علی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۴۸ - جولای خدا:
خیلی عالی بود من کلاس هفتم هستم در مدرسه ی تیزهوشان
برای معلممان خواندم خوششون اومد
Marzi در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:
شما دوستان عزیز را به شنیدن تصنیف "پروانه شو" با صدای حبیب الماسیان دعوت می کنم
پیوند به وبگاه بیرونی
حنا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹:
کر به معنی شکوه است و نه ناشنوایی
دکتر صحافیان در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:
از پیر کنعان( در غم یوسف) سخنی دلپذیر شنیده ام، که آنچه فراق بر سر عاشق می آورد وصف ناپذیر است( چگونه سخن یعقوب برای فراق، خوش می شود؟
ایهام وابهام َشعری:
- این سخن التیام درد فراق است
- فراق آورنده حال خوش و پرورش دهنده جان است، یعقوب پس از فراق به یگانگی عشق رسید
حدیث هول قیامت، که گفت واعظ شهر
کنایتی است، که از روزگار هجران گفت
هراس رستاخیز که واعظ بیان کرد کنایه ای ازین فراق است.
3- نشانی دوست را از چه کسی بپرسم(خانلری: پرسم راست)، در حالی که نسیم صبا نیز هر چه می گوید پریشانی است.
4- آه و فریاد که آن ماهرو که رشته مهرم را پاره می کند(خانلری: دشمن دوست)، چه آسان یارانش را ترک میکند(و هدیه فراق می دهد)
5- از فراقت ترک درمان کردم، پیوسته مقیم مقام رضا و شکرگزار رقیب.
6-دهقان کارآزموده گفت: اساس خوشدلی و از میان برنده غمها شراب سالخورده است.( خانلری و پیر دهقان)
7- هر چند نسیم بر مرادت می وزد،( خانلری: وزد) اما به آن تکیه نکن، این نکته به سلیمان که باد مسخر او بود، گفته شد( باد یا مور گفت: آنچه در دست داری باد-هیچ است)
8- هر فرصت حال خوش را دریاب، چه کسی به تو اطمینان داد، که پیر فلک از نیرنگ دست برداشته است.
9- دست از چون و چرا( کنکاش راز هستی) بردار که انسان سعادتمند سخن حق را به جان می پذیرد.
چه کسی گفت( با این همه فراق)، از فکر عشقت بازگشته ام، این دروغی است که به من بسته اند.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
شهرام زندی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۱:
در این دریای بیمونس دلا مینال چون یونس
نهنگ شب در این دریا به مردم خوار میماند
بدان سان میخورد ما را ز خاص و عام اندر شب
نه دکان و نه سودا و نه این بازار میماند
اشاره به مردم خواری شب و سیستم حاکم بر هستی دارد که هیچ خاص دنیوی و عام دنیوی را از آن خلاصی نیست الآ که چون یونس ، تسلیم محض او شوی و هیچ غیری را دستاویز قرار ندهی
مولانا اشاره به خلوت شب داره و دلگیر از اینکه انسانها همه خوابند بجز بیماران که آنها نیز جز ناله و درد خود دیگر چیزی نمیدانند
باده ای از باده های آسمانی به ایشان نموده اند که
سقای روح یک باده ز جام غیب درداده
از این رو حیفش می آید که این باده را به تنهایی بخورد
از طرفی هم میداند که همچون یونس میباید که دست از هر غیری شست تا سر به آستان حق سایی
بعد کمی هم توضیح میده که
فلک بازار کیوانست در او استاره گردان است
شب ما روز ایشانست که بیاغیار میماند
جز این چرخ و زمین در جان عجب چرخیست و بازاری
ولیک از غیرت آن بازار در اسرار میماند
.
آرش در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود:
سپاس از امکانات خوب گنجور . اگر معنی کلمه ایی را ندانیم با یک کلیک میرویم به لغتنامه و سر از لغت مربوطه درمیاریم ! میتوان علامت پلی را زد و شعر را با تلفظ صحیح و صدای خوب شنید ! . در قسمت حاشیه ها هم مطالبت مفید و مرتبط موجود است و امکان حاشیه نویسی برای همه وجود دارد . دستمریزاد .
آرش در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۱۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود:
در مورد کلمه بسودی در بیت بیست و چهارم ( بسودی سه دیگر گروه را شناس) شاید معنای بسودی چیزی شبیع به عنوان باشد ! چون در واقع میخواهد بگوید به عنوان گروه سوم این گروه ( دهگان، دهقان، ) را بشناس ، چون قبلن از دو گروه حرف زده ( آتوزیان ، نیساریان،) و بعد هم به گروه چهارم ( اهتوخوشی) اشاره میکنه . شاید هم به معنی سودمتد باشد ! در 6ر حال فردوسی در مورد این طبقه زیاد نوشته و همیشه از عنوان دهگان یا برزگر استفاده کرده . به نظر نمیاد بسودی اسم گروه سوم باشه !!
شهرام زندی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۲:
ورای پرده جانت دلا خلقان پنهانند
ز زخم تیغ فردیت همه جانند و بیجانند
مولانا از حقیقتی پرده برمیدارد
خلقانی، خلقهایی ورای پرده جان هستند که
ورای گنبد گردان، براق(کشتی) جان همیرانند
میفرماید اگر میخواهی ادراکی از آن کان ، که جان ارکان است بیابی باید که بی خویش شوی
باید که بی حس و بی گوش و بی فکرت شوی
تا خطاب ارجعی را بشنوی
مولانا به وضوح راه مینماید ورود به چنین راهی با خواندن و پویش در تفاسیر و شرکت در کلاسهای ادبی نیست ،
باید که پای در بی خویشی نهاد سبک دل شده و از دایره ی عقل گذر کرد تا پای در گنجگاه عشق نهاد
غلام شمس تبریز ( پیر غیبی ) باش تا زر های گنج عشق را دریابی
پاینده باشید
nabavar در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:
ستایش خرد را به، از راه داد
خِرَد انصافاً سزاوار ستایش است
nabavar در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:
گرامی کسرا
ستایش خرد را به، از راه داد
به گمانم اگر خواننده این مصرع را بعد از ” به “ با کمی مکس می خواند معنای جمله بیشتر نمایان می شد.
می گوید: اگر انصاف داشته باشیم و دادگر باشیم ستایش خِرَد خوب است
nabavar در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:
گرامی کسرا
نخست آفرینش خرد را شناس
نگهبان جانست و آن سه پاس
سه پاس تو چشم است وگوش و زبان
کزین سه رسد نیک و بد بیگمان
[ آن ] درین جا به مانای تعلق داشتن و هم نگهبان بودن است
خرد متعلق و نگهبان چشم و گوش و زبان است
الهه در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:
ممنونم ازت کاربر سلام
امیر در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
درود فراوان تقدیم به همه ی دوستدارانِ حضرت حافظ
نمیدانم چرا ولی احساس میکنم از آن غزل هایی ست که به نیت شاه شجاع سروده شده
ولی نکته ای که بسیار جالب توجه هست اشاره به دو موضوع بسیار عمیق در غزل ( تسلیم و خود محوری)
دقیقا برای رهایی از خودمحوری که آفتی بس جان کاه است اولین گام تسلیم شدن در برابر نادانی و ناتوانیِ خود و سپردن اراده و زندگی به دست خداوند است
هماره از دوستان عزیزم در گنجور آموخته ام و خرسندم که شما را پیدا کردم
nabavar در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۳:
بسیار بجاست نظر دوستان
در بیت 7
نشانه نباید چو خم آورد
چو پیچان شود زخم کم آورد
بیت 53
بدو گفت زان سوی تابنده شید
برآید یکی پرده بینم سپید
ابیات 58 تا 61
بر خیمه نزدیک پردهسرای
یکی ماه پیکر درفشی به پای
بدو گفت کاو را فریبرز خوان
که فرزند شاهست و تاج گوان
بپرسید کان سرخ پردهسرای
به دهلیز چندی پیاده به پای
بیت 106
اگر من شوم کشته بر دست اوی
نگردد سیه روز و خون آب جوی
دوستان این ابیات را به تصحیح آقای بهرام مشیری آورده اند که بعضی حاشیه نویسان ایشان را با لقب استاد نمی پسندند
من آقای مشیری را نمی شناسم ولی آنچه درین ابیات آورده اند را می پسندم و درست تر از متن درج شده ی بالا می بینم که نشان از شاهنامه شناسی آقای مشیری دارد.
ضمن اینکه لقب استادی مدرک نمی خواهد چنانچه استاد عبدالعظیم قریب که استاد بسیاری از ادیبان زمان خود بود فقط دیپلم داشتند
شنیده ام که آقای بهرام مشیری داستان رستم و سهراب را به صورت کتابی تصحیح شده منتشر کرده که دوستان بدان دسترسی داشته اند.
احترام به خدمتگزاران ادبیات یکی از وجوه شخصیتی انسانهای محترم است.
امیر در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۳:
سی و دو مورد عجیب را در بیتهای 4 و 5 آورده است
علی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۸:
لطفا تصحیح شود:
خود از بخل بامی چرا راندی ----> خود از بلخ بامی چرا راندی
که کای بزرگ آمدستت به روی ----> که کاری بزرگ آمدستت به روی
کسری در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:
استادان ارجمند،
سلام.
معنی «ابر ده و دو هفت شد ...» رو متوجه نمیشم. دو توضیح متفاوت هم خوانندگان نوشتهن. معنی درست و دقیق چیه؟
سپاسگزارم
کسری در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:
استادان ارجمند،
سلام.
معنی «آن» در مصراع «نگهبان جانست و آنِ سه پاس» چیه؟
ممنونم
کسری در ۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:
استادان ارجمند،
سلام.
ممنون میشم، مصراع دوم بیت سوم رو معنی بفرمایید.
«ستایش خرد را به از راه داد»
سپاسگزارم
ع.ر.گوهر در ۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶: