گنجور

 
سعدی شیرازی
 

خفتن عاشق یکیست بر سر دیبا و خار

چون نتواند کشید دست در آغوش یار

گر دگری را شکیب هست ز دیدار دوست

من نتوانم گرفت بر سر آتش قرار

آتش آه است و دود می‌رودش تا به سقف

چشمه چشمست و موج می‌زندش بر کنار

گر تو ز ما فارغی ما به تو مستظهریم

ور تو ز ما بی نیاز ما به تو امیدوار

ای که به یاران غار مشتغلی دوستکام

غمزده‌ای بر درست چون سگ اصحاب غار

این همه بار احتمال می‌کنم و می‌روم

اشتر مست از نشاط گرم رود زیر بار

ما سپر انداختیم گردن تسلیم پیش

گر بکشی حاکمی ور بدهی زینهار

تیغ جفا گر زنی ضرب تو آسایشست

روی ترش گر کنی تلخ تو شیرین گوار

سعدی اگر داغ عشق در تو مؤثر شود

فخر بود بنده را داغ خداوندگار

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمید در ‫۱۳ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۷، ساعت ۲۱:۱۷ نوشته:

یکی از زیباترین غزلهای سعدیه
من که خیلی حال می کنم باهاش

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کسرا در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۵۸ نوشته:

غزل زیباییست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پسند در ‫۳ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۱ نوشته:

بیت پنجم ناظر بر آیه : وکلبهم باسط ذراعیه بالوصید است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ماهور در ‫۱ سال قبل، سه شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۹ نوشته:

تک تک ایات شاه بیت است و مصراعها برجسته

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر در ‫۸ ماه قبل، یک شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۲ نوشته:

بسیاری بر این گمان اند که سعدی همیشه معشوق زمینی را می ستاید که در همین بیت اخر مشاهده می کنیم با کردگار طرفیم و بسیار غزل ها از سعدی که تک تک مصرع ها وجود خدا حس میشه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.