرمود اگر نروی به باشد. چون اخبار دعوت متواتر شد ناچار عزیمت نمود. چون به آقشهر رسید در خلوتی درآورده زه کمان در گردنش کردند در آن حالت که وقتش تنگ شد و میتاسانیدند فریاد میکرد و مولانا مولانا میگفت» و مطابق روایت او مولانا به اشراف استغاثه او را دریافت و این غزل را فرمودن گرفت: (و بنابراین دو غزل مذکور باید به سال 664 منظوم شده باشد.)
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم درین سرای فنا چشمه حیات منم
و در پی غزل دیگر فرمود:
نگفتمت مرو آنجا که مبتلات کنند به یک نظر هدف ناوک بلات کنند.»
اکبراوغلو در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۶:
سالک واصل اگر به صحو بعد از محو نرسد، فقط خدا را مشاهده م یکند نه خود را و نه عرفان خویش و نه غیر
را:
تو او نشوی ولی اگر جهد کنی
جایی برسی کز تو تویی برخیزد
(مراحل اخلاق در قرآن) استاد جوادی آملی.عبدالله
الیاس اربابی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » وفای شمع:
سلام.
در رابطه یا نظر بالا،عم، عمر نمیشه، میشه غم.
مبتدی۷۶ در ۵ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۵: