رهگذر در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱۴:
لطفا تصحیح کنید
(یوسفی نیست در این شهر که زندانی نیست)
(سر زلف تو نباشد، سر زلف دگر)
پوریا بهارلو در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
بیت آخر : ((که چرخ این سکه ی دولت به نام شهریاران زد ))
پژو رمضانی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:
بیار ساغریاقوت فام و در خوشاب
درست است و خیلی هم زیباتر
محمد! در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » مقدمهٔ نصرالله منشی » بخش ۱۵ - دربارهٔ بغداد:
سلام
در جمله چهارم لطفا عبارت 'علی الاطلاق' تصحیح شود.
دلداده تاراج در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۷۹ - سرود خارکن:
وزن اشتباهه.
وزن این شعر مثل وزن شاهنامه و بوستان، فعولن فعولن فعولن فعل هستش.
همیرضا در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:
@تورج قزوینی:
طرفه داشتن گویا به معنای شگفتزده بودن و تعجب کردن است. یکی از معانی ذکر شده برای طرفه در لغتنامه چیز عجیب و شگفتآور است.
viki در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:
سام
این قسمت رو خیلی خوشم اومد
عمری دگربباید بعد وفات مارا
کاین عمر طی نمودیم اندر امیدواری
این گفتنش راحتتره! ولی درکل معنای ججمله برای هر کس با خلقیات و موقعیت فرق داره!
به شخصه عمری به امید گذروندم و همچنان...
که برایم اینجور تداعی میشه
عمرم گذشت و باید از نو شروع شه بعد از مرگم
که این عمری که گذروندم به انتظار یا امید واهی!
کوچیک همه!
تورج قزوینی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:
1-طرفه میدارند به چه معنیست ؟
2-در حاشیه بزرگواری که از بیت ششم از سعدی بزرگ گلایه داشتند نکته ای به ذهن میرسد عرض می کنم: سعدی صد ها سال پیش در جامعه ایران با فرهنگ آن زمان می زیسته چطور می توان انتظار داشت به برابری جنسیتی اعتقاد داشته باشد، که اگر اینطور می بود بایستی ایشان را موجودی فرازمینی و یا فرازمانی قلمداد می کردیم و کارهای ارزنده ایشان آن همه ارج و قربی نداشت چرا که برخاسته از یک وجود فانی و ضعیف و احاطه شده در جبر و زمان خود نبود .
. در این بیت، خانه نشینی خانم ها را تایید نمی کند و رد هم نمی کند .... به عنوان یک رویه به آن اشاره داشته است
رئح الله رحمانی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:
استاد امجدیان هم در کتاب شریف هفت شهر نی به این موضوع اشاره کرده است / هفت سفر عرفانی برای انسان به تمثیل نی نوازان که شامل سفر است :
1.سفر از شهر خود شنیداری به شهر حقیقت شنیداری
2. سفر از شهر نی نوازان به شهر تکنواز عالم
3. سفر از شهر تقلید به شهر تحقیق
4. سفر از شهر حاسدان به شهر دریادلان
5. سفر از سماع به استماع
6. سفر از شهر لگام گسیختگی به شهر پهلوانان
7. ورود نی نواز به شهر عشق ( ضیافت امجد )
محمد در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۷ - حکایت آن شخص کی از ترس خویشتن را در خانهای انداخت رخ زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت خداوند خانه پرسید کی خیرست چه واقعه است گفت بیرون خر میگیرند به سخره گفت مبارک خر میگیرند تو خر نیستی چه میترسی گفت خر به جد میگیرند تمییز برخاسته است امروز ترسم کی مرا خر گیرند:
پرواضح است هیچ شخصی هرچقدر هم احمق ونادان ویا عجول و جدی باشد انسان را به جای خر نمیگیرد....اینجا خر به مفهوم نادانِ ذاتیست!!! یعنی کسیکه همچون خر قابل هدایت و آموزش نیست گرچه در صورت, انسان است....شاید مولانا پس از تحولاتی که شمس در وی بوجود آورد مورد طعنه و آزار مردمان عادی قرار داشته کسانیکه که این تعییرات برایشان قابل قبول نبود واز وی وعظ و خطابه طلب میکردند.و مولانا را به ستوه میاوردند.....
میثم در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
سلام
بنده عرض میدارم
1.با توجه به نسخ موجود و محکم بودن نسخ بر بیت مورد بحث در.....
2.با توجه به مصرع دوم
3. و عدم نظر شخصی.
شرف مرد به جود است و کرامت به سجود
سپاس فراوان
پاینده ایران در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۱:
درود بر شما؛
مصرع دوم ( بیت اول) در یکی از نسخ این چنین آمده؛
به جان رسیدم از آن تا به خدمتش پرسیدم.
(پرسیدم، بجای نرسیدم)
ابیات بعدی (از جمله بیت سوم) گویای آن می باشد.
با سپاس
سعیده تهرانی نسب در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸:
ممنون از توضیحات شما اقای محمدی . بسیار عالی و مفید بود.
مهدی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۷:
منظور از هشت و چهار، دوازده امام هستند که نام چهار امام ما علی است (امام علی، امام سجاد، امام رضا و امام هادی علیهم السلام) و بقیه امامان اسم های دیگری دارند.
زبده هشت و چهار هم یعنی حضرت علی علیه السلام برگزیده امامان هستند.
احمد احمدی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۹:
مستی بالاترین مرتبه ای هست که انسان می تونه بهش دست پیدا کنه. که در اون همه دانش ها رو در اختیار داریم و هر جای حقیقت بی انتها رو که بخوایم می تونیم دریابیم.
علیرضا در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۰:
یک سوال در باره مصرع دوم بیت اول این است که اگر شمع خلوت سحر به هر ترتیب جان خواهد سپرد و خواه ناخواه نورش بی اثر خواهد شد، آنگاه جان دادن برای کرشمه معشوق دیگر چه لطفی دارد؟
شاید در مصرع دوم نوعی التماس نهفته و می خواهد بگوید حالا که ما بعد از عمری سوختن رفتنی هستیم، بیا و کرشمه ای بنما(که همواره عاشق در پی ان بوده) و جان دادن ما را هم تماشا کن...
همایون در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۸:
جلال دین معنی عید را زیاد بکار میگیرد و از معنی های کلیدی اوست
زمانی که نو میشود و انسان طالب نویی را شاد و دوست دار میکند
فرهنگ ایران نیز فرهنگ نوروزی است و برای نوروز اهمیت درجه اول قائل است
فرهنگی که میخواهد نو شدن را همگانی کند
شاید این غزلی نیمه کاره باشد
دینار و دیدار به زیبایی در تضاد و تبدیل انسان بکار گرفته شده است که کمتر در غزلی دیده میشود
همایون در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۹:
غزل خاصی از نظر وزن شاید تک و بی نظیر باشد و وزنی که جلال دین از خود ساخته است
بدون ریتم و به نثر منظوم می ماند
از غزل های پیش از همنشینی با شمس است و در زمره عرفان کلاسیک قدما ی پیش از خود سروده است که مضمونی زیبا دارد
یوسف غیاثی در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۱۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۶:
سعید عزیز و شاعرک عزیز،
فکر کنم بشه اون مصراع رو به این شکل خوند:
چپ و رَست و قلب و جناح سپاه.
یکی از مقام های کهن موسیقی ایران (و خاورمیانه) مقام راست هست که بعضی اوقات مقام رست هم گفته میشه. با این نگاه، استفاده از واژه "چپ" هم یکجور مراعات نظیر هست چون در موسیقی ایرانی مقام چپ و گوشه ابولچپ هم داریم.
گویان در ۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳: