امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
معنای بیت 74
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
شکر یزدان را که چون او شد پدید
در خیالش جان خیال خود بدید
خدا را سپاس می گویم که یار دل آگاهم پدیدار گشت،اینجا به احتمال زیاد،منظورش حسامالدین چلبی است،که در صورت ذهنی او،صورت ذهنی خودم را میبینم
امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
معنای بیت 73
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
چون خلیل آمد خیال یار من
صورتش بت معنی او بتشکن
یار من،به ظاهر،همانند دیگر انسان هاست،که صورتی مادّی دارد،اما در حقیقت معنوی است،مثل حضرت ابراهیم
امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
معنای بیت 72
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
هم ببینی نقش و هم نقاش را
فرش دولت را و هم فراش را
میتوانی هم نقش را ببینی،هم پروردگار آن را،دو تا مصرع یکی هست،فرّاش هم باز اینجا منظور خداوند است،یعنی اگر دلت پاک و ساده باشه،میتونی نقشهای حقیقی را و نقاش این نقشها رو ببینی
امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
معنای بیت 71
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
آینهٔ دل چون شود صافی و پاک
نقشها بینی برون از آب و خاک
اگر دل انسان پاک و صاف باشد و علائق دنیایی را از خود دور سازد،می تواند نقش حقیقی را ببیند
امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
معنای بیت 70
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
پردههای دیده را داروی صبر
هم بسوزد هم بسازد شرح صدر
صبر و شکیبایی،حجابی را که بین ما و خداوند است از بین میبرد و درون ما را می گشاید،اشاره داره به آیه أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ،ای پیامبر! آیا سینه تو را گشاده نکردیم؟
امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
معنای بیت 69
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
گر تو کوری نیست بر اعمی حرج
ورنه رو کالصبر مفتاح الفرج
اگر تو چشم باطن نداری و حقیقت را درک نمیکنی،گناهی نیست،اما اگر چشم باطن داری،برو به راه سیر و سلوک ادامه بده،زیرا صبر کلید گشایش کارهاست
امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
معنای بیت 68
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
نامصور یا مصور پیش اوست
کو همه مغزست و بیرون شد ز پوست
تمام معیارهای ظاهری و معنوی نزد او نیز هست،اما او خودش از عالم صورت بیرون است
امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
معنای بیت 67
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
نامصوّر یا مصور گفتنت
باطل آمد بی ز صورت رفتنت
اینکه پروردگار را با معیار عالم صورت یا معیارهایی ماورای این عالم بشناسی،فرق نمی کند،بلکه باید برای شناخت خداوند از عالم صورت نجات یابی،یعنی باید ظواهر را کنار بگذاری و به حواس باطنی روی بیاوری
امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
معنای بیت 65 و 66
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
گر نبودی حس دیگر مر ترا
جز حس حیوان ز بیرون هوا
پس بنیآدم مکرم کی بدی
کی به حس مشترک محرم شدی
حسّ مشترک یکی از پنج حواس باطنی و درونی انسان هست،اینجا دو تا بیت هست،بیت ۶۵ و ۶۶ را با هم معنا می کنم،اگر غیر از حواسّ ظاهر و هوا و هوس حس دیگری نداشتی،پس انسان کی مکرم می شد و به مقام بالایی میرسید و چگونه میتوانست محرم اسرار الهی گردد؟
امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
معنای بیت 64
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
گر بدیدی حس حیوان شاه را
پس بدیدی گاو و خر الله را
منظور از شاه در اینجا پروردگار است،اگر با حسّ حیوانی و ظاهری میشد خدا را دید،پس گاو و خر هم می توانستند،خدا را را ببینند
امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
معنای بیت 63
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
هر که بیرون شد ز حس سنی ویست
اهل بینش چشم عقل خوشپیست
هر کسی که حواس ظاهر را رها کند و از چشم عقل خداجو به هستی نگاه کند،مومن واقعی است،زیرا عقل خداجو اهل بینش است،برای دیدن حقیقت
امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
این بیت در شعر وجود ندارد (بین 62 و 63)
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
هر که در حس ماند او معتزلی ست
گر چه گوید سنّیم از جاهلی ست
هر کسی که اسیر حواس ظاهر باشد معتزلی است و اگر هم بگوید مومن هستم،از از نادانی اوست...
امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
معنای بیت 62
برگرفته از ترجمه اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان:
سخرهٔ حساند اهل اعتزال
خویش را سنی نمایند از ضلال
معتزلی ها که یکی از فرقه های شیعی بودند،معتقد هستند که انسان نمیتونه در این دنیا خدا را مشاهده کنه و دیدن جمالِ حق را غیر ممکن می دانند،معتزلی ها اسیر حواسّ ظاهر هستند و از گمراهی،خود را سنّی و مومن می دانند
دلروز در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۸ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۴۰:
مذ تنفست بها قد عطرت انفاسی
به وقت تنفس، معطر نفس
دلروز در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۴۰:
بیت دوم
کلما اوحشنی زاد به استیناسی
بسیار هنرمندانه؛ اوحشنی ،با وحشت عشق هم خانه و استیناس با خوی گیری دل...
چنین از مصراع اول منتج است مصراع دوم که هرچه عشق وحشتناکتر، الفت بیشتر
دلروز در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۴۰:
قم سریعاً و خذ السیف فهذا رأسی
برخیز سریع و بردار شمشیر که این سر من است
جهن یزداد در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:
گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
و رنه بسیار بجویی و نیابی بازم
گر به اتش بریم صد ره و بیرون اری
زر نابم که همان باشم اگر بگدازم
سره نویسان کجایند یاد بگیرند
ایسروده زیر نیز شاهکاراست
همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش
تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم
-
میزنم و نوازمت گر تو به چنگم افتدی
جهن یزداد در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۸:
که به افاق سخن می رود از شیرازم
سعدی خنیده ترین مردم جهان روزگار خود بوده است او که ملوانان چینی شعرش را می خواندند
جهن یزداد در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:
این بیت سعدی نسبت به زمان ما هم فمنیست است در زمان ما هم مردانی هستند که سختشان میاید بگویند اگر فلان نشود زنم کسر شان خود میدانند حتی اینگونه بگویند زنم - من در بچگی یک جایی گفتم این کار مردانگی نیست می خواستند بکشند مرا و لت و پارم کردند حالا به سعدی هزار سال پیش ایراد گرفته اید - همینقدر که گفته زنم در فرهنگ ما فمنیستی هم بیشتره
امید باصری در ۵ سال قبل، جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز: