گنجور

حاشیه‌ها

 

اکبر khayat1493@gmail.comا


اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۸ ماه قبل، شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

با عرض سلام خدمت دوستان فرهیخته،
1- بنظر اینجانب هم "آقا سید احمد" درست ترجمه کرده اند. "بر سینه ها سیناستی" همانطور که حضرت موسی را در طور سینا به مقام کلیم اللهی رساندی و او را به اوج ملکوت بردی، "جویبار راستی" هم با ما همان کار را می کند و ما را به مقام قرب الهی می رساند.
2- دوستان فرهیخته توجه دارند که در بیت سوم مصرع اول " ای فتنه روم و حبش حیران شدم از بوی خوش" برای رعایت وزن مصرع و آهنگ کلمات، " خوش" در اینجا بایستی " خش" خوانده شود. "ای فتنه روم وحبش حیران شدم کاین بوی خش" پیراهن یوسف بود یا خود ردای مصطفی، البته معنی تغییر نمی کند همان بوی خوش است.فقط به علت رعایت وزن کلمه حبش، خش خوانده می شود.

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:

با سلام خدمت دوستان فرهیخته،
تمامی نظرات ارزشمند دوستان را مطالعه کردم. نکته ای را می خواستم عرض کنم. دوستان توجه داشته باشند که غزلیات چون محتوای عاشقانه دارند، ممکن است هر کسی با توجه به زمان ، مکان، موقعیت، نوع شخصیت ، سن و سال و......موضوع شعر را به مذاق خود تفسیر و تأویل کند و معشوق خود را در یک چیز بخصوص ببیند. ممکن است یک کسی در مناجات با خداوند متعال این اشعار را بخواند، ممکن است کسی پیامبر اکرم ، امام حسین و یا امام زمان را خطاب کند. کس دیگری این اشعار را برای همسر خود بخواند البته اگر عاشق و معشوق هم باشند! ممکن است جوانی در افکار و تخیلات خود فکر جنس مخالف بیفتد و...... کلاً ماهیت غزلیات چنین است و این موضوع برای همه غزلیات شعرای دیگر نظیر حافظ هم وجود دارد.
پس بنظر حقیر هیچکس نباید به دیگری خرده بگیرد که چرا تو میگویی خطاب به فلانی است و آن یکی بگوید خطاب به فلانی است! اصلاً چه کسی می داند منظور خود سعدی در سرودن این غزل چه کسی بوده؟ در چه زمان و مکان و موقعیتی این اشعار را سروده؟ روز بوده، شب بوده، نیمه های شب در حال مناجات بوده؟ و....... از اینکه وقت شما را گرفتم معذرت خواهی می کنم.

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:

سلام بر دوستان فرهیخته،
آمده ام که سر نهم، عشق تو را به "سر" برم
ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم
بنظر اینجانب مصداق بارز این بیت مولانا و جلوه کامل آن حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام است که در راه وصال معشوق، "سر" خود را داد و در طول مسیر حرکت کاروان و چهل منزل، عشق خود را به معبود یکتا نشان داد و در طول تاریخ برای همه انسانها درس وفاداری و انسانیت آموخت.

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۹:

با سلام خدمت دوستان فرهیخته،
حضرت فیض کاشانی چه غزل پرمعنا و نغز و خوش آهنگی سروده، واقعاً به نظر اینجانب یک شاهکار است. حال و هوای این غزل، حال زوج عاشقی را بیان می کند که با ازدواج خود، هیچ عاملی نه تنها نمی تواند آنها را از همدیگر جدا کند بلکه مرارت ها و سختی های روزگار آنها را متحدتر کرده و به یکدیگر عاشق تر می کند. همیشه و همواره غمخوار یکدیگر بوده و دوشادوش هم با مشکلات زندگی مبارزه می کنند.
این شعر را اگر زوج هایی که در آستانه طلاق هستند و گاهی دلخوری ها و دلسردی ها را بهانه کرده و در آستانه فروپاشی هستند در یک فضای عاشقانه در شب هنگام دو تایی برای هم بخوانند و با هم گریه کنند، امید است که از جدایی صرفنظر کرده و به زندگی طور دیگری نگاه کنند و تا آخر عمر با هم باشند انشاءالله

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۲ سال قبل، دو شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۸:

با سلام خدمت دوستان فرهیخته
همه مطالب دوستان را خواندم و از آن بهره بردم. مختصری هم بنده می خواستم مطرح کنم.
جان همان حقیقت وجودی انسان است که روح نامیده می شود. آیه "و نفخت فیه من روحی" از این باب است. روح بر این جسم خاکی حلول کرده و آنرا بعنوان مرکبی برای سیر و تعالی خود قرار داده است. روح جزء مجردات است و غیر مادی،" یکی جانیست در عالم که ننگش آید از صورت" ، جان و حقیقت وجودی ما ننگ دارد که به مادیات پست دنیایی آلوده شود و از مراتب عالی ملکوتی نزول پیدا کرده و به امور پست دنیایی آلوده گردد. این روح ملکوتی اگر بخواهد صورت انسان به خود بگیرد بایستی نماد انسان کامل را داشته باشد. نماد انسان کامل پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام هستند. امیرالمومنین علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا و فرزندان آنها، وجه الله، نورالله و سر الله هستند. "بپوشد صورت انسان ولی انسان من باشد" ما هم اگر بخواهیم به انسان کامل برسیم باید راه و روش آنها را پیروی کنیم. خدا کند ما هم به صفات کمال الهی و انسانی نائل شویم و به سعادت برسیم. با تشکر از همه دوستان

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳۷:

یا ابا عبداله الحسین السلام علیک
سلطان منی سلطان منی
واندر دل و جان ایمان منی
در من بدمی من زنده شوم
یک جان چه بود صد جان منی

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » اشک یتیم:

با سلام خدمت دوستان فرهیخته، شعرهای پروین واقعاً زیبا و پرمعنا است. بنظر اینجانب پروین، جزء نوادر روزگار و در نوع خود نابغه بوده است. نظر شما چیست؟

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۲ دربارهٔ صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۹۷:

واقعاً این بیت چه پر معناست: "دندان ما ز خوردن نعمت تمام ریخت اندوه روزی از دل ما کم نمی شود" غم فردا ، نگرانی، ناشکری و.... همگی از خصلت های ما انسانهاست. با توکل بر خداوند متعال و تلاش، می توان بر مشکلات فائق آمد و بنده سپاسگزار خداوند بود. انشاء اله همه در این راه قدم برداریم و کارهای خود را به خدای متعال واگذار کنیم که او بصیر و بینا به احوال ماست.

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

با عرض سلام خدمت دوستان فرهیخته، طی چندین روز پیاپی همه دلنوشته های دوستان را خواندم و استفاده زیادی کردم. با تشکر ویژه از دوست گرامی جناب آقا رضا که معنای تک تک ابیات را با توضیحات کامل ارائه کرده اند.
می خواستم به یک نکته اشاره کنم که بنظرم هیچیک از دوستان به آن اشاره نکرده اند. و آن اینکه به جناب حافظ لقب "لسان الغیب" داده اند. چرا؟ چون هر کسی با هر سطحی از درک و شعور پس از خواندن اشعار حافظ احساس می کند حافظ شعر را برای او گفته و از آن لذت می برد، خواه عارف بلند مرتبه و عالی مقام باشد و یا یک فرد عادی کوچه و بازار. هرکسی از ظن خود شد یار من ، دیدم برخی از دوستان می خواهند نظر خود را به اثبات برسانند و نظر دیگران را مردود اعلام کنند. بنظر اینجانب این مسئله از اینج ناشی می شود که او واقعاً لسان الغیب است و این لقب برازنده اوست.

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹:

خداوند رحمت کند پروین اعتصامی را که اشعارش همگی نغز و پند آموز است و برای هر کس که بخواهد از خواب غفلت بیدار شود و به سعادت برسد گرانبهاست. اشعارش بی نظیر و عالی است و بنظر اینجانب در نوع خودش نابغه بوده است.
"گر پند تلخ میدهمت،ترشرو مباش-تلخی بیاد آر که خاصیت دواست "

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۳ سال قبل، دو شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:

با سلام خدمت دوستان فرهیخته،
کلیه مطالب مرقومه را خواندم. بنظر اینجانب ابتدا باید هر کسی نوع جهانبینی خود را مشخص کند بعد به موضوعات مذکور پرداخته شود. آیا افرادی مانند مینا خانم جهانبینی مادی دارند و یا جهانبینی توحیدی؟ آیا فقط به زندگی مادی این دنیا قائل هستند و مرگ را انتهای زندگی آدمی می دانند و یا قائل به زندگی پس از مرگ هستند و به حیات جاودان اخروی باور دارند و این دنیا را مزرعه ای برای جهان آخرت می دانند. اگر کسی قائل به زندگی مادی بوده و همه ادراکش معطوف به حواس پنجگانه باشد، هر چه شما از معنویات و عالم ملکوت برای او بگوئید، قابل فهم و ادراکش نیست. فقط کسانی می توانند لذات معنوی را بچشند که جهانبینی توحیدی داشته باشند و مراتب روحانی راتا حدودی طی کرده باشند.عرفا با این مثال این موضوع رابیان می کنند. شما اگر به یک بچه شیرخوار که غذایش فقط شیر مادر است، از خوشمزگی غذاهای ایرانی نظیر قرمه سبزی و فسنجان و چلو مرغ بگویید برای او قابل درک نیست، تا زمانی که بزرگ شود و بتواند خودش این غذاها را بخورد و لذت آنها را درک کند. خداوند قدرت و بزرگی معنوی را نصیب همه ما بفرماید. با عرض معذرت از همه دوستان

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۳ سال قبل، یک شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۲:

سلام بر دوستان فرهیخته، در صورت امکان معنی و مفهوم این دو بیت را بفرمائید:
" کوه طاقت بر نمی تابد به موج حادثات لنگر از رطل گران کردن درین دریا خوش است" و بیت
" زور بر راه آورد چون راهرو تنها شو از دو عالم، دشت پیمای طلب تنها خوش است" با تشکر از دوستان

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:

با سلام خدمت مسئولان محترم سایت، ضمن تشکر از زحمات ارزنده شما لطفاً همانطور که دوستان هم اشاره کرده اند در بیت هشتم "در دشت طوی" را اصلاح فرمائید. با تشکر

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:

با عرض سلام خدمت دوستان گرامی، در مورد پیشنهاد جناب عباسی از فسا برای جایگزینی کلمه چوپان بجای شبان در مصرع "ای موسی جان شبان شده ای"، بنده نمی دانم کلمه چوپان از چه زمانی وارد ادبیات شعری ما شده؟ آیا در اشعار مولانا از کلمه چوپان در جایی استفاده شده یا خیر؟ در مورد این موضوع باید اساتید فن نظر بدهند ولی می دانیم از کلمه شبان در شعر معروف "موسی و شبان" استفاده شده،" دید موسی یک شبانی را براه" ضمناً اگر در مصرع مذکور "شبان" بدون تشدید و کمی باسرعت بیان شود بنظر بنده مشکلی ایجاد نمی شود لطفاً یکبار "شبان" را بدون تشدید و کمی با سرعت تکرار کنید" ای موسی جان شبان شده ای" اساتید راهنمایی کنند.

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:

با عرض سلام خدمت دوستان و سروران فرهیخته، می دانید معارف عرفانی بسیار عمیق و بلند است و هر کس به اندازه ظرفیت وجودی و بزرگی روحی خود بهره می برد. هر چه روح انسان بزرگتر و قابلیت بیشتری داشته باشد لذت بیشتری می برد. باید به بلوغ رسید تا برخی مفاهیم را درک کرد. عرفا این مطلب را اینچنین بیان می کنند که اگر انسان بخواهد به نوزاد شیرخواری که فقط توانایی شیر خوردن را دارد از خوشمزگی غذاهای لذیذ و مطبوع ایرانی مانند چلوکباب و قرمه سبزی و فسنجان و مرغ و ماهی بگوید، او نمی تواند درک کند تا زمانی که خودش بزرگ شود و به بلوغ برسد،آنگاه خودش آن غذاها را می چشد و لذت آنها را درک می کند. بنظر بنده حقیر بیشترین لذت از این شعر و مفاهیم عرفانی بلند آن را خود مولانا برده و دیگر عرفا که به بلوغ رسیده اند. از خداوند می خواهیم ما را هم در این راه یاری کند و بی نصیب نمانیم.

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

با عرض معذرت، امیرالمومنین صحیح است

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

"کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است" "کاین جامه به اندازه هر کس نبریدند" کوتا نظران، آدم های مادی، دنیاطلب و نفس پرستی هستند که از سرو قامتان بلند همت وارسته غافل هستند در واقع درک و فهم این معانی را ندارند. به قول خودمانی مال این حرف ها نیستند. در بیت آخر شاعر این مسئله را به خوبی تشبیه می کند. سرو قامتان، مرغان نظرباز سبک سیر هستند و کوتاه نظران در دام گه خاک اسیر. سروقامتان همانند مرغان هوایی از مرحله پست مادی و دام گه خاک جدا شده و به افلاک پریدند. شهیدان مثال واقعی این سروقامتان هستند که ما اسیران دنیای پست مادی و خاکی از این معنا بی بهره ایم. "کاین جامه به اندازه هر کس نبریدند"
خداوند فروغی بسطامی را رحمت کند.روحش شاد

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز، توضیحات جناب مجتبی آموزگار در ذیل بیت "همت طلب از باطن پیران سحرخیز زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند" بسیار هوشمندانه و برای اهل نظر دقیق و ظریف است که لفظ "یکی" را معادل خدای یکتا و احد فرض کرده اند که آنها همواره در جهت کسب رضای الهی حرکت می کنند و "یکی" را می طلبند. ولی اگر این بیت را بصورت ساده و روان هم معنی کنیم چیزی عوض نمی شود، معلوم است که پیران سحرخیز از بین عالم مادی و زودگذر دنیا و عالم باقی و بینهایت آخرت کدام را انتخاب می کنند؟ از هر عاقلی این انتظار می رود که عالم آخرت را انتخاب کند، پیران روشن ضمیر سحرخیز که در صدر همه عاقلان قرار دارند. منظور بنده آنست که در مصرع "زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند" پر واضح است که مطلوب آنها چیست. با تشکر

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » سراب آرزو:

روح این استاد بزرگوار غزلسرا شاد. بیت "نه عجب اگر به عالم اثری نماند از ما که بر آسمان نبینی اثر از شهاب ماند" چه زیبنده جاوید الاثرهای ملکوتی کشور عزیزمان است که آرزو می کردند در راه جانفشانی دوست ، هیچ اثری از پیکر خاکی آنها هم باقی نماند همانگونه که شهاب های آسمانی هیچ اثری از خود باقی نمی گذارند. روحشان شاد

 

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » غزل ۳۹۷:

این غزل شرح حال آدم های حریص و دنیاطلب است که روز و شب خود را صرف مادیات دنیایی کرده و خود را الکی به آب و آتش می زنند. در حالیکه ندانسته در منجلاب گناه و عصیان و از خدابیخبری افتاده اند. غزل بسیار زیبایی است. پیشنهاد می کنم دوباره آنرا بخوانید و لذت ببرید.