ساره رحیمی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۲:
نفس را از طواف دل چه مقدار است برگشتن
اگر برگردم ازکویت همین مقدار میگردم
در این بیت کوبت نوشته بودین که درستش کویت است.
نسی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۲:
دیداریار دیدن
چرا دیدار ودیدن باهم بکاررفته
پرهام در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
سلام
معنای خرسند در بیت دوم، قانع بودن است.در ادبیات قدیم خرسند بمفهوم خوشحال نبوده.
خدایا منعمم گردان به درویشی وخرسندی
وحید در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۷ - گوهر اشک:
این شعر از نظر گوناگونی ساختهای نحوی از اشعار کم نظیر زبان فارسی است
رحمت در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۱۱ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول » بخش ۱۵۳ - قصه روستایی که درازگوش پیر لنگ پشت ریش به بازار خر فروشان برد، دلال فریاد برداشت که کی می خرد خری جوان روان تندرست، روستایی چون آن بشنید باور داشت و از فروختن درازگوش پشیمان شد:
عروضی سمرقندی در کتاب چهار مقاله این داستان را نقل می کند. و نشان گر روان د رمانی و روان شناسی در طب سنتی دارد.
کاوه در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۵۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:
درود دوستان. تا جایی که من میدونم و در مورد متون و اثار بزرگان چه اشعار و چه موارد دیگه منجمله کتب تاریخی و غیره چیزی که خیلی مشهوده اینه که اجداد ما امانتداران شایسته ای برای حفظ این آثار گرانبها نبودند و در هر دوره ای هر کسی به سهولت هر آنچه به باور خودش و مطابق عقاید سیاسی یا مذهبی و فرقه ایش بوده به این متون اضافه و یا ازشون کم میکرده.بدون اینکه بیم و هراسی از بدنام شدن در تاریخ داشته باشه چرا که اصولا حاکمان و سلاطین خود رو مجاز به هرکاری میدونستن و علمای دین هم بدشون نمیومده خصوصا در مورد آثار کسانی که روی خوشی به دین و نشون نمیدادن و یا نگاهشون با نگاه جزم گرایانه و استبداد رای فقها و شارعین اندکی زاویه ای داشته، با دست بردن در بخشهایی که به زعمشون کفر و یا مغایر باورهای اونها بوده بخوان بهره برداری های مد نظر خودشون رو انجام بدن. این میان ادیبان و فضلا و دانشمندان هم هیچگونه واکنشی نشون نمیدادن و حتی در آثار خود به اختصار هم که شده اشاره ای به انچه که اتفاق میفتاد نمیکردن. یا اگر هم کسانی این کار و انجام دادند خیلی به ندرت و تعدادشون هم بسیار کم بوده. اینست که ما امروزه با اینحجم از تحریف و اضافات و الحاقیات و جعلیات در تک تک آثار بزرگان مواجه هستیم. همین امروز بسیاری از کتب تاریخی خصوصا تاریخ پیش از اسلام یا ممنوع و یا با چنان حجم وسیعی از تحریف مواجه شده که گاه از بیخردی و متعصب بودن و بیسوادی افراد دخیل در این امر خندت میگیره.روایات جعلی در مورد یک واقعه تاریخی چنان گسترده و بی سر و ته و بی پایه و اساس وارد کتب گوناگون شده که تشخیص دروغ از واقعیت مثل دیدن هلال ماه شوال در 28 ماه رمضان شده. خلاصه اینکه نه اسلامیون خیلی بخاطر ابیات حمد و ثنا خوشحال باشن و ابیات دیگه رو نقض کنند و نه دوستان میهندوست از این موارد برعکس خوشحال یا ناراحت بشن. به هر روی با همه تحریفات و جعلیات و خرافاتی که در متون تاریخی و ادبی انجام داده اند یک حقیقت غیر قابل انکار وجود داره که هرگز نمییشه با ماله کشی ای اینچنینی روش سرپوش گذاشت و آن اینکه: ایرانیان دارای تمدنی اصیل و فرهنگی غنی بودند که پیش از هر مردمی به یکتا پرستی و داد و مهر حکومت و زندگی میکردند و به پندار و گفتار و کردار نیک باور و عمل میکردند و دیگر انکه با ظهور اسلام که دین رحمت و مهربانی قرار بود باشد و در 13 سال نخست هم الحق که چنین بود اما به یکباره با هجرت رسول به مدینه و ازدیاد ایمان اورنندگگان خداوند تبارک و تعالا 180 درجه تغییر نظر میده و به هر حال تشخیص میده که تمام بندگان سایر نقاط که آفریده خون و جان و مال و ناموسشون برای برادران صحاری حجاز حلال باید باشه و زمینیان باید بدست این جماعت بدوی به خدایشان ایمان بیاورند، ورق برمیگرده و خلاصه دوستان گردنه بگیر و قطاع الطریق سابق بر ان میشوند که دین خود را به دستور الله! با روی گشاده و سلام و صلوات بر جهانیان فرو .. نه ینی چیزه.. بر جهانیان عرضه کنند که خب اینوسط موارد اندکی خشونت گروهی از نیروهای خودسر به پاره ای از بزرگترین جنایات تاریخ بشریت منجر شد که پا رو حق نزاریم اصلا به هیچوجه خدشه ای به رحمانیت و انسانساز بودن دین مبین اسلام عزیز وارد نمیتونه بکنه.علی الیحاله فعلا که وسوسه جوب شراب و حوریان نارپستان در باغات آسمانی خرد و تعقل از مردمان ربوده و تعصب و جهل دیده حقیقت بین جماعت ایرانی را کور کرده. زر و زور هم که در ید اختیار این فرقه جا خوش کرده. تا تاریخ چگونه از این دوران بر آیندگان روایت کند...
محسن در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:
سعدی عقیده و رفتار فقها را عمیقا درک کرده؛ چون میداند دیدن زیباییها چه لذتی دارد و میفهمد که جمود فکری فقیهانه چیست؛ تمام مفاهیم این غزل شاهکاره!
سپهر در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل دوازدهم - قَالَ النَّبُّي عَلَیْهِ السَّلَامُ اَللَّیْلُ طَویْلٌ فَلَا تُقَصِّرْهُ:
پیوسته نفس را بی مراد دارید تا بمراد ابدی برسید
هرروز که از خواب پا میشید ده مرتبه این جمله رو بخونید پیش از خواب هم ده مرتبه
مزدک در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:
آنچه مسلم است این است که حافظ شیرازی دل بسیاری از پارسی دانان را در طول تاریخ با سخن نغز و دلربایش، برده است. اما این عشق و علاقه به حافظ دلیل بر این نمی شود که او را اهل عرفان بدانیم؛ چه بسیار سعی شده است که به رسم صوفیان دنیا را را نفی کنیم و پست بدانیم و در عوض هر شاعری که دنیایی بوده را آسمانی تلقی کنیم. حافظ جهان را زیبا میدید و اهل همین دنیای زیبا بود. در ضمن باید در نظر داشت که او هم انسانی بود مثل خود ما؛ آمالی داشته برای خودش. نکته بعدی آن است که عارف و سالک بودن فرع بر دنیایی بودن است. با این اوصاف همیشه باید این احتمال را در نظر داشت که او واقعا چیزی را که به زبان آورده، قصد کرده است. در مورد معشوقه چهارده ساله هم باید چنین احتمال ارجحی را در نظر گرفت. چه شاید او همسر یا معشوقه ای چهارده ساله داشته است. چنان که در گذشته چنین امری یعنی ازدواج با بانوی چهارده ساله امر قبیحی تلقی نمی شده است. و هیچ گاه غیر شرعی نبوده. خلاصه کلام، واقع بینی بهتر است.
دانش جو در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۹۱:
زیباست!درود بر روان جناب صائب تبریزی!
اون دوستانی که حاشیه میذارن لطفا قیمه رو نریزن رو ماستا
خواهش میکنم رعایت حال شعر زیبای جناب صائب تبریزی را کنن
کتایون یاراحمدی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸۷:
وقتی شاعر داره به وضوح میگه " در خون و خلط و بلغم و صفرا " چه طور میتونیم اصرار کنیم که این شعر خطاب به خدا یا هر چیز غیر انسانی دیگه س؟؟؟؟؟
ما بی تو خسته ایم تو بی ما چگونه ای؟؟؟؟ اینقد زیبا و تازه س که انگار یه نفر همین امروز این مصرع رو سروده
سیدنورمحمد در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۴:
با سلام
در تکمیل فرمایش محسن محمدیان:
هنی تر صحیح است و استاد شجریان در گنبد مینا هناتر خوانده که به نظرم اشتباه است
Hafez Ss در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۶:
دوستان عزیز شاعران دو دسته هستند اونایی که دیدن و اونایی که ندیدن اونایی که کلمات اشعار حافظ رو عوض میکنن تا به وزن بخوره متوجه نیستن حافظ این اشعارو ننشسته فکر کنه و بنویسه یا کلمه قدیمیه یا بیسواد بوده یا تقلیدیه از خواجو و سعدی و ... جناب حافظ آوازه به شاعران دیگه داده و خودش میدونسته بعد از خودش ختم شعر و غزل میشه یا تضمین کرده یا یاد کرده یا دست دیگرانم گرفته . جناب حافظ پادشاه تهی دستان که کودکان فال فروش هنوز از اشعارش نان میخورند . اگر سواد دارین که غلط بگیرین یه بیت مثل خودش بیارین . اشعار حضرت حافظ مثل نبات بلور بسته ، خود آمده هستن نه ساخته . اشعارش از عالم روحانی میان نه مغز چنتا دانشجو نوپا
nabavar در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:
پوزش از خطای قلم
نا امیدی و یاس از یار بدانیم
شاد بودم{ و } اضافه آمده
nabavar در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:
گرامی ملیکا
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
اگر بیزاری را به مانای نا امیدی و یاس از بدانیم می گوید:
اگر روزی و یا زمانی با خیال راحت و شاد و بودم بدان که از مهر تو بریده ام. که منظور قصدِ از یار نگُسستن است
یا هیچ زمانی بی مهر و نا امید از تو شاد و آسوده خاطر نخواهم بود
عباس هوشیار در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:
با درود
بسیار گفته شد غزل - برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست - از سلمان ساوجی در مثنوی «جمشید و خورشید» است که عینا در دیوان حافظ آورده شده. با مراجعه به مثنوی متوجه می شویم که در بخش - چاره جوئی مهراب - این غزل آورده شده است..
حالا پرسش اصلی این است که پیش ازاین بخش ، یعنی پیش از بخش چاره جوئی مهراب ، بخش قبلی با عنوان : رفتن مهراب از عقب ملک جمشید و نصیحت کردن او قرار دارد. بخشی که تمام مثنوی است یکدفعه در بخش چاره جوئی مهراب ، تبدیل می شود به غزل.آن هم غزلی عارفانه.( یعنی همین غزل 35.) وقتی هم که این غزل به اتمام می رسد دوباره مثنوی شروع می شود. یعنی اصلا با هیچ منطقی جور در نمیاد که این غزل ارتباطی با داستان داشته باشد.اگر سلمان ساوجی شاعری توانمند بوده که بوده ، اینچنین شعر سرودن از او بعید است.از آنجائیکه خوانندگان ممکنه به کتاب دسترسی نداشته باشند ، بنده پیش و پس از این غزل رو می آورم :
بخش پیشین : رفتن مهراب از عقب ملک جمشید و نصیحت کردن او
همی گردید مهراب از پی جم - بسان جم کزو گم گشت خاتم
غلامان گرد شهر و دشت پویان - همی گشتند یکسر شاه جویان
و .... الی آخر که تماما مثنوی است.
بخش بعدی : چاره جوئی مهراب
برو بکار خود ای واعظ این چه فریاد است - مرا فتاده دل از ره ترا چه افتادست
بکام تا نرساند مرا لبش چون نای - نصیحت همه عالم به گوش من بادست
و.... الی آخر که غزل عارفانه است و به نظر می رسه ربطی به چاره جوئی مهراب نداشته باشه.
سپس بخش بعدی : مثنویه
دمم کم ده که دم آتش فروزد - چو چربی بیند آتش بیش سوزد
بدین دم ترک این سودا نگیرم - رها کن تا در این آتش بمیرم
و الی آخر که باز دوباره مثنوی است
با این اوصاف بعدی به نظر می رسه این غزل دستکم متعلق به این کتاب از سلمان ساوجی باشه.کتابی که سبک شعر سرودن فردوسی وار دارد و یکدفعه در دل کتاب ؛ غزل عارفانه بیاید.از آنجائیکه نسبت دادن این غزل از غزل های حافظ به این بخش از کتاب سلمان ساوجی است ، به نظر نمی رسه که با هیچ نوع نگاهی درست باشد. با سپاس
عباس هوشیار
حسن در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۷:
تصحیح: تا چند کنی بر گل مردم خواری.
حسن در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۷:
تا چند کنی بر دل مردم خواری
در اینجا خیام به کوزه گر اعتراض میکند. ولی متاسفانه کار کوزه گر همین است و معشیتش از همین کار میگذرد.
ملیکا برزگر گنجی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:
ببخشید معنی بیت" بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم" چی هست ؟
rn در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹۷: